﻿WEBVTT

00:00:50.000 --> 00:00:54.000
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

00:00:54.030 --> 00:00:59.990
می‌دونم خبر خیلی بدیه، ولی این رو بدون که قابل درمانه

00:01:01.530 --> 00:01:04.650
وضعیتت جدیه ولی می‌شه درمانش کرد

00:01:06.110 --> 00:01:08.110
درسته، اوم... بله؟

00:01:10.110 --> 00:01:12.110
می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟ بله، حتماً

00:01:12.110 --> 00:01:15.110
درمانش... چطوریه؟

00:01:16.110 --> 00:01:19.110
باید مرخصی استعلاجی بگیرم؟

00:01:19.110 --> 00:01:23.650
بله. نه همین الان، ولی حین درمان لازم می‌شه

00:01:24.650 --> 00:01:28.070
درمان یعنی قرص خوردن؟

00:01:28.070 --> 00:01:34.110
نه. یا جراحی یا پرتودرمانی؛ و هر دو هم عوارض جانبی دارن

00:01:34.110 --> 00:01:36.740
اگه دارم خیلی تند توضیح می‌دم بهم بگو

00:01:36.740 --> 00:01:41.900
جراحی یعنی برداشتن پروستات که باعث ناباروری می‌شه

00:01:41.900 --> 00:01:45.860
البته پرتودرمانی هم همین‌طور

00:01:45.860 --> 00:01:48.650
هر دو روش روی توانایی نعوظت تأثیر می‌ذارن

00:01:48.780 --> 00:01:53.070
این مشکل رو می‌شه تا حدی با تمرین حل کرد

00:01:53.070 --> 00:01:57.110
ولی نعوظت احتمالاً دیگه هیچ‌وقت مثل قبل نمی‌شه

00:01:57.990 --> 00:02:02.530
بی‌اختیاری ادرار هم یکی دیگه از عوارض رایجه، ولی خیلی‌ها دچارش نمی‌شن

00:02:02.650 --> 00:02:07.780
من جراحی رو پیشنهاد می‌کنم. اما در نهایت، انتخاب با خودته

00:02:10.240 --> 00:02:13.110
این اتفاق برای خیلی از مردها توی یه مقطعی پیش می‌آد

00:02:13.110 --> 00:02:19.530
اگه بیمار مسن باشه، گاهی ترجیح می‌دیم درمانش نکنیم. ولی تو نیستی

00:02:19.530 --> 00:02:24.530
بهتره بذاری این حرف‌ها یه کم ته نشین بشه

00:02:24.530 --> 00:02:29.650
سؤالی داری؟ هر چیزی بخوای می‌تونی ازم بپرسی

00:02:31.900 --> 00:02:33.780
نه

00:02:33.780 --> 00:02:37.650
چهارشنبه، ۶ آگوست

00:02:38.990 --> 00:02:41.990
می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟ البته

00:02:42.990 --> 00:02:47.990
مطمئن نیستم که واقعاً قضیه رو گرفت یا نه. واقعاً؟

00:02:47.990 --> 00:02:50.990
تو این حس رو نداشتی؟ نه... چطور؟

00:02:50.990 --> 00:02:55.110
خب، غیرعادی نیست که بیمار نتونه

00:02:55.110 --> 00:02:57.990
شاید این دفعه بیشتر از همیشه

00:02:57.990 --> 00:03:01.990
هیچ سؤالی نپرسید، ولی خب این چیز عجیبی نیست

00:03:02.990 --> 00:03:05.990
بیمار بعدی؟

00:03:07.650 --> 00:03:10.990
لطفاً جواب بده. چی بهت گفت؟

00:03:10.990 --> 00:03:13.990
نمی‌تونن بذارن همین‌طوری بدون جواب از اونجا بیای بیرون

00:03:13.990 --> 00:03:17.490
بیورن هولم؟ آخه اونا چیکار می‌تونن بکنن؟

00:03:17.490 --> 00:03:23.990
خب نمی‌دونم، ولی... بدخیم که نیست، هست؟

00:03:23.990 --> 00:03:28.360
فکر کنم هست. درست نفهمیدم چی گفت

00:03:28.360 --> 00:03:31.360
نپرسیدی؟ باید مرخصی استعلاجی بگیرم

00:03:31.360 --> 00:03:34.110
باید اونقدر بپرسی تا یه جواب روشن بگیری

00:03:35.360 --> 00:03:37.360
لطفاً با من بیاین. چرا؟

00:03:37.360 --> 00:03:39.740
یکی هست که باید ببینینش

00:03:42.360 --> 00:03:44.150
من می‌رم می‌پرسم. نه، نرو

00:03:44.150 --> 00:03:46.360
آره. نه

00:03:48.900 --> 00:03:52.740
می‌شه از هر دوتاشون بخوای برگردن تو؟

00:03:55.990 --> 00:03:58.780
سلام. چطوری؟

00:03:58.780 --> 00:04:01.740
سکس / رویاها / عشق

00:04:01.740 --> 00:04:04.530
رویاها / عشق

00:04:04.530 --> 00:04:07.780
عشق

00:04:19.030 --> 00:04:22.900
تمام آثاری که اینجا می‌بینیم دارن چیزی به ما می‌گن

00:04:22.900 --> 00:04:25.900
فکر می‌کنم خیلی حیاتیه که ما

00:04:25.900 --> 00:04:31.990
تزیینات تالار شهر رو پیامی برای همه ما که توی اسلو زندگی می‌کنیم، ببینیم

00:04:31.990 --> 00:04:35.900
و با این ذهنیت، متوجه می‌شید که

00:04:35.900 --> 00:04:39.650
کل این ساختار داره ارزش‌های انسانی رو منعکس می‌کنه

00:04:39.650 --> 00:04:41.860
اون کتیبه رو ببینید، مثلاً داره

00:04:41.860 --> 00:04:44.740
ترکیب‌های مختلفی از زن‌ها و بچه‌ها رو نشون می‌ده

00:04:44.740 --> 00:04:47.360
سمت چپ، یه زن تنها با بچه‌اش

00:04:47.360 --> 00:04:50.650
و کنارش دو تا زن که با هم یه بچه دارن

00:04:50.650 --> 00:04:56.030
برداشت من اینه که این یعنی تأیید هم مادران مجرد و هم والدگری همجنس‌خواهانه

