﻿WEBVTT

00:00:01.080 --> 00:00:26.480
« برتر موويز – مرجع دانلود فيلم و سريال »
[ bartarmoviz ]

00:03:46.600 --> 00:03:48.480
یادم میاد

00:03:50.560 --> 00:03:52.320
که پدرخوانده‌ام

00:03:52.480 --> 00:03:56.200
منو با سیم‌ـهای کابل و

00:03:56.880 --> 00:03:58.480
جالباسی و

00:03:58.640 --> 00:04:01.200
و تکه‌های چوب و یک عالم چیزهای دیگه
کتک می‌زد.

00:04:02.160 --> 00:04:05.480
و بعد از هر کتکی هم بهم می‌گفت:
این منم که بیشتر از تو رنج می‌کشم.

00:04:06.800 --> 00:04:09.280
زدمت، چون دوست دارم.

00:04:10.560 --> 00:04:14.000
و این معنای غلطی رو از عشق

00:04:14.160 --> 00:04:16.440
به من بازگو می‌کرد.

00:04:18.000 --> 00:04:20.440
برای همین، تا مدت‌ها فکر می‌کردم

00:04:20.600 --> 00:04:23.400
که مقصود عشق جز آسیب‌رسوندن نیست.

00:04:25.280 --> 00:04:27.760
هر کسی را که دوستش داشتم اذیت می‌کردم

00:04:28.640 --> 00:04:31.840
و معیار اندازه‌گیریم
برای دوست‌داشتن آدم‌ها

00:04:32.000 --> 00:04:35.600
این بود که اونها ازطرف من
چقدر آسیب می‌دیدن.

00:04:39.280 --> 00:04:41.840
و این نگرش ادامه داشت تا اینکه
به زندان افتادم.

00:04:42.000 --> 00:04:44.840
جایی که توش خبری از عشق نبود

00:04:46.000 --> 00:04:48.480
و اونجا بود که دستم اومد

00:04:48.640 --> 00:04:51.640
که عشق چی هست و
چی نیست.

00:04:58.080 --> 00:04:59.720
با زنی آشنا شدم

00:05:05.200 --> 00:05:09.240
و اون بود که واقعا و برای اولین بار
چشمم رو به روی عشق باز کرد.

00:05:09.400 --> 00:05:12.920
چونکه اون وضعیت گذشته‌ی من رو می‌دونست

00:05:13.480 --> 00:05:17.040
و می‌دونست که زندان افتادن من
به علت قتلی بوده که مرتکب شدم

00:05:17.200 --> 00:05:20.920
اونم بدترین قتلی که یه آدم
می‌تونه انجامش بده:

00:05:21.080 --> 00:05:23.400
کشتن یک زن و یک بچه.

00:05:24.320 --> 00:05:26.160
اون زن، اسمش اگنس بود؛

00:05:27.280 --> 00:05:29.520
مادر و مادربزرگ...

00:05:30.800 --> 00:05:33.840
،پاتریشیا و کریس
که من کشته بودمشون.

00:05:34.400 --> 00:05:37.520
اگنس بود که بهترین درس
عشق رو به من داد.

00:05:39.000 --> 00:05:41.720
اون همه‌جوره باید از من متنفر می‌بود،

00:05:46.720 --> 00:05:48.720
اما نفرت نورزید.

00:05:53.120 --> 00:05:55.160
و همین‌جور که زمان می‌گذشت،

00:05:57.560 --> 00:05:59.880
و از دل سیاحتی که با هم کردیم،

00:06:02.600 --> 00:06:04.560
حیرت‌آور بود که

00:06:07.480 --> 00:06:09.440
اون عشق رو به پیشم آورد.

00:06:36.040 --> 00:06:38.200
اون یادم داد که عشق چیه.

00:08:23.800 --> 00:08:26.240
وقتی که بارون میاد خیلی خوشحال می‌شم.

00:08:26.400 --> 00:08:27.640
و هروقت که شیر می‌نوشم

00:08:27.800 --> 00:08:29.160
و زندگی خوبی دارم.

00:08:29.320 --> 00:08:30.480
هروقت که وزنم زیاد شه خوشحالم،

00:08:30.640 --> 00:08:32.600
چونکه الان لاغرم.

00:08:32.760 --> 00:08:34.120
پس هروقت که بارونیه

00:08:34.280 --> 00:08:35.960
منم خیلی خوشحالم.

00:08:36.120 --> 00:08:37.320
وقتی که شیر بنوشم و

00:08:37.480 --> 00:08:39.680
هرچیزی که دوست دارم رو بخورم

00:08:39.840 --> 00:08:42.840
و با مردی که دوسش دارم بخوابم

00:08:43.000 --> 00:08:44.560
و اون حرفای قشنگ بهم بزنه

00:08:44.720 --> 00:08:47.360
و هرقت که تو یه کلبه‌ایم که

00:08:47.520 --> 00:08:49.960
من رو از سرما و بارون محافظت کنه.

00:08:50.120 --> 00:08:51.320
این چیزا هستن

00:08:51.480 --> 00:08:53.680
که من رو خوشحال می‌کنن.

00:09:00.440 --> 00:09:02.040
خوشحالی برای ما

00:09:02.960 --> 00:09:04.440
یعنی مثلا

00:09:05.360 --> 00:09:07.000
غذا داشته باشیم،

00:09:07.480 --> 00:09:09.200
یا که تو یه جای کوچک از روی این زمین،

00:09:10.680 --> 00:09:13.040
برای خودمون بتونیم زندگی کنیم،

00:09:13.200 --> 00:09:15.600
یا که همیشه برق داشته باشیم

00:09:16.640 --> 00:09:19.160
.تا که شب‌ها رو تو تاریکی نخوابیم

00:09:20.920 --> 00:09:23.080
این یعنی خوشحالی.

00:09:23.240 --> 00:09:24.800
اما به جاش ما روی جایی می‌خوابیم

00:09:24.960 --> 00:09:28.320
که نه حصیری زیرمون هست و نه پوشالی.

00:09:28.480 --> 00:09:29.560
اگه برق بود،

00:09:29.720 --> 00:09:33.040
زندگی بچه‌های من
هم روشن می‌شد.

00:09:35.680 --> 00:09:37.080
خب،

00:09:37.640 --> 00:09:39.520
زندگی من در دوران بچگی

00:09:39.680 --> 00:09:42.720
.هم سخت بود و هم بدون پول

00:09:43.680 --> 00:09:46.280
بعدش هم که به دانشگاه رفتم

00:09:46.880 --> 00:09:49.800
و مدرکم رو گرفتم.

00:09:49.960 --> 00:09:52.960
و بعد تونستم برای خودم یه موتور بخرم.

00:09:53.520 --> 00:09:54.680
مدل جدید!

00:09:54.840 --> 00:09:58.200
اولین نفری بودم که روشنش می‌کردم.

00:09:58.360 --> 00:10:00.440
اولین نفری هم بودم که سوارش شدم

00:10:00.600 --> 00:10:02.480
و باهاش تا خونمون رفتم.

00:10:02.640 --> 00:10:04.200
باد رو که وقت موتورسواری

00:10:04.360 --> 00:10:06.280
مثل شلاق به صورتم می‌خورد حس می‌کردم

00:10:06.440 --> 00:10:08.080
و می‌دونستم که من

00:10:08.240 --> 00:10:10.000
سوار موتور کس دیگه‌ای نشدم.

00:10:10.160 --> 00:10:12.200
این موتور خودمه که دارم می‌رونم.

00:10:14.200 --> 00:10:16.160
می‌رسیدم خونه و

00:10:16.320 --> 00:10:17.440
به خواب می‌رفتم.

00:10:17.600 --> 00:10:19.360
اما قبلش موتورم رو به اتاقم می‌بردم

00:10:19.520 --> 00:10:21.160
و به خودم و خودش قفل می‌زدم.

00:10:21.320 --> 00:10:22.720
اینجوری می‌تونستم بوی

00:10:22.880 --> 00:10:24.760
داغ موتورش رو حس کنم.

00:10:24.920 --> 00:10:27.400
بوی موتور،

00:10:28.000 --> 00:10:29.360
بوی یه موتور نو.

00:10:29.520 --> 00:10:31.320
وقتی هم که چراغ رو روشن می‌کردم

00:10:31.480 --> 00:10:33.720
این موتور من بود که اونجا بود.

00:10:33.880 --> 00:10:35.760
نمی‌تونستم که بذارمش

00:10:35.920 --> 00:10:37.920
روی تختم، یا زیر ملافه‌ها

00:10:38.080 --> 00:10:40.040
اما اگه می‌شد چی می‌شد!

00:10:40.200 --> 00:10:41.200
آره...

00:10:41.960 --> 00:10:44.400
حسش می‌کردم. آره.

00:10:44.560 --> 00:10:47.680
اون لحظه‌ برام بزرگترین خوشحالی من بود.

00:10:49.280 --> 00:10:51.600
خوشحالی، خوشحالی

00:10:51.960 --> 00:10:55.040
.یعنی وقتی که بچه‌ها برمی‌گردن خونه

00:10:55.240 --> 00:10:58.200
.خوشحالی یک مادر اینه

00:10:58.360 --> 00:11:00.240
وقتیه که شوهرم هم برمی‌گرده، می‌خنده،

00:11:00.480 --> 00:11:03.560
و هنوز بعده ۳۳ سال از ازدواجمون
من رو می‌بوسه.

00:11:03.720 --> 00:11:06.560
خوشحالی یک زن اینه.

00:11:08.760 --> 00:11:10.280
خوشحالی یعنی شنیدن اینکه

00:11:10.440 --> 00:11:13.520
نوه‌هام صدام بزنن: مادربزرگ!

00:11:14.080 --> 00:11:17.480
وقتی این رو می‌گن، منم حس می‌کنم
که پیر شدم،

00:11:17.640 --> 00:11:19.880
اما اینم یه‌جور خوشحالیه.

00:11:20.040 --> 00:11:22.920
خوشحالیه دیگه، ملاقات با دوستانیه که

00:11:23.080 --> 00:11:25.760
از دیدنت خوشحال می‌شن.

00:11:25.920 --> 00:11:28.000
می‌بیننت و می‌گن:

00:11:28.480 --> 00:11:31.120
چه خوب که اینجاست! بیا صحبت کنیم!

00:11:31.960 --> 00:11:33.880
اینم یه خوشحالیه دیگست.

00:11:34.040 --> 00:11:36.800
دیگه اینکه صبح بلند شی

00:11:37.560 --> 00:11:39.400
و نخوای که جایی بری.

00:11:39.560 --> 00:11:41.400
اینم یه خوشحالیه دیگه.

00:11:41.880 --> 00:11:45.200
،یکی دیگه اینکه بارون بیاد
که یعنی مزارع پربار می‌شن.

00:11:45.360 --> 00:11:46.600
،خوشحالی‌ها جورواجورن

00:11:46.760 --> 00:11:49.440
اما در عین حال، تنها یه خوشحالی
هست:

00:11:50.200 --> 00:11:52.880
،اینکه تو زنده‌ای
پس یعنی که تو خوشحالی.

00:11:56.040 --> 00:11:58.360
تجربه‌ی من از بودن در
ویلچر

00:11:58.520 --> 00:12:00.360
و مسافرت با همون ویلچر
به تمام جای جهان،

00:12:00.520 --> 00:12:02.200
باعث شده که دید من به زندگی
جور دیگه‌ای بشه،

00:12:02.360 --> 00:12:05.000
و اون اینه که اگه بخوایم
با دیدی غیرمادی دنیا رو ببینیم

00:12:05.600 --> 00:12:07.200
باید خوشحال و پذیرا باشیم.

00:12:07.360 --> 00:12:09.600
.همین و هرچی که می‌‌خواد بعدش بشه

00:12:10.760 --> 00:12:12.840
من روحیه‌ی قوی‌ای دارم و

00:12:13.000 --> 00:12:16.480
تنها دلیلش اینه که جسمم
هر دوپاش رو از دست داده.

00:12:16.640 --> 00:12:19.080
دید چشمام قوی‌تر شده و
با گوش‌هام...

00:12:19.240 --> 00:12:20.920
خیلی بهتر می‌شنوم.

00:12:22.720 --> 00:12:24.960
،تازه این‌ها همه به جسمم مربوطن
اما...

00:12:25.120 --> 00:12:26.960
،فکر می‌کنم که خیلی خوش‌شانسم
چونکه...

00:12:27.120 --> 00:12:31.840
زندگی رو زیاد تحلیل
و یا سوال‌پیچش نمی‌کنم.

00:12:32.000 --> 00:12:34.000
من می‌تونم ازین سر تا
اون سر زندگی گردش کنم

00:12:34.160 --> 00:12:37.120
و همیشه هم سر موقع
هرجا که می‌خوام باشم.

00:12:37.280 --> 00:12:39.160
همیشه چیزهای فوق‌العاده‌ای
برای من اتفاق می‌افته.

00:12:39.320 --> 00:12:41.360
تو اون مواقع من خیلی خوش شانسم.

00:12:45.160 --> 00:12:47.320
اما علتش اینه که به شانس باور دارم

00:12:47.480 --> 00:12:49.680
یا باور به قدرت جذبه دارم

00:12:49.840 --> 00:12:51.520
یا باور به اینکه

00:12:51.680 --> 00:12:54.280
نیکی رو می‌تونم به زندگی
آدمی جذب کنم.

00:12:54.440 --> 00:12:55.960
و فکر می‌کنم

00:12:56.120 --> 00:12:58.720
که این باور
یعنی همون شانس.

00:12:59.440 --> 00:13:01.240
پس اگه خود خدا هم

00:13:01.400 --> 00:13:03.680
یکدفعه روبروم ظاهر شه و بهم بگه که:

00:13:03.840 --> 00:13:05.760
برونو، پاهایت را بهت برمی‌گردونم،

00:13:05.920 --> 00:13:08.630
اما همه‌ی آنچه که در ۱۳ سال گذشته
یادگرفتی رو ازت می‌گیرم،

00:13:08.720 --> 00:13:11.080
:به خدا خواهم گفت
پاهات رو پیش خودت نگه‌دار.

00:17:55.120 --> 00:17:59.120
،قبلنا، اینجور که الان
نمی‌مردیم.

00:17:59.280 --> 00:18:01.560
زندگیمون آروم بود.

00:18:02.560 --> 00:18:04.760
،با جنگ با خودمون
خودمون روبه کشتن نمی‌دادیم.

00:18:04.920 --> 00:18:07.560
توی هر ده
فقط یک تفنگ بود.

00:18:07.720 --> 00:18:11.000
تلفات زیاد ما
همه از کلاشنیکفه.

00:18:11.160 --> 00:18:14.400
قبلا ما فقط ازامراض و بیماری می‌مردیم.

00:18:14.560 --> 00:18:16.640
یه چند نفری هر از چندگاه:

00:18:16.800 --> 00:18:18.720
یه مریض، یه پیرمرد، یه بچه.

00:18:18.880 --> 00:18:20.240
تنها ضعفا می‌مردن.

00:18:20.400 --> 00:18:22.800
اما قربانی‌های کلاشنیکف

00:18:22.960 --> 00:18:24.640
بیشمارن.

00:18:24.800 --> 00:18:26.280
درگیری‌هامون هم رو به انحطاطه.

00:18:26.440 --> 00:18:28.200
سه تا مرد با یک گلوله مردن.

00:18:28.360 --> 00:18:30.920
دیروز هم که چند نفری مردن،

00:18:31.080 --> 00:18:33.680
ما حتا خاکشون هم نکردیم.

00:18:35.040 --> 00:18:38.440
شاید تا حالا حیوون‌ها
خورده باشنشون.

00:18:38.600 --> 00:18:40.120
اون سلاح (کلاشنیکف) بده.

00:18:40.280 --> 00:18:43.080
هم کشور و هم جوون‌ها رو
ازآرامش و صلح

00:18:43.240 --> 00:18:45.320
محروم می‌کنه.

00:18:47.600 --> 00:18:49.880
به محض اینکه به جنگ می‌رم

00:18:50.040 --> 00:18:51.840
ترس برم می‌داره.

00:18:52.000 --> 00:18:54.200
ترس تو وجود همه‌ی انسان‌هاست.

00:18:54.360 --> 00:18:56.640
من از خون می‌ترسیدم.

00:18:56.800 --> 00:18:58.560
موقعی که به جنگ می‌رفتم،

00:18:58.720 --> 00:19:02.760
چه به عنوان رزمنده و چه معلم،

00:19:02.920 --> 00:19:04.360
هیچ انتخابی نداشتم.

00:19:04.520 --> 00:19:08.240
،چیزهایی که می‌دیدم و تجربه می‌کردم
همه تحمیلی بود.

00:19:09.920 --> 00:19:13.960
،بعضی وقت‌ها که پسرم نگران می‌شه
ازم می‌پرسه که:

00:19:14.720 --> 00:19:18.040
بابا، چرا جنگه؟
چرا تمومی نداره؟

00:19:19.120 --> 00:19:21.760
چرا اون‌ها سربازها رو می‌کشن؟

00:19:21.920 --> 00:19:24.440
یه سرباز مگه خونواده‌ای نداره

00:19:24.920 --> 00:19:28.120
که مثل ما منتظرش باشن؟

00:19:28.280 --> 00:19:31.480
من بهش میگم:
اون سرباز گمراهه و ما درستیم.

00:19:31.640 --> 00:19:33.160
اون باز می‌پرسه که:
بابا، چرا؟

00:19:33.320 --> 00:19:36.320
بهش می‌گم: چونکه
اون بچه‌ها و خونواده‌ها رو می‌کشه.

00:19:36.480 --> 00:19:38.600
اون مساجد رو خراب می‌کنه.

00:19:38.760 --> 00:19:41.120
ما هم از همه‌ی این‌ها دفاع می‌کنیم.

00:19:41.280 --> 00:19:44.880
ما سعیمون اینه که با بچه‌ها
روراست باشیم.

00:19:45.040 --> 00:19:47.880
بهشون می‌گیم که به جنگ رفتنمون

00:19:48.040 --> 00:19:51.240
اجباریه و خودمون این رو نمی‌خوایم.

00:19:51.400 --> 00:19:54.960
من دلم نمی‌خواد که دستم
به خون آلوده بشه

00:19:56.600 --> 00:20:00.280
یا اینکه به فکر کشتن کسی بیفتم.

00:20:00.440 --> 00:20:02.760
هیچکس چنین چیزی نمی‌خواد.

00:20:04.560 --> 00:20:06.560
من از مرگ نمی‌ترسم.

00:20:06.720 --> 00:20:10.160
خصوصا اگه این مرگ در راه سوریه باشه

00:20:10.320 --> 00:20:12.800
و یا برای پدرم.

00:20:13.320 --> 00:20:16.440
اگه اون الان زنده بود،
وحشتم هم از مرگ سرجاش بود.

00:20:16.600 --> 00:20:18.200
اما الان دیگه نمی‌ترسم.

00:20:18.360 --> 00:20:21.360
حتا اگه گردنم بریده شه و
یا که بدنم منفجر شه.

00:20:21.520 --> 00:20:24.720
چیزی که مهمه اینه که
یا  پیش پدرم برم

00:20:24.880 --> 00:20:26.560
و یا به سوریه برگردم.

00:20:39.560 --> 00:20:42.080
زمان قتل‌عام دسته‌جمعی...

00:20:44.680 --> 00:20:46.800
از پدر و مادرم جدا افتاده بودم

00:20:47.640 --> 00:20:49.360
و تنهایی

00:20:50.000 --> 00:20:51.920
توی مزارع گندم زندگی می‌کردم.

00:20:52.080 --> 00:20:54.680
حداقل دوهفته‌ای اونجاها بودم،

00:20:55.280 --> 00:20:57.320
تا اینکه

00:20:58.080 --> 00:21:00.000
یه زن اومد و منو با خودش برد.

00:21:00.160 --> 00:21:04.320
اون ازم پرسید که من کیم،

00:21:04.880 --> 00:21:07.360
اما من که خیلی کوچیک بودم

00:21:07.520 --> 00:21:10.640
نمی‌تونستم فرق قبیله‌های
هوتوس و توتسیس رو از هم تشخیص بدم.

00:21:10.800 --> 00:21:12.480
واقعا نمی‌دونستم.

00:21:12.760 --> 00:21:15.320
اون زن من رو برانداز کرد و

00:21:15.480 --> 00:21:18.920
انگشتان و صورتم رو
لمس کرد.

