﻿WEBVTT

00:00:03.600 --> 00:00:08.354
« برتر موويز – مرجع دانلود فيلم و سريال »
[ bartarmoviz ]

00:00:08.600 --> 00:00:13.354
‫مترجم: «اشکان هیدی»

00:00:13.600 --> 00:00:18.354
به لطف و حمایت
آقای قدسی منش

00:00:20.325 --> 00:00:26.137
‫"در پردۀ اسرار فنا خواهی رفت."
‫عمر خیام

00:01:14.347 --> 00:01:16.606
‫همه چیز در اینجا، در حال فروپاشی است.

00:02:29.320 --> 00:02:31.820
‫آلفرد هیچکاک تو این محله به دنیا اومد.

00:02:38.330 --> 00:02:42.757
‫من ۱۲ ساله که اینجا
‫زندگی می‌کنم، دور از ایران.

00:02:55.880 --> 00:02:59.310
‫هیچکاک اینجا رو به
‫مقصد دنیایی جدید ترک کرد.

00:03:04.000 --> 00:03:09.611
‫من هم به همون دلیل دنیایی دیگه رو ترک کردم و
‫سر از جایی درآوردم که اون پشت سر گذاشته بود.

00:03:11.240 --> 00:03:15.646
‫از دور می‌تونم ببینم که
‫ایران داره از هم می‌پاشه.

00:03:16.433 --> 00:03:20.596
‫مثل انباری پر از فیلم‌های نیترات
‫فراموش‌شده، داره آتیش می‌گیره.

00:03:42.080 --> 00:03:48.406
‫مثلاً وقتی که دنیا تو فیلمای هیچکاک فرو می‌ریزه،
‫مثل این نمای تکان‌دهنده از فیلم «خرابکاری».

00:03:52.880 --> 00:03:58.067
‫یا فقط با یه تلفن تو فیلم
‫«ام را به نشانه مرگ بگیر».

00:04:27.600 --> 00:04:32.337
‫اینم از "مک‌گافین" زندگی من.
‫(مفهومی در سینما با ریشه در ادبیات)

00:04:33.100 --> 00:04:36.354
‫برای سال‌ها قرار بود بعد
‫از اون تلفن دیگه به احمد فکر نکنم.

00:04:36.378 --> 00:04:40.855
‫اما به جز اون به هیچی نمی‌تونستم فکر کنم.

00:04:42.180 --> 00:04:44.180
‫اون یه شخصیت شبح‌وار بود.

00:04:44.548 --> 00:04:47.580
‫یه کلکسیونر زیرزمینی فیلم که
‫زندگی من رو عوض کرد.

00:04:48.380 --> 00:04:51.530
‫من خاطرات زیرزمین‌های نمور و
‫درب و داغونی رو که گنجینه نفرین‌شده...

00:04:51.554 --> 00:04:55.862
‫فیلم‌های توقیفی‌اش رو اونجا قایم
‫می‌کرد، از ذهنم پاک کرده بودم.

00:04:56.824 --> 00:05:00.293
‫اون خاطرات یک قرن
‫سینمای ایران رو حفظ می‌کرد.

00:05:00.317 --> 00:05:02.600
‫می‌کرد؛ جایی که خاطره‌ها به زور پاک می‌شن.

00:05:23.291 --> 00:05:26.544
‫زادگاه من، بجنورد

00:05:35.854 --> 00:05:38.974
‫فقط یه سینما داشت.
‫(سینما مولن‌روژ - بجنورد)

00:05:47.560 --> 00:05:49.560
‫وقتی من داشتم بزرگ می‌شدم،

00:05:49.600 --> 00:05:52.120
‫پخش فیلم‌های جدید خارجی متوقف شده بود.

00:05:52.820 --> 00:05:58.900
‫برای همین نسخه‌های به‌شدت سانسورشده‌ای رو
‫نشون می‌داد که از قبل از انقلاب ۵۷ مونده بود.

00:06:16.360 --> 00:06:21.900
‫من دو سال بعد از انقلابی به دنیا اومدم
‫که حالا مشغول بلعیدن فرزندانش بود.

00:06:25.320 --> 00:06:28.100
‫دیوارهای شهر پر از شعار بود.

00:06:29.100 --> 00:06:34.860
‫اگه لایه اول رنگ رو پاک می‌کردی،
‫زیرش یه سری شعار دیگه بود...

00:06:35.500 --> 00:06:37.500
‫...متعلق به اونایی که برکنار شده بودن،

00:06:37.820 --> 00:06:39.060
‫تبعید شده بودن،

00:06:39.060 --> 00:06:40.940
‫یا اعدام شده بودن.

00:06:40.940 --> 00:06:42.940
‫قهرمانانِ روز دوشنبه...

00:06:43.140 --> 00:06:45.140
‫...که تا سه‌شنبه سقوط کرده بودن...

00:06:45.380 --> 00:06:47.380
‫...و تا چهارشنبه اعدام شده بودن.

00:06:55.580 --> 00:06:59.540
‫یک جنگ هشت ساله با عراق داشت
‫شیره جون کشور رو می‌کشید.

00:07:00.580 --> 00:07:04.635
‫مارش‌های نظامی و نوحه‌های
‫مذهبی تو فضا پیچیده بود؛

00:07:04.660 --> 00:07:08.966
‫یک موسیقی متنِ مرگ، با صدای
‫دالبی ساراندِ کوچه‌های خاکستری.

00:07:21.122 --> 00:07:22.269
‫فیلم راه (محصول ترکیه - 1982)

00:07:22.420 --> 00:07:25.940
‫با این حال سینما هیچ‌وقت اینجا کاملاً نمرد.

00:07:29.100 --> 00:07:32.500
‫...پنج سالم بود که اولین
‫بار با پدرم رفتم اونجا.

00:07:36.700 --> 00:07:44.300
‫بوی تخمه جابانی، بنزین، کوکاکولا، ساندویچ
‫کالباس با خیارشور و سیگار بدون فیلتر.

00:07:44.460 --> 00:07:47.455
‫این بو در خاطرم حک شده.

00:07:48.420 --> 00:07:50.720
‫اکران مجدد فیلم «باراباس» بود.

00:07:51.600 --> 00:07:53.120
‫ما دیر رسیدیم

00:07:53.120 --> 00:07:58.076
‫وقتی اوایل داستان مردم باید
‫بین به صلیب کشیده شدن مسیح و...

00:07:58.100 --> 00:08:03.312
‫دزدی که آنتونی کوئین نقشش رو
‫بازی می‌کرد، یکی رو انتخاب می‌کردن

00:08:05.000 --> 00:08:07.988
‫همون لحظه‌ای که وارد
‫سینما شدیم، صحنه‌ی سیاه‌چال...