00:04:56.030 --> 00:05:01.650
و در ادامه، یه ادای احترام صریح از طرف شهرداری به همجنس‌گرایی

00:05:01.650 --> 00:05:06.780
فوق‌العاده نیست؟ راستی، این دوستم ماریانه

00:05:06.780 --> 00:05:12.110
راحت باشین، با ما بیاین. بیاین بریم چند تا نمونه خوب دیگه روی دیوار غربی پیدا کنیم

00:05:25.280 --> 00:05:28.690
ما توی این کشور عاشق دستاوردهای ورزشی هستیم

00:05:28.700 --> 00:05:33.360
واسه همین عاشق اینم که ورزشی که انتخاب کردن

00:05:33.360 --> 00:05:37.780
ورزشیه که تا این حد با ظرافت‌های زنانه عجین شده

00:05:37.780 --> 00:05:40.200
یعنی اسکیت نمایشی

00:05:43.320 --> 00:05:47.990
اینجا نماد واقعی اسلو رو می‌بینیم؛ "دختر اسلو"

00:05:47.990 --> 00:05:50.740
یا "زن اسلو"، همون‌طوری که من دوست دارم صداش کنم

00:05:50.740 --> 00:05:54.900
ببینید چطور اونجا ایستاده و داره تماشا می‌کنه و گوش میده

00:05:54.900 --> 00:05:58.110
داره به شهرش نگاه می‌کنه. به نظرم واقعاً قشنگه

00:06:00.530 --> 00:06:03.650
این طرف، می‌خوام این دو تا مجسمه رو بهتون نشون بدم

00:06:03.650 --> 00:06:09.280
که با بقیه فرق دارن. "ماهیگیر" اثر نیلز فلاکستاد

00:06:09.280 --> 00:06:12.990
این مجسمه نماینده یکی از مهم‌ترین صنایع نروژه

00:06:12.990 --> 00:06:19.070
ولی نباید فراموش کنیم که ماهیگیر یکی از نمادهای باستانی مسیح هم هست

00:06:19.070 --> 00:06:23.900
بخاطر همین، من دوست دارم این پیکره رو به عنوان یه تمثال مسیح‌وارِ مهربون و بخشنده ببینم

00:06:23.900 --> 00:06:29.530
که دستش رو برای برکت دادن روی زندگی تمام شهروندان اسلو نگه داشته

00:06:29.530 --> 00:06:34.280
و روی تمام اون چیزهایی که شامل رویاها و نگرانی‌ها می‌شه

00:06:34.280 --> 00:06:40.990
و نیازها، مخصوصاً نیازهای جنسی، که می‌خوام ربطش بدم به این مجسمه این بغل

00:06:40.990 --> 00:06:46.780
این تنها مجسمه‌ایه که صراحتاً به موضوع میل جنسی می‌پردازه

00:06:47.530 --> 00:06:50.030
قرار ملاقات بین سه نفر رو می‌بینیم

00:06:50.030 --> 00:06:53.530
یه زوج سمت راست و یه مرد تنها سمت چپ

00:06:53.530 --> 00:06:57.530
این ملاقات پر از تنش جنسیه

00:06:57.530 --> 00:06:59.900
معلومه یه خبری هست بین

00:06:59.900 --> 00:07:02.650
مرد سمت چپ و زن سمت راست

00:07:02.650 --> 00:07:05.490
اما اگه به مرد سمت راست دقت کنید

00:07:05.490 --> 00:07:10.530
نگاه اون هم مگه به سمت اون یکی مرد نیست؟

00:07:10.530 --> 00:07:15.490
حالا به دست‌هاش نگاه کنید که روی فاقش جمع شده

00:07:15.490 --> 00:07:20.900
این نشونه چیه؟ آیا این به یه ادغام جنسی بین این سه نفر ختم می‌شه؟

00:07:20.900 --> 00:07:24.650
یه رابطه سه نفره، به همین سادگی؟ خب این اتفاق‌ها می‌افته

00:07:24.650 --> 00:07:27.650
آدم‌ها نیازها و سلیقه‌های جنسی متفاوتی دارن

00:07:27.650 --> 00:07:33.740
که عیسی مسیح اون‌ها رو می‌بینه و به عنوان بخشی از خلقت به رسمیت می‌شناسه

00:07:33.740 --> 00:07:36.150
چیزی که برای من خیلی جالبه اینه که

00:07:36.150 --> 00:07:41.110
یه جای به این مهمی روی دیوار بیرونی تالار شهرمون به میل جنسی اختصاص داده شده

00:07:41.110 --> 00:07:43.740
به نظرم این خیلی تأثیرگذار و سخاوتمندانه‌ست

00:07:43.740 --> 00:07:47.990
ولی... این یه کم محدود نیست؟ چطور مگه؟

00:07:47.990 --> 00:07:51.900
منظورم اینه که زیادی خاص به نظر می‌رسه

00:07:51.900 --> 00:07:57.740
قراره این پایه و اساس جشن ۱۰۰ سالگی اسلو باشه

00:07:57.740 --> 00:08:01.280
یه جشن ملی. با کلی زرق و برق و مهمونی

00:08:01.280 --> 00:08:07.650
بله، و ما کلی رویداد توی سطح شهر حول همین موضوع برنامه‌ریزی کردیم

00:08:07.650 --> 00:08:12.650
باید چند روز طول بکشه. بله. این یه پروسه مداومه که ما

00:08:12.650 --> 00:08:16.240
دقیقاً چه چیزی مد نظرتونه؟

00:08:16.240 --> 00:08:20.650
وقتی نمی‌دونیم روی چی داریم کار می‌کنیم، بودجه‌بندی سخته