00:21:19.080 --> 00:21:21.000
اون به من گفتش که من یک توتسی‌ام

00:21:21.160 --> 00:21:22.920
یا که از یه نژاد مختلطم.

00:21:24.760 --> 00:21:26.880
بعدش به بقیه گفتش که
به من تیراندازی کنند.

00:21:27.040 --> 00:21:28.400
تا نابود شم.

00:21:28.560 --> 00:21:32.120
من می‌پرسیدم که چرا،

00:21:32.640 --> 00:21:34.960
مگه چه کار اشتباهی کردم؟

00:21:35.760 --> 00:21:38.200
بعدش...

00:21:39.400 --> 00:21:42.680
سرو صدای تیراندازی بلند شد.

00:21:42.840 --> 00:21:45.760
من فرار کردم

00:21:46.040 --> 00:21:48.480
و سرتاسر راهم پر شده بود از

00:21:48.640 --> 00:21:52.240
خون و اجساد مردم.

00:21:52.400 --> 00:21:55.960
بعدش پیش خودم از خدا خواستم

00:21:56.360 --> 00:21:58.640
که هر چی که اون خواست، اون بشه.

00:22:00.840 --> 00:22:03.320
من شانس آوردم که زنده موندم.

00:22:15.120 --> 00:22:16.960
وقتی به خونمون رسیدم

00:22:17.840 --> 00:22:20.280
در از جا کنده شده بود

00:22:20.440 --> 00:22:22.240
و جلوی خونه یه گودال بود

00:22:22.400 --> 00:22:24.200
که پوشش روییش افتاده بود.

00:22:24.360 --> 00:22:27.680
توی گودال که رفتم
پدرم رو دیدم که اونجا دراز کشیده بود.

00:22:28.360 --> 00:22:31.040
و برادرهام هم پشت سرش
رو زمین بودن.

00:22:31.200 --> 00:22:34.120
پدرم درو برای سربازا باز کرده بوده

00:22:34.280 --> 00:22:36.560
و بهشون گفته بود که

00:22:36.960 --> 00:22:39.440
اینجا جنگنده‌ای نداریم.

00:22:39.600 --> 00:22:41.040
اما اون‌ها به پدرم گفته بودن
که بیرون بیاد.

00:22:41.200 --> 00:22:43.640
و مادر و برادرام رو هم
تو یه صف کردن.

00:22:43.800 --> 00:22:44.920
پیش هم بایستید!

00:22:45.080 --> 00:22:48.760
همینکه خونوادم شروع به صف شدن کردن،
اون‌ها هم تیراندازی کرده بودن.

00:22:49.760 --> 00:22:51.760
پدرم از پشت گوله خورد.

00:22:52.160 --> 00:22:53.840
افتاد روی زمین.

00:22:54.000 --> 00:22:56.960
اون‌‌‌ها شروع به شلیک به
برادرهام کردن.

00:22:58.000 --> 00:23:00.280
زمان کشتار،

00:23:00.440 --> 00:23:03.840
در سال ۱۹۸۲، من دانش‌آموز
جوانی بودم.

00:23:04.000 --> 00:23:07.960
نه از کسی متفر بودم و
نه کینه‌ای به دل داشتم.

00:23:08.120 --> 00:23:11.920
اما اون کشتار، باعث شد که من
از خیلی چیزها از خودم سوال کنم.

00:23:12.080 --> 00:23:13.320
از خودم سوال کنم که:

00:23:13.480 --> 00:23:16.520
کی منو دوست داره؟
کی از من متنفره؟

00:23:16.680 --> 00:23:18.640
چرا چنین اتفاقی افتاد؟

00:23:18.800 --> 00:23:20.360
خیلی به این چیزها فکر می‌کردم

00:23:20.520 --> 00:23:22.880
و همه‌ی این‌ها باعث شد که من

00:23:23.040 --> 00:23:24.920
دوستدار نفرت بشم،

00:23:25.080 --> 00:23:26.760
که عشق به خشونت پیدا کنم،

00:23:26.920 --> 00:23:30.440
حس‌‌هایی که طبعا آدمی
با اون‌ها زاده نمی‌شه.

00:23:30.600 --> 00:23:33.840
این احساسات به مرور
از تجربیات تو حاصل می‌شن.

00:23:34.000 --> 00:23:35.800
هم عشق و هم نفرت.

00:23:37.080 --> 00:23:40.000
من اگه پدر یا برادرت رو
بکشم، تو منو می‌بخشی؟

00:23:41.400 --> 00:23:43.760
اگه هیچ قانونی سر راهم نباشه،

00:23:44.480 --> 00:23:46.440
آیا حقوق تو به مسخره
گرفته می‌شن؟

00:23:46.600 --> 00:23:48.120
تو منو می‌بخشی اگه

00:23:48.280 --> 00:23:51.800
من برادر، پدر و یا مادرت رو کشته بودم؟

00:23:51.960 --> 00:23:53.720
نه، معلومه که نه.

00:23:54.400 --> 00:23:55.560
نشدنیه.

00:23:56.840 --> 00:23:58.080
من که هرگز نمی‌بخشم.

00:23:58.240 --> 00:24:00.480
حتا اگه سرم رو
از تنم جدا ببینم.

00:24:04.120 --> 00:24:06.240
یه روز عصر که تو نیروهای
پشتیبانی بودم

00:24:06.400 --> 00:24:09.520
یگان من مأمور خنثی کردن
یه حمله‌ی انتحاری شد.

00:24:09.680 --> 00:24:12.440
مأمور به گرفتن
یه تروریست

00:24:12.600 --> 00:24:15.280
که تو یه روستای نزدیک
.به نابلس بود

00:24:15.760 --> 00:24:17.640
من نیروهامون رو فرستادم

00:24:17.800 --> 00:24:20.520
که برای ترسوندن اون،
به دیوارها شلیک کنن.

00:24:20.680 --> 00:24:23.320
تا یه زهرچشمی هم
از تروریسته گرفته باشیم.

00:24:24.400 --> 00:24:26.200
زنی از خونه بیرون اومد

00:24:26.360 --> 00:24:27.920
که یه دختربچه بغلش بود

00:24:28.080 --> 00:24:30.440
و یه دختر دیگه هم به همراهش.

00:24:30.600 --> 00:24:32.120
ساعت سه‌ی نصفه شب بود.

00:24:32.280 --> 00:24:35.920
دختره ترسید و شروع به
دویدن به سمت ما کرد.

00:24:36.080 --> 00:24:38.600
من ترسیدم که نکنه دختره
بخواد خودش رو منفجر کنه.

00:24:38.760 --> 00:24:41.640
به عربی سرش داد زدم که بایسته.
اما او همچنان می‌دوید.

00:24:41.800 --> 00:24:44.320
چند تا تیر بالاتر از
سرش شلیک کردم.

00:24:44.480 --> 00:24:45.960
دختره ایستاد.

00:24:46.360 --> 00:24:49.040
در یک آن، زمان هم ایستاد.

00:24:49.920 --> 00:24:52.800
اون لحظه کوتاه‌ترین و
طولانی‌ترین لحظه از

00:24:52.960 --> 00:24:53.880
زندگی من بود.

00:24:56.160 --> 00:24:58.400
اون دختر زنده موند

00:24:59.440 --> 00:25:01.680
و من هم همین‌طور.

00:25:01.840 --> 00:25:03.800
اما تو اون لحظه‌ی مشترک

00:25:03.960 --> 00:25:05.920
چیزی درون ما دو تا

00:25:06.080 --> 00:25:07.480
مرد.

00:25:08.080 --> 00:25:09.880
وقتی که یه بچه تیر می‌خوره

00:25:10.040 --> 00:25:11.680
چیزی از درون
شروع به مردن می‌کنه.

00:25:11.840 --> 00:25:13.600
نمی‌دونم اون چیز چیه.

00:25:13.760 --> 00:25:16.040
وتی یه بزرگتر به
یه بچه شلیک می‌کنه

00:25:16.760 --> 00:25:18.760
چیزی درون آدم می‌میره.

00:25:18.920 --> 00:25:20.560
چیزی می‌میره

00:25:20.720 --> 00:25:24.560
و یه چیز دیگه پا به
این دنیا میذاره.

00:25:24.720 --> 00:25:27.080
من از اینکه به اون دختر
شلیک کردم، شرم دارم.

00:25:27.240 --> 00:25:28.840
شرمی دردآور

00:25:29.000 --> 00:25:30.840
و بیشتر از همه،
این احساس شرم از

00:25:31.000 --> 00:25:33.000
انگشتمه

00:25:33.160 --> 00:25:35.240
که روی ماشه چکیده می‌شد

00:25:35.400 --> 00:25:37.440
و به سوی دختری گلوله‌ای
شلیک می‌کرد.

00:25:38.600 --> 00:25:43.160
از این انگشتی که رو به اون
دختر ماشه رو می‌کشید

00:25:43.320 --> 00:25:45.600
حتما چیزی به این زندگی
پا گذاشته بود.

00:25:48.360 --> 00:25:51.960
یکی از تأثیرگذارترین چیزهایی
که اتفاق می‌افته،

00:25:52.120 --> 00:25:54.880
بعد از جنگ،

00:25:55.040 --> 00:25:57.080
حسیه که

00:25:57.240 --> 00:25:59.520
با کشتن
یه موجود انسانی به وجود میاد.

00:25:59.680 --> 00:26:02.600
همین که تجربش کنی

00:26:02.760 --> 00:26:05.680
می‌فهمی که با همه‌ی
چیزهای دیگه‌ای که

00:26:05.840 --> 00:26:08.560
قبلا تجربه کرده بودی فرق داره.

00:26:09.160 --> 00:26:11.040
و بدبختانه،

00:26:11.560 --> 00:26:13.200
این احساس،

00:26:14.200 --> 00:26:17.160
حسیه که بدنت دوباره
می‌خواد تجربش کنه.

00:26:17.320 --> 00:26:19.480
واقعا خیلی سخته که

00:26:19.640 --> 00:26:23.080
سعی کنی این رو برای
کسی توضیح بدی که

00:26:24.080 --> 00:26:26.600
که اون حس چه جوریه.

00:26:26.760 --> 00:26:30.640
همین الان هم، احساس می‌کنم
که هنوز دوست دارم

00:26:30.800 --> 00:26:32.360
اون تجربه رو دوباره انجام بدم،

00:26:32.520 --> 00:26:34.440
و احتمالا به همین علته که هنوز

00:26:34.600 --> 00:26:37.520
تو خونم یه اسلحه‌ی آماده دارم.

00:26:38.920 --> 00:26:41.320
شاید میل و خواسته‌ی من اینه که کسی

00:26:41.480 --> 00:26:43.760
سعی کنه به من آسیبی برسونه

00:26:43.920 --> 00:26:45.040
یا که به زور وارد خونم بشه

00:26:45.200 --> 00:26:47.120
یا به هر نحوی به من یه بهونه بده

00:26:47.280 --> 00:26:50.560
تا ازون خشونتم دوباره
علیه کس دیگه‌ای استفاده کنم.

00:28:40.560 --> 00:28:43.480
در روز شانزدهم ژانویه‌ی
سال ۲۰۰۷

00:28:44.240 --> 00:28:46.760
پلیس مرزی اسرائیل، به دختری شلیک
می‌کنه و اون رو می‌کشه.

00:28:46.920 --> 00:28:49.200
دختر ده ساله‌ی من، عبیر،

00:28:49.360 --> 00:28:52.840
جلوی مدرسه‌ی شهریه که توش
زندگی می‌کنیم، آنات.

00:28:53.000 --> 00:28:55.560
اون با خواهر و دو تا دیگه
از دوستاش بود.

00:28:55.720 --> 00:28:57.800
در ساعت ۹:۳۰ صبح

00:28:57.960 --> 00:29:00.160
به سر دخترم از پشت

00:29:00.320 --> 00:29:03.080
از فاصله‌ی ۱۵ تا ۲۰ متری

00:29:03.240 --> 00:29:05.200
با گلوله‌ای پلاستیکی(مخصوص ضد شورش)
شلیک می‌شه.

00:29:07.640 --> 00:29:09.920
عبیر رزمنده نبود.

00:29:10.080 --> 00:29:11.640
اون فقط

00:29:12.320 --> 00:29:13.680
یه بچه بود.

00:29:13.840 --> 00:29:16.160
اون هیچ چیزی از درگیری‌ها نمی‌دونست

00:29:16.320 --> 00:29:18.880
و اون اصلا ربطی به این درگیری‌ها نداشت.

00:29:19.160 --> 00:29:21.080
متأسفانه، اون جونش رو از دست داد

00:29:21.240 --> 00:29:23.240
چونکه یک فلسطینی بود.

00:29:24.280 --> 00:29:26.520
من یه اسرائیلیم که دخترش رو

00:29:26.680 --> 00:29:28.080
توی یه عملیات انتحاری از دست داده

00:29:28.240 --> 00:29:31.440
در تاریخ ۴ سپتامبر ۱۹۹۷.

00:29:32.600 --> 00:29:35.200
و من حاصل...

00:29:37.280 --> 00:29:38.800
یک نظام آموزشی‌ام.

00:29:38.960 --> 00:29:42.960
این‌ها دو دسته از اجتماعن
که زمان جنگ به وجود میان.

00:29:45.040 --> 00:29:48.880
اون‌ها(دولت) نسل جدید رو تربیت می‌کنن

00:29:49.040 --> 00:29:53.760
تا وقتش که برسه جوون‌‌ها خودشون رو
برای قربانی شدن آماده کنن.

00:29:53.920 --> 00:29:56.880
این مخصوص جماعت فلسطینی‌هاست

00:29:57.040 --> 00:30:00.240
و البته درمورد اسرائیلی‌ها هم درسته.

00:30:01.760 --> 00:30:03.600
ما موجودات انسانی

00:30:03.760 --> 00:30:05.680
بعضی وقت‌ها فکر می‌کنیم:

00:30:05.840 --> 00:30:08.000
اگه قاتل رو بکشم،

00:30:08.160 --> 00:30:11.480
یا هر کس دیگه‌ای که اونطرفه،
از اسرائیلی‌ها

00:30:11.640 --> 00:30:13.400
یا اگه ده نفرشون رو بکشم

00:30:13.560 --> 00:30:17.000
دخترم رو پس خواهم گرفت.

00:30:17.800 --> 00:30:19.160
نه.

00:30:19.680 --> 00:30:21.280
من تنها باعث مصیبت دیگه‌ای می‌شم.

00:30:21.440 --> 00:30:24.280
و فقط به قربانی‌های دیگران
اضافه خواهم کرد.

00:30:25.040 --> 00:30:27.200
من خودم تصمیم به شکست این
دور باطل خشونت و خون .

00:30:27.360 --> 00:30:29.680
و جنگ و انتقام گرفتم.

00:30:29.840 --> 00:30:33.040
به اینکه شخصا دست از کشتار بردارم
و انتقامجویی رو

00:30:33.200 --> 00:30:34.840
حمایت نکنم.

00:30:36.280 --> 00:30:38.240
تعریف من از "طرف کسی بودن"

00:30:38.400 --> 00:30:41.040
کاملا تغییر کرده.

00:30:41.200 --> 00:30:43.880
زمان حاضر، اون‌هایی که طرف من هستند

00:30:44.040 --> 00:30:47.560
همه خواهان صلحند و حاضرند
که بهای اون رو هم بدن.

00:30:47.720 --> 00:30:49.160
اما طرف مقابل

00:30:49.320 --> 00:30:51.120
اون‌هایی هستند که با صلح میانه‌ای ندارن

00:30:51.280 --> 00:30:54.200
و بهایی هم به صلح نمی‌دن

00:30:55.640 --> 00:30:57.160
خیلی از مردم به من می‌گن:

00:30:57.320 --> 00:31:00.320
تو حق نداری به سبب اینکه اون دخنرت بوده
کسی رو ببخشی.

00:31:01.760 --> 00:31:04.200
و جواب منم اینه که:
من حتا حق این رو هم ندارم

00:31:04.360 --> 00:31:06.920
که به نام دخترم، از کسی انتقام بگیرم.

00:31:10.880 --> 00:31:14.200
امیدوارم که دخترم راضی باشه.

00:31:15.120 --> 00:31:17.520
امیدوارم که در آرامش باشه.

00:31:20.880 --> 00:31:22.280
این چیزیه که اتفاق افتاد:

00:31:22.440 --> 00:31:23.840
یک افسر آلمانی

00:31:24.000 --> 00:31:25.160
با یونیفرم نیروهای نازی

00:31:25.320 --> 00:31:27.200
تو یه شب بارونی

00:31:27.360 --> 00:31:29.400
به محدوده‌ی اقامتگاه ما اومد.

00:31:29.560 --> 00:31:32.320
مادرم به او گفت:
دخترم رو با خودت ببر.

00:31:32.480 --> 00:31:35.920
مادرم سیم‌های خاردار رو کنار زد

00:31:36.080 --> 00:31:38.720
و بچه‌ای رو به اون سرباز آلمانی داد

00:31:38.880 --> 00:31:41.800
دختر بچه‌ای یهودی - یعنی من،
که اون وقت دو سال و نیمم بود.

00:31:41.960 --> 00:31:44.080
مادرم با دل قرصی که داشت

00:31:44.240 --> 00:31:46.400
منو تحویل کسی داد

00:31:46.560 --> 00:31:48.160
که مردی فوق‌العاده

00:31:48.320 --> 00:31:50.600
در لباس اس-اس بود.

00:31:50.760 --> 00:31:53.320
الان من می‌دونم که این مرد،

00:31:53.480 --> 00:31:54.600
Alois Pleva,

00:31:54.760 --> 00:31:56.400
ملحق به ارتش آلمان شد

00:31:56.560 --> 00:31:59.600
و نزدیک مرز زندگی می‌کرد.

00:31:59.760 --> 00:32:03.280
اون منو تو کتش گذاشت

00:32:03.440 --> 00:32:06.200
و همونجا پنهانم کرد

00:32:06.360 --> 00:32:08.040
و من رو برد

00:32:08.200 --> 00:32:11.840
به مرز میان لهستان و آلمان

00:32:12.000 --> 00:32:13.560
که محل والدینش بود.

00:32:13.720 --> 00:32:17.240
اون‌‌ها من رو به عنوان
دختر پسرشون قبول کردند

00:32:17.400 --> 00:32:20.720
و با سنت ناب آیین کاتولیک بزرگم کردند.

00:32:20.880 --> 00:32:23.120
تا که جنگ به پایان رسید.

00:32:23.280 --> 00:32:25.760
عجب حرکتی!

00:32:25.920 --> 00:32:28.000
چه جادویی و

00:32:28.160 --> 00:32:29.720
چه فرشته‌ی نجاتی!

00:32:29.880 --> 00:32:33.200
اون مثل بارقه‌‌های نوری بود

00:32:33.360 --> 00:32:36.360
که به کالبد حقیر انسانی درومده بود.

00:32:37.880 --> 00:32:41.240
بعضی وقت‌ها برام این سوال پیش میاد

00:32:41.400 --> 00:32:43.600
که اگر خود من

00:32:43.760 --> 00:32:46.160
تو چنان موقعیتی می‌بودم

00:32:46.800 --> 00:32:49.720
آیا همون رفتاری رو می‌کردم

00:32:49.880 --> 00:32:52.800
که اون افسر آلمانی انجام داده بود؟

00:32:53.600 --> 00:32:55.240
چه جوری می‌تونم به چنین سوالی

00:32:55.400 --> 00:32:56.800
جواب بدم؟

00:32:56.960 --> 00:32:59.320
فکر نکم که من چنان

00:32:59.480 --> 00:33:01.760
اخلاق محکمی می‌داشتم
که اون کارو کنم.

00:33:01.920 --> 00:33:03.360
صادقانه می‌گم.

00:33:03.520 --> 00:33:04.680
شاید...

00:33:04.840 --> 00:33:06.560
اما آیا اون می‌دونست که توان
این کار رو داره؟

00:33:06.720 --> 00:33:08.440
چه جوری آدم بفهمه؟

00:33:08.600 --> 00:33:09.920
چگونه می‌شه فهمید

00:33:10.080 --> 00:33:11.720
لحظه‌ی حقیقت رو

00:33:11.880 --> 00:33:13.720
که اینکه آیا تو از خودگذشتگی می‌کنی،

00:33:13.880 --> 00:33:16.680
و از جانی که فقط برای یکبار داریش،

00:33:16.840 --> 00:33:18.560
برای یک نفر دیگه ازش می‌گذری؟

00:33:19.000 --> 00:33:20.840
جوابی برای این سوال وجود نداره

00:33:21.000 --> 00:33:22.160
و یا سوالی که

00:33:22.320 --> 00:33:24.240
بقیه بتونن جوابشو بدن.