00:08:08.012 --> 00:08:11.240
‫اونقدر تاریک بود که نمی‌تونستیم
‫صندلی‌هامون رو پیدا کنیم

00:08:17.101 --> 00:08:24.184
‫اما بعدش که کوئین رو از سیاه‌چال
‫بیرون آوردن، یه نور ناگهانی چشمم رو زد

00:08:24.569 --> 00:08:31.331
‫سینما روشن شد.
‫من وحشت‌زده و مبهوت شده بودم

00:08:31.891 --> 00:08:35.544
‫با همون سوسو زدنش، نور رو دیدم

00:09:04.773 --> 00:09:07.999
‫گیشه بلیط‌فروشی فیلم "ارتباط فرانسوی"

00:09:22.800 --> 00:09:27.080
‫زمانی فرهنگ سینما شکوفا بود،
‫ اما انقلاب اسلامی سال...

00:09:27.105 --> 00:09:31.400
‫...۱۳۵۷ با شک و تحقیر به سینما نگاه کرد

00:09:32.480 --> 00:09:36.045
‫ماشین فساد

00:10:31.758 --> 00:10:35.600
‫چشمم دنبال دنیاهای دیگه‌ای بود.

00:10:35.600 --> 00:10:38.960
‫شبا پدرم برام قصه‌ی فیلم‌هایی
‫که دیده بود رو تعریف می‌کرد.

00:10:40.880 --> 00:10:46.080
‫یه پهلوون سیرک بود که یه زن
‫رو خرید. زنه شبیه چاپلین بود.

00:10:46.960 --> 00:10:53.760
‫فقط وقتی از دستش داد فهمید که
‫عاشقشه. بعدش لب ساحل گریه کرد.

00:11:04.656 --> 00:11:07.760
‫پدرم می‌گفت اسم داستانشون «لا استرادا»ست.

00:11:24.720 --> 00:11:29.600
‫دوران بچگی من، ایران
‫تقریباً از بقیه‌ی دنیا جدا بود.

00:11:32.560 --> 00:11:34.930
‫فیلم‌های قدیمی رو نابود کردن.

00:11:40.800 --> 00:11:43.280
‫داشتنِ فیلم شخصی ممنوع بود.

00:11:53.577 --> 00:11:55.305
‫ویدئوی خونگی ممنوع بود.

00:12:17.731 --> 00:12:21.680
‫من شیفته‌ی هر دستگاهی
‫بودم که تصویر پخش می‌کرد...

00:12:23.040 --> 00:12:28.187
‫...از جمله تلویزیون، حتی با اینکه
‫تقریباً چیزی برای نشون دادن نداشت.

00:12:31.440 --> 00:12:35.262
‫برنامه‌ها ساعت ۴ بعد از
‫ظهر شروع می‌شد. من یکساعت...

00:12:35.286 --> 00:12:39.680
‫قبلش به برفک‌ها زل می‌زدم
‫و تو ذهنم تصویر می‌ساختم.

00:12:41.773 --> 00:12:46.586
‫بعد از نیم ساعت، جای اون تصویر
‫رو صفحه‌ی تنظیم رنگ می‌گرفت.

00:12:48.880 --> 00:12:52.643
‫این تغییر لذت‌بخش بود،
‫حس و حال یه فیلم موزیکال...

00:12:52.667 --> 00:12:56.429
‫«ام‌جی‌ام» رو داشت، فقط
‫تلویزیون ما سیاه و سفید بود.

00:12:57.360 --> 00:13:02.534
‫بعدش یه تصویر ثابت از یه
‫گل که انگار تمومی نداشت.

00:13:20.549 --> 00:13:27.680
‫سپس قرآن تلاوت می‌شد. قاری می‌خواند و
‫همزمان نوشته‌ها، کلمات را به عربی تکرار می‌کردند.

00:13:27.680 --> 00:13:33.520
‫شیوه‌ای به سبک برسون.
‫می‌بینیش، می‌شنویش، می‌خونیش.

00:13:44.534 --> 00:13:47.920
‫تلویزیون سراسری
‫هفته‌ای یه فیلم پخش می‌کرد.

00:13:56.720 --> 00:14:00.640
‫این تصویرها باعث شدن من
‫درک دیگه‌ای از واقعیت پیدا کنم.

00:14:05.866 --> 00:14:12.915
‫سال‌ها فکر می‌کردم وسترن یه ژانریه که
‫توش سرخ‌پوست‌ها آدم‌خوبه‌ان و کابوی‌ها آدم بده.

00:14:13.732 --> 00:14:17.787
‫...آدم‌بده. دلیلش هم این بود که من با
‫وسترن‌های آلمان شرقی بزرگ شده بودم.

00:14:21.401 --> 00:14:25.266
‫شش سالم که بود، یکی
‫بهم یه هدیه داد.

00:14:26.107 --> 00:14:28.360
‫ یه فریم فیلم.

00:14:35.710 --> 00:14:40.307
‫اولین بار بود که می‌تونستم
‫خودِ فیلم رو ببینم و لمسش کنم.

00:14:41.795 --> 00:14:45.998
‫اون یه فریم، پنجره‌ای
‫بود رو به یه دنیای دیگه.

00:14:48.010 --> 00:14:52.279
‫یه پروژکتور ساختم تا ببینم
‫اون فریم چطوری جون می‌گیره.

00:14:54.560 --> 00:15:01.499
‫اولین کلوپ فیلمم زیر تختم بود
‫و خواهرهامم تماشاچی‌هام بودن.

00:15:08.219 --> 00:15:12.983
‫شروع کردم از یه سمساری،
‫فریم و حلقه‌های فیلم بیشتری خریدم.

00:16:12.082 --> 00:16:18.800
‫مثل فیلم «پسر شرقی» مسعود کیمیایی،
‫بچه‌های محل به سینمای ابتدایی ما دعوت می‌شدن.

00:16:20.560 --> 00:16:23.231
‫موسیقی فیلم ساخته می‌شد.

00:16:24.400 --> 00:16:27.028
‫شخصیت‌ها خلق می‌شدن.

00:16:28.532 --> 00:16:30.885
‫رویاها ساخته می‌شدن.

00:16:59.513 --> 00:17:04.880
‫بعدها، این حلقه‌های زنگ‌زده
‫برام تصویرهای بیشتری آوردن.

00:17:12.880 --> 00:17:17.119
‫مهم نبود که زبونشون رو نمی‌فهمیدم.

00:17:23.675 --> 00:17:27.933
‫اون‌ها هم ممنوع بودن و اگه
‫پیداشون می‌کردن، نابود می‌شدن.

00:17:33.280 --> 00:17:38.480
‫کارم شده بود ردیابی فیلما؛ می‌دونستم کدوم
‫فیلم تو کدوم کشور و چه زمانی پخش می‌شه.

00:17:41.040 --> 00:17:43.920
‫تب و تاب ضبط کردن شروع شد.

00:17:51.637 --> 00:17:54.803
‫وسوسه شدم فیلم‌هام رو به بقیه هم نشون بدم.

00:17:55.656 --> 00:17:58.948
‫تو ۱۷ سالگی یه کانون
‫فیلم راه انداختم و فیلم‌هایی که...

00:17:58.972 --> 00:18:02.608
‫ضبط کرده بودم رو با یه
‫پروژکتور دیجیتال نشون می‌دادم.