00:08:20.650 --> 00:08:23.530
ما پیشنهادهای مشخصی داریم

00:08:23.530 --> 00:08:26.490
ولی فقط یه روز نخواهد بود

00:08:26.490 --> 00:08:28.900
قراره همه رو شامل بشه

00:08:28.900 --> 00:08:33.530
قطعاً! واسه همه‌ست! ولی این "همه" کیا هستن؟

00:08:33.530 --> 00:08:35.240
مگه "همه" خود ما نیستیم؟

00:08:35.240 --> 00:08:39.110
کلی گروه‌های مختلف از زن‌ها و مردها و

00:08:39.110 --> 00:08:41.610
و در کنار هم، ما می‌شیم "همه"

00:08:41.610 --> 00:08:43.780
فردا می‌بینمت

00:08:45.110 --> 00:08:46.360
خداحافظ. فعلاً

00:08:46.360 --> 00:08:47.780
خوب پیش نرفت. چرا، خوب بود

00:08:47.780 --> 00:08:52.650
نه، خوب نبود. می‌شه بریم یه جا قهوه بخوریم؟

00:08:52.650 --> 00:08:54.650
نباید به کشتی برسیم؟

00:08:54.650 --> 00:08:58.700
تا دو ساعت دیگه لازم نیست نسودن باشیم. کلی وقت داریم

00:09:00.240 --> 00:09:04.530
این‌ها ایده‌های تو بود. آره، ارائه من بود

00:09:04.530 --> 00:09:09.530
هر کسی ایده‌اش رو می‌گه و بعد با هم تصمیم می‌گیریم

00:09:09.530 --> 00:09:13.780
البته یه شرکت مشاوره هم هست که اونا هم پیشنهاد خودشون رو دارن

00:09:13.780 --> 00:09:16.990
ولی این باید بر اساس دغدغه‌های مردم باشه

00:09:16.990 --> 00:09:18.990
تو این‌طوری فکر می‌کنی؟

00:09:18.990 --> 00:09:22.610
من؟ تو هم همین فکر رو می‌کنی. من؟ چطور؟

00:09:22.610 --> 00:09:24.990
وقتی برای این کار درخواست دادم، تو گفتی:

00:09:24.990 --> 00:09:30.360
"کار کردن برای شهرداری فرصتیه برای کمک به مردم."

00:09:30.360 --> 00:09:32.780
من این رو گفتم؟ آره

00:09:32.780 --> 00:09:36.610
داشتی درباره شغل خودت حرف می‌زدی؟ شاید؟

00:09:36.610 --> 00:09:38.610
"شاید"

00:09:39.610 --> 00:09:42.610
ماریان، تو بدون فکر کردن یه حرف‌هایی رو می‌زنی

00:09:42.610 --> 00:09:46.610
"وقتی اسمم رو صدا می‌زنی، از خوشحالی دیوونه می‌شم

00:09:46.610 --> 00:09:51.610
که می‌دونم اسمم رو بلدی." یادت هست این رو برام نوشتی؟

00:09:51.610 --> 00:09:54.610
آره، حتماً

00:09:54.610 --> 00:09:58.240
این یه نقل‌قول از راگنار هولانده. چی شد الان یادت افتاد؟

00:09:58.240 --> 00:10:01.110
نمی‌دانم، شاید چون گفتی "ماریان"

00:10:01.110 --> 00:10:03.530
بیشتر درباره امشب بهم بگو

00:10:03.530 --> 00:10:07.280
اتفاقی که امشب می‌افته اینه که

00:10:07.280 --> 00:10:12.110
یه تیم جمع کردم تا روی جزئیات کار کنن

00:10:12.110 --> 00:10:15.360
یه آهنگساز هست، یه معمار

00:10:15.360 --> 00:10:18.280
یه طراح رقص... و بعدش ما

00:10:18.280 --> 00:10:21.650
اما اون زمین‌شناس چی؟ می‌دونه که من می‌آم؟

00:10:21.650 --> 00:10:23.650
آره، معلومه

00:10:25.610 --> 00:10:28.740
حس خیلی خوبی بهش دارم

00:10:28.740 --> 00:10:32.650
خب، شاید فقط تصور منه، ولی فکر کنم با هم جور بشین

00:10:32.650 --> 00:10:34.240
جور بشیم

00:10:34.240 --> 00:10:38.900
و فضای خوبیه که اونجا با آدم‌های دیگه هم آشنا بشی

00:10:38.900 --> 00:10:43.990
که خیلی هم خشک و رسمی نباشه... آخه من معمولاً با خیلی‌ها جور می‌شم

00:10:43.990 --> 00:10:47.530
چی، چطور...؟ نه، فقط

00:10:47.530 --> 00:10:52.900
یه جورایی... انگار برای تو خیلی مهم‌تره

00:10:52.900 --> 00:10:56.030
اینکه من با کسی آشنا بشم؟ اوم

00:10:56.030 --> 00:10:57.780
نه

00:10:58.740 --> 00:11:01.110
نه، اونطوری نیست

00:11:02.530 --> 00:11:05.110
نه، قضیه این نیست. نه؟

00:11:05.110 --> 00:11:08.690
این‌طور نیست که مدام بگم دلم می‌خواد دوست‌پسر داشته باشم، هست؟

00:11:08.700 --> 00:11:10.740
نه، نمی‌گی

00:11:10.740 --> 00:11:14.860
احتمالاً فقط دارم از زاویه دید خودم بهش نگاه می‌کنم

00:11:15.990 --> 00:11:19.530
من خودم واسه پیدا کردن یکی خیلی استرس داشتم

00:11:19.530 --> 00:11:22.740
ولی تو که گفتی برای آشنا شدن با یکی مشکلی نداری

00:11:22.740 --> 00:11:25.530
آره، ندارم

00:11:25.530 --> 00:11:29.280
اما وقتی می‌گی واسه پیدا نکردن یکی اینقدر استرس داشتی