00:33:24.400 --> 00:33:26.440
اما این سوال می‌بایست که پرسیده شه.

00:35:48.240 --> 00:35:51.600
عشق، آغازه و پایانه

00:35:53.360 --> 00:35:56.320
عشق جاییه که ازش میایم
و جاییه که به سمتش می‌ریم.

00:35:56.480 --> 00:35:59.240
و چیزیه که میان این دو سو
توش زندگی می‌کنیم.

00:36:00.480 --> 00:36:02.200
عشق همه‌ی چیزهاست.

00:36:03.760 --> 00:36:05.080
عشق.

00:36:05.520 --> 00:36:09.280
واژه‌ی عشق برای من
پر از معنیه.

00:36:10.160 --> 00:36:11.480
وقتی  از عشق صحبت می‌کنیم،

00:36:11.640 --> 00:36:13.280
اون همه‌ی چیزها رو شامل می‌شه.

00:36:13.800 --> 00:36:16.120
عشق بر همه چیز محاطه،
اینطور نیست؟

00:36:16.280 --> 00:36:19.080
وقتی عشقی نباشه، احساس خالی بودن می‌کنی

00:36:19.960 --> 00:36:22.160
یا اینجوری بگم،
من احساس خالی بودن می‌کنم.

00:36:24.840 --> 00:36:26.200
عشق...

00:36:27.280 --> 00:36:29.520
عشق چیزیه که روح ازون سرشاره.

00:36:30.160 --> 00:36:32.640
شما باید عشق رو جاری و حاضر
در همه چیز بدونید

00:36:32.800 --> 00:36:34.840
هر روز زندگیش کنین

00:36:36.200 --> 00:36:39.520
عشق چیزیه که شما باهاش می‌تونین

00:36:40.360 --> 00:36:42.160
اهدا کنین

00:36:42.320 --> 00:36:44.360
و چیزیه که دیگری به شما اهدا می‌کنه.

00:36:44.520 --> 00:36:47.480
همسر من شخصیت محکمی داره.

00:36:47.840 --> 00:36:51.840
خانواده‌ی ما رو اون می‌گردونه.

00:36:54.920 --> 00:36:56.600
من خیلی دوسش دارم.

00:36:57.400 --> 00:36:59.160
اون محشره.

00:36:59.320 --> 00:37:01.160
اگه که شما سکس نکنین

00:37:01.320 --> 00:37:03.600
عشقتون کمرنگ می‌شه

00:37:03.760 --> 00:37:05.560
می‌شنوی چی می‌گم؟
می‌دونی چرا؟

00:37:05.720 --> 00:37:07.720
از طریق عشق، سکس به میون میاد.

00:37:07.880 --> 00:37:09.920
بدون سکس، از مسیر خارج می‌شین.

00:37:10.080 --> 00:37:12.200
زنتون از خودش می‌پرسه:

00:37:12.360 --> 00:37:14.920
اون منو دوست داره، اما کو سکس؟

00:37:15.080 --> 00:37:18.080
عشق هست، غدا هم، لباس و همه چی،

00:37:18.240 --> 00:37:19.240
اما کو سکس؟

00:37:19.400 --> 00:37:21.160
من با این مرد چکار کنم؟

00:37:21.320 --> 00:37:24.760
اونوقت چی به سر خونه میاد؟
از هم می‌پاشه.

00:37:24.920 --> 00:37:27.400
چونکه به دنبال عشق
باید که سکس باشه.

00:37:27.560 --> 00:37:30.320
و این دلیل غایی
وجود سکسه.

00:37:30.480 --> 00:37:33.280
در غیر اینصورت،
چیزی هم وجود نداشت.

00:37:44.400 --> 00:37:47.320
عجب سوالی از من شد...

00:37:47.480 --> 00:37:49.320
اینکه اصلا کسی عاشقم شده؟

00:37:49.480 --> 00:37:51.960
راستش رو اگه بگم، نه.

00:37:56.240 --> 00:37:57.480
کسی عاشقم نبوده...

00:38:00.160 --> 00:38:01.840
به مهمونیا می‌رفتم

00:38:02.000 --> 00:38:04.440
اما نمی‌رفتم که برقصم، چونکه

00:38:04.600 --> 00:38:08.080
اگه راستش رو می‌خواین،
هرگز رقص رو یاد نگرفتم.

00:38:09.600 --> 00:38:12.240
سعیشو کردم،
اما جواب نداد.

00:38:16.520 --> 00:38:18.160
پس، منم ازش دست کشیدم.

00:38:23.800 --> 00:38:25.160
وقتی با کسی ازدواج می‌کنین،

00:38:25.320 --> 00:38:27.320
همونجوری که هست همسرش می‌شین.

00:38:27.480 --> 00:38:30.040
هر لحظه اون رو،
برای همونی که هست عاشقشین.

00:38:30.200 --> 00:38:31.800
یه حادثه‌ای برام پیش اومد

00:38:31.960 --> 00:38:34.440
که دست و پاهام رو از دست دادم.

00:38:34.600 --> 00:38:37.600
زنی که باهاش بودم با یه مرد
بدون دست و پا ازدواج نکرده بود

00:38:37.760 --> 00:38:39.680
اما تا چندین سال

00:38:39.840 --> 00:38:42.280
پام واساد.

00:38:42.440 --> 00:38:44.400
آخرش از هم جدا شدیم.

00:38:44.560 --> 00:38:46.160
طلاق گرفتیم.

00:38:46.320 --> 00:38:48.800
باید یه زندگی جدیدی رو شروع می‌کردم.

00:38:48.960 --> 00:38:51.600
سه سال طول کشید تا
رنج جدایی رو از سر بگذرونم

00:38:51.760 --> 00:38:53.720
بعده سه سال به خودم گفتم:

00:38:53.880 --> 00:38:55.680
نمی‌تونی همینجور واسه خودت باشی!

00:38:55.840 --> 00:38:58.480
پس، تو یه سایت اینترنتی اسمم رو نوشتم.

00:38:58.640 --> 00:39:00.320
یه سایت همسریابی، قرار ملاقات

00:39:00.480 --> 00:39:02.880
اولش، فقط یه عکس از
صورتم گذاشتم.

00:39:03.040 --> 00:39:04.840
باقیش رو برای سورپرایز گذاشتم.

00:39:05.000 --> 00:39:07.120
نشون نمی‌دادم که
پا و دستام رو از دست دادم.

00:39:07.280 --> 00:39:09.000
یجوری باعث تفریحمم شده بود

00:39:09.160 --> 00:39:11.480
اما وقتی به مردم
از معلولیتم می‌گفتم

00:39:11.640 --> 00:39:13.080
هیچکس جوابی بهم نمی‌داد.

00:39:13.240 --> 00:39:14.600
پس، معلولیتم رو ظاهر کردم

00:39:14.760 --> 00:39:16.800
تا که یه روز،
سوزانا رودیدم

00:39:16.960 --> 00:39:19.600
و اینجوری شد که
عشق پیدا شد

00:39:19.760 --> 00:39:21.640
الان برای هشت ساله که با همیم.

00:39:21.800 --> 00:39:24.040
سوزانا ۳ تا دختر و
منم ۲ تا پسر دارم.

00:39:24.200 --> 00:39:25.400
یه سگه یه چشم هم داریم

00:39:25.560 --> 00:39:27.480
با ۴ تا گربه و یه خوکچه‌ی هندی.

00:39:27.640 --> 00:39:30.120
یه خانواده ی بزرگ از نو ساخته شده.

00:39:30.280 --> 00:39:31.520
هر چیزی امکان‌پذیره.

00:39:31.760 --> 00:39:32.960
من عشق رو از نو پیدا کردم

00:39:33.120 --> 00:39:34.840
و ما همدیگرو خیلی دوست داریم.

00:39:38.200 --> 00:39:41.280
الان ۱۸ سال می‌شه که با شوهرم هستم.

00:39:41.800 --> 00:39:44.840
او تا حالا نگفته که:
دوست دارم.

00:39:45.000 --> 00:39:46.440
اما می‌دونم که داره.

00:39:46.600 --> 00:39:49.760
گاهی اوقات،
چشم‌ها بهتر از زبان حرف می‌زنن.

00:39:50.200 --> 00:39:52.120
وقتی جوونتر بودم، تعجب می‌کردم که

00:39:52.280 --> 00:39:54.680
چجوری مردم تا این همه مدت
پیش هم می‌مونن و

00:39:54.840 --> 00:39:56.920
عشقشون از بین نمی‌ره.

00:39:57.160 --> 00:39:59.440
از طرفی، نمی‌تونستم فکر این رو
هم کنم که

00:39:59.600 --> 00:40:01.920
چجوری می‌شه تا بیست سال
با یه نفر همبستر شد.

00:40:02.080 --> 00:40:05.240
فکر می‌کردم خسته‌کننده باشه.
اما نه، نیست!

00:40:05.480 --> 00:40:07.040
هر روز،

00:40:07.200 --> 00:40:08.400
فکر می‌کنم،

00:40:08.560 --> 00:40:10.320
که دیروز عشقم کمرنگ‌تر بود.

00:40:10.480 --> 00:40:12.280
امروزه که عشق به رنگ اصلیشه!

00:40:12.800 --> 00:40:15.040
و همینجوری یک سال می‌گذره.

00:40:15.200 --> 00:40:18.080
این عشق حتا پررنگ‌تر هم می‌شه.

00:40:19.200 --> 00:40:20.680
شب‌ها که به رختخواب می‌رم

00:40:20.840 --> 00:40:22.600
به شوهرم نگاه می‌کنم و
فکر می‌کنم

00:40:23.640 --> 00:40:25.240
که اگه اون بمیره

00:40:25.400 --> 00:40:28.360
هیچ جایگزینی براش ندارم.

00:40:34.920 --> 00:40:36.480
بعد از یه ازدواجه...

00:40:36.640 --> 00:40:39.000
۵۰ سال...۴۹ ساله...

00:40:39.160 --> 00:40:40.960
۵۱ ساله

00:40:42.160 --> 00:40:44.960
زنم مریضی سختی گرفت

00:40:46.440 --> 00:40:48.440
درست قبل از اینکه

00:40:48.600 --> 00:40:50.960
سالگرد ۵۰ سالگی ازدواجمون
رو جشن بگیریم

00:40:51.440 --> 00:40:54.320
اون حدود دو سال

00:40:54.480 --> 00:40:56.280
رنج سختی رو تحمل مرد

00:40:56.840 --> 00:40:58.440
و ناتوان از مراقبت از خودش بود.

00:40:59.200 --> 00:41:01.600
پس دو ساله از زندگیش رو

00:41:01.760 --> 00:41:03.800
من پرستارش بودم،

00:41:04.240 --> 00:41:06.440
من دوستش بودم،
دکترش بودم

00:41:06.600 --> 00:41:08.880
عاشقش بودم وشوهرش بودم.

00:41:09.840 --> 00:41:12.440
بقیه همه از من می‌خواستن که

00:41:12.600 --> 00:41:15.080
یه پرستار همیشگی براش بگیرم

00:41:15.880 --> 00:41:18.400
و همسرم خواهش می‌کرد که نه.

00:41:18.560 --> 00:41:20.800
اون فقط من رو می‌خواست تا ازش
مراقبت کنم.

00:41:20.960 --> 00:41:23.560
و منم عاشق این کار بودم

00:41:23.720 --> 00:41:26.560
و خودم همه‌ی کارا رو می‌کردم.

00:41:26.720 --> 00:41:28.200
سوار ماشینش می‌کردم،

00:41:28.360 --> 00:41:30.520
کپسول اکسیژنش رو می‌بردم،

00:41:30.680 --> 00:41:31.800
ویلچرش رو می‌بردم،

00:41:31.960 --> 00:41:34.440
ولچرو جمعش می‌کردم،
همه جا هلش می‌دادم

00:41:34.600 --> 00:41:36.240
برش می‌گردوندم،
می‌رسوندمش خونه

00:41:36.400 --> 00:41:38.200
حموم می‌بردمش و تو
رختخواب می‌گذاشتمش.

00:41:38.360 --> 00:41:39.600
و عاشق این  بودم

00:41:39.760 --> 00:41:41.960
که می‌تونم کاری براش بکنم

00:41:42.120 --> 00:41:43.520
بدون هیچ کس دیگه‌ای.

00:41:43.680 --> 00:41:45.360
و اون هم قدردان بود.

00:41:45.520 --> 00:41:47.240
عشق همینه.

00:41:50.680 --> 00:41:54.440
می‌خوام از یه لحظه‌ی جادویی
با پدربزرگم بگم که

00:41:54.600 --> 00:41:57.400
بعد از دنیا رفتن مادربزرگم بود.

00:41:57.560 --> 00:41:58.800
رفته بودم که پدربزرگ رو ببینم.

00:41:58.960 --> 00:42:01.240
می‌دونستم که داره رنج می‌کشه،

00:42:01.400 --> 00:42:05.400
اما ازینکه  تو چه وضعیه مطمئن نبودم.

00:42:05.560 --> 00:42:07.520
۶۵ سال می‌شد که مادربزرگ با پدربزرگ
زندگی می‌کرد و

00:42:07.680 --> 00:42:09.560
و همین‌طور هم رانندش

00:42:09.720 --> 00:42:11.680
من گفتم که: پدربزرگ...

00:42:12.360 --> 00:42:14.040
حالتون چطوره؟

00:42:14.200 --> 00:42:16.720
اون جواب داد که:
می‌دونی که فقط با چهار دلار...

00:42:16.880 --> 00:42:19.240
...می‌تونم هرجا که بخوام تو این شهر برم؟

00:42:19.400 --> 00:42:21.240
من گفتم عجب، چه عالی پدربزرگ!

00:42:21.400 --> 00:42:24.200
اون گفتش:
خب، من رفتم یه سوپرمارکتی...

00:42:24.360 --> 00:42:27.000
... و رفتم پیش خانم فروشنده و بهش گفتم:

00:42:27.160 --> 00:42:29.280
این لیست خریده منه،
می‌تونین کمکم کنین پیداشون کنم؟

00:42:29.440 --> 00:42:32.160
چونکه همسرم بتازگی مقیم بهشت
شده.

00:42:33.040 --> 00:42:34.000
و من جواب دادم:

00:42:34.160 --> 00:42:37.600
پدربزرگ، شما همیشه به من
کمک کردی که نیمه‌ی پر لیوان رو ببینم

00:42:37.760 --> 00:42:38.880
و اون کمی عقب رفت و

00:42:39.040 --> 00:42:41.360
تو چشمای من نگاه کرد و گفت:

00:42:41.760 --> 00:42:43.760
چه لیوان زیبایی.

00:46:12.920 --> 00:46:16.400
وقتی دوازده‌سالم بود

00:46:16.560 --> 00:46:18.360
از خونه‌ی پدربزرگم فرار کردم

00:46:18.520 --> 00:46:20.320
به خاطر تجاوز.

00:46:20.480 --> 00:46:23.160
رفتم که تو خیابون‌ها زندگی کنم.

00:46:23.600 --> 00:46:26.680
اینجوری ادامه دادن برام بهتر بود و

00:46:26.840 --> 00:46:31.320
سعی  می‌کردم که مستقل بشم.

00:46:32.320 --> 00:46:35.200
چیزی که هیچوقت نمی‌بخشم

00:46:35.360 --> 00:46:37.880
درباره‌ی مامانمه.

00:46:40.400 --> 00:46:43.880
چونکه فروختن من  کار خوبی نبود.

00:46:45.040 --> 00:46:48.120
چونکه ما بچه‌های اون بودیم

00:46:48.920 --> 00:46:51.520
و اون به‌خاطر دنیا آوردنمون
رنج کشیده بود.

00:46:52.240 --> 00:46:55.600
برای همین هیچوقت نمی‌بخشم.

00:47:00.520 --> 00:47:03.040
سخت‌ترین لحظه‌ی

00:47:03.200 --> 00:47:04.960
کل زندگی من

00:47:06.880 --> 00:47:09.160
مرگ بابام بود.

00:47:09.320 --> 00:47:10.800
چونکه...

00:47:16.160 --> 00:47:18.120
نمی‌خوام گریه کنم.

00:47:24.080 --> 00:47:26.160
اون از من حمایت می‌کرد

00:47:26.320 --> 00:47:28.000
اون اگه بود...

00:47:29.480 --> 00:47:32.360
اون اگه بود، من و برادرهام
رو تشویق می‌کرد.

00:47:39.640 --> 00:47:43.120
من دیگه از هیچی نمی‌ترسم.

00:47:43.600 --> 00:47:47.120
چونکه خیلی چیزهای وحشتناکی
به سرم اومده

00:47:47.280 --> 00:47:49.360
ودیگه به اون‌ها عادت کردم.

00:47:50.960 --> 00:47:54.000
و خیلی سخته که دیگه
بخوام از چیزی بترسم.

00:47:54.160 --> 00:47:56.360
وقتی اون‌ها بهم میگن که:

00:47:56.520 --> 00:47:59.320
می‌زنیمت، می‌کشیمت -

00:47:59.480 --> 00:48:02.120
بهشون می‌گم که:
نه! من نمی‌ترسم.

00:48:02.520 --> 00:48:04.720
و اگه این کارا رو هم بکنن

00:48:04.880 --> 00:48:07.920
باز هم نمی‌ترسم.

00:48:11.920 --> 00:48:16.760
بابام عادت داشت که بهم بگه

00:48:17.520 --> 00:48:20.280
اشکال نداره اگه زمین بخوری،

00:48:20.440 --> 00:48:22.800
فقط باید دوباره بلند بشی.

00:48:22.960 --> 00:48:25.520
و اگه می‌افتادم،
باید که دوباره بلند می‌شدم.

00:48:25.680 --> 00:48:29.280
همیشه  دوباره بلند می‌شدم!

00:48:29.440 --> 00:48:32.280
کمک همیشگی من همین بود.

00:48:32.440 --> 00:48:35.280
اگه بخوام مثل قبل بمونم

00:48:35.440 --> 00:48:37.640
باید همش گریه کنم

00:48:37.800 --> 00:48:40.600
باید بداخلاق باشم

00:48:42.400 --> 00:48:45.200
و باید که با کسی دوست نشم.

00:48:47.680 --> 00:48:49.800
ولی آدم باید بدونه

00:48:49.960 --> 00:48:53.480
که چجوری بازی کنه و چجوری بخنده

00:48:54.320 --> 00:48:57.480
چونکه موندن تو گذشته‌ها فایده‌ای نداره.

00:48:57.640 --> 00:49:00.080
باید برای الان زندگی کرد.

00:49:05.840 --> 00:49:07.680
برای من، خانواده

00:49:08.600 --> 00:49:11.040
یعنی صمیمیت

00:49:11.200 --> 00:49:12.760
یعنی بیای خونه و

00:49:12.920 --> 00:49:14.600
ازت احوالپرسی کنن

00:49:14.760 --> 00:49:16.720
"چه خوب که برگشتی"!

00:49:16.880 --> 00:49:18.120
یعنی کمک به برادرهام

00:49:18.280 --> 00:49:20.600
تو کارهایی که دیگه می‌دونم چجوری
انجامشون بدم.

00:49:20.760 --> 00:49:23.120
چونکه من از بقیشون بزرگترم

00:49:23.280 --> 00:49:24.720
و بهشون یاد هم می‌دم

00:49:25.320 --> 00:49:28.000
خانواده یعنی ببینی که بابا
از سرکارش راضی برگرده و

00:49:28.160 --> 00:49:29.480
بشینه رو صندلی راحتیش

00:49:29.640 --> 00:49:31.720
و منم براش قهوه درست کنم .

00:49:32.160 --> 00:49:33.880
تا حال خودم هم جا بیاد.

00:49:34.040 --> 00:49:36.280
تا حس کنم که کاملم.

00:49:36.440 --> 00:49:38.040
اگه یه نفر کامل نباشه،

00:49:38.200 --> 00:49:41.240
مثل این می‌مونه که قلبش
دنبال چیزیه که گمش کرده.