00:18:42.596 --> 00:18:45.920
‫خودم رو خیلی جدی گرفته بودم.

00:18:47.720 --> 00:18:51.400
‫یه دوره‌ی اصلاحات شروع شده بود.

00:18:53.360 --> 00:19:00.960
‫همون‌طور که خیابون‌ها دوباره به دست مردم
‫افتاد، منم دوباره رفتم سراغ آنتونیونی و والش.

00:19:06.240 --> 00:19:14.960
‫اون اصلاحات چیزی جز یه سراب دیگه نبود.

00:19:16.080 --> 00:19:22.880
‫هنوز درگیر خاطره‌ی اون تیکه فیلما بودم و
‫فکر نمایش فیلم با آپارات از سرم بیرون نمی‌رفت.

00:19:23.760 --> 00:19:26.640
‫ولی اونا ممنوعن. اصلاً وجود ندارن.

00:19:28.640 --> 00:19:33.440
‫شایعه بود که یه نفر به اسم احمدی تهرانی،
‫کپی‌های ۳۵ میلی‌متری داره.

00:19:34.640 --> 00:19:39.680
‫تو زمانه‌ی خودش یه اسطوره بود، ولی
‫بعد از انقلاب مجبور شد مخفی کار کنه.

00:19:43.304 --> 00:19:48.348
‫ولی من هزار کیلومتر دورتر بودم و
‫هیچ راهی برای پیدا کردنش نداشتم.

00:19:50.960 --> 00:19:57.520
‫داشتیم ریسک می‌کردیم. کاری که
‫می‌کردیم قانونی نبود، ولی غیرقانونی هم نبود.

00:19:58.684 --> 00:20:01.699
‫همه‌چی بستگی به حال و هوای اون
‫کسی داشت که قانون رو تفسیر می‌کرد.

00:20:06.575 --> 00:20:09.657
‫معمولاً یه نفر از اطلاعات
‫اولین کسی بود که به...

00:20:09.681 --> 00:20:13.268
‫جلسات نمایش فیلمم می‌اومد
‫و آخرین نفر هم می‌رفت.

00:20:14.648 --> 00:20:19.291
‫بادقت‌ترین و ساکت‌ترین تماشاچی‌هام.

00:20:28.674 --> 00:20:31.390
‫یه دوستی یه شماره تلفن
‫بهم داد که از یه نفر گرفته...

00:20:31.414 --> 00:20:34.385
‫بود، و اونم از یکی دیگه،
‫که فکر می‌کرد مال احمده.

00:20:53.920 --> 00:20:57.076
‫تو همین حین، جلسه‌های
‫نمایش فیلم شلوغ‌تر می‌شد.

00:20:57.100 --> 00:21:01.043
‫اصلاً خبر نداشتم که این
‫همه آدم مثل من وجود داره.

00:21:02.557 --> 00:21:07.612
‫یه روز فیلم «گاو» رو نمایش دادم؛ یه
‫کلاسیک ایرانی محصول ۱۹۶۹، نوشته‌ی یه...

00:21:07.636 --> 00:21:13.135
‫نویسنده‌ی مارکسیستِ ممنوع‌الکار، درباره‌ی
‫یه روستایی که دیوانه‌وار گاوش رو دوست داره.

00:21:18.720 --> 00:21:22.720
‫بعد از فیلم، یه نفر بلند شد و سرم داد زد.

00:21:31.120 --> 00:21:35.120
‫فکر کردم قراره منو بفرستن زندان.

00:21:39.120 --> 00:21:42.212
‫همون‌جا نشسته بودم و تو خودم زار می‌زدم.

00:21:45.120 --> 00:21:49.120
‫همه ساکت موندن و در سکوت رفتن.

00:21:50.227 --> 00:21:53.120
‫فردای اون روز، مسئولین
‫کانون فیلم رو پلمپ کردن.

00:21:56.498 --> 00:22:00.832
‫مدت کوتاهی بعدش، برای
‫دانشگاه رفتم شهر مقدس مشهد.

00:22:15.609 --> 00:22:20.093
‫طولی نکشید که یه کانون
‫فیلم جدید راه انداختم، ولی...

00:22:20.117 --> 00:22:25.120
‫ذهنم هنوز دنبال راهی برای
‫نمایش فیلم با آپارات بود.

00:23:05.069 --> 00:23:09.981
‫یه باغ دنج تو حومه‌ی
‫شهر، پاتوق ما شده بود.

00:23:11.964 --> 00:23:15.964
‫عاشقای سینما از نسل‌های
‫مختلف اونجا دور هم جمع می‌شدن.

00:23:23.120 --> 00:23:28.120
‫با همدیگه، یه آرمان‌شهر
‫سینمایی شکننده ساخته بودیم.

00:24:02.217 --> 00:24:04.560
‫تا اینکه یه روز،

00:24:07.227 --> 00:24:08.960
‫ لحنش مشکوک به نظر رسید.

00:24:10.040 --> 00:24:12.627
‫بهش از علاقه‌ام به «هنری کینگ» گفتم.

00:24:13.140 --> 00:24:15.140
‫تحت تأثیر قرار گرفته بود.

00:24:15.140 --> 00:24:20.640
‫بعد قبول کرد چندتا کپی فیلم بهم
‫قرض بده تا تو کانون فیلمم نمایش بدم.

00:24:20.640 --> 00:24:27.758
‫«بوآنا دویل»، که نسخه‌ی دوبعدی یه فیلم
‫سه‌بعدی بود، و یه کلاسیک شوروی به اسم «چاپایف».

00:24:29.540 --> 00:24:35.307
‫قول دادم حلقه‌های فیلم رو با قطار،
‫جاساز شده توی کیسه‌های برنج، بفرستم.

00:24:40.270 --> 00:24:45.248
‫تا وقتی اولین محموله به دستم
‫رسید، هنوز باورش برام سخت بود.

00:24:47.271 --> 00:24:49.271
‫با لذت نگاهشون می‌کردم.

00:24:49.560 --> 00:24:53.267
‫بعدش فهمیدم که بلد نیستم
‫چطوری نمایششون بدم.

00:24:54.334 --> 00:25:00.290
‫چندتا آپاراتچیِ بیکار اون دور و بر پیدا
‫می‌شد. یکیشون قبول کرد که کمک کنه.

00:25:01.580 --> 00:25:06.580
‫اولین باری که چاپلین رو روی
‫پرده سینما دیدم، گریه کردم.

00:25:06.580 --> 00:25:12.580
‫فهمیدم لباس‌هاش در واقع خیلی کثیف‌تر
‫از چیزیه که تو تلویزیون دیده بودم.

00:25:12.580 --> 00:25:18.899
‫نگاتیو ۳۵ میلی‌متری هم
‫غمگین‌ترش می‌کرد و هم خنده‌دارتر.

00:25:22.600 --> 00:25:26.600
‫ساعت‌های طولانی‌تر
‫پای تلفن، کپی‌های بیشتر.