00:11:29.280 --> 00:11:32.990
دقیقاً استرست واسه چی بود؟

00:11:32.990 --> 00:11:35.780
واقعاً نمی‌دونم

00:11:35.780 --> 00:11:40.150
تو که قبلاً عاشق تنها بودن بودی

00:11:42.780 --> 00:11:47.740
بخاطر امنیت و آرامشیه که یه رابطه با خودش می‌آره؟

00:11:47.740 --> 00:11:50.240
شاید... خیلی بهش فکر کردم

00:11:50.240 --> 00:11:52.990
من توی زندگی احساس ناامنی نمی‌کنم. تو هم همین‌طور

00:11:52.990 --> 00:11:54.530
نه

00:11:54.530 --> 00:11:58.900
خب، من ازدواج کردن رو دوست دارم

00:11:58.900 --> 00:12:01.490
من تو این زمینه‌ها از تو ساده‌ترم

00:12:02.990 --> 00:12:07.530
بعد از هفت هشت سال توی اون آپارتمان، تازه تصمیم گرفتی پاتختی بخری؟

00:12:07.530 --> 00:12:09.990
اصلاً به ذهنم نرسیده بود. از کجا می‌تونم بخرم؟

00:12:09.990 --> 00:12:14.990
فکر کنم ایکیا داشته باشه. یا دست‌دوم آنلاین. چه مدلی می‌خوای؟

00:12:14.990 --> 00:12:17.990
باید کوتاه باشه که به تخت بیاد

00:12:17.990 --> 00:12:20.490
دو تا لازم داری. نه

00:12:20.490 --> 00:12:24.530
نمی‌شه تخت دونفره داشته باشی و فقط یه طرفش میز باشه. غم‌انگیزه

00:12:24.530 --> 00:12:26.780
کی اهمیت میده؟ چرا غم‌انگیزه؟

00:12:26.780 --> 00:12:29.990
خریدن دو تا که

00:12:29.990 --> 00:12:34.360
سلام! شما هم دارین می‌رین مهمونی؟

00:12:34.360 --> 00:12:36.990
مهمونی؟ بیشتر شبیه یه دورهمیه

00:12:36.990 --> 00:12:40.990
یا یه جلسه ایده‌پردازی. اوکی. من دارم می‌رم خونه

00:12:40.990 --> 00:12:46.990
تو نسودن زندگی می‌کنی؟ اصلاً خبر نداشتم. نه، زندگی نمی‌کنم. فقط یه کلبه اجاره کردم

00:12:46.990 --> 00:12:49.780
تابستون رو اونجا می‌گذرونم

00:12:49.780 --> 00:12:52.990
هایدی، دوستم، و تور، همکارم. خوشبختم

00:12:52.990 --> 00:12:56.860
در هر صورت خوش بگذره. مرسی

00:12:56.860 --> 00:12:58.990
فردا می‌بینمت؟ حتماً. فعلاً

00:13:00.990 --> 00:13:03.990
اون دکتره؟ نه، پرستاره

00:13:03.990 --> 00:13:07.990
باید یه آینه پیدا کنم. من می‌رم بیرون

00:13:16.740 --> 00:13:18.530
سلام

00:13:31.530 --> 00:13:35.650
نمی‌شه همین‌طوری فرض کرد که آدم‌ها واقعاً می‌فهمن چی داری می‌گی

00:13:35.650 --> 00:13:39.650
تمام روز داشتم به اون بیمار فکر می‌کردم

00:13:39.650 --> 00:13:45.400
خیلی خوشحالم که تو متوجه شدی. خب، من رو یاد بابام انداخت

00:13:45.400 --> 00:13:49.150
منم گاهی می‌تونم اون شکلی باشم. جدی؟

00:13:49.150 --> 00:13:56.150
خب، درک می‌کنم که آدم جرئت نکنه بپرسه، مبادا احمق به نظر برسه

00:13:56.150 --> 00:14:00.150
آها. اهل کجایی؟ هوبول، توی شهرستان اوستفولد

00:14:00.150 --> 00:14:03.900
توی مزرعه بزرگ شدی؟ نه، ولی مامانم آره

00:14:03.900 --> 00:14:06.900
متوجهم. ولی خودشون کشاورز نبودن

00:14:06.900 --> 00:14:10.900
آدم‌های معمولی‌ان. بابام توی کار ساخت‌وساز بود

00:14:10.900 --> 00:14:14.240
و تو پرستار شدی. آره، بالاخره

00:14:14.240 --> 00:14:18.190
هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم اهل هوبول یا حتی اوستفولد باشی

00:14:18.200 --> 00:14:22.240
نه؟ چون خیلی خوش‌تیپم؟

00:14:22.240 --> 00:14:25.740
واقعاً فکر می‌کنی اینقدر خوش‌تیپی؟ شوخی کردم

00:14:25.740 --> 00:14:29.820
ولی وقتی می‌رم بیرون، بقیه بهم گفتن

00:14:29.820 --> 00:14:31.030
نه بابا، واقعاً؟

00:14:31.030 --> 00:14:34.610
"تو خوش‌تیپ‌تر از اونی هستی که اهل اوستفولد باشی."

00:14:34.610 --> 00:14:40.610
مردم واقعاً این رو می‌گن؟ نه بابا. یا شایدم آره، چند باری پیش اومده

00:14:40.610 --> 00:14:44.610
شاید بخاطر لهجه‌ست. سخته که آدم رو جدی بگیرن

00:14:44.610 --> 00:14:47.320
معلوم نیست اهل اوستفولدی. نه

00:14:47.320 --> 00:14:48.570
سعی می‌کنم مخفی‌اش کنم

00:14:48.570 --> 00:14:51.440
معلوم هم نیست که ما اهل دوکا هستیم

00:14:51.450 --> 00:14:55.610
نه، فکر نکنم. دوکا؟ کجاست؟

00:14:55.610 --> 00:15:00.610
نزدیک یوویک. بین یوویک و فاگرنس

00:15:11.650 --> 00:15:14.280
کلبه‌ات کجاست؟ اونجاست

00:15:14.280 --> 00:15:17.530
همون قرمزه کوچیکه؟ آره، اولین کلبه‌ای که می‌بینی

00:15:17.530 --> 00:15:20.700
درست بغل اسکله کشتی. آره

00:15:22.900 --> 00:15:25.570
خداحافظ. فعلاً

00:15:32.780 --> 00:15:35.780
واو، اینجاست؟ آره

00:15:35.780 --> 00:15:39.780
چه خونه‌ای! طرف حتماً خیلی پولداره، نه؟ پولدار؟

00:15:42.990 --> 00:15:45.650
سلام. سلام

00:15:46.990 --> 00:15:49.990
ارائه‌ات چطور بود؟ مگه امروز نبود؟

00:15:49.990 --> 00:15:55.150
خوب نبود. نتونستم منظورم رو برسونم. نه، واقعاً عالی بود