00:49:41.400 --> 00:49:43.400
"من چه مرگم شده؟"

00:49:43.560 --> 00:49:44.760
"کجاست؟"

00:49:46.240 --> 00:49:47.680
خانواده چیزیه مثل

00:49:47.840 --> 00:49:49.640
مثل خوشحالی،
مثل یه چیزه عالی.

00:49:51.160 --> 00:49:52.600
اصلا یه چیز دیگست.

00:49:53.160 --> 00:49:54.560
از درون پر می‌شی.

00:49:58.600 --> 00:50:00.080
وقتی که جوون بودم

00:50:00.240 --> 00:50:02.960
فکر نمی‌کردم که پیش

00:50:03.680 --> 00:50:05.400
اون جماعت مذهبی‌ای که عضوشون شده بودم

00:50:05.560 --> 00:50:07.440
بخوام بمونم

00:50:07.600 --> 00:50:10.160
و حدسم اینه که اونوقت متوجه نبودم

00:50:10.320 --> 00:50:12.040
که ثمره‌ی این کارم چیه

00:50:12.200 --> 00:50:14.520
و شایدم برای این تصمیم رو گرفته بودم که

00:50:14.680 --> 00:50:16.800
بچه‌ای نداشتم

00:50:16.960 --> 00:50:18.480
و برعکس آدم‌های دیگه

00:50:18.640 --> 00:50:20.080
خانواده‌ای هم نداشتم.

00:50:20.240 --> 00:50:23.400
واقعا فکر می‌کنم که اونوقت
متوجه نبودم.

00:50:23.560 --> 00:50:25.280
اما بعدش که گذشت

00:50:26.160 --> 00:50:28.760
خواهرم(ناتنی) روکه سرطان داشت

00:50:30.360 --> 00:50:31.800
از دست دادم

00:50:31.960 --> 00:50:34.360
و وقتی که خانواده‌اش رو دیدم

00:50:34.520 --> 00:50:36.560
فهمیدم که

00:50:37.160 --> 00:50:40.640
اگه من بمیرم،
کسی نخواهد بود...

00:50:42.400 --> 00:50:44.960
که اینطور برای من هم اشک بریزه.

00:51:01.680 --> 00:51:04.640
وقتی زمان می‌گذره،
متوجه می‌شی

00:51:05.120 --> 00:51:08.560
که تو همانند والدین آدم‌های
دیگه‌ای شدی

00:51:08.720 --> 00:51:10.760
که همراهشون کار می‌کنی

00:51:10.920 --> 00:51:12.320
یا باهاشون دوست شدی

00:51:12.480 --> 00:51:15.080
یا که به هر شکل بالاخره
با تو نسبتی پیدا کردن.

00:51:15.240 --> 00:51:18.720
پس، اگه حتا توخانواده‌‌ای از خودت نداری

00:51:18.880 --> 00:51:21.080
باز هم یه خانواده داری.

00:51:21.800 --> 00:51:24.800
پس اهمیت موضوع برای من اینطوریه.

00:51:27.880 --> 00:51:31.240
من همیشه می‌خواستم که صاحب
پسری باشم

00:51:31.400 --> 00:51:33.960
چند دختر داشتم، اما دیگه پسر می‌خواستم

00:51:34.120 --> 00:51:37.760
تا که بهم کمک کنه و عصای دستم باشه.

00:51:37.920 --> 00:51:41.520
پسر من، همین که نگام می‌کنه

00:51:41.680 --> 00:51:44.680
یک دنیا معنا تو چشم‌هاشه

00:51:44.840 --> 00:51:46.840
وقتی کارهای عجیب‌غریب می‌کنیم...

00:51:48.640 --> 00:51:51.880
سعی می‌کنم که بهش توضیح بدم.

00:51:52.040 --> 00:51:53.840
اغلب بهش می‌گم:

00:51:54.680 --> 00:51:56.560
می‌گن وقتی

00:51:58.520 --> 00:52:00.840
که خدا...

00:52:06.240 --> 00:52:07.760
این بچه رو

00:52:07.920 --> 00:52:10.560
به این خانواده‌ داده،

00:52:10.720 --> 00:52:13.680
فرشتگان می‌پرسند که:
خدایا

00:52:13.840 --> 00:52:17.680
چرا به این خانواده بچه‌ای
معلول دادی؟

00:52:17.840 --> 00:52:21.840
اون‌ها که زندگیشون خوب بود.
اون‌ها که خوشحال بودن.

00:52:22.000 --> 00:52:24.680
چرا چنین بار گرانی رو بر دوششون گذاشتی؟

00:52:24.840 --> 00:52:26.760
خدا جوابشون می‌ده که:

00:52:26.920 --> 00:52:28.720
"من آن خانواده را انتخاب کردم

00:52:30.720 --> 00:52:33.560
تا که وجود مرا به آن
فرزند یاد بدهند،

00:52:33.720 --> 00:52:35.280
تا یاد بدهند که من همه جا حاضرم،

00:52:35.440 --> 00:52:37.840
در برگ درختان و در وزش باد."

00:52:40.400 --> 00:52:42.400
به همین دلیله که من به پسرم می‌گم

00:52:43.080 --> 00:52:44.640
بهش می‌گم که...

00:52:52.040 --> 00:52:54.000
همیشه بهش می‌گم

00:52:54.160 --> 00:52:57.240
بهش می‌گم:
آلیوشا! نگاه کن!

00:52:58.040 --> 00:53:00.280
اون یه برگ درخته

00:53:05.360 --> 00:53:07.400
و به اون‌ها گل می‌گن.

00:53:09.800 --> 00:53:11.520
و این چیزا رویهم‌رفته

00:53:12.480 --> 00:53:14.360
سبب خوشحالیه زندگیه منه.

00:53:15.200 --> 00:53:18.520
غروب‌ها که پیش آلیوشام

00:53:18.680 --> 00:53:20.040
بهش می‌گم:

00:53:21.480 --> 00:53:23.920
نگاه کن پسرم

00:53:24.800 --> 00:53:27.720
اونا ستاره‌هان

00:53:28.320 --> 00:53:29.800
و اون

00:53:30.800 --> 00:53:32.440
اون‌ها رو می‌بینه

00:53:33.520 --> 00:53:35.120
و با چشم‌های بالغش

00:53:35.880 --> 00:53:39.680
به من نگاه می‌کنه.

00:53:39.840 --> 00:53:41.720
من این رو می‌فهمم

00:53:42.240 --> 00:53:44.960
که پسرم روحی داره

00:53:46.880 --> 00:53:49.240
که بسیار از من قویتره،

00:53:49.400 --> 00:53:51.400
که این پسرمه که من و

00:53:51.560 --> 00:53:55.160
تمام خانوادم رو هدایت می‌کنه.

00:53:55.320 --> 00:53:56.920
به این دلیل...

00:53:58.960 --> 00:54:01.480
حالا می‌فهمم

00:54:01.640 --> 00:54:03.040
که عشق چیه

00:54:04.200 --> 00:54:06.640
و به چه معناییه.

00:54:06.800 --> 00:54:08.680
زیرا برای با هم زندگی کردن

00:54:08.840 --> 00:54:11.640
تو بایدت خودت رو

00:54:11.800 --> 00:54:13.360
و همسرت رو

00:54:13.560 --> 00:54:15.440
و بچه‌هات رو

00:54:16.320 --> 00:54:18.200
و کوچیک و بزرگ رو
دوست داشته باشی.

00:54:19.600 --> 00:54:22.800
تو باید خانواده و
والدینت رو دوست داشته باشی

00:54:22.960 --> 00:54:25.040
پدر و مادر من زنده‌ان.

00:54:26.680 --> 00:54:28.360
تو باید تمام

00:54:29.040 --> 00:54:30.840
بشریت رو دوست داشته باشی

00:54:31.000 --> 00:54:33.000
به خاطر واقعیت
وجودی اون‌ها

00:54:34.280 --> 00:54:36.160
و به سبب اینکه
عشق به مردمه

00:54:38.000 --> 00:54:41.080
که می‌تونه دنیا رو نجات بده.

00:59:13.480 --> 00:59:15.800
نه، هرگز بهش فکر نکردم.

00:59:15.960 --> 00:59:18.720
دوست نداشتم که که یک مرد باشم.

00:59:18.880 --> 00:59:21.960
چون مردها
زندگی راحتی دارن.

00:59:22.560 --> 00:59:23.880
خیلی راحت

00:59:25.240 --> 00:59:29.040
و زندگی‌های راحت خسته‌کننده‌ان..

00:59:29.600 --> 00:59:32.760
کار و بارشون هم راحته

00:59:32.920 --> 00:59:34.800
و آسونتر اینکه
ماجراهای عشقیشون هم

00:59:34.960 --> 00:59:37.600
آسوننتر برگزار می‌شه.

00:59:37.760 --> 00:59:40.200
برای زنها،
اما همه چی سختتره.

00:59:40.360 --> 00:59:43.440
اما با وجود همه‌ی این سختی‌ها،
تلاش برای رسیدن

00:59:43.600 --> 00:59:46.480
به اهداف همچنان جذابه.

00:59:47.800 --> 00:59:51.200
پس اگه نمی‌پرسیدین هم،

00:59:51.360 --> 00:59:53.000
من زن بودنم رو ترجیح می‌دادم.

00:59:54.480 --> 00:59:58.080
احساس ضعف بهم دست می‌ده،
وقتی که مثلا

00:59:58.760 --> 01:00:01.960
یک زن ریزجثه‌ای وارد
فروشگاه بشه و

01:00:02.120 --> 01:00:04.560
یه چیزی اون بالا ببینه و
به من بگه که

01:00:04.720 --> 01:00:06.640
کاش یه مردی بود که اون
جنس رو به من می‌رسوند.

01:00:06.800 --> 01:00:10.000
نباید که حتما مرد باشی.
خودت بپر و برش دار.

01:00:10.160 --> 01:00:12.600
مگه دست نداری؟
پس چرا یه مرد؟

01:00:12.760 --> 01:00:14.000
دیگه چی؟

01:00:14.160 --> 01:00:16.120
این خیلی منو عصبانیم می‌کنه.

01:00:17.520 --> 01:00:19.920
واقعا دوست ندارم
ببینم که زن‌ها...

01:00:20.080 --> 01:00:24.080
اصلا متنفرم ازینکه زن‌ بودن
نشانه‌ای برای تبعیض بشه.

01:00:25.920 --> 01:00:28.120
الان دیگه احساس آزادی می‌کنم.

01:00:28.720 --> 01:00:30.040
برای اینکه

01:00:30.960 --> 01:00:34.400
خیلی کارها رو می‌تونم بکنم

01:00:34.800 --> 01:00:36.920
اونم بدون عجله‌.

01:00:37.560 --> 01:00:38.800
بعدش؟

01:00:38.960 --> 01:00:40.720
من دیگه طلاق گرفتم.

01:00:44.320 --> 01:00:45.680
ببخشید.

01:00:46.600 --> 01:00:48.120
عذز می‌خوام.

01:00:53.760 --> 01:00:56.120
نباید اینو می‌گفتم، نه؟

01:00:56.280 --> 01:00:57.400
ببخشید.

01:00:57.560 --> 01:00:59.520
از نو بگیریم؟

01:01:01.120 --> 01:01:02.440
همینجوری خوبه؟

01:01:03.800 --> 01:01:06.320
می‌دونم که نباید به این موضوع می‌خندیدم

01:01:06.480 --> 01:01:09.520
اما احساس خوبی دارم،
احساس آزادی

01:01:12.000 --> 01:01:14.040
شوهر من دو تا زن داشت.

01:01:14.640 --> 01:01:17.080
برای اینکه اون چند زنست.

01:01:18.240 --> 01:01:20.280
اینجا تو سنگال

01:01:20.440 --> 01:01:22.160
با رواج چند زنه بودن

01:01:22.320 --> 01:01:24.760
بعضیا تا ۴ تا زن هم دارن

01:01:24.920 --> 01:01:28.320
بقیه هم ۲ یا ۳ تا.

01:01:28.480 --> 01:01:31.560
اما بعضیا هم فقط یه زن دارن.

01:01:31.960 --> 01:01:33.200
خب، هرچی خودشون بخوان.

01:01:33.360 --> 01:01:37.520
بعضیا که دیگه ۹،۸،۷،۶،...
تا ۱۰ تا زن هم دارن

01:01:37.680 --> 01:01:39.960
اما شوهر من دو تا زن داره

01:01:40.400 --> 01:01:41.560
دو تا زن.

01:01:41.720 --> 01:01:44.120
من اولیم و اون یکی زن دوم.

01:01:44.280 --> 01:01:46.360
با هم در آرامش زندگی می‌کنیم.

01:01:46.520 --> 01:01:48.600
اون زن، دوستمه.

01:01:49.240 --> 01:01:52.280
اون واقعا منو دوست داره
و منم اون رو دوسش دارم.

01:01:53.560 --> 01:01:54.680
جفتمون خوش‌شانسیم.

01:01:54.880 --> 01:01:57.880
اینجا چند همسری برای زن‌ها وجود نداره.

01:01:58.040 --> 01:02:00.240
گفتم خوش شانس،

01:02:00.400 --> 01:02:02.760
چون اگه زنم مرد دیگه‌ای رو دوست می‌داشت

01:02:02.920 --> 01:02:04.720
اوضاع یه کم سخت و

01:02:04.880 --> 01:02:06.440
درهم پیچیده می‌شد.

01:02:06.600 --> 01:02:08.440
چونکه من به شدت حسودم.

01:02:08.600 --> 01:02:10.320
بیش از حد حسود.

01:02:10.480 --> 01:02:12.400
نمی‌تونم تحمل کنم که

01:02:12.560 --> 01:02:15.000
زنم یک شب رو

01:02:15.160 --> 01:02:16.720
تو آغوش مرد دیگه‌ای بگذرونه

01:02:16.880 --> 01:02:19.360
و شب بعدش بیاد پیش من.

01:02:19.520 --> 01:02:21.560
اصلا نمی‌تونم تحمل کنم.

01:02:21.720 --> 01:02:23.440
پس، خوش‌شانسم که

01:02:23.600 --> 01:02:25.360
چند همسری برای زن‌ها

01:02:25.520 --> 01:02:27.640
اینجا تو بورکینافاسو وجود نداره.

01:02:27.800 --> 01:02:31.440
چونکه تصورش هم برای من سخته.

01:02:32.440 --> 01:02:35.000
وقتی که رفتم پیش همسرم و

01:02:35.760 --> 01:02:38.120
تو خونشون توی سانفرانسیسکو موندم...

01:02:38.280 --> 01:02:39.800
- اون زن من نیست

01:02:39.960 --> 01:02:41.520
اما ما با هم زندگی می‌کنیم -

01:02:42.560 --> 01:02:44.160
آره، اونموقع یه هفته‌ای می‌شد که

01:02:44.320 --> 01:02:45.720
که تازه با هم آشنا شده بودیم.

01:02:46.280 --> 01:02:48.520
یه روز صبح از خواب بلند شدم و گفتم:

01:02:48.680 --> 01:02:51.480
ازت این رو می‌خوام و این رو و این رو

01:02:52.600 --> 01:02:54.400
و تو می‌افتی توی شک

01:02:54.560 --> 01:02:56.800
زنی که من باهاش می‌مونم،
نباید "نه" گفتناش زیاد باشن

01:02:56.960 --> 01:02:58.960
بلکه برعکس، خیلی هم
"آره گو باشه"

01:02:59.200 --> 01:03:01.560
در غیر اینصورت،
رابطه‌ بی رابطه.

01:03:01.720 --> 01:03:04.160
و حدود یه ماه گذشت تا که اون

01:03:04.320 --> 01:03:06.160
بفهمه که نباید زیاد "نه" بگه.

01:03:06.640 --> 01:03:09.600
که بفهمه که اصلا نه گفتنی
نباید درکار باشه.

01:03:09.760 --> 01:03:13.680
خب، اینه اون زن زبل و زننده‌ای
که من دارم

01:03:13.840 --> 01:03:17.440
اون فوق‌العادست و
به طرز وحشتناکی منحصر بفرده.

01:03:17.600 --> 01:03:19.280
اون جوریه که...

01:03:19.440 --> 01:03:22.760
مثل، مثل اینکه برا این بزرگ شده
تا از مردش ستایش کنه

01:03:22.920 --> 01:03:25.000
مثل زن‌های عهد قدیم مکزیکی

01:03:25.160 --> 01:03:26.680
که می‌دونستن کی حرف بزنن و کی نه.

01:03:26.840 --> 01:03:29.640
این معنیش این نیست
که اصلا چیزی نباید بگن

01:03:29.800 --> 01:03:32.680
و به معنی اینم نیست که
من هیچ راهنمایی نمی‌خوام،

01:03:32.840 --> 01:03:34.400
اما، تو خونه‌ی من

01:03:34.560 --> 01:03:36.200
این مرده که مرده خونست.

01:03:37.880 --> 01:03:40.600
آخر هفته‌ها، تو خونه،
من آشپزی می‌کنم.

01:03:40.760 --> 01:03:42.760
یه روز یه دوستیم اومد خونمون و

01:03:42.920 --> 01:03:44.960
ازم پرسید:
تو آشپزی می‌کنی؟

01:03:45.120 --> 01:03:46.000
گفتم آره.

01:03:46.160 --> 01:03:47.200
مگه زنت مریض شده؟

01:03:47.360 --> 01:03:50.560
گفتمش که نه، داره استراحت می‌کنه.

01:03:50.720 --> 01:03:52.400
چی؟ تو داری آشپزی می‌کنی و

01:03:52.560 --> 01:03:55.000
زنت واسه خودش داره استراحت می کنه؟

01:03:55.160 --> 01:03:58.000
گفتمش آره خب.
به فراغت احتیاج داره.

01:03:58.160 --> 01:04:02.000
دوستم گفت که زنم هیچوقت نباید
بیاد خونه‌ی شما.

01:04:02.160 --> 01:04:05.840
تو افکارش رو عوض می‌کنی و

01:04:06.000 --> 01:04:07.680
وقتی بیاد خونمون

01:04:07.840 --> 01:04:09.520
اونم از من می‌خواد که
براش آشپزی بکنم.

01:04:10.320 --> 01:04:12.600
بهش گفتم که:
تو باید سر عقل بیای.

01:04:12.760 --> 01:04:14.720
اون‌ها هم فراغتشون رو می خوان.

01:04:15.320 --> 01:04:16.920
در هر حال، من دوست دارم

01:04:17.080 --> 01:04:19.400
که برای خونوادم غذا بپزم.

01:04:23.640 --> 01:04:25.320
من تو زندان بسر می‌برم

01:04:25.480 --> 01:04:27.600
چونکه بچه‌ام رو انداختم.

01:04:27.760 --> 01:04:32.000
من نمی‌تونستم به درس خوندنم
ادامه بدم

01:04:32.160 --> 01:04:34.360
چون توی مدرسه‌ی شبانه‌روزی بودم

01:04:34.920 --> 01:04:38.720
و نمی‌خواستم که وقفه‌ای تو تحصیلم بیفته.

01:04:38.880 --> 01:04:42.440
معلوم بود که طول می‌کشه

01:04:42.600 --> 01:04:47.400
حاملگی، تولد، شیردهی

01:04:47.560 --> 01:04:50.080
اصلا حساب این چیزا رو نمی‌خواستم کنم

01:04:50.240 --> 01:04:54.120
پس، تصمیم گرفتم که
بچم رو سقط کنم.

01:04:56.760 --> 01:04:58.800
الانم اگه از کارم راضیم

01:04:58.960 --> 01:05:03.000
برای اینه که فردا روزی که از
زندان آزاد شم

01:05:03.280 --> 01:05:07.360
تحصیلم رو ادامه می‌دم

01:05:07.520 --> 01:05:09.520
و کار می‌کنم

01:05:10.160 --> 01:05:13.080
و شاید یه روزی، بچه‌دارم بشم.

01:05:13.240 --> 01:05:16.200
درست مثل دیگران می‌شم.

01:05:27.320 --> 01:05:29.600
برای اینکه تجاوزی نشه
راه حل هست.

01:05:30.240 --> 01:05:31.920
درباره‌ی من خب سخت بود، چون

01:05:32.080 --> 01:05:34.000
بدترین نوع از تجاوز به حقوق به من می‌شد.