00:25:26.600 --> 00:25:29.600
‫ازش پرسیدم می‌تونم برم ببینمش یا نه.

00:25:29.600 --> 00:25:32.937
‫همیشه بهونه می‌آورد.

00:25:35.129 --> 00:25:40.384
‫قبل از نمایش عمومی
‫فیلم‌ها، مجبور بودم صحنه‌های...

00:25:40.408 --> 00:25:43.915
‫جنسی یا حتی بوسه رو
‫حذف کنم تا به دردسر نیفتم.

00:25:45.600 --> 00:25:50.600
‫یه بار، کپی فیلم دیر
‫رسید و وقت نشد چکش کنم.

00:25:50.620 --> 00:25:57.620
‫با استرس و تن خیس از عرق، کنار آپارات
‫ایستاده بودم و دستم با یه تیکه مقوا آماده بود...

00:25:57.620 --> 00:26:00.620
‫...تا عفت عمومی رو نجات بدم.

00:26:04.620 --> 00:26:09.620
‫طولی نکشید که اونقدر فیلم از کارگردان‌های مختلف
‫جمع شد که می‌شد براشون مرور آثار برگزار کرد.

00:26:09.620 --> 00:26:12.620
‫اولین نفر، جان هیوستون.

00:26:37.680 --> 00:26:42.384
‫من تاریخ سینما رو قدم به قدم
‫از طریق کپی‌های احمد یاد گرفتم.

00:26:42.409 --> 00:26:49.341
‫کپی‌های نیترات، کپی‌های رنگ‌پریده، کپی‌های
‫سینمااسکوپ، کپی‌های صورتی ایستمن کالر،

00:26:49.366 --> 00:26:54.264
‫کپی‌های ژانگ و غیره.

00:26:55.229 --> 00:26:58.640
‫فهمیدم که تصاویر روی ماده‌ای ضبط
‫می‌شن که بخشی از اون تشکیل شده...

00:26:58.640 --> 00:27:02.640
‫...از بقایای آدم‌های قبل از ما،
‫که خاک رو حاصلخیز کردن...

00:27:02.640 --> 00:27:07.947
‫...همون خاکی که مواد اولیه
‫سلولوئید ازش استخراج می‌شه.

00:27:08.983 --> 00:27:13.479
‫سلولوئید یعنی ما، به علاوه‌ی گیاهان.

00:27:13.504 --> 00:27:19.504
‫برای همینه که روی فیلم‌های فاسد شده،
‫درخت‌های پاییزی و رگ‌های خونی ظاهر می‌شن.

00:27:22.660 --> 00:27:27.660
‫ما به طبیعت برمی‌گردیم فقط برای
‫اینکه دوباره برگردیم، این بار روی پرده.

00:27:30.660 --> 00:27:33.660
‫اما این احمدِ دست‌نیافتنی کیه؟

00:27:34.426 --> 00:27:37.660
‫این فیلم‌های باارزش از کجا میان؟

00:27:38.171 --> 00:27:40.171
‫یه روز احمد بهم زنگ زد.

00:27:40.459 --> 00:27:42.479
‫می‌تونی بیای تهران؟

00:28:36.346 --> 00:28:39.594
‫خودِ خودِش بود، جلوی چشمام.

00:29:13.700 --> 00:29:18.087
‫من وارد دنیای «سندروم سرکه» و
‫شور و اشتیاق وصله‌پینه‌شده‌اش شده بودم.

00:29:20.518 --> 00:29:24.700
‫فهمیدم چند سالی از دومین حبسش می‌گذره...

00:29:24.700 --> 00:29:27.700
‫...به جرم نگهداری فیلم.

00:29:27.725 --> 00:29:31.923
‫<i>سندروم سرکه بیماری است
‫که در نوارهای سلولزی استات،...</i>

00:29:31.947 --> 00:29:35.623
‫<i>رخ می‌دهد و باعث ایجاد بوی
‫سرکه و تخریب فیزیکی فیلم می‌شود.</i>

00:29:35.700 --> 00:29:40.700
‫همه‌جا فیلم بود، حتی تو
‫حموم، دستشویی و آشپزخونه.

00:29:45.980 --> 00:29:49.155
‫خیلی وقت بود که توش
‫غذایی پخته نشده بود،...

00:29:49.180 --> 00:29:51.700
‫...ولی بوی سندروم سرکه
‫باعث می‌شد حس کنی...

00:29:51.700 --> 00:29:55.700
‫...یکی داره دائم سالاد درست می‌کنه.

00:30:01.700 --> 00:30:07.700
‫تخمین می‌زد که ۵۰۰۰ تا فیلم
‫تو جاهای مختلف پخش و پلا داره.

00:31:50.316 --> 00:31:53.760
‫هزاران پوستر اورجینال فیلم هم داشت.

00:31:54.006 --> 00:31:58.768
‫پوستر فیلم هزار بار مُردم (1955)
‫با بازی جک پالانس و شلی وینترز

00:32:54.242 --> 00:32:55.780
‫خونه‌ش یه جای درب و داغون بود،

00:32:55.780 --> 00:32:59.780
‫ولی برای من، اونجا بهشت پنهان بود.

00:33:03.473 --> 00:33:05.518
‫آدم زحمت‌کشی بود.

00:33:06.007 --> 00:33:07.780
‫نمی‌تونست خوب حرف بزنه.

00:33:08.696 --> 00:33:10.800
‫دانش تاریخ سینماش خام بود،

00:33:10.800 --> 00:33:14.800
‫غریزی، شخصی و جهت‌دار.

00:33:49.950 --> 00:33:52.904
‫وقتی احمد رو دیدم، منو یاد فردین انداخت،

00:33:52.929 --> 00:33:56.929
‫یه ستاره‌ی سینمای داش‌مشتی
‫و خاکی قبل از انقلاب...

00:33:57.065 --> 00:34:01.065
‫...که فیلماشو توقیف کردن و
‫دیگه بهش اجازه بازی ندادن.

00:34:25.644 --> 00:34:30.383
‫آه، فیلم‌ها حجیم‌ان، ناجورن، لطیف‌ان.

00:35:14.689 --> 00:35:18.709
‫احمد تو وجود من، جوونی‌های خودشو می‌دید.

00:37:27.393 --> 00:37:31.860
‫منبع این تصاویر، نسخه فیلمِ احمده.

00:37:31.860 --> 00:37:34.860
‫اون دوتا حلقه‌ای که جمع کرده بود

00:37:34.860 --> 00:37:36.860
‫تنها چیزهای باقی‌مونده هستن

00:37:36.860 --> 00:37:39.880
‫از اولین فیلم ایرانی که
‫یه زن کارگردانی کرده.

00:38:52.900 --> 00:38:54.900
‫از جنگ جهانی دوم به بعد،

00:38:54.900 --> 00:38:57.900
‫ایران برای قدرت‌های
‫جهانی جایگاه ویژه‌ای داشت،

00:38:57.920 --> 00:38:59.920
‫هرچند که همیشه در فهمیدن این کشور...