00:15:55.150 --> 00:15:58.280
حتماً همین‌طوره. تو طوری تعریف کردی که خیلی خوب به نظر می‌رسید

00:15:58.280 --> 00:16:00.990
کم مونده بود به ایده‌هات حسودیم بشه

00:16:00.990 --> 00:16:03.280
سلام. اوله هارالد هستم. ماریان

00:16:03.280 --> 00:16:06.990
پس ماریان تویی! هایدی درباره‌ات بهمون گفته بود

00:16:06.990 --> 00:16:09.990
تو جزو تیم... نه، من دکترم

00:16:09.990 --> 00:16:14.990
فقط همراهشون اومدی؟ واسشون چی سرو می‌کنی؟

00:16:14.990 --> 00:16:19.650
آبجو و شراب. تنقلات. باربیکیو راه بنداز! اون توی این کار عالیه

00:16:19.650 --> 00:16:23.780
به من ربطی نداره. بیاین بریم دخترا. بابا جلسه داره

00:16:23.780 --> 00:16:27.360
هی، تو... برو تو. بقیه رسیدن

00:16:27.360 --> 00:16:31.990
بیاین بریم خونه دیگه. راه بیفتین. نه

00:16:31.990 --> 00:16:34.530
در این مورد حرف زدیم. بابا جلسه داره

00:16:34.530 --> 00:16:37.360
خواهش می‌کنم. ول کن. یک، دو، سه

00:16:37.360 --> 00:16:41.280
این روزها مفهوم "فمینیسم" باید خیلی چیزها رو شامل بشه

00:16:41.280 --> 00:16:44.990
آره، اونقدر لوث شده که دیگه معنای خودش رو از دست داده

00:16:44.990 --> 00:16:47.900
سلام! خیلی خوشحالم که تونستین بیاین

00:16:47.900 --> 00:16:50.570
همه‌تون. سلام... اسماعیل هستم

00:16:50.570 --> 00:16:54.280
هایدی. تو معماری؟ سلام. آبل هستم

00:16:54.280 --> 00:16:57.780
ماریان. سلام، آنا. خوشحالم دوباره می‌بینمت

00:16:57.780 --> 00:17:01.900
این ماریانه. من هیچ کاره‌ام این وسط

00:17:01.900 --> 00:17:08.900
درسته. ناخودآگاه شنیدم داشتین درباره فمینیسم حرف می‌زدین

00:17:08.900 --> 00:17:14.360
کنجکاوم بدونم، فکر می‌کنین با این پروژه داریم برای کسایی حرف می‌زنیم که خودشون از قبل با ما هم‌عقیده‌ان؟

00:17:14.360 --> 00:17:18.490
مطمئن نیستم، بستگی داره... بستگی داره چطور بهش نگاه کنی

00:17:18.490 --> 00:17:22.990
مامانم دیشب بهم زنگ زد و درباره این موضوع باهاش حرف زدم

00:17:22.990 --> 00:17:28.110
بهش گفتم این یه پروژه شهرداریه. ولی اون نمی‌تونه با فمینیسم ارتباط برقرار کنه

00:17:28.110 --> 00:17:33.110
می‌گه هیچ ربطی به اون نداره. داره سعی می‌کنه کمک‌خانگی بگیره

00:17:33.110 --> 00:17:38.860
ولی نمی‌فهمه چطوری باید درخواست بده. بهشون زنگ می‌زنه ولی فایده‌ای نداره، که خب

00:17:38.860 --> 00:17:42.110
پس تو فکر می‌کنی باید این سالگرد رو

00:17:42.110 --> 00:17:46.110
با بهتر کردن خدمات عمومی و راهکارهای آنلاین جشن بگیریم؟

00:17:46.110 --> 00:17:52.110
این دو تا با هم در تضاد نیستن. نه، اصلاً

00:17:52.110 --> 00:17:58.110
استخدام شهرداری هستی؟ آره، توی بخش فرهنگی

00:17:58.110 --> 00:18:03.110
و مدیر پروژه این سالگرد هستم

00:18:03.110 --> 00:18:10.110
من تحصیلاتم تاریخیه. با یه تز دکترای خیلی چشمگیر

00:18:10.110 --> 00:18:14.110
اووه، چه جالب! من تزم رو درباره تاریخ مد نوشتم

00:18:14.110 --> 00:18:18.610
درباره چه موضوعی؟ "پر اسپوک"، اگه اسمش رو شنیده باشین؟

00:18:18.610 --> 00:18:22.110
سلام. ایشون

00:18:22.110 --> 00:18:24.110
بله. سلام

00:18:24.110 --> 00:18:28.110
خب، این... میل داری...؟ نه؟

00:18:28.110 --> 00:18:32.110
همون‌طور که توی ایمیل گفتم

00:18:32.110 --> 00:18:37.110
قصدم این بود که این یه جلسه مقدماتی یا الهام‌بخش باشه

00:18:38.110 --> 00:18:41.110
کلمات خیلی شبیه هم‌ان، الان می‌فهمم

00:18:41.110 --> 00:18:49.110
اگه از مسائل بنیادی شروع کنیم، یعنی همون زمینی که روش راه می‌ریم