01:05:34.160 --> 01:05:36.000
یه تفنگ روی پیشونیم بود و

01:05:36.160 --> 01:05:39.120
بهم گفته می‌شد که زانو بزنم
و برای زندگیم التماس کنم.

01:05:39.920 --> 01:05:43.080
و منم این کارو می‌کردم.
چون بچه‌هام داشتن نگاه می‌کردن

01:05:43.240 --> 01:05:44.840
یا که باید از خونه بیرون می‌رفتم

01:05:45.000 --> 01:05:47.760
و مجبور به خوابیدن روی پله‌ها می‌شدم.

01:05:47.920 --> 01:05:50.080
اگه ازونجا تکون می‌خوردم،
روز بعدش به شدت کتک می‌خوردم.

01:05:50.240 --> 01:05:52.600
خیلی سخت بود،
چونکه که فکر می‌کردم که این منم.

01:05:52.760 --> 01:05:55.160
که این منم که کاری رو
تو زندگی زناشوییمون

01:05:55.320 --> 01:05:56.680
به غلط انجام دادم.

01:05:57.440 --> 01:06:00.400
از بچه‌هام گفتم،
مهمترین چیزای زندگیم

01:06:00.560 --> 01:06:03.480
فکر می‌کردم،
که اگه حرکتی نکنم

01:06:03.640 --> 01:06:05.120
آخرش یا خودم می‌میرم

01:06:05.280 --> 01:06:06.760
و یا بچه‌هام می‌میرن

01:06:06.920 --> 01:06:08.200
پس، تصمیم گرفتم که بزنم بیرون

01:06:08.520 --> 01:06:10.400
یه کاری بکنم

01:06:10.560 --> 01:06:13.880
یه روز آخر رفتم خونه و بهش گفتم:
من دارم می‌رم.

01:06:14.800 --> 01:06:16.160
شوهرم یکدفعه شوکه شد

01:06:16.320 --> 01:06:19.440
چونکه اصلا حساب ترک کردن
من رو نکرده بود

01:06:19.600 --> 01:06:23.000
بهم گفت که: تو هرگز منو ترک نمی‌کنی،
تو منو خیلی دوست داری.

01:06:23.160 --> 01:06:25.440
و منم گفتم:
خب، می‌دونی چیه؟

01:06:25.960 --> 01:06:28.520
عشق یعنی همین. ترک کردن.

01:06:30.200 --> 01:06:33.640
دو تا انتخاب براش گذاشتم.
بهش گفتم:

01:06:33.800 --> 01:06:36.880
یا می‌ری یه جا مشاوره باهات کنن،
یا که من ترکت می‌کنم.

01:06:37.760 --> 01:06:39.760
می‌دونین؟
الان، اون مرد بهتری شده.

01:06:39.920 --> 01:06:42.880
ازون روز دیگه دست روم بلند نکرده.

01:06:43.040 --> 01:06:45.800
این برای ۹ سال پیش بود.

01:06:46.640 --> 01:06:49.320
آره، یعنی ۹ سال پیش، من زنی بودم
که هنوز بهش تجاوز می‌شد.

01:09:54.560 --> 01:09:55.960
من همجنس‌گرام.

01:09:56.120 --> 01:10:00.160
از موقعی که یه دختر کوچیک بودم
می‌دونستم که دخترا رو دوس دارم

01:10:00.320 --> 01:10:03.600
و این موضوع رو از خونوادم
مثل یه راز مخفی می‌کردم.

01:10:03.760 --> 01:10:06.880
یادمه اولین بار که این کلمه رو شنیدم،

01:10:07.040 --> 01:10:10.880
از یه مجری تلویزیونی بود که اعلامش کرد
(که خودش هم همجنس‌گرا بود)

01:10:11.040 --> 01:10:12.800
پدر و مادرم هم راجع بهش صحبت می‌کردن

01:10:12.960 --> 01:10:15.200
از بابام پرسیدم که:
بابا، همجنس‌گرا چیه؟

01:10:15.360 --> 01:10:19.800
گفتش که: دختریه که دخترای دیگه رو
دوست داره و آخرش هم به جهنم می‌رن.

01:10:19.960 --> 01:10:22.880
منم گفتم که: باشه.

01:10:23.040 --> 01:10:25.720
فورا رفتم بالا تو اتاقم و
در رو خیلی آروم

01:10:25.880 --> 01:10:26.800
بستم

01:10:26.960 --> 01:10:30.280
و بعدش سرم رو تو بالش کردم و
های های گریه کردم.

01:10:30.440 --> 01:10:32.760
و هر روز دعا می‌کردم و از خدا میخواستم:

01:10:32.920 --> 01:10:35.880
لطفا بگذار که پسرا رو دوست داشته باشم،
کاری کن که دگرجنس‌خواه باشم.

01:10:36.040 --> 01:10:38.560
برای اینکه می‌دونستم که تمایل من
خب به دخترهاست.

01:10:38.720 --> 01:10:40.520
پس بعدش، سعی کردم

01:10:41.280 --> 01:10:44.080
تا مثلا پسرا رو دوست داشته باشم،
اما هرگز این کارو نکردم

01:10:44.240 --> 01:10:45.840
و بعدش، کسی رو دیدم

01:10:46.840 --> 01:10:48.840
که برای من عشق زندگیم شد.

01:10:49.800 --> 01:10:51.760
Jenو اسم اون هست

01:10:52.680 --> 01:10:55.040
و اون...اوه...
دنیام رو تغییر داد.

01:10:55.200 --> 01:10:58.240
و من دیگه واقعا به باقی چیزها
اهمیتی نمی‌دادم.

01:10:58.400 --> 01:11:01.240
فقط می‌دونستم که می‌خوام پیشش باشم

01:11:01.960 --> 01:11:04.080
و عشق برای من همون بود.

01:11:08.240 --> 01:11:10.840
همجنس‌خواه بودن،
انتخاب یک گزینه نیست

01:11:11.000 --> 01:11:13.480
چیزیه که از درونت میاد

01:11:16.480 --> 01:11:19.560
هیچکسی هم کاریش نمی‌تونه کنه.

01:11:20.000 --> 01:11:22.880
درمان نداره.
چون اصلا بیماری نیست که بخواد درمان شه.

01:11:23.040 --> 01:11:25.040
آخه بقیه مدام می‌گن که ماها مریضیم.

01:11:25.200 --> 01:11:29.320
خونواده‌هامون حتا ما رو پیش دکتر می‌برن.

01:11:29.480 --> 01:11:31.120
یا پیش پیشواهای دینیمون

01:11:31.280 --> 01:11:34.240
اما اون حس تکون نمی‌خوره.

01:11:35.200 --> 01:11:36.960
من حتا مجبور شدم

01:11:37.120 --> 01:11:39.560
که با مردها باشم

01:11:40.760 --> 01:11:43.280
تا لااقل یه واحد جدا و مستقل پیدا کنم

01:11:44.680 --> 01:11:46.520
سخته، چونکه

01:11:47.920 --> 01:11:49.440
مجبور به کارایی می‌شدم

01:11:49.600 --> 01:11:52.200
که اصلنه اصلن نمی‌خواستم بکنم

01:11:52.360 --> 01:11:55.640
با اینکه انجامشون هم دادم...

01:11:56.320 --> 01:11:59.120
حتا از یکی دوستام خواستم که

01:11:59.280 --> 01:12:02.200
وانمود کنه که دوست پسرمه.

01:12:02.360 --> 01:12:04.400
اما اون، چه کار که بام نکرد...

01:12:04.560 --> 01:12:07.840
اون خودش رو به من تحمیل کرد

01:12:08.000 --> 01:12:10.640
و بعد ازون بود که من
ایدز گرفتم.

01:12:12.960 --> 01:12:15.720
این ماجرا برای سال ۲۰۰۳می‌شه.

01:12:16.440 --> 01:12:20.560
همه کاری کردم تا بتونم
یه جای مستقل پیدا کنم

01:12:20.720 --> 01:12:22.160
اما حالا

01:12:22.320 --> 01:12:24.840
می‌دونم که لازم نیست تا کاری کنم

01:12:25.000 --> 01:12:27.440
تا کسی رو راضی کنم.

01:12:28.600 --> 01:12:31.520
والدینم خیلی می‌ترسیدن که
نکنه من همینجور همجنس‌خواه بمونم

01:12:31.680 --> 01:12:33.520
برای همین وقتی بهشون گفتم که من
تغییر می‌کنم

01:12:33.680 --> 01:12:35.000
اون‌ها باورشون شد.

01:12:35.720 --> 01:12:37.840
هر روز ازم می‌پرسیدن:

01:12:38.000 --> 01:12:39.480
خب، عوض شدی؟

01:12:39.720 --> 01:12:41.520
و چون تغییر اینچنینی غیرممکنه

01:12:41.680 --> 01:12:44.040
سوالشون رو نشنیده می‌گرفتم.

01:12:44.200 --> 01:12:47.080
بعد از مدتی، بابام دیگه نتونست
بیشتر ازین تحمل کنه

01:12:47.320 --> 01:12:49.360
شروع کرد به داد کشیدن

01:12:49.520 --> 01:12:51.240
من رو می‌زد و می‌گفت:

01:12:51.400 --> 01:12:53.920
می‌دونستم که عوض نشدی،

01:12:54.080 --> 01:12:55.920
اگه دستم انداخته باشی،

01:12:56.080 --> 01:12:57.880
زندگیت رو جهنم می‌کنم.

01:12:58.040 --> 01:13:00.400
حالا اگه می‌خوای،
می‌تونی بزنی به چاک.

01:13:00.560 --> 01:13:02.440
منم رفتم. بدون هیچ شکی

01:13:02.600 --> 01:13:04.040
من رفتم.

01:13:04.560 --> 01:13:07.080
من یه پسر دارم که الان ۳۱ سالشه

01:13:08.160 --> 01:13:09.800
و خیلی دوسش دارم.

01:13:10.120 --> 01:13:12.000
اون یه، یه مرد همجنس‌خواهه.

01:13:12.160 --> 01:13:14.760
روزی که اون می‌خواست این موضوع رو اعلام
کنه، یه روز دیگه‌ای بود

01:13:15.160 --> 01:13:17.960
می‌دونستم که داره با یه
چیزی تقلا می‌کنه.

01:13:18.120 --> 01:13:19.880
تمایلات خودکشی هم که داشت

01:13:20.040 --> 01:13:22.400
و اونوقت هجده سالش بود.

01:13:23.520 --> 01:13:26.840
یه روز اومد و بهم گفت:
بابا یه چیزی باید بهت بگم.

01:13:27.000 --> 01:13:30.600
گفتم که: باشه پسرم، بگو، چیه؟

01:13:32.080 --> 01:13:35.640
سفید شد، واقعا رنگش پرید

01:13:35.800 --> 01:13:38.240
بعدش گفت: فکر می‌کنم مریضم.

01:13:38.400 --> 01:13:40.360
و واقعا قلبم براش سوخت

01:13:40.520 --> 01:13:42.880
و همون موقع بود که یه جورایی فهمیدم

01:13:43.040 --> 01:13:45.120
که می‌خواد که بهم بگه که همجنس‌گراست

01:13:45.280 --> 01:13:48.280
با اینکه من خودم چنین فکری رو نمی‌کردم

01:13:48.440 --> 01:13:51.800
چون خصوصیات رفتاریش که
که کاملا مردونه بود.

01:13:51.960 --> 01:13:55.600
همون وقت متوجه شدم که
اون می‌خواد چی بهم بگه.

01:13:55.760 --> 01:13:58.760
پس بهش گفتم: پسر،
بذار من خودم حدس بزنم.

01:13:58.920 --> 01:14:01.040
بذار آسونترش کنم برات.

01:14:01.200 --> 01:14:02.050
گفتش که باشه.

01:14:02.160 --> 01:14:05.280
گفتم که:
می‌خوای بهم بگی که همجنس‌گرایی، نه؟

01:14:05.440 --> 01:14:08.000
جواب داد که آره.

01:14:09.080 --> 01:14:11.840
من واقعا، واقعا باهاش همدلی کردم.

01:14:12.000 --> 01:14:14.680
خب براش خیلی دشوار بود که
بخواد این رو به من بگه

01:14:14.840 --> 01:14:16.720
خب همه چی با عقل جور در میومد

01:14:16.880 --> 01:14:18.480
چون، اون که دست خودش نبوده
که همجنس‌گرا بشه.

01:14:18.640 --> 01:14:21.160
و دلیل گرایش به خودکشیش هم این بود.

01:14:21.320 --> 01:14:24.560
من فقط حسابی بغلش کردم و گفتم:
پسرم، در هر حال من دوست دارم.

01:14:24.720 --> 01:14:27.720
و این اصلا باعث نمی‌شه که
دوست داشتنت برای من عوض شه.

01:14:27.880 --> 01:14:29.720
و فکر می‌کنم که

01:14:29.880 --> 01:14:33.600
ازون موقع تا حالا رابطمون هم
خیلی محکمتر شده باشه.

01:14:34.120 --> 01:14:36.560
خب، اینم برای خودش
یه تجربه‌ی نو بود.

01:14:41.120 --> 01:14:44.080
سال ۲۰۰۹ بود

01:14:44.480 --> 01:14:46.280
که یه دوست همجنس‌گرام، مثل خودم،

01:14:46.440 --> 01:14:48.840
یکی از دوستاش مرد.

01:14:49.000 --> 01:14:50.560
و اون رو توی آرامستان

01:14:50.720 --> 01:14:53.920
توی روستاشون به خاک سپردن.

01:14:55.160 --> 01:14:57.920
اما پیشوای مذهبی اونجا

01:14:58.080 --> 01:15:00.760
مردم رو دور هم جمع کرد،

01:15:00.920 --> 01:15:02.280
که آدمای جوونی هم بودند،

01:15:02.440 --> 01:15:04.280
تا به آرامستان برن و

01:15:04.440 --> 01:15:07.160
جسد اون مرحوم رو نبش قبر کنن

01:15:07.760 --> 01:15:10.320
اون‌ها جسد رو درآوردن، بستنش

01:15:10.480 --> 01:15:12.600
و با خودشون توی خیابون کشیدن

01:15:12.760 --> 01:15:15.120
رسانه‌های خبر هم همونجا بودن

01:15:15.280 --> 01:15:16.880
از ماجرا تصویر برداشتن

01:15:19.680 --> 01:15:21.560
پلیس هم وارد شد.

01:15:22.800 --> 01:15:26.080
بعدش،
خانواده‌ی مربوطه جسد رو تحویل گرفتند

01:15:26.880 --> 01:15:28.360
و دوباره خاکش کردن.

01:15:28.520 --> 01:15:31.640
اما باز ماجرا تکرار شد،
اونم برای سه مرتبه

01:15:31.800 --> 01:15:34.240
در آخر،
جسد رو توی

01:15:34.400 --> 01:15:36.560
حیاط خونواده‌ی اون طرف خاک کردن.

01:15:36.720 --> 01:15:40.200
برای اینکه می‌گن تو دین اسلام

01:15:40.360 --> 01:15:42.320
اگه شما همجنس‌گرا باشی،

01:15:42.480 --> 01:15:43.760
بعد از مرگ،

01:15:43.920 --> 01:15:46.920
مردم نباید براتون دعا کنن

01:15:47.080 --> 01:15:48.960
و نباید توی آرامستانه

01:15:49.120 --> 01:15:51.080
مسلمون‌ها خاکنون کنن.

01:15:51.240 --> 01:15:53.560
این چیزیه که اون‌ها می‌گن.

01:15:54.400 --> 01:15:57.360
من همجنس‌گرام و اهل لبنانم.

01:15:57.520 --> 01:15:59.240
اونجا برای ما هیچ حقی وجود نداره.

01:15:59.400 --> 01:16:02.120
کلا تو دنیای عرب برای
ما هیچ حقی قائل نمیشن.

01:16:02.280 --> 01:16:03.760
و چیزی که بیشتر از دستم بر میاد

01:16:03.920 --> 01:16:05.760
اینه که کاری رو که شروع کردم

01:16:06.240 --> 01:16:08.720
باید حتا بیشتر از پیش اعلامش کنم.

01:16:09.480 --> 01:16:10.960
باید این موضوع رو به خونوادمم بگم،

01:16:11.120 --> 01:16:14.160
به دوستام و سر کارم هم بگم.

01:16:16.200 --> 01:16:19.000
اما تو فکرم اینه که آدمای
مثل خودم رو هم تشویق کنم

01:16:19.840 --> 01:16:21.560
و بگم که چیزی برای باختن ندارن.

01:16:21.720 --> 01:16:22.920
برای اینکه من الان خودم پول در میارم

01:16:23.080 --> 01:16:25.720
و برای اینکه مادرم هم
بعد از یه مدت این رو قبول کرد

01:16:25.880 --> 01:16:28.000
و زمان برد که باز هم منو
درهر حال دوست داشته باشه.

01:16:28.160 --> 01:16:30.640
الانم که اون فهمیده و
دوست پسرم رو هم میشناسه،

01:16:30.800 --> 01:16:32.840
منو همونجور که هستم دوست داره -
و پدرم هم

01:16:33.000 --> 01:16:34.480
و دوستام هم همینطور.

01:16:35.080 --> 01:16:37.040
و فکر کنم که اگه شما به کسی نگین

01:16:37.720 --> 01:16:40.760
مادرهای بقیه هم نخواهند فهمید
که همجنس‌گرا بودن ایراد نیست.

01:16:41.080 --> 01:16:43.720
مردم باید ترسشون بریزه.

01:16:43.960 --> 01:16:45.920
و وقتی هیچی برای از دست دادن نیست،
جرأت پیدا کنن.

01:16:46.080 --> 01:16:47.370
بعضیا خیلی چیزا رو از دست می‌دن

01:16:47.520 --> 01:16:49.880
خب، اون‌ها کسانین که اصلا
نباید تغییر کنن

01:16:50.040 --> 01:16:52.560
چون تغییربرای اون‌هاییه
که چیزی برا از دست‌دادن ندارن.

01:20:34.320 --> 01:20:36.160
یکی از دوستای من تو عراق،

01:20:36.320 --> 01:20:38.280
با یه ماشین بمب‌گذاری‌شده،
جلوی من مجروح شد.

01:20:38.440 --> 01:20:42.120
من با گروهم،
دنبال مردی که چاشنی رو کشیده بود رفتیم

01:20:42.280 --> 01:20:43.880
من و یکی از هم تیمی‌هام

01:20:44.040 --> 01:20:47.680
فقط...
فقط می‌خواستیم که اون یارو رو بکشیم

01:20:47.840 --> 01:20:51.320
برای اینکه صدای دوستم که فریاد می‌زد
توی گوشم بود، خب اون مجروح شده بود

01:20:51.600 --> 01:20:54.040
برای همین تا جایی که می‌شد دنبالش کردیم.

01:20:54.200 --> 01:20:56.320
همگی پر از خشم و نفرت شده بودیم.

01:20:56.480 --> 01:20:59.440
فقط می‌خواستیم که هرکاری
می‌تونیم انجام بدیم.

01:21:00.240 --> 01:21:02.560
خب اون دوستمون رو مجروح کرده بود
و ما هم می‌خواستیم بریم سراغش.

01:21:02.720 --> 01:21:06.960
با همه‌ی باری که همراهمون بود
تا جا داشت دویدیم

01:21:07.120 --> 01:21:09.480
عرق از سر و کولمون می‌ریخت

01:21:09.640 --> 01:21:11.520
از درختای پرتقال گذشتیم و

01:21:11.680 --> 01:21:14.200
رسیدیم به جایی که همه چی تو دیدمون بود.

01:21:16.680 --> 01:21:19.280
یکدفعه خشکم زد.
از آبی آسمون

01:21:19.440 --> 01:21:21.520
از پیرمردی که اونجا بود و

01:21:22.000 --> 01:21:25.520
یه ردای سفید تنش بود و یه بچه هم همراهش

01:21:25.680 --> 01:21:28.560
و مشغول کشت و کارش بود و من

01:21:29.240 --> 01:21:30.680
یکدفعه به خودم اومدم.

01:21:30.840 --> 01:21:32.920
من دارم چکار می‌کنم؟

01:21:33.080 --> 01:21:35.440
من یه انسانم، نه که...

01:21:36.800 --> 01:21:39.480
نه که ابزاری برای انتقام.

01:21:39.640 --> 01:21:42.560
نمی‌دونم، مثله اینه که بایستی ومثله...