00:38:59.945 --> 00:39:01.595
‫...شکست می‌خوردن.

00:39:01.640 --> 00:39:02.640
‫ایران

00:39:03.018 --> 00:39:04.640
‫اولین در خاورمیانه

00:39:04.818 --> 00:39:08.840
‫جایی که خورشید تمام روز می‌جوشد
‫و زمین تمام شب می‌پزد.

00:39:09.257 --> 00:39:13.057
‫جایی که دما گاهی به ۸۰ درجه می‌رسد.

00:39:32.408 --> 00:39:35.181
‫احمد تو دورانی بزرگ شد که کشور سرخوش بود،

00:39:35.206 --> 00:39:38.206
‫و یه حس خوش‌بینی تب‌آلود تو فضا بود.

00:39:47.831 --> 00:39:51.831
‫اما در لایه‌های زیرین،
‫جامعه از تنش می‌جوشید.

00:39:53.603 --> 00:39:56.603
‫آزادی از قوانین بین‌المللی کپی‌رایت

00:39:56.628 --> 00:39:59.628
‫به معنای آزادی تصویر و پخش اون بود.

00:39:59.940 --> 00:40:01.940
‫همه‌جور فیلمی نمایش داده می‌شد.

00:40:01.940 --> 00:40:03.940
‫فیلم‌های هالیوودی،

00:40:03.940 --> 00:40:05.940
‫فیلم‌های شوروی،

00:40:05.940 --> 00:40:06.940
‫ایتالیایی،

00:40:06.940 --> 00:40:07.940
‫مصری،

00:40:07.940 --> 00:40:08.940
‫ژاپنی،

00:40:08.940 --> 00:40:09.940
‫فرانسوی

00:40:09.940 --> 00:40:11.940
‫و بالیوود.

00:43:58.416 --> 00:44:02.483
‫فیلم‌ها وقتی به نمایش در می‌آمدند،
‫پر زرق و برق و رؤیایی بودند.

00:44:02.637 --> 00:44:07.215
‫اما قبل از اون، حاصلِ کار
‫سخت و یه ماده‌ی بدبو بودن.

00:44:07.748 --> 00:44:09.815
‫احمد هر دوتاش رو دوست داشت.

00:44:09.840 --> 00:44:12.815
‫فیلم یعنی سلولز با روکش نقره.

00:44:13.895 --> 00:44:16.840
‫سلولز هم یه محصول جانبی از پنبه‌ست.

00:44:17.693 --> 00:44:20.513
‫و اگه هر سال میلیون‌ها عدل پنبه...

00:44:20.538 --> 00:44:22.649
‫...توی ایالت‌های جنوبی ما کشت نمی‌شد،

00:44:22.674 --> 00:44:24.154
‫...اصلاً فیلمی هم وجود نداشت.

00:44:25.293 --> 00:44:28.840
‫این پنبه به سرتاسر کشور فرستاده می‌شه

00:44:28.840 --> 00:44:31.840
‫تا یه همچین فرایندی رو طی کنه.

00:44:31.840 --> 00:44:34.840
‫از پنبه...

00:44:34.840 --> 00:44:36.840
‫...به سلولز،

00:44:36.840 --> 00:44:38.840
‫...و در نهایت به یه ورقه‌ی نازک سلولوئید.

00:44:38.840 --> 00:44:41.840
‫بعد با نقره، فیلم رو به نور حساس می‌کنن.

00:45:36.840 --> 00:45:39.840
‫احمد خیلی زود فهمید که
‫ارزش مادی سلولوئید...

00:45:39.840 --> 00:45:44.144
‫...اون رو ناگزیر به سمت نابودی می‌کشونه.

00:45:48.840 --> 00:45:52.414
‫تصاویر رو پاک می‌کردن
‫تا نقره‌ش رو استخراج کنن.

00:46:32.923 --> 00:46:36.820
‫برای اینکه جلوی پخش
‫غیرقانونی یه فیلم رو بگیرن،

00:46:36.820 --> 00:46:39.860
‫زودتر از موعد با تبر تیکه‌تیکه‌ش می‌کردن.

00:46:45.320 --> 00:46:48.280
‫اغلب باهاش مثل یه زباله‌ی
‫بازیافتی برخورد می‌شد.

00:46:55.280 --> 00:46:58.700
‫احمد چمدون به دست، سرزده می‌رفت...

00:46:58.700 --> 00:47:01.280
‫...به همون جاهایی که
‫فیلم‌ها رو از بین می‌بردن.

00:47:09.215 --> 00:47:13.589
‫او تبدیل شده بود به گربه‌نره‌ی کشتارگاه‌های فیلم.

00:47:19.304 --> 00:47:22.820
‫با کمک آدمای خودی، حلقه‌های
‫فیلم تو قوطی‌ها رو عوض می‌کرد...

00:47:22.820 --> 00:47:24.820
‫...درست قبل از اینکه نابودشون کنن.

00:47:28.820 --> 00:47:32.425
‫اون چندان دلِ خوشی از فیلمای ایرانی نداشت،

00:47:32.732 --> 00:47:35.820
‫واسه همین «پَری خوشگله»
‫رو با «جانی گیتار» تاخت می‌زد.

00:47:40.367 --> 00:47:44.815
‫هر قرونی که از فیلماش درمیاورد
‫خرج خریدن فیلمای بیشتر می‌کرد.

00:48:02.356 --> 00:48:10.006
‫توی دهه پنجاه، ایران مثل قلمرو
‫شاه لیر بود، پر از تنش و آشوب.

00:48:51.766 --> 00:48:57.053
‫دانشجوهای چپ، کاترین هپبورن
‫رو یه جور پیشا-مالایی می‌دیدن.

00:50:07.419 --> 00:50:10.419
‫این رویا اما شکننده بود و دیری نپایید.

00:50:17.171 --> 00:50:21.533
‫ایران انقلابی را در آغوش کشید که
‫بر پایه‌ی آرمان‌های متناقض بنا شده بود.

00:50:21.880 --> 00:50:25.649
‫آنها علیه قرن‌ها استبداد
‫و فساد سلطنت قیام کردند،

00:50:26.387 --> 00:50:30.590
‫و در نهایت آن را با چیزی
‫مستبدتر و فاسدتر جایگزین کردند.

00:50:37.060 --> 00:50:39.595
‫اسلام‌گراها که دست بالا رو پیدا کرده بودن،

00:50:39.620 --> 00:50:43.725
‫سینماها رو به آتیش کشیدن و
‫فرهنگ فیلم و سینما رو از بین بردن.

00:51:30.549 --> 00:51:36.019
‫اول صحنه‌های بوسیدن
‫حذف شدن، بعدش کل فیلما.

00:51:47.333 --> 00:51:53.620
‫انقلاب مأموریت جدیدی برای احمد به
‫همراه داشت، یک مأموریت ضدانقلابی.

00:51:53.620 --> 00:51:58.490
‫حالا احمد باید فیلم‌ها رو از
‫خشم بنیادگراها نجات می‌داد.