00:18:49.110 --> 00:18:52.990
و از اونجایی که یه همسایه خوب دارم که زمین‌شناسه

00:18:52.990 --> 00:18:56.070
نشستم بهش فکر کردم

00:18:56.070 --> 00:19:00.610
و با خودم گفتم شاید این دیدگاه بتونه فکرای جدیدی رو باز کنه

00:19:00.610 --> 00:19:03.110
نمی‌دونم شما هم... اوم، بله؟

00:19:03.110 --> 00:19:06.240
می‌خواستم چند کلمه‌ای صحبت کنم

00:19:06.240 --> 00:19:11.610
درباره ساختار زمین‌شناسی شهر

00:19:11.610 --> 00:19:15.110
و این‌جور چیزا. اگه براتون جالبه؟

00:19:16.530 --> 00:19:18.990
پیشنهاد می‌دم بریم روی پشت‌بام

00:19:18.990 --> 00:19:25.780
اونجا منظره بهتره. کل شهر از اونجا معلومه

00:19:25.780 --> 00:19:26.780
هیجان‌انگیزه

00:19:26.780 --> 00:19:30.900
لطفا دنبال من بیاید. عالیه

00:19:30.900 --> 00:19:34.900
اون پیرهن... خیلی قشنگه

00:19:34.900 --> 00:19:37.650
اوه، ممنون! خودم هم متوجهش شدم

00:19:37.650 --> 00:19:40.990
یه جورایی عذاب‌وجدانِ خرید دارم. گرون‌ترین پیرهنیه که تا حالا خریدم

00:19:40.990 --> 00:19:44.650
اون بیرون حفاظ نداره، پس لطفا بشینید

00:19:44.650 --> 00:19:47.280
نمی‌خوام کسی بیفته پایین

00:19:47.280 --> 00:19:50.650
می‌تونم پام رو بذارم اینجا؟ آره حتما، خیالت راحت

00:19:51.650 --> 00:19:55.650
داریم پا می‌ذاریم روی تختِ کی؟ مال منه

00:19:55.650 --> 00:19:58.990
شما اینجا می‌خوابید؟ باید ملحفه‌ها رو عوض می‌کردم

00:19:58.990 --> 00:20:02.650
نه، واسه چی؟ نه، آخه... من اینجا بزرگ شدم

00:20:02.650 --> 00:20:08.650
یعنی توی اون خونه قدیمی که قبلاً اینجا بود. اتاقم تقریباً همین‌جا بود

00:20:08.650 --> 00:20:12.360
پس این اتاقِ پسر‌بچه‌ست؟ آره، تختِ پسربچه

00:20:12.360 --> 00:20:15.530
برات هیجان‌انگیزه؟ آره، یه کم

00:20:16.530 --> 00:20:20.860
واسه خودمم یه جورایی هیجان‌انگیز شد. خیلی هم عریض نیست

00:20:20.860 --> 00:20:25.650
نه، ولی... اگه بخوای، جا هست

00:20:25.650 --> 00:20:28.780
اگه آدم بخواد، جا برای موندن هست

00:20:29.990 --> 00:20:31.530
درسته

00:20:36.990 --> 00:20:41.990
اول از همه می‌خوام بگم که همه چیز در حال تغییره

00:20:41.990 --> 00:20:47.030
مدام. واسه همین هیچ‌چیزی واقعاً بنیادی نیست

00:20:47.030 --> 00:20:50.190
ولی فکت‌های تاریخی داریم

00:20:50.200 --> 00:20:53.150
نام «دیگِ اسلو» برگرفته از

00:20:53.150 --> 00:20:58.110
تپه‌های نوردمارکا و اِکه‌برگه که به سمت دشت شیب دارن

00:20:58.110 --> 00:21:00.780
و بهش شکلی شبیه دیگ دادن

00:21:00.780 --> 00:21:06.150
چیزی که ما امروز بهش می‌گیم اسلو، از سه نوع سنگ تشکیل شده

00:21:06.150 --> 00:21:09.780
ما منطقه سنگ بستر رو داریم

00:21:09.780 --> 00:21:14.780
که شامل گونه‌های سختی مثل گنیس و گرانیته

00:21:14.780 --> 00:21:19.030
این منطقه از استمارکا تا اکه‌برگ کشیده شده

00:21:19.030 --> 00:21:21.860
و به سمت بونه‌فیوردن شیب پیدا می‌کنه

00:21:21.860 --> 00:21:24.360
بعدش می‌رسیم به «مرکز»

00:21:24.360 --> 00:21:30.110
که بیشتر از گونه‌های سنگیِ نرم‌ترِ کامبرو-سیلورین تشکیل شده

00:21:30.110 --> 00:21:37.610
مثل سنگ آهک و سنگ لوح و کلی رسوب و خاک رس

00:21:37.610 --> 00:21:42.110
و اگه به ارتفاعات اطراف مثل نوردمارکا و سورکدالن نگاه کنید

00:21:42.110 --> 00:21:46.900
بیشتر گونه‌های آتشفشانی مثل گدازه و بازالت می‌بینیم

00:21:46.900 --> 00:21:52.150
این‌ها گونه‌هایی از سنگ هستن که «روبه بالا» می‌رن

00:21:52.150 --> 00:21:55.360
همون‌طور که یه معلم دبیرستان برام توضیح داد

00:21:55.360 --> 00:22:01.240
و همه این‌ها مکان‌نگاری‌ای رو می‌سازن که شبیه یه دیگه

00:22:05.240 --> 00:22:10.900
مطمئن نیستم که در صلاحیت من باشه که بگم زمین‌شناسی چه تأثیری روی زندگی‌مون داره

00:22:10.900 --> 00:22:15.780
ولی... آره، فکر می‌کنم جاهایی که راه می‌ریم، جاهایی که پامون رو می‌ذاریم

00:22:15.780 --> 00:22:21.650
و همچنین چیزایی که دور و برمون هستن، مثلاً ساختمون‌ها یا پوشش گیاهی