01:21:43.920 --> 01:21:46.560
مثل مردم، کاری رو کنی که

01:21:46.720 --> 01:21:49.800
آدم‌ها می‌کنن،
کار منم اینه که باید...

01:21:49.960 --> 01:21:52.360
اینجایی که اینهمه خشونت
توش اتفاق میفته

01:21:52.520 --> 01:21:55.000
یکدفعه به خودم بیام و

01:21:57.800 --> 01:22:00.640
نمی‌دونم،
دوباره یک انسان بشم.

01:22:01.480 --> 01:22:03.920
صبح بلند می‌شم و می‌رم به مزرعه

01:22:04.080 --> 01:22:07.680
تا لوبیا و ذرتم رو جمع کنم

01:22:07.840 --> 01:22:12.840
ذرت و لوبیاهای رسیده‌ام رو که می‌بینم

01:22:13.000 --> 01:22:14.240
وای، چه لذتی!

01:22:14.400 --> 01:22:16.320
وقتی می‌ریم سر زمین،

01:22:16.480 --> 01:22:18.080
همگیمون خیلی خوشحالیم،

01:22:18.240 --> 01:22:22.120
اونقدر که می‌خوایم همونجا بمونیم

01:22:22.280 --> 01:22:23.800
بسکه زیباست

01:22:23.960 --> 01:22:26.960
یه مزرعه‌ی ذرت یا لوبیا
خوده زیباییه.

01:22:27.120 --> 01:22:30.000
و تو هر نوبت

01:22:30.160 --> 01:22:31.880
حالمون رو سرجاش میاره.

01:22:32.960 --> 01:22:35.640
من الان هیچیه هیچی ندارم.

01:22:35.800 --> 01:22:37.800
روی یه زمین کوچیک کشاورزی کار می‌کنم.

01:22:37.960 --> 01:22:41.200
یه کم سبزی برای خوردن می‌کارم.

01:22:41.360 --> 01:22:44.280
شوهرم تازه رفته تا دستمزدش رو بگیره

01:22:44.440 --> 01:22:48.480
که خیلی ناچیزه.

01:22:48.640 --> 01:22:50.600
به غیر از این، هیچ چیز دیگه‌ای ندارم.

01:22:50.760 --> 01:22:54.240
یه مرغیم تو خونمون برا خودش قدقد می‌کنه.

01:22:54.400 --> 01:22:56.160
که اگه تخم بذاره

01:22:56.320 --> 01:22:57.480
می‌برمش و تو بازار می‌فروشم

01:22:57.640 --> 01:22:59.640
تا باهاش نمک و چیز میز بخرم

01:22:59.800 --> 01:23:01.600
که یه روز دیگه هم زنده بمونیم.

01:23:01.760 --> 01:23:03.040
نه گاوی دارم

01:23:03.200 --> 01:23:05.160
و نه هیچی.

01:23:07.920 --> 01:23:09.760
Yes, well,

01:23:09.920 --> 01:23:13.000
Estima Joseph, اسم من
و حرفم اینه که

01:23:13.160 --> 01:23:15.960
عمر من دیگه تو این کشور به سر اومده.

01:23:17.880 --> 01:23:19.480
اینجا بارونی نمیاد

01:23:19.640 --> 01:23:22.160
هر چیزی رو برای درو نمی‌شه بکارم

01:23:22.320 --> 01:23:26.000
تا باهاش بتونم شکم زن و بچم رو سیر کنم

01:23:26.160 --> 01:23:28.000
خب، الان

01:23:28.840 --> 01:23:31.880
چوب و الوار این دور و اطرافم تموم شده

01:23:32.040 --> 01:23:34.040
که ازش بشه پولی درآورد

01:23:34.200 --> 01:23:36.400
حتا شاخ‌و برگی هم دیگه نمونده

01:23:36.560 --> 01:23:38.320
تا باهاش یه پاکت زغال‌چوب درست کنم

01:23:38.480 --> 01:23:40.320
یکی دو روز رو می‌شه

01:23:40.480 --> 01:23:42.680
بدون غذا گذروند

01:23:42.840 --> 01:23:45.480
البته با بچه‌هایی که به
پات افتادن و دارن گریه می‌کنن.

01:23:45.640 --> 01:23:48.240
کسی پیدا نمی‌شه تا بیاد و بهت بگه:

01:23:48.400 --> 01:23:50.440
بیا جناب، این برای تو

01:23:50.600 --> 01:23:53.440
برای خودت، تا که بتونی
به کشورت کمک کنی.

01:23:53.600 --> 01:23:55.560
کارمون شده نشستن و انتظار برای مرگ

01:23:55.720 --> 01:23:58.600
چونکه چیزی که بش میگفتیم زندگی،
عمرش دیگه سر اومده.

01:23:59.520 --> 01:24:00.800
می‌شینیم و

01:24:00.960 --> 01:24:02.600
چیزی برای بچه‌هامون نداریم

01:24:02.760 --> 01:24:05.480
که بهشون بدیم و
کسی هم نیست که کمک کنه.

01:24:05.640 --> 01:24:08.000
فقط نشستیم و منتظر مرگ.

01:24:08.160 --> 01:24:10.000
من به این می‌گم:
احتضار.

01:24:10.160 --> 01:24:11.920
زندگی اینجا سر اومده.

01:24:12.080 --> 01:24:14.200
یه حیوون نداریم تا بفروشیم

01:24:16.960 --> 01:24:18.000
بله

01:24:20.400 --> 01:24:22.440
بله، زندگی بالکل تموم شده.

01:24:22.840 --> 01:24:23.840
بله.

01:24:28.680 --> 01:24:30.440
چیزی برای درو نداریم.

01:24:30.600 --> 01:24:32.160
همه‌جا اونقدر خشکه که

01:24:32.320 --> 01:24:34.760
شوهرم که دو تا چاه کند و برای هرکدوم

01:24:34.920 --> 01:24:36.720
هفتاد هزار روپیه داد

01:24:37.280 --> 01:24:39.960
هیچ آبی ازشون درنیومد

01:24:40.120 --> 01:24:42.040
درختای مو خشک شدن

01:24:42.200 --> 01:24:44.840
و هیچ انگوری برامون نمونده.

01:24:45.000 --> 01:24:46.760
سال گذشته شوهرم

01:24:46.920 --> 01:24:49.320
به اندازه‌ای بدهی بالا آورد

01:24:49.480 --> 01:24:51.240
که نتونستیم پسش بدیم

01:24:51.400 --> 01:24:54.480
حالا اول قرض کیو باید پس بدیم؟

01:24:54.640 --> 01:24:57.240
اصلا نمی‌دونم چکار باید کنم

01:24:57.400 --> 01:24:58.800
هیچ آبی هم هیچ جا نمونده

01:24:58.960 --> 01:25:01.320
یه چاهی بود، که اون هم خشکه

01:25:01.480 --> 01:25:02.840
هیچ آبی نموده

01:25:03.000 --> 01:25:06.280
پس، قرض‌هامون رو چجوری پس بدیم؟

01:25:08.680 --> 01:25:10.800
این دلیل خودکشی شوهرم شد.

01:25:24.600 --> 01:25:25.720
امسال رو

01:25:25.960 --> 01:25:28.560
با یه قحطی شدید گذروندیم

01:25:28.720 --> 01:25:31.560
که طرف‌های غرب کشورمون بود

01:25:32.040 --> 01:25:33.320
ازون طرف هم

01:25:33.480 --> 01:25:37.760
آدم‌های فقیر و بی‌چیزی رو می‌دیدیم

01:25:37.920 --> 01:25:39.600
که با بحران بی‌آبی مواجهن

01:25:39.760 --> 01:25:41.000
از طرف دیگه

01:25:41.160 --> 01:25:44.160
سبز شدن ساختون‌های
چندین واحدی رو می‌بینم

01:25:44.320 --> 01:25:46.520
که تو هر طبقشون

01:25:46.680 --> 01:25:48.640
استخر شنا دارن.

01:25:49.040 --> 01:25:52.360
از ساختمون‌های ۳ و ۴ طبقه
صحبت نمیکنم

01:25:52.520 --> 01:25:55.040
که از برج‌های دوقلویی که دارن تو Mumbai
نقشه ی ساختشون رو می‌کشن

01:25:55.200 --> 01:25:57.280
و الانم در دست ساختن و

01:25:57.720 --> 01:25:59.560
هرکدوم ۳۷ طبقه‌ان.

01:25:59.720 --> 01:26:04.200
این یعنی با ۷۴ تا استخر آب.

01:26:04.440 --> 01:26:06.120
خب برج‌های دوقلو‌ان

01:26:06.280 --> 01:26:07.800
و وقتی می‌رم و نگاهشون می‌کنم

01:26:07.960 --> 01:26:11.280
که چه آدم‌هایی
دارن اون‌ها رو می‌سازن،

01:26:11.440 --> 01:26:13.600
کارگرهایی رو می‌بینم که
هیچکدوم خونه‌ای از خودشون ندارن

01:26:13.760 --> 01:26:15.400
و کشاورزای مزدورن

01:26:15.560 --> 01:26:17.360
که از روستاهاشون بریدن و

01:26:17.600 --> 01:26:19.880
به خاطر بحران بی‌آبی پناهنده‌ی اونجا شدن

01:26:20.040 --> 01:26:21.440
و دارن تو شهرها

01:26:21.600 --> 01:26:23.680
ساختمون و استخرهای آب می‌سازن.

01:26:24.680 --> 01:26:26.800
نهایت حقارت و

01:26:27.040 --> 01:26:29.400
نهایت بی‌عدالتی رو ببینید!

01:26:29.760 --> 01:26:31.800
رو به رشدترین چیزی که تو هند هست،
به نظر من

01:26:31.960 --> 01:26:33.960
نرم‌افزار و آی‌تی نیست،

01:26:34.120 --> 01:26:35.840
بلکه نابرابریه.

01:26:36.440 --> 01:26:38.400
و آره، این چیزیه که من رو خشمگین می‌کنه.

01:26:38.560 --> 01:26:41.240
کاملا برام غیر قابل قبوله

01:26:41.400 --> 01:26:44.000
دیدن اینکه چقدر

01:26:44.880 --> 01:26:47.200
رفاه آدمیان محدودی

01:26:47.360 --> 01:26:50.680
بسته به بدبختی بیشمار آدم دیگست.

01:26:50.840 --> 01:26:52.600
غیر قابل قبوله.

01:26:55.560 --> 01:26:58.200
رهبران دنیا!

01:26:58.360 --> 01:27:00.840
کمک کنین تا زندگی خوبی داشته باشیم

01:27:01.000 --> 01:27:03.680
وگرنه همه‌ی ما خواهیم مرد

01:27:04.360 --> 01:27:06.640
این از اشتباه دولت و

01:27:06.800 --> 01:27:08.880
سیاست‌مدارانه که

01:27:09.040 --> 01:27:11.960
ما هیچی برای پوشیدن نداریم و

01:27:12.480 --> 01:27:15.200
جایی برای خواب نداریم و
چیزی برا پختن نداریم.

01:27:15.360 --> 01:27:17.240
ما در حال مرگیم.

01:27:17.400 --> 01:27:19.520
کی می‌دونه که فردا هنوزم زنده باشیم؟

01:27:19.680 --> 01:27:22.480
کی می‌تونه بگه که فردا
غذایی برای خوردنمون هست؟

01:27:22.640 --> 01:27:24.920
بچه‌هام دارن می‌میرن

01:27:25.080 --> 01:27:26.960
جایی برای زندگی نداریم

01:27:27.120 --> 01:27:30.120
نه یه تیکه زمینی و نه یه سقف بالاسری.

01:27:30.280 --> 01:27:32.400
از این ده به اون ده می‌ریم

01:27:32.560 --> 01:27:34.600
تا زمین‌های مردم رو شخم بزنیم

01:27:34.760 --> 01:27:36.880
و همش برای چقدر؟

01:27:37.040 --> 01:27:40.520
یک روز می‌خوریم و
روز دیگه در حال گرسنگی.

01:27:41.400 --> 01:27:44.120
اما کسی به ما گوش نمی‌ده.

01:27:44.560 --> 01:27:48.040
دولت به مشکلات ما توجهی نداره

01:27:48.200 --> 01:27:50.720
اصلا اونا به حال ما فقرا فکری نمی‌کنن

01:27:51.440 --> 01:27:54.200
فقط به فکر خودشونند

01:31:11.840 --> 01:31:13.560
به دلیل وضعیت زندگی‌ای که داشتیم

01:31:13.720 --> 01:31:17.960
من پاکستان رو ترک کردم.

01:31:18.120 --> 01:31:20.600
برای همسرم کاملا معلوم شده بود که

01:31:20.760 --> 01:31:23.240
درآمد من نمی‌تونه خرج

01:31:23.400 --> 01:31:25.360
آموزش و درمانمون رو تأمین کنه.

01:31:26.080 --> 01:31:27.880
اون خودش رو قربانی من و

01:31:28.040 --> 01:31:29.240
خونوادم کرد

01:31:29.400 --> 01:31:31.920
منم خودم رو قربانی خودم و خونوادم کردم.

01:31:32.080 --> 01:31:33.720
با قبول مهاجرت

01:31:33.880 --> 01:31:36.400
حداقل تونستم

01:31:36.560 --> 01:31:38.360
که بچه‌هام رو به مدرسه بفرستم

01:31:38.520 --> 01:31:39.880
و خرج دوا و درمانشون رو دربیارم

01:31:40.040 --> 01:31:43.360
و مایحتاج اولیه‌شون رو فراهم کنم.

01:31:44.240 --> 01:31:47.480
روزی که رفتم رو هیچوقت فراموش نمی‌کنم.

01:31:47.640 --> 01:31:49.440
با چند تا از دوستام بودم

01:31:49.600 --> 01:31:52.600
مادرم اومد و روی پله‌ها ایستاد

01:31:53.000 --> 01:31:56.080
پسرم تو بغلش بود

01:31:56.240 --> 01:31:58.280
من توی ماشین نشسته بودم

01:31:58.440 --> 01:32:01.280
مادرم پسرم رو روی پام گذاشت

01:32:01.440 --> 01:32:02.840
و بهش گفت:
خوب نگاهش کن.

01:32:03.000 --> 01:32:05.240
کی می‌دونه که کی دوباره بابات رو ببینی؟

01:32:05.400 --> 01:32:08.080
هیچوقت اون صحنه رو از یاد نمی‌برم.

01:32:08.240 --> 01:32:09.960
هنوزم پسرم رو می‌بینم که

01:32:10.120 --> 01:32:12.960
که انگار درست روبرومه.

01:32:18.080 --> 01:32:21.640
من سودان رو به خاطر حکومت وقت ترک کردم

01:32:23.600 --> 01:32:25.800
اونا دست از سر ما برنمی‌داشتن

01:32:27.200 --> 01:32:30.120
همه‌ی خونواده‌ها کشته می‌شدن.

01:32:31.240 --> 01:32:33.120
همه فکر می‌کردن که

01:32:33.280 --> 01:32:34.880
ما هم نابود می‌شیم.

01:32:35.040 --> 01:32:38.560
اما مهم اینجا بود که من زنده موندم.

01:32:38.720 --> 01:32:40.400
خدا بهم رحم کرد.

01:32:40.560 --> 01:32:42.600
پام به فرانسه رسید.

01:32:43.400 --> 01:32:47.320
شکر خدا، خونه که بودم، کشاورزی می‌کردیم.

01:32:47.480 --> 01:32:49.240
و همون برامون کافی بود!

01:32:49.480 --> 01:32:50.920
گاو و گوسفند داشتیم

01:32:51.080 --> 01:32:54.240
و هیچوقت پولمون یا که غذامون

01:32:54.400 --> 01:32:56.520
کم نمیومد.

01:32:58.240 --> 01:33:00.400
خدا رو شکر، زندگی خوبی داشتیم.

01:33:00.560 --> 01:33:03.040
اما دولت، راحتمون نمی‌ذاشت.

01:33:05.640 --> 01:33:08.080
جلوی روی خودم به خواهرم تجاوز کردن

01:33:10.520 --> 01:33:12.000
و وقتی زنم رسید

01:33:12.160 --> 01:33:13.480
اونا شلاقش زدن و

01:33:13.640 --> 01:33:15.400
به اون هم جلو روی من تجاوز کردن.

01:33:15.560 --> 01:33:17.120
چجوری می‌تونستم

01:33:17.880 --> 01:33:19.520
تو اون کشور زندگی کنم؟

01:33:21.600 --> 01:33:23.560
وقتی سوار قایق بودم

01:33:24.760 --> 01:33:26.720
ترس برم داشته بود

01:33:26.880 --> 01:33:30.280
چون هیچ چیزی به جز آب پیدا نبود

01:33:30.440 --> 01:33:34.360
و قایق هم، قایق درست و حسابیی نبود.

01:33:36.280 --> 01:33:40.960
۱۱۰ نفر سوار قایق بودیم و هیچکدوممون
آروم و قرار نداشتیم

01:33:41.600 --> 01:33:44.760
نه غذایی برای خوردن و
نه آبی برای نوشیدن بود.

01:33:45.680 --> 01:33:47.840
فقط نشسته بودم و

01:33:48.520 --> 01:33:50.160
بدنم داشت از هم می‌پاشید

01:33:50.320 --> 01:33:51.720
خیلی برام سخت بود.

01:33:51.880 --> 01:33:54.400
بعدش که ایتالیایی‌ها رو دیدم

01:33:55.440 --> 01:33:57.280
که اومدن و نجاتمون دادن

01:33:57.840 --> 01:33:59.120
از خدا تشکر کردم

01:33:59.280 --> 01:34:01.840
و فهمیدم که دیگه در امانم.

01:34:02.840 --> 01:34:04.560
اروپایی‌ها مهاجرین رو محدود می‌کنن

01:34:04.720 --> 01:34:06.640
چونکه دلیل خودشون رو دارن.

01:34:07.720 --> 01:34:10.920
ما که اینجا موندیم، همه بدون کاریم..

01:34:11.080 --> 01:34:12.800
خانواده‌های اینجا

01:34:12.960 --> 01:34:14.840
هیچکدوم کاری ندارن.

01:34:15.840 --> 01:34:17.520
اگه ماهی‌ای بری گرفتن نباشه

01:34:17.680 --> 01:34:19.440
هیچ کاری نیست که بکنیم.

01:34:19.600 --> 01:34:20.800
هزاران آفریقایی

01:34:20.960 --> 01:34:22.840
تو راه مهاجرت به اروپا تو دریا غرق می‌شن

01:34:23.600 --> 01:34:26.480
اما ارزشش رو داره.
من که دوباره امتحان می‌کنم

01:34:26.760 --> 01:34:28.320
که اسپانیا یا به ایتالیا برم.

01:34:28.480 --> 01:34:29.920
فکرام رو کردم

01:34:30.080 --> 01:34:32.600
تو خونمه که از اینجا برم.

01:34:32.760 --> 01:34:34.240
با قایق کوچیکم که شده می‌رم

01:34:34.400 --> 01:34:37.240
اگه به گریه هم بیفتم
و داد و فریاد کنم می‌رم

01:34:39.880 --> 01:34:43.280
الان که دارم تو جنگل Calais زندگی می‌کنم

01:34:43.440 --> 01:34:45.440
بازم پلیس میاد و مزاحمم می‌شه و می‌گه:

01:34:45.600 --> 01:34:47.520
باید جنگل رو ترک کنی.

01:34:47.680 --> 01:34:51.440
بهشون می‌گم که باید کجا برم؟

01:34:51.600 --> 01:34:54.160
یه جا نشونم بدین.
ما همونجا می‌ریم.

01:34:54.320 --> 01:34:56.880
اونا می‌گن که باید برگردین به کشورتون.

01:34:57.040 --> 01:34:58.560
کشور من کجاست؟

01:34:58.720 --> 01:35:00.320
من کشوری ندارم بابا.

01:35:00.480 --> 01:35:02.200
قتلگاهه!

01:35:02.360 --> 01:35:04.720
قتلگاه مردمه اونجا.

01:35:04.880 --> 01:35:06.880
زمین جنگه

01:35:07.040 --> 01:35:08.280
کشور که نیست.

01:35:08.440 --> 01:35:10.680
افغانستان الان کشورش کجا بود؟

01:35:10.840 --> 01:35:13.440
یه قتلگاهه!