00:52:05.060 --> 00:52:09.580
‫از قضا، انقلاب به گسترش مجموعه او کمک کرد.

00:52:09.580 --> 00:52:15.507
‫سینمادارهای نگران که بوی خطر به مشامشون
‫خورده بود، به احمد پول می‌دادن تا فیلماشون رو برداره.

00:52:25.435 --> 00:52:28.254
‫اونم اونا رو در حومه‌ی شهر قایم می‌کرد.

00:53:24.341 --> 00:53:30.416
‫اون کم‌کم مجموعه‌اش رو به زیرزمین‌های
‫نمور و مختلفی در مرکز شهر تهران منتقل کرد.

00:53:37.759 --> 00:53:41.326
‫رژیم سال ۱۹۸۴ پیداش کرد.

00:53:43.427 --> 00:53:45.331
‫زندانیش کردن.

00:53:48.260 --> 00:53:52.171
‫شکنجه‌اش کردن تا جای مجموعه‌اش رو لو بده.

00:53:52.700 --> 00:53:55.733
‫اولش، دَم برنیاورد.

00:54:04.420 --> 00:54:09.980
‫بهم گفت موقع شکنجه، سعی می‌کرده تو
‫ذهنش فیلماشو به ترتیب حروف الفبا لیست کنه...

00:54:10.220 --> 00:54:13.542
‫...تا حواسش از درد پرت بشه.

00:54:26.133 --> 00:54:29.493
‫توی زندان، با چپ‌ها هم‌سلولی بود.

00:54:29.620 --> 00:54:34.420
‫خیلی‌هاشون بی‌سروصدا اعدام شدن.

00:54:36.004 --> 00:54:43.197
‫بالاخره، از بین چندتا انباری،
‫کوتاه اومد و آدرس یکیشون رو لو داد.

00:54:44.220 --> 00:54:50.204
‫فیلم‌ها رو با آزادیش معامله کرد و تا
‫آخر عمر با عذاب وجدانش زندگی کرد.

00:54:51.620 --> 00:54:54.260
‫اما این آخرین باری نبود که دستگیر شد.

00:57:46.064 --> 00:57:51.060
‫خودم رو تو آشوب خاطراتی پیدا کردم
‫که شور و شوق احمد راه انداخته بود.

00:57:54.630 --> 00:57:59.060
‫توی زیرزمین‌ها، از دنیای
‫اطرافمون بی‌خبر بودیم.

00:58:37.060 --> 00:58:43.060
‫فشار مداوم روی احمد، اون رو
‫محتاط و حتی پارانوئیدش کرده بود.

00:59:18.191 --> 00:59:20.391
‫ولی بهم اعتماد داشت.

00:59:21.704 --> 00:59:25.060
‫منو به زیرزمین‌های مختلفی
‫برد که فیلماشو نگه می‌داشت.

00:59:25.992 --> 00:59:27.992
‫قوطی‌های فیلم همه‌جا تلنبار شده بود.

00:59:31.487 --> 00:59:32.953
‫برچسب‌ها اشتباه بودن.

00:59:32.978 --> 00:59:35.060
‫بعضی‌هاشون اصلاً برچسب نداشتن.

00:59:42.526 --> 00:59:44.754
‫شروع کردم به مرتب کردن اون مجموعه.

00:59:45.359 --> 00:59:47.359
‫راهی زیرزمین شدم.

01:00:09.309 --> 01:00:15.060
‫روز اولِ این سفر اکتشافی، دو
‫تا نسخه تکنی‌کالر اصلی پیدا کردم.

01:00:15.060 --> 01:00:20.202
‫از فیلم‌های مارلنه دیتریش،
‫از جمله «باغ الله».

01:00:25.870 --> 01:00:30.566
‫این همون باغی بود که هر
‫دوی ما ازش رونده شدیم.

01:01:22.163 --> 01:01:25.358
‫مثل لانگلوا که فیلم‌ها رو
‫از دست نازی‌ها نجات داد،...

01:01:25.678 --> 01:01:29.060
‫...احمد هم خیلی از شاهکارها رو نجات داده.

01:02:01.029 --> 01:02:02.696
‫من یه زندگی دوگانه داشتم.

01:02:03.229 --> 01:02:06.092
‫دانشجوی معماری تو مشهد...

01:02:06.226 --> 01:02:08.909
‫... و کارآگاهِ فیلم تو تهران.

01:02:11.060 --> 01:02:13.060
‫شب و روز لای فیلم‌ها می‌گشتم،

01:02:13.060 --> 01:02:15.060
‫شناسایی‌شون می‌کردم،

01:02:15.060 --> 01:02:17.060
‫به احمد لیست می‌دادم،

01:02:17.060 --> 01:02:19.217
‫و رویای برگزاری مرور
‫آثاری رو در سر داشتم...

01:02:19.242 --> 01:02:21.242
‫...که می‌شد با این فیلم‌ها به راه انداخت.

01:02:22.622 --> 01:02:24.060
‫بعد از نیمه‌شب،

01:02:24.060 --> 01:02:26.060
‫دوستای قدیمی احمد که سینمادار بودن

01:02:26.060 --> 01:02:28.060
‫می‌ذاشتن فیلم نمایش بدیم،

01:02:28.060 --> 01:02:30.060
‫که تماشاگراش فقط ما دو نفر بودیم

01:02:30.060 --> 01:02:32.060
‫و یه آپاراتچی خواب‌آلود.

01:02:38.060 --> 01:02:42.812
‫برای ما، این یعنی زنده
‫بودن، یعنی نفس کشیدن.

01:02:44.060 --> 01:02:47.060
‫چند متر اون‌ورتر از اون زیرزمین سلولوئیدی،

01:02:47.060 --> 01:02:50.008
‫دانشجوها رو می‌زدن.

01:02:53.060 --> 01:02:55.060
‫در حالی که من زیرِ زمین بودم،

01:02:55.060 --> 01:02:57.060
‫دوستای من مبارز شدن،

01:02:57.060 --> 01:02:59.060
‫یا همرنگ جماعت.

01:02:59.060 --> 01:03:01.666
‫اونا پول درمی‌آوردن و پول از دست می‌دادن.

01:03:03.060 --> 01:03:06.268
‫خیانت کردن و جنگیدن.

01:03:07.060 --> 01:03:09.060
‫سر از خونه‌های آن‌چنانی درآوردن،

01:03:09.060 --> 01:03:11.060
‫یا زندان‌ها.

01:03:16.060 --> 01:03:18.060
‫من تو زیرزمین موندم،

01:03:18.060 --> 01:03:20.060
‫و فیلم می‌چسبوندم.

01:03:25.213 --> 01:03:26.492
‫بعد از فیلما،

01:03:26.517 --> 01:03:28.963
‫احمد خودش رو وقف مادرش کرده بود.

01:03:31.272 --> 01:03:34.188
‫توجه و مراقبتش تأثیرگذار بود.