00:22:21.650 --> 00:22:24.490
روی روان‌مون تأثیر می‌ذارن

00:22:24.490 --> 00:22:29.110
به نظرم می‌شه یه کم مثل بوی لباس بهش نگاه کرد

00:22:29.110 --> 00:22:33.530
بوی لباسِ کسی که از مام یا عطر یا هیچ‌چیزی استفاده نمی‌کنه

00:22:34.530 --> 00:22:38.030
شما به اون بو واکنش نشون می‌دید

00:22:38.030 --> 00:22:40.780
اون بو شخصیت داره و می‌تونه شما رو به چالش بکشه

00:22:40.780 --> 00:22:45.110
با تمام وجودتون حسش می‌کنید

00:22:45.110 --> 00:22:50.400
و به همین ترتیب، فکر می‌کنم روی روح‌مون هم تأثیر می‌ذاره

00:23:20.110 --> 00:23:24.400
بله، می‌تونیم برگردیم پایین. کسی شراب میل داره؟

00:23:24.400 --> 00:23:27.900
بله، لطفاً. یا چیز دیگه‌ای؟

00:23:27.900 --> 00:23:29.990
بریم پایین

00:23:31.530 --> 00:23:33.530
مواظب سرتون باشید

00:23:50.110 --> 00:23:55.110
وقتی اون معمار گفت مامانش اون کمکی رو که لازم داره دریافت نمی‌کنه

00:23:55.110 --> 00:24:01.110
وقتی این‌همه چیز درست کار نمی‌کنه، باعث می‌شه کل این جشن

00:24:01.110 --> 00:24:06.280
انگار درست بهش فکر نکردم. اینکه تمرکزمون باید جای دیگه‌ای باشه

00:24:06.280 --> 00:24:09.110
فکر می‌کنم داری قضیه رو پیچیده می‌کنی

00:24:09.110 --> 00:24:14.110
مهم بودنِ یه چیز، باعث نمی‌شه یه چیز دیگه اهمیت یا جذابیتش رو از دست بده

00:24:14.110 --> 00:24:19.110
این اتفاق مدام می‌افته. تو یه ایده کاملاً بکر داری

00:24:19.110 --> 00:24:23.110
که مالِ خودته، ولی بعدش شک و تردید میاد سراغت

00:24:23.110 --> 00:24:26.110
- آیدا، این‌جوری نمی‌شه. حتماً خیلی خسته‌کننده‌ست

00:24:26.110 --> 00:24:31.110
نمی‌تونی از مامان فرار کنی. بیا بریم خونه و داستان شب بخونیم

00:24:31.110 --> 00:24:34.110
می‌فهمم که باید قشنگ فکر کنی

00:24:34.110 --> 00:24:37.530
دندونات رو مسواک زده بودی و داشتی می‌رفتی بخوابی

00:24:37.530 --> 00:24:40.110
بیا بریم قصه شب بخونیم

00:24:40.110 --> 00:24:43.110
- بیا بریم دیگه. سلام، سولویگ

00:24:43.110 --> 00:24:47.650
بذار کمکت کنم بلند شی. خوبم

00:24:47.650 --> 00:24:52.110
باشه. اودا کجاست؟ تو خونه تنهاست؟

00:24:52.110 --> 00:24:56.030
اودا با گِیره. خوابیدن

00:24:56.030 --> 00:24:58.110
بیا. حالم خوبه

00:24:58.110 --> 00:25:02.650
فقط منم که خوابم نمی‌بره. بیا بریم خونه عزیزم

00:25:02.650 --> 00:25:05.860
بیا. اون می‌تونه اینجا بخوابه. تو برو خونه

00:25:05.860 --> 00:25:08.990
ولی این هفته نوبتِ منه. نه، همین که گفتم

00:25:08.990 --> 00:25:13.110
سولویگ، بیا با هم پیاده بریم خونه. برم کیفم رو بردارم

00:25:15.110 --> 00:25:18.110
اینجا اوضاع ردیفه؟ آره

00:25:18.110 --> 00:25:20.110
براشون چیزی درست نکردی؟

00:25:22.110 --> 00:25:25.110
من دیگه می‌رم. زشت بود، اوله

00:25:25.110 --> 00:25:28.110
پای ماهی داشتیم، مگه نه؟

00:25:29.110 --> 00:25:31.860
با شراب سفید. چه عالی

00:25:33.110 --> 00:25:36.110
دوست ندارم غذا رو دور بریزم

00:25:36.110 --> 00:25:41.110
آیدا عزیزم، چرا نمی‌ریم خونه؟ سولویگ، بیا بریم

00:25:41.110 --> 00:25:45.780
منم دارم می‌رم. می‌تونم یه چیزی ازتون بپرسم؟

00:25:45.780 --> 00:25:49.900
البته. هم مامانم هم خالم سرطان داشتن

00:25:49.900 --> 00:25:51.860
خب؟

00:25:51.860 --> 00:25:55.110
ببخشید... داشتم فکر می‌کردم

00:25:55.110 --> 00:25:57.860
ببخشید! خوبم

00:25:57.860 --> 00:26:03.030
فقط می‌خواستم بدونم از ارتباطی بین سرطان و بی‌خوابی چیزی می‌دونید؟

00:26:04.490 --> 00:26:10.490
تا حالا تحقیقی که نتیجه قطعی داشته باشه نشنیدم. پس نگران نباش

00:26:11.490 --> 00:26:17.530
بیا. راه کشتی رو پیدا می‌کنی؟ آیدا، فردا می‌بینمت. خوب بخوابی

00:26:17.530 --> 00:26:22.490
باشه، خداحافظ. قبل از چهارشنبه برات ایمیل می‌زنم

00:26:22.490 --> 00:26:25.490
عالیه. فعلاً

00:26:26.490 --> 00:26:30.490
ببخشید بابت این اتفاق. نیازی به عذرخواهی نیست

00:26:30.490 --> 00:26:34.490
هی! دلم می‌خواد بیشتر حرف بزنیم

00:26:34.490 --> 00:26:37.490
منم همین‌طور. که بفهمم داستانت چیه

00:26:37.490 --> 00:26:39.900
نمی‌دونم اصلاً داستانی دارم یا نه، ولی

00:26:39.900 --> 00:26:45.490
اینکه کی هستی. در هر صورت، واقعاً از حرف زدن باهات لذت بردم