01:35:13.600 --> 01:35:17.040
از ۳۷ کشور اومدن که اونجا رو کنترل کنن

01:35:17.200 --> 01:35:20.120
اما نمی‌تونن این آدما رو کنترل کنن

01:35:20.280 --> 01:35:22.560
سازمان ملل هم نمی‌تونه

01:35:22.720 --> 01:35:26.200
چجوری می‌تونی منو برگردونی اونجا؟

01:35:27.680 --> 01:35:30.240
من اونجا خانوادم رو از دست دادم.

01:35:30.400 --> 01:35:32.440
چجوری می‌تونم برگردم بهش؟

01:35:32.600 --> 01:35:34.640
من تو پاکستان پناهنده بودم

01:35:34.800 --> 01:35:36.280
تو ایران پناهنده بودم

01:35:36.440 --> 01:35:38.160
تو دبی پناهنده بودم

01:35:38.320 --> 01:35:41.360
تو ترکیه پناهنده بودم

01:35:41.520 --> 01:35:43.080
تو بلغارستان پناهنده بودم

01:35:43.240 --> 01:35:46.880
تو یونان، تو اروپا پناهنده بودم

01:35:47.720 --> 01:35:51.080
حالا هم که پناهنده‌ی پاریس شدم

01:35:51.640 --> 01:35:53.680
بذارین زندگیم رو کنم بابا!

01:35:53.840 --> 01:35:55.680
من هیچی از شما نمی‌خوام

01:35:55.840 --> 01:35:57.560
نه غذام رو از شما می خوام

01:35:57.720 --> 01:36:00.920
نه هیچی دیگم رو

01:36:01.080 --> 01:36:02.560
هیچ کمکی نمی‌خوام!

01:36:02.720 --> 01:36:05.480
اما بذارین زندگی کنم.

01:36:08.400 --> 01:36:10.520
بابا، من اینجا تو ایتالیام

01:36:10.760 --> 01:36:13.440
نمی‌دونم تو کجایی

01:36:13.600 --> 01:36:16.000
نمی‌دونم که می‌تونی من رو ببینی

01:36:16.160 --> 01:36:18.120
اما من تو ایتالیام.

01:36:18.280 --> 01:36:20.520
من همیشه نگران تو و

01:36:20.680 --> 01:36:24.120
بقیه و برادرها و خواهرا و

01:36:24.280 --> 01:36:26.320
همه‌ی دوستام تو اونجا هستم.

01:36:26.480 --> 01:36:29.160
اگه اینجا موفق شم،

01:36:29.320 --> 01:36:32.000
اصلش به خاطر توست

01:36:32.160 --> 01:36:33.600
تا جون در بدن دارم

01:36:33.760 --> 01:36:35.560
به تو فکر می‌کنم.

01:36:35.720 --> 01:36:37.800
هنوز روبه راه نشدم،

01:36:37.960 --> 01:36:39.640
پس برام دعا کنین.

01:36:39.800 --> 01:36:41.840
به همتون سلام می‌رسونم!

01:40:27.800 --> 01:40:30.800
من یه کارگر بنگلادشیم که
تو یه کارخونه‌ی پوشاک کار می‌کنم.

01:40:30.960 --> 01:40:33.880
خون خونم رو می‌خوره وقتی که
یه خریدار میاد تا

01:40:34.040 --> 01:40:37.440
رییس شرکت یا گروه پخشمون رو ببینه تا

01:40:37.600 --> 01:40:40.880
باهاشون درباره‌ی قیمت پیشنهادیش صحبت کنه

01:40:41.200 --> 01:40:44.000
همینطور عصبانی می‌شم وقتی که
کشورا مرتب  قیمت‌ها رو پایین میارن

01:40:44.160 --> 01:40:48.840
و خریدار هم که دنبال بهترین قرارداده

01:40:49.320 --> 01:40:51.640
پیش خودش فکر می‌کنه که:

01:40:51.800 --> 01:40:54.160
اگه از بنگلادش بتونم حسابی دربیارم

01:40:54.320 --> 01:40:56.360
و لباس‌های خوبی تهیه کنم

01:40:56.520 --> 01:40:59.040
چرا به قیمت معقول پرداخت نکنم؟

01:40:59.600 --> 01:41:02.320
اما در عوض ما، همیشه خوار می‌شیم.

01:41:02.480 --> 01:41:04.800
همه تحقیرمون می‌کنن.

01:41:04.960 --> 01:41:08.040
یه نفر خاص نیست

01:41:08.200 --> 01:41:11.760
بلکه اون خریدار نهاییه که داره
.از ما دزدی می‌کنه

01:41:11.920 --> 01:41:13.640
ما چکارش می‌تونیم کنیم؟

01:41:14.000 --> 01:41:15.520
چی می‌تونه...

01:41:15.680 --> 01:41:17.520
چجوری خوشحال بشیم؟

01:41:17.680 --> 01:41:18.880
چجوری؟

01:41:21.800 --> 01:41:25.520
اینجا تو کارخونه خیلی کارها ممنوعه.

01:41:25.680 --> 01:41:27.360
حرف زدن

01:41:27.520 --> 01:41:29.480
جواب تلفن دادن

01:41:29.640 --> 01:41:32.800
دستشویی رفتن.

01:41:32.960 --> 01:41:37.080
برای این کارها باید

01:41:37.560 --> 01:41:39.520
از معاون اجازه بگیریم

01:41:39.680 --> 01:41:42.320
و تازه هربار یه نفر.

01:41:42.680 --> 01:41:46.480
اما نوبت تولید که می‌رسه،
توقعاتشون بالا می‌ره

01:41:47.040 --> 01:41:50.160
برای هر ساعت کار

01:41:50.480 --> 01:41:51.720
حد مشخصی ازمون می‌خوان

01:41:51.880 --> 01:41:54.600
اگه به این حد نرسیم

01:41:54.760 --> 01:41:56.600
سرزنش می‌شیم

01:41:56.880 --> 01:41:59.080
و بیشتر وقت‌ها بهمون توهین می‌کنن

01:41:59.240 --> 01:42:00.560
غیر قابل تحمله.

01:42:00.720 --> 01:42:03.160
مدام زیر فشاریم.

01:42:05.440 --> 01:42:08.000
از پا داریم درمیایم.

01:42:08.160 --> 01:42:09.720
بیشتر ازین نمی‌تونم ادامه بدم

01:42:10.600 --> 01:42:12.480
اما چاره‌ای هم نداریم

01:42:18.840 --> 01:42:21.800
یه کارگر صادق، پولدار نمی‌شه.

01:42:22.360 --> 01:42:26.040
البته کارگری رو می‌گم که
تو یه شرکتی کار کنه.

01:42:26.200 --> 01:42:28.520
نه اینکه کار و بار خونوادگیش
رو به ارث برده باشه

01:42:29.640 --> 01:42:30.760
چونکه اونا فقط پولهای میلیونی رو

01:42:30.920 --> 01:42:33.560
ازین ور به اون ور می‌کنن

01:42:33.720 --> 01:42:35.120
این که نشد کار

01:42:35.280 --> 01:42:37.800
فقط می‌شینن پشت میز و
کاغذا رو امضا می‌کنن

01:42:37.960 --> 01:42:39.960
اون‌ها هم مثل من یه دزدن

01:42:40.120 --> 01:42:41.720
مطمئنم.

01:42:41.880 --> 01:42:45.240
ولی اگه صحبت سر کارگر باشه

01:42:45.400 --> 01:42:48.280
اون یعنی کسی که هر روز صبح پاشه

01:42:48.440 --> 01:42:50.880
و کار واقعی کنه.

01:42:51.640 --> 01:42:54.240
ازینا که من کسی رو پولدار ندیدم

01:42:55.760 --> 01:42:57.480
مادر خود من

01:42:57.640 --> 01:43:00.400
هر صبح پا می‌شه

01:43:00.560 --> 01:43:03.720
و سنش هم الان بیشتر از ۴۰ شده

01:43:04.440 --> 01:43:05.480
اما کو ثروتش؟

01:43:05.720 --> 01:43:07.560
اون کل زندگیش کار کرده.

01:43:09.800 --> 01:43:12.880
از دست دادن کارم برام شوک بزرگی بود

01:43:13.040 --> 01:43:14.240
و پیدا نکردن یه کاره دیگه

01:43:14.400 --> 01:43:16.520
حتا از شوک اول هم بزرگتر بود.

01:43:16.680 --> 01:43:19.960
می‌دونین، من ۲۷ سال کار می‌کردم.

01:43:21.120 --> 01:43:22.320
وقتی مجبور شدم که

01:43:22.480 --> 01:43:25.440
برای زندگی پیش مادرم برگردم

01:43:25.600 --> 01:43:27.440
بیشتر از همه

01:43:27.680 --> 01:43:29.600
حس حقارت داشتم

01:43:29.760 --> 01:43:31.400
حسه...

01:43:32.280 --> 01:43:34.200
ویران شدن.

01:43:36.200 --> 01:43:40.920
گرفتار یه افسردگی شدید شدم

01:43:41.080 --> 01:43:42.800
که بیشتر و بیشتر می‌شد

01:43:44.120 --> 01:43:45.800
به خودم می‌گفتم:

01:43:45.960 --> 01:43:49.480
۴۷ سالمه و زندگیم تموم شد؟

01:43:49.640 --> 01:43:51.560
هیچ چیز دیگه‌ای ازم برنمیاد؟

01:43:51.720 --> 01:43:53.480
هیچ چی؟

01:43:54.520 --> 01:43:55.960
و این فکر کردن‌ها

01:43:56.120 --> 01:44:01.040
باعث موندن تو خونه و
حرف زدن با خودم می‌شد.

01:44:01.200 --> 01:44:03.920
که تو آیینه به خودم نگاه کنم و بگم:

01:44:04.080 --> 01:44:06.280
تو کی هستی، احمق؟

01:44:06.440 --> 01:44:08.160
چه بازیی داری درمیاری؟

01:44:09.040 --> 01:44:10.880
توی این زندگی چکاره‌ای؟

01:44:11.040 --> 01:44:12.680
چرا اصلا نفس می‌کشی؟

01:44:12.840 --> 01:44:14.560
چرا چشمات به خورشید میفته؟

01:44:14.720 --> 01:44:16.720
چی باعث می‌شه که...

01:44:18.640 --> 01:44:21.960
از توی این افتضاحی که
بار آوردی یه کاری درآری؟

01:44:22.120 --> 01:44:23.920
چرا تو ۴۷ سالگیت

01:44:24.080 --> 01:44:26.880
برگشتی و داری پیش مامانت زندگی می‌کنی؟

01:44:27.040 --> 01:44:29.000
ازینکه بمونی تو خیابونا می ترسی؟

01:44:29.160 --> 01:44:31.360
آره می‌ترسم ازینکه تو خیابون بمونم.

01:44:31.520 --> 01:44:34.160
واین حقارت تبدیل به خشم می‌شد..

01:44:35.560 --> 01:44:38.680
خشم، چونکه می خواستم
یه طوری خالی شم

01:44:38.840 --> 01:44:40.520
و نمی‌دونستم که چطوری

01:46:33.880 --> 01:46:36.440
من فقیرم.

01:46:38.480 --> 01:46:41.080
فقر رو الان براتون تعریف می‌کنم.

01:46:41.680 --> 01:46:45.200
معنای فقر برای من

01:46:45.920 --> 01:46:48.080
اینه که موقعی می‌شه که باید به مدرسه برم

01:46:48.240 --> 01:46:50.080
ولی نمی‌تونم

01:46:50.240 --> 01:46:52.920
باید یه چیزی بخورم، اما نمی‌تونم

01:46:53.080 --> 01:46:55.680
باید بخوابم، اما نمی‌تونم

01:46:55.840 --> 01:46:58.960
یعنی وقتی که همسر و بچه‌هام
دارن زجر می‌کشن

01:46:59.320 --> 01:47:04.240
من توان هوشی لازم رو نداشته باشم

01:47:04.640 --> 01:47:07.360
تا ازین وضعیت خودمون رو آزاد کنم.

01:47:07.520 --> 01:47:09.360
من یا خونوادم

01:47:09.520 --> 01:47:11.560
واقعا احساس فقر می‌کنیم

01:47:11.720 --> 01:47:14.560
فقر فیزیکی، فقر ذهنی

01:47:15.120 --> 01:47:18.280
آی آدمای پولداری که
دارین به من گوش می‌دین

01:47:19.080 --> 01:47:20.960
از ثروتتون

01:47:21.120 --> 01:47:23.120
چی برای گفتن دارین؟

01:47:26.240 --> 01:47:27.880
من می‌دونم که

01:47:28.040 --> 01:47:30.960
با پول زیاد کمتر خوشحالم

01:47:31.120 --> 01:47:35.080
و می‌دونم که باز هم می‌خوام که بیشتر شه

01:47:35.640 --> 01:47:38.560
از "چیز"ها خوشم میاد و دنبالشون ‌میرم

01:47:38.720 --> 01:47:40.960
اما این چیزها فقط تا

01:47:41.120 --> 01:47:43.320
مدت کمی خوشحال نگهم می‌دارن

01:47:45.000 --> 01:47:48.120
بعدش، می‌رم سروقت خونواده
و مشکلاتی که اونجا دارم

01:47:48.280 --> 01:47:50.280
و نمی‌دونم که چجوری

01:47:50.880 --> 01:47:53.560
می‌شه آدمی رو که افسردست
خوشحالش کرد.

01:47:53.720 --> 01:47:56.600
نمیشه یه شیئی بهش داد و خوشحالش کرد

01:47:57.560 --> 01:47:59.920
چونکه این ذهن اونهاست که ناراحته.

01:48:01.800 --> 01:48:04.840
پس کم میارم ازینکه می‌بینم

01:48:05.080 --> 01:48:06.640
راه درمانی وجود نداره

01:48:06.800 --> 01:48:10.800
و نمی‌تونم با تکون یه چوب جادویی
کاری کنم که...

01:48:11.840 --> 01:48:13.640
...پسرم

01:48:27.320 --> 01:48:28.960
بهتر بشه.

01:48:33.360 --> 01:48:38.560
من جایی زندگی می‌کنم که
دور وبرش پر از ویلاست.

01:48:38.720 --> 01:48:40.600
و من خودم تو یه آلونکم.

01:48:41.240 --> 01:48:43.800
می‌دونستم که مردم

01:48:43.960 --> 01:48:46.760
بعضی وقت‌ها غذاهاشون رو دور می‌ریزن

01:48:47.400 --> 01:48:50.120
و ما، خصوصا من

01:48:50.280 --> 01:48:51.680
که گرسنمون هم بود

01:48:53.200 --> 01:48:56.640
فقط می‌خواستیم تا شکممون سیر شه

01:48:56.800 --> 01:49:00.160
فقر من رو

01:49:00.320 --> 01:49:02.760
غمگین می‌کنه

01:49:02.920 --> 01:49:05.080
چونکه بی‌عدالتی هست.

01:49:05.880 --> 01:49:09.600
اگه هرکس غذا داشت

01:49:09.760 --> 01:49:11.480
یا لااقل نصفه نیمه سیر بود

01:49:11.640 --> 01:49:14.560
فکرمون لااقل وقتی خونه بودیم کار می‌کرد

01:49:15.520 --> 01:49:18.320
و فکر کردن خودش هوش می‌خواد.

01:49:19.840 --> 01:49:23.120
پس ما می‌تونیم فقیر باشیم و

01:49:23.280 --> 01:49:24.760
تو آلونک زندگی کنیم،

01:49:24.920 --> 01:49:27.680
ولی هوش این هم داشته باشیم

01:49:27.840 --> 01:49:29.880
که زندگیون رو پیش ببریم.

01:49:30.040 --> 01:49:31.760
شکر خدا که من

01:49:31.920 --> 01:49:34.480
با اینهمه تونستم ازون وضع دربیام

01:49:34.640 --> 01:49:37.520
اما چقدر دیگه هنوز هستن که نمی‌تونن؟

01:49:38.040 --> 01:49:40.400
خیلی‌ها به اون علت می‌میرن

01:49:41.080 --> 01:49:42.920
و این واقعا غم‌انگیزه

01:49:43.080 --> 01:49:45.760
به نظر من که این
بی‌عدالتیه محضه.

01:49:48.440 --> 01:49:51.680
الانه دیگه تو خیابون‌ بودن خیلی سخته

01:49:54.640 --> 01:49:56.040
فقر

01:49:57.240 --> 01:49:58.920
وضعیه که

01:50:00.120 --> 01:50:02.120
حالای

01:50:02.880 --> 01:50:04.840
منه

01:50:05.680 --> 01:50:09.720
وقتی فقیر باشی،
یه روز میاد و یه روز می‌ره

01:50:12.280 --> 01:50:14.600
لذتی نمی‌بری

01:50:15.960 --> 01:50:19.240
اما بهش عادت می‌کنی

01:50:19.400 --> 01:50:20.960
خیلی راحت.

01:50:25.440 --> 01:50:27.720
فقر یه وضعیته.

01:50:31.160 --> 01:50:33.040
یه وضعیته که

01:50:33.760 --> 01:50:35.080
که دووم میاره

01:50:38.360 --> 01:50:40.080
و برای خیلی‌ها

01:50:41.640 --> 01:50:43.400
خیلی خیلی زیاد

01:51:05.360 --> 01:51:06.920
چی دوست داشتم که بپرسم؟

01:51:07.160 --> 01:51:09.040
اینکه اینجا من چه غلطی می‌کنم؟

01:51:10.000 --> 01:51:12.400
چرا نمی‌تونم جای تو باشم؟

01:51:12.560 --> 01:51:15.400
برای اینکه بفهمی چه غلطی می‌کنم

01:51:15.560 --> 01:51:17.240
بیا برای یه دقیقه جامون رو عوض کنیم.

01:51:19.960 --> 01:51:22.400
بیا! تو بیا و جای من باش

01:51:22.560 --> 01:51:24.240
منم می‌رم و جای تو می‌شم.

01:51:24.400 --> 01:51:27.520
بعدشم روی خط استوا همدیگه رو خواهیم دید.

01:51:27.680 --> 01:51:29.560
و با هم گلف بازی می کنیم

01:54:23.840 --> 01:54:26.560
مهم نیست که من رییس‌جمهور
اروگوئه باشم

01:54:28.680 --> 01:54:31.160
من به این چیزا زیاد فکر کرده بودم

01:54:32.720 --> 01:54:34.320
بیش از ده سال رو

01:54:34.480 --> 01:54:36.160
تو یه سلول انفرادی تو حصر گذروندم

01:54:37.480 --> 01:54:39.280
وقتش رو داشتم...

01:54:39.440 --> 01:54:42.080
هفت سالش بدون باز کردن یک کتاب بود

01:54:42.480 --> 01:54:44.880
باعث شد که من فکر کنم

01:54:45.040 --> 01:54:47.280
و این چیزیه که فهمیدمش:

01:54:47.840 --> 01:54:50.920
یا اینکه با کوچکترین چیز خوشحالی

01:54:51.960 --> 01:54:54.080
و خودت رو زیاد به تقلا نمیندازی.

01:54:55.040 --> 01:54:57.520
چرا که خب از درون خوشحالی -

01:54:59.520 --> 01:55:01.440
یا اینکه به بیراهه می‌ری.

01:55:03.960 --> 01:55:06.680
من طرفداری فقر رو نمی‌کنم

01:55:06.840 --> 01:55:09.960
من از اعتدال و نگه‌داشتن حد حرف می زنم.

01:55:13.480 --> 01:55:14.840
اما جامعه‌ای که ما بار آوردیم

01:55:15.000 --> 01:55:17.720
یه جماعته مصرف کنندس...

01:55:21.080 --> 01:55:23.600
که دائم تو فکر رشد و گسترشه.

01:55:24.000 --> 01:55:26.680
و وقتی گسترشی نباشه،
تراژدی رخ می‌ده.

01:55:28.440 --> 01:55:31.200
ما کوهی از

01:55:31.360 --> 01:55:33.120
احتیاجات بیجا خلق کردیم.

01:55:33.280 --> 01:55:36.640
مدام باید بخریم و دور بریزیم

01:55:36.800 --> 01:55:39.440
انگار نه که
این زندگیمونه که داریم خرجش می‌کنیم.

01:55:40.080 --> 01:55:42.600
وقتی که من چیزی رو می‌خرم

01:55:43.960 --> 01:55:45.560
یا که شما چیزی رو می‌خرین،

01:55:46.320 --> 01:55:48.880
پرداخت ما تنها با پولمون نیست

01:55:49.520 --> 01:55:52.080
ما زمانی از
زندگیمون رو پرداخت می‌کنیم که .