01:04:04.060 --> 01:04:06.060
‫وقتی مادرش فوت کرد،

01:04:06.060 --> 01:04:08.060
‫اونم عوض شد.

01:04:23.209 --> 01:04:25.776
‫کنترل اوضاع از دستش در رفت.

01:04:40.385 --> 01:04:42.385
‫خونه از هم پاشید،

01:04:42.410 --> 01:04:45.284
‫وسواسش هم دیوانه‌وارتر شد.

01:05:45.060 --> 01:05:47.060
‫گنجینه‌ی فیلم احمد همیشه...

01:05:47.060 --> 01:05:49.060
‫...تو خیابون‌های بین انقلاب...

01:05:49.060 --> 01:05:54.561
‫...و جمهوری پنهان بود، و
‫خودش هم اسیر هر دو بود.

01:06:36.100 --> 01:06:39.060
‫در زیرزمین، بی‌خبر از گذر زمان،

01:06:39.060 --> 01:06:41.740
‫چیزی که تو دستم بود، خودِ زمان بود.

01:06:48.020 --> 01:06:51.420
‫فیلم، حس گذر زمان رو منتقل می‌کنه.

01:06:51.420 --> 01:06:55.580
‫گذر زمان رو روی پوستش ثبت می‌کنه.

01:06:55.580 --> 01:07:01.060
‫زمان تبدیل می‌شه به خش‌خش، خط و کپک.

01:07:01.060 --> 01:07:03.580
‫زمان ذات واقعی‌ش رو آشکار می‌کنه.

01:07:03.580 --> 01:07:05.740
‫زمان تبدیل به تباهی می‌شه.

01:07:08.100 --> 01:07:11.260
‫زمان، سلولوید و دیجیتال رو می‌بلعه.

01:07:11.260 --> 01:07:14.700
‫دومی رو حتی سریع‌تر.

01:07:14.700 --> 01:07:19.420
‫فیلمی که دارید می‌بینید از
‫یک منبع دیجیتال پخش می‌شه.

01:07:19.420 --> 01:07:23.060
‫طی چند دهه‌ی آینده، به
‫راحتی می‌تونه ناپدید بشه،

01:07:23.060 --> 01:07:26.620
‫از روی زمین و از خاطره‌ها پاک بشه.

01:07:26.620 --> 01:07:30.580
‫و همراه با اون، داستان ما.

01:07:30.580 --> 01:07:33.980
‫وسواس نمی‌ذاشت دیوونه بشیم.

01:07:33.980 --> 01:07:39.340
‫اما بعدش همون وسواس داشت ما رو می‌خورد.

01:07:39.340 --> 01:07:43.300
‫زمانی رسید که می‌خواستم
‫دنیا رو با چشمای خودم ببینم.

01:07:48.100 --> 01:07:53.180
‫دنیای روی سلولوید دیگه برام کافی نبود.

01:07:53.180 --> 01:07:57.780
‫برای همین دنیای نمور و کم‌نور
‫زیرزمین‌های احمد رو پشت سر گذاشتم.

01:08:02.300 --> 01:08:05.780
‫دو سال خدمت سربازی اجباری رو گذروندم...

01:08:05.780 --> 01:08:07.780
‫...تا بتونم پاسپورتم رو بگیرم.

01:08:12.300 --> 01:08:15.300
‫تو اون مدت، احمد رو خیلی کم دیدم.

01:08:17.500 --> 01:08:20.820
‫مادرم می‌گفت که اون موقع‌ها
‫زیاد به خونه‌مون زنگ می‌زده،

01:08:20.820 --> 01:08:24.020
‫و بهش اعتراف می‌کرده که
‫دلش می‌خواد خانواده تشکیل بده.

01:08:42.981 --> 01:08:46.981
‫وقتی پروژکتور سینمای بچگی‌هام رو بردن،

01:08:47.006 --> 01:08:50.006
‫یه فصلی از زندگی‌م بسته شد.

01:08:55.062 --> 01:08:59.222
‫بالاخره یه روز، با دنیایی
‫که می‌شناختم خداحافظی کردم.

01:08:59.522 --> 01:09:04.315
‫خانواده، دوستا، معشوقه‌ها و احمد.

01:09:07.273 --> 01:09:10.273
‫یه بلیط یه طرفه به مقصد لندن خریدم.

01:09:10.605 --> 01:09:12.605
‫و رفتم.

01:09:43.340 --> 01:09:46.340
‫روز اول رفتم سینما.

01:09:47.340 --> 01:09:49.340
‫یه فیلم از تروفو داشت پخش می‌شد.

01:09:54.340 --> 01:09:56.340
‫بازیگر زن نزدیک شد که ببوسه.

01:09:58.340 --> 01:10:01.340
‫همین که خودم رو برای کات
‫خوردن صحنه آماده می‌کردم،

01:10:04.340 --> 01:10:06.340
‫اونا واقعاً همدیگه رو بوسیدن.

01:10:12.340 --> 01:10:14.340
‫تو لندن هیچکس رو نداشتم.

01:10:16.340 --> 01:10:18.340
‫اما تو سینما یه خانواده پیدا کردم.

01:10:32.348 --> 01:10:34.340
‫خیلی زود دوباره شروع
‫کردم به فیلم نشون دادن.

01:10:34.340 --> 01:10:38.315
‫روی زمین، زیر ستاره‌ها، روی هر دیواری.

01:10:39.039 --> 01:10:41.039
‫بوسه‌ها سر جاشون موندن.

01:10:48.902 --> 01:10:50.910
‫من ته سالن‌های سینما می‌ایستم،

01:10:50.935 --> 01:10:54.368
‫و به آدمایی نگاه می‌کنم که
‫دارن به فیلما نگاه می‌کنن.

01:11:02.235 --> 01:11:06.218
‫شهرها بی‌شمار بودن، فیلم‌ها بی‌شمار.

01:11:06.952 --> 01:11:08.514
‫اونقدر که آدم فراموش می‌کرد...

01:11:08.539 --> 01:11:11.237
‫...که هر نگاه به تصاویر متحرک...

01:11:13.438 --> 01:11:15.438
‫...می‌تونه آخرین نگاه باشه.

01:11:19.840 --> 01:11:22.840
‫غرق در یک زندگی یکنواخت و بی‌حرکت بودم،

01:11:23.107 --> 01:11:25.558
‫خاطرات گذشته رو کنار گذاشته بودم.

01:11:26.239 --> 01:11:28.239
‫هیچ‌وقت برای کسی تعریف‌شون نکردم.

01:11:34.206 --> 01:11:36.340
‫اما زیر سایه‌ی هیچکاک،

01:11:36.340 --> 01:11:39.340
‫سایه‌ی گذشته هیچ‌وقت از بین نمیره.

01:11:43.739 --> 01:11:45.340
‫بعد از تلفن مادرم،

01:11:45.340 --> 01:11:49.340
‫فهمیدم یه موتور به احمد زده و کشته شده.

01:12:17.152 --> 01:12:19.852
‫سینما به احمد یاد داد چطور زندگی کنه.