01:55:52.240 --> 01:55:54.080
که برای بدست آوردن اون پول

01:55:54.240 --> 01:55:56.600
براش وقت گذاشتیم

01:55:57.080 --> 01:55:58.880
و فرقش اینجاست که

01:55:59.040 --> 01:56:02.480
زندگی رو نمی‌شه خرید.

01:56:02.840 --> 01:56:04.880
زندگی رونده‌ست.

01:56:05.760 --> 01:56:07.640
و این وحشتناکه

01:56:07.800 --> 01:56:09.760
که زندگی رو حیف

01:56:10.680 --> 01:56:12.640
باختن آزادیمون بکنیم.

02:00:36.680 --> 02:00:38.680
من از مردن نمی‌ترسم.

02:00:38.840 --> 02:00:41.360
بچه‌های من می‌خوان که خوشحالم کنن تا

02:00:42.720 --> 02:00:45.360
این زندگی رو با آرامش ترک کنم.

02:00:45.800 --> 02:00:48.200
اکه قبل از مردن خوشحال باشم

02:00:49.080 --> 02:00:51.160
بعدشم خوشحالم.

02:00:52.880 --> 02:00:55.400
من دیگه نمی‌تونم کار کنم.

02:00:55.560 --> 02:00:58.360
اونقدر پیر شدم که نمی‌دونم

02:00:58.880 --> 02:01:00.040
موقع خوابم

02:01:02.360 --> 02:01:04.760
اینوری بخوابم یا اونوری

02:01:05.280 --> 02:01:06.760
کلن بد می‌خوابم

02:01:06.920 --> 02:01:10.120
برای همین، توی رختخواب

02:01:10.680 --> 02:01:11.840
بعضی وقت‌ها می‌شه که به خودم میگم

02:01:12.000 --> 02:01:15.320
بهتر بود که می‌مردم

02:01:15.720 --> 02:01:18.240
لااقل اونطوری آرامش دارم

02:01:24.240 --> 02:01:25.480
بعد از مرگ

02:01:25.640 --> 02:01:27.640
به نظر من چیزه دیگه‌ای نیست.

02:01:28.400 --> 02:01:30.000
ما می‌خندیم که:
بعدش خوش و خرم

02:01:30.160 --> 02:01:31.320
به بهشت می ریم

02:01:31.480 --> 02:01:33.520
حتی اگه راهیم که می ریم غلط باشه.

02:01:33.680 --> 02:01:34.760
اما وقتی که خاکمون کنن

02:01:34.840 --> 02:01:36.000
بهشتی در کار نیست

02:01:36.160 --> 02:01:38.400
راهمون هم غلط نرفتیم.

02:01:39.000 --> 02:01:42.280
اصلا زندگیی بعده مرگ نخواهد بود

02:01:42.440 --> 02:01:44.960
من به این چیزا باور ندارم.

02:01:48.320 --> 02:01:51.120
وقتی به مادربزرگم که خیلی دوسش
داشتم فکر می‌کنم

02:01:51.280 --> 02:01:53.640
که خیلی پیش ازین‌ها مرده،

02:01:53.800 --> 02:01:56.560
به خودم می‌گم که
خاطرات خیلی زود کمرنگ می‌شن

02:01:56.720 --> 02:01:58.880
و تصاویر هم محو می‌شن.

02:01:59.800 --> 02:02:02.760
بعضی وقت‌ها صدای اشخاص
هم از بین می‌ره.

02:02:02.920 --> 02:02:05.680
چی از خودمون به جا میگذاریم؟
چی می مونه؟

02:02:05.840 --> 02:02:07.400
این منو می‌ترسونه.

02:02:07.840 --> 02:02:11.280
ترسه غیرعقلانی‌ایه

02:02:14.680 --> 02:02:17.160
که بنیادش کاملا

02:02:17.320 --> 02:02:20.000
از باستان و قبایل بدوی میاد.

02:02:20.160 --> 02:02:23.240
این خیلی چیزا رو درون من
به حرکت وا می‌داره

02:02:24.360 --> 02:02:26.320
و چیزی هم نیست که مربوط

02:02:26.480 --> 02:02:30.120
به غرور باشه و یا

02:02:30.280 --> 02:02:32.360
چیزای مثل اون.

02:02:33.240 --> 02:02:35.280
نه، یه چیزه دیگه‌ایه.

02:02:36.400 --> 02:02:38.480
اون یه چیزیه مربوط به معنای زندگی

02:02:38.640 --> 02:02:40.760
که ما با زندگی‌هامون چکارا کردیم؟

02:02:40.920 --> 02:02:42.800
چرا من اینجام؟

02:02:44.600 --> 02:02:47.000
نمی‌دونم.

02:02:47.160 --> 02:02:49.360
می‌خوام که بعد از من اثری ازم بمونه.

02:02:49.520 --> 02:02:51.720
می‌خوام که ردم جا بمونه.

02:03:11.880 --> 02:03:13.640
معنای زندگی...

02:03:16.640 --> 02:03:19.800
نمیدونم به خاطره اینه که من

02:03:19.960 --> 02:03:21.800
احساس مهم بودن نمی‌کنم.

02:03:21.960 --> 02:03:23.880
-ما مهم نیستیم، آره -

02:03:24.040 --> 02:03:25.560
نمی‌فهمم...

02:03:26.320 --> 02:03:29.160
من زندگی رو اونجوری نمی‌فهمم.

02:03:30.720 --> 02:03:32.480
باید فقط زندگیمون رو بکنیم

02:03:33.640 --> 02:03:35.400
ما همه بوده‌ایم و هستیم

02:03:35.560 --> 02:03:37.200
و همگان به عدم می ریم..

02:03:41.800 --> 02:03:44.360
من فکر می‌کنم
برای این به دنیا اومدم که

02:03:45.680 --> 02:03:47.600
یک یا دوتا بچه رو

02:03:47.760 --> 02:03:50.160
به دنیا بیارم و

02:03:50.680 --> 02:03:52.640
بهشون غذا بدم

02:03:52.800 --> 02:03:55.360
تا بزرگ شن و

02:03:55.520 --> 02:03:59.080
وقتی که من پیر شدم

02:03:59.240 --> 02:04:01.880
در عوض از من مواظبت کنن.

02:04:03.480 --> 02:04:05.800
بزرگترین ترس من از...

02:04:07.640 --> 02:04:09.520
هیچ کس نشدنه...

02:04:09.680 --> 02:04:11.520
چیزی نشدنه...

02:04:15.960 --> 02:04:17.840
نه که بدونم

02:04:18.880 --> 02:04:21.760
چرا اینجام،

02:04:21.920 --> 02:04:23.760
اگه اصلا این جمله معنایی هم داشته باشه.

02:04:24.240 --> 02:04:27.120
اما واقعا دردی هم دوا نمی‌کنه

02:04:27.280 --> 02:04:28.640
من

02:04:28.800 --> 02:04:30.760
یه آدمیم میون همه.

02:04:32.240 --> 02:04:34.080
گمان من بر اینه

02:04:34.320 --> 02:04:36.640
که دنیا یک پویاییه سرتاسریه

02:04:36.800 --> 02:04:39.000
و اگه من جزوی ازون نباشم

02:04:40.160 --> 02:04:41.840
نابودم می‌کنه.

02:04:44.800 --> 02:04:47.040
من می‌خوام جزوی

02:04:47.200 --> 02:04:49.120
از تاریخ بشریت باشم.

02:04:53.040 --> 02:04:55.720
من ۱۵ سالمه و محکوم به حبس ابدم

02:04:55.880 --> 02:04:58.160
معنای زندگی رو کجام بگذارم؟

02:04:58.560 --> 02:05:00.720
این سواله سختیه.

02:05:01.360 --> 02:05:03.720
اما فکر کنم معنی زندگی من شاید

02:05:05.320 --> 02:05:07.960
خوشحالی و یا همه چیز رو درست کردن باشه.

02:05:08.120 --> 02:05:10.680
یا که کمک به بقیه، چه پیر و چه جوون

02:05:11.920 --> 02:05:14.040
فقط کمک به دیگران.

02:05:16.360 --> 02:05:18.120
پای یه نفر واسادن باشه

02:05:18.920 --> 02:05:21.080
فقط دوری از دردسر و زندان نرفتنه

02:05:21.240 --> 02:05:23.440
که این اصلا به معنای زندگی نمی‌خوره.

02:05:23.600 --> 02:05:25.600
اینجا جای هیچکسی نیست.

02:05:27.200 --> 02:05:30.080
نمی‌دونم...
هرکسی هدف خودش رو داره

02:05:30.240 --> 02:05:32.440
من نمی‌دونم هدف من چیه

02:05:32.600 --> 02:05:36.400
نمی‌دونم معنای این سوال اصلا چیه.

02:05:41.360 --> 02:05:43.080
بعضی وقت‌ها به جمله‌ای که

02:05:43.240 --> 02:05:46.080
بچگیام شنیده بودم فکر می‌کنم

02:05:46.240 --> 02:05:48.680
دوستم می گفت که:

02:05:50.240 --> 02:05:54.000
زندگی انتقال یک پیامه

02:05:54.160 --> 02:05:56.720
از وقتی که بچه هستی

02:05:56.880 --> 02:05:59.720
تا موقعی که پیر بشی.

02:05:59.880 --> 02:06:02.440
فقط باید مراقب باشی

02:06:02.600 --> 02:06:04.800
که تو راه این پیام رو گم نکنی.

02:06:05.640 --> 02:06:07.640
اغلب به این فکر می‌کنم

02:06:07.800 --> 02:06:10.000
چونکه وقتی خیلی کوچیک بودم

02:06:10.160 --> 02:06:12.440
چیزای خوبی رو تصور می کردم

02:06:12.600 --> 02:06:15.360
اینکه یه دنیا بدون گدا داشته باشیم

02:06:15.520 --> 02:06:17.680
اینکه همه توش خوشحال و

02:06:21.080 --> 02:06:24.360
صاف و ساده باشن.

02:06:24.520 --> 02:06:28.600
اما این چیزا رو ما
تو زندگیمون از دست می‌دیم.

02:06:28.760 --> 02:06:30.960
فقط کار می‌کنیم

02:06:31.120 --> 02:06:33.760
تا بتونیم چیز میز بخریم

02:06:33.920 --> 02:06:35.920
و دیگه گدایی هم نمی‌بینیم

02:06:36.080 --> 02:06:37.920
توجهی هم نمی‌کنیم

02:06:38.080 --> 02:06:40.920
پس کو اون پیامی که از بچگی همراه من بود؟

02:06:41.080 --> 02:06:44.480
شاید که معنای زندگی

02:06:44.640 --> 02:06:47.520
اطمینان ازین باشه که

02:06:47.960 --> 02:06:49.960
این پیام از بین نره.

02:06:52.880 --> 02:06:54.640
من از قبل از خودم پرسیده بودم...

02:07:01.840 --> 02:07:03.520
از قبل از خودم پرسیده بودم که

02:07:03.680 --> 02:07:05.880
چرا من روی زمینم؟

02:07:06.360 --> 02:07:08.080
من اینجا هستم تا...

02:07:11.480 --> 02:07:14.600
اونچه خدا بر من تکلیف کرده رو

02:07:15.240 --> 02:07:17.320
انجامش بدم

02:07:17.480 --> 02:07:19.640
چونکه روی زمین

02:07:19.800 --> 02:07:23.000
هرکسی یه مأموریتی داره.

02:07:23.800 --> 02:07:26.680
منم خب یکی دارم

02:07:26.840 --> 02:07:29.960
اما هنوز نمی‌دونمش.

02:09:25.360 --> 02:09:27.800
این فیلم تقدیم به هزاران مردمی می‌شود

02:09:27.960 --> 02:09:31.960
که با صدق و شجاعت و مهربانی
به سوالات ما پاسخ دادند

02:09:32.120 --> 02:09:33.920
با تشکر بسیار.

02:09:35.200 --> 02:09:36.600
با تشکر مخصوص همچنین از

02:09:36.760 --> 02:09:39.760
Bettencourt Schueller Foundation
و تیم همراهش

02:09:39.920 --> 02:09:42.160
که  ساخت این پروژه را ممکن کردند.

02:09:42.880 --> 02:09:45.600
بابا،‌مامان! باید که به من گوش بدین

02:09:45.760 --> 02:09:48.480
اگه می تونین، دیگه مواد نکشین!

02:09:48.640 --> 02:09:50.320
بارها بتون گفتم

02:09:50.480 --> 02:09:51.880
و باز هم میگم:

02:09:52.040 --> 02:09:54.800
دست از اعتیاد بردارین. براتون ضرر داره.

02:09:54.960 --> 02:09:57.560
اون جسمتون رو نابود می‌کنه.

02:09:57.720 --> 02:09:59.080
اگه که من

02:09:59.240 --> 02:10:01.320
دخترتونم،
پس دست بردارین!

02:10:01.480 --> 02:10:03.000
به خاطر من اینکارو بکنین.

02:10:07.040 --> 02:10:08.920
من یه برادر کوچیک دارم

02:10:09.080 --> 02:10:11.640
من یه برادر کوچیک دارم که مرده.

02:10:11.800 --> 02:10:14.600
اون یه دختر بچه‌ی ۴ ساله داره

02:10:14.760 --> 02:10:16.080
و متأسفانه

02:10:16.240 --> 02:10:18.800
مادر دختر هم مرده

02:10:18.960 --> 02:10:21.520
پس، می‌خوام که به برادرم بگم که

02:10:21.680 --> 02:10:23.440
اون نباید نگران باشه

02:10:23.600 --> 02:10:27.920
می‌دونم که اون چقدر دخترش رو دوست داره

02:10:28.600 --> 02:10:31.360
و باید بدونه که دخترش الان امنه.

02:10:31.520 --> 02:10:33.480
و من حسابی ازش مواظبت می‌کنم.

02:10:34.680 --> 02:10:36.400
من پرستار شیفت شبم

02:10:36.560 --> 02:10:38.880
و یه پیام برای مریض‌هام دارم:

02:10:39.040 --> 02:10:41.000
دیگه نگرانی نکنین!

02:10:41.160 --> 02:10:43.040
همه چی خوبه.

02:10:43.200 --> 02:10:44.400
من وظیفم رو کامل انجام می‌دم.

02:10:44.560 --> 02:10:47.200
من می‌تونم از
برادرها و خواهرهام نگهداری کنم

02:10:47.360 --> 02:10:49.520
اون‌ها خونه‌ان و می‌تونن
درسشون رو بخونن.

02:10:49.680 --> 02:10:51.560
اون‌ها درسشون رو تموم خواهند کرد

02:10:51.720 --> 02:10:52.960
این رو قول می‌دم.

02:10:53.120 --> 02:10:55.760
نمی‌خوام که زندگیشون سخت باشه.

02:10:55.920 --> 02:10:58.440
اونها حالا حالاها باید درس بخونن.

02:10:58.600 --> 02:10:59.920
و من ازین بابت خوشحالم،

02:11:00.080 --> 02:11:02.120
چون خودم شانسش رو نداشتم

02:11:02.280 --> 02:11:04.320
اما اون‌ها درسشون رو تموم می‌کنن.

02:11:04.960 --> 02:11:06.480
می‌خوام که اون‌ها

02:11:06.640 --> 02:11:08.320
تا اونجا که می‌شه درس بخونن.

02:11:08.480 --> 02:11:09.920
من هوشش رو نداشتم

02:11:10.080 --> 02:11:11.480
تا هرکاری رو بکنم

02:11:11.640 --> 02:11:13.760
اما می‌خوام که برادرها و خواهرهام

02:11:13.920 --> 02:11:15.240
درسشون رو تموم کنن.

02:11:16.520 --> 02:11:17.680
دو تا چیز هست که

02:11:17.840 --> 02:11:19.840
دوست دارم بهتون بگم:

02:11:21.040 --> 02:11:22.880
یادتون نره کی هستین

02:11:23.400 --> 02:11:24.760
و همیشه بخندین

02:11:24.920 --> 02:11:26.320
خندیدن تنها زبونیه

02:11:26.480 --> 02:11:28.040
که همه متوجهش می‌شن.

02:11:38.760 --> 02:11:40.480
امروز تو برای من

02:11:40.640 --> 02:11:43.600
کلی کارا کردی

02:11:43.760 --> 02:11:46.160
باعث شدی حس کنم که مهمم

02:11:46.320 --> 02:11:47.400
باعث شدی حس کنم

02:11:47.560 --> 02:11:49.960
که می‌تونم از پس کاری بربیام

02:11:50.920 --> 02:11:53.640
که جایی برای رفتن دارم

02:11:53.800 --> 02:11:54.760
باعث شدی حس کنم

02:11:54.920 --> 02:11:57.400
که داستان‌هام خیلی خوبن

02:11:57.560 --> 02:11:59.480
و باعث شدی که خوشحال بشم.

02:11:59.640 --> 02:12:01.960
فکر می‌کنم که مردم احتیاج به

02:12:02.120 --> 02:12:04.960
این حس دارن که فکر کنن
تو زندگیشون

02:12:05.120 --> 02:12:06.400
کاری رو به انجام رسوندن.

02:12:06.560 --> 02:12:07.520
اون‌ها احتیاج دارن تا

02:12:07.680 --> 02:12:09.000
حس کنن که تو انجام کارها سهمی داشتن

02:12:09.160 --> 02:12:10.160
و الان،

02:12:10.320 --> 02:12:12.640
تو باعث شدی که من فکر کنم
در کاری سهیم شدم.

02:12:12.800 --> 02:12:15.160
و من ازین بابت از تو خیلی سپاسگزارم

02:12:15.320 --> 02:12:16.600
ممنونم.

02:12:19.000 --> 02:12:21.040
پیام من اینه که

02:12:21.200 --> 02:12:22.840
به خونه‌ی من خوش‌آمدی

02:12:23.000 --> 02:12:24.520
بیا به خونمون

02:12:24.680 --> 02:12:26.400
همتون دعوتین!

02:12:26.560 --> 02:12:27.800
همه‌ی قبایل:

02:12:27.960 --> 02:12:30.080
Ovatua, Ovahimba,

02:12:30.240 --> 02:12:32.200
Ovambo, Ovangandjiera.

02:12:32.360 --> 02:12:34.920
همتون دعوت دارین

02:12:36.800 --> 02:12:39.160
امروز تو این دنیا

02:12:41.160 --> 02:12:42.320
می‌شنویم که

02:12:42.480 --> 02:12:44.840
آدمایین که فیلمسازن

02:12:45.000 --> 02:12:46.680
این چیزا رو تا حالا می‌شنیدیم

02:12:46.840 --> 02:12:48.240
اما حالا...

02:12:49.280 --> 02:12:51.280
که اولا و امانوئل اینجان

02:12:51.440 --> 02:12:53.440
و دارن فیلم می‌سازن

02:12:53.600 --> 02:12:56.240
همه می‌بینن که ما کجا زندگی می‌کنیم

02:12:56.400 --> 02:12:58.320
در روستامون

02:12:58.480 --> 02:13:00.520
من خیلی خوشحالم

02:13:00.680 --> 02:13:03.040
که آدمای بیشتری میان اینجا
تا فیلم درست کنن

02:13:03.200 --> 02:13:04.720
و من خیلی خوشحال می‌شم که

02:13:04.880 --> 02:13:06.880
دنیا ما رو می‌شناسه.

02:13:07.040 --> 02:13:09.200
نمی‌دونم که من رو می‌بینن یا نه

02:13:09.360 --> 02:13:10.880
اما من که خیلی خوشحالم

02:13:11.040 --> 02:13:12.640
که الان صحبت می‌کنم

02:13:12.800 --> 02:13:15.120
و به اون‌هایی که می‌خوان بیان می‌گم

02:13:15.280 --> 02:13:16.680
که بیان اینجا.

02:13:20.080 --> 02:13:22.600
دیگه صحبتی نیست.

02:13:22.760 --> 02:13:24.440
ما از صلح گفتیم

02:13:24.600 --> 02:13:27.400
از همه چی حرف زدیم

02:13:27.560 --> 02:13:29.480
دیگه بسه. تمام.

02:13:29.504 --> 02:13:55.504
« برتر موويز – مرجع دانلود فيلم و سريال »
[ bartarmoviz ]