01:12:20.340 --> 01:12:22.340
‫یادش نداد چطور بمیره.

01:12:27.340 --> 01:12:30.340
‫مرگش خلأیی رو تو زندگیم آشکار کرد...

01:12:30.340 --> 01:12:33.340
‫...که مدت‌ها بود خودم
‫رو به ندیدنش زده بودم.

01:12:34.340 --> 01:12:39.727
‫حس یه فیلم نورخورده رو داشتم
‫که هیچ تصویری روش ثبت نشده.

01:12:49.340 --> 01:12:53.340
‫تو ایران، فیلم‌ها برای
‫فراموش کردن استبداد بودن.

01:12:54.340 --> 01:12:57.340
‫حالا برای فراموش کردن تبعید.

01:12:59.906 --> 01:13:02.340
‫اون وسواس فکری از بین نرفت.

01:13:03.340 --> 01:13:07.010
‫فکر اون گنج از سرم بیرون نمی‌رفت.

01:13:15.340 --> 01:13:19.826
‫مدام کابوس می‌بینم که
‫فیلم‌ها دارن نابود میشن.

01:13:23.340 --> 01:13:28.026
‫یعنی گنج احمد داره تو
‫زیرزمین‌ها خاک می‌خوره؟

01:13:43.173 --> 01:13:45.531
‫مدام به کسایی که می‌شناختنش زنگ می‌زنم.

01:14:00.340 --> 01:14:03.340
‫بی‌فایده‌ است، انگار اصلاً وجود نداشته.

01:14:07.877 --> 01:14:11.554
‫اما شاید احمد یه نشونه برام گذاشته باشه.

01:14:13.539 --> 01:14:15.739
‫یکی از اولین کپی‌های
‫فیلمی که بهم قرض داد...

01:14:15.764 --> 01:14:17.449
‫...«گنج‌های سیرا مادره» بود،

01:14:17.745 --> 01:14:20.844
‫یه فیلم در مورد جستجوی
‫وسواس‌گونه برای طلا،

01:14:20.924 --> 01:14:24.623
‫که آخرش گرد طلاها به دست باد سپرده می‌شد.

01:14:26.759 --> 01:14:28.866
‫آره بخند، کرتین، رفیق.

01:14:28.992 --> 01:14:32.348
‫این یه شوخی معرکه‌ست که خدا
‫یا سرنوشت یا طبیعت با ما کرده،

01:14:32.373 --> 01:14:33.390
‫هر کدوم که خودت دوست داری.

01:14:33.415 --> 01:14:37.190
‫اما هر کی یا هر چی که این شوخی
‫رو کرده، حسابی شوخ‌طبع بوده.

01:14:37.283 --> 01:14:40.056
‫طلا برگشته همون‌جایی که پیداش کردیم.

01:14:42.019 --> 01:14:44.019
‫صدای خنده‌ی احمد رو می‌شنوم.

01:14:51.118 --> 01:14:56.186
‫یه جایی همون دور و براست،
‫هنوز غرق رویاهای سلولوئیدی‌شه.

01:14:59.786 --> 01:15:03.598
‫شور و اشتیاق یه جور نظمه،
‫حتی اگه ظاهراً بی‌نظم باشه.

01:15:05.248 --> 01:15:07.811
‫شور و اشتیاق احمد منو عوض کرد.

01:15:13.340 --> 01:15:23.125
‫دیگه پذیرفتم که تصاویر مثل ما،
‫زندگی می‌کنن و بعد می‌میرن.

01:15:25.340 --> 01:15:27.340
‫ممکنه فیلم‌ها دفن شده باشن،

01:15:27.340 --> 01:15:30.340
‫اما خاطره‌هاشون از اعماق بازمی‌گردن.

01:15:31.340 --> 01:15:33.340
‫من ریشه‌کن شدم،

01:15:33.340 --> 01:15:38.958
‫اما ریشه‌های عمیق‌تری تو
‫تصاویر و صداها پیدا کردم.

01:15:39.768 --> 01:15:42.768
‫همه‌جا می‌بینمشون و صداشون رو می‌شنوم.

01:15:42.793 --> 01:15:44.793
‫کنار دیوارها رشد می‌کنن.

01:15:46.728 --> 01:15:49.340
‫می‌تونم صدای هیچکاک رو از بینشون بشنوم،

01:15:49.926 --> 01:15:51.926
‫که تو محله می‌پیچه.

01:15:52.340 --> 01:15:55.340
‫آقای هیچکاک، تعریف شما از خوشبختی چیه؟

01:15:56.071 --> 01:15:58.340
‫یه افق صاف.

01:15:58.828 --> 01:16:02.976
‫هیچ دغدغه‌ای نداشته باشی.

01:16:03.616 --> 01:16:10.034
‫فقط چیزایی که سازنده‌ان، نه مخرب.

01:16:10.381 --> 01:16:15.283
‫مثل خیلی از ایرانی‌ها، من
‫و احمد دنبال همون افق بودیم.

01:16:15.446 --> 01:16:18.446
‫برای ما، تو یه قاب سلولوئیدی.

01:16:24.100 --> 01:16:25.576
‫بدرود، احمد.

01:16:27.619 --> 01:16:29.619
‫روی پرده می‌بینمت.

01:16:31.153 --> 01:16:39.597
‫مترجم: اشکان هیدی

01:16:45.398 --> 01:16:48.398
‫به یاد فردین

01:16:48.478 --> 01:16:52.369
‫برای تام لودی

01:17:40.747 --> 01:17:49.640
‫کسانی که در فیلم بودند اما دیگر در بین ما نیستند:
‫حمیدرضا صدر | سیمین شهیدی | مهدی شالچی

01:17:57.520 --> 01:18:00.347
‫«فیلم ما یادآور و گرامیداشت
‫بسیاری از فیلمسازان...

01:18:00.371 --> 01:18:03.534
‫...ایرانی پیش از انقلاب ۱۳۵۷
‫است که صداهایشان پاک شد و...

01:18:03.559 --> 01:18:06.414
‫...فیلم‌هایشان اکنون، اگر هم
‫باقی مانده باشند، تنها به صورت...

01:18:06.438 --> 01:18:09.334
‫...پاره‌پاره یا در کپی‌های غیررسمی
‫با کیفیت پایین، زنده مانده‌اند.

01:18:09.359 --> 01:18:12.385
‫فیلم "سلولوید زیرزمینی" تا حدی
‫از همین پاره‌ها تشکیل شده است.»

01:19:54.447 --> 01:19:58.984
‫فیلمبرداری شده در بجنورد، مشهد، تهران، لندن،
‫بولونیا، بریستول، پریزرن و آتن بین سال‌های ۱۹۹۸ تا ۲۰۲۳

01:19:59.008 --> 01:20:03.380
‫با فرمت‌های سوپر ۱۶ میلی‌متری، ۱۶ میلی‌متری،
‫سوپر ۸، دیجیتال، مینی-دی‌وی، های-۸ و وی‌اچ‌اس-اسکوپ.