00:26:45.490 --> 00:26:49.490
منم همین‌طور. خب

00:26:49.490 --> 00:26:52.280
خداحافظ و موفق باشی. فعلاً

00:27:54.990 --> 00:27:56.240
سلام. سلام

00:27:56.240 --> 00:27:59.240
داری منو تعقیب می‌کنی؟ تو چی؟

00:27:59.240 --> 00:28:01.360
سه بار توی یه روز؟

00:28:02.990 --> 00:28:04.990
کجا می‌ری؟

00:28:06.360 --> 00:28:10.990
می‌ری دوردور؟ نه، واسه چرخ زدن نمی‌رم

00:28:10.990 --> 00:28:13.990
خب؟ جایی نمی‌رم

00:28:13.990 --> 00:28:16.990
فقط سوار کشتی شدی؟ آره

00:28:16.990 --> 00:28:21.900
فقط سوار کشتی می‌شم، می‌رم و می‌آم. بعضی وقتا این کار رو می‌کنم

00:28:21.900 --> 00:28:24.990
مهمونی چطور بود؟

00:28:24.990 --> 00:28:27.990
مهمونی، خب

00:28:27.990 --> 00:28:33.990
راستش یهو تموم شد. اوه، عجیبه

00:28:34.990 --> 00:28:42.530
فقط به خاطر این رفتم که هایدی می‌خواد منو با یکی از همسایه‌هاش جور کنه

00:28:43.530 --> 00:28:49.990
و اون... خب، طلاق گرفته و زن سابقش توی خونه بغلی زندگی می‌کنه

00:28:49.990 --> 00:28:52.610
آهان. تیپِ تو نبود؟

00:28:52.610 --> 00:28:54.990
چرا، دقیقاً همون بود

00:28:54.990 --> 00:28:57.990
شاید. حالا ببینیم چی می‌شه

00:28:58.990 --> 00:29:02.240
و تو همین‌طوری با کشتی می‌ری و می‌آی؟

00:29:02.240 --> 00:29:08.610
آره، وقتایی که خوابم نمی‌بره و کلافه‌ام

00:29:08.610 --> 00:29:10.700
سوار کشتی می‌شم

00:29:11.610 --> 00:29:13.780
بیشتر برای اینکه دنبال

00:29:13.780 --> 00:29:16.990
دنبال مرد بگردم، واقعاً. خب

00:29:18.820 --> 00:29:24.990
گرایندر رو می‌شناسی؟ یا تیندر رو حتماً. البته، گرایندر رو هم می‌شناسم

00:29:24.990 --> 00:29:29.990
می‌تونی ببینی کی آنلاینه و کی بهت نزدیک‌تره

00:29:29.990 --> 00:29:33.240
یه حس خاصی داره توی یه فضای بسته بودن، مثل کشتی

00:29:33.240 --> 00:29:36.990
می‌تونی ببینی کی آنلاینه

00:29:36.990 --> 00:29:40.780
و وقتی توی صفحه می‌بینیشون، می‌تونی سرت رو بیاری بالا

00:29:40.780 --> 00:29:43.280
و شاید دقیقاً روبروت باشن

00:29:43.280 --> 00:29:46.990
امشب کسی آنلاین هست؟ نه، الان نه

00:29:46.990 --> 00:29:49.990
ولی پیش می‌آد؟ صد در صد. زیاد

00:29:49.990 --> 00:29:52.990
خب، بعدش چیکار می‌کنی؟

00:29:52.990 --> 00:29:57.990
گاهی هیچی. شاید فقط یه نگاهی به هم بندازیم

00:29:57.990 --> 00:30:00.990
یا می‌ریم روی عرشه. و رابطه جنسی دارید؟

00:30:01.990 --> 00:30:04.360
آره؟ بیشتر فقط حرف می‌زنیم

00:30:04.360 --> 00:30:06.780
شاید هم با هم قرار بذاریم

00:30:06.780 --> 00:30:09.360
برای من بیشتر به خاطر هیجانشه

00:30:09.360 --> 00:30:13.650
تلاقی نگاه‌ها و اینکه بفهمی هر دو نفر «پایه» هستید

00:30:14.990 --> 00:30:18.900
ولی تا حالا توی کشتی نسودن رابطه داشتی؟

00:30:18.900 --> 00:30:24.740
چند باری. ولی مسیرش اون‌قدر کوتاهه که کار زیادی نمی‌شه کرد

00:30:24.740 --> 00:30:25.780
درسته

00:30:25.780 --> 00:30:29.490
یه جورایی شبیه «کروزینگ»ـه. کروزینگ چیه؟

00:30:30.490 --> 00:30:32.650
اصلاً نمی‌دونی؟

00:30:32.650 --> 00:30:38.110
یعنی رفتن به جاهای خاص برای رابطه جنسی گذری

00:30:38.110 --> 00:30:43.530
پاتوق‌های زیادی برای این کار هست. معمولاً جاهای دنجِ پارک یا جنگل

00:30:43.530 --> 00:30:47.530
که مردها می‌رن تا مردهای دیگه رو ببینن. و با هم باشن

00:30:47.530 --> 00:30:50.110
آره

00:30:50.110 --> 00:30:56.650
ولی فقط این نیست. روی این قایق، ما بیشتر فقط حرف می‌زنیم

00:30:56.650 --> 00:31:01.780
و گاهی وقتی توی پارک هستی

00:31:01.780 --> 00:31:05.650
بعد از رابطه می‌شینید و حرف می‌زنید

00:31:06.990 --> 00:31:09.360
و اون حرفای بعد از رابطه، یه حال دیگه‌ای داره

00:31:09.360 --> 00:31:14.860
چون اینا آدمایی هستن که هیچی ازشون نمی‌دونی

00:31:14.860 --> 00:31:18.900
شاید اسمشون رو ندونی. شاید هیچ‌وقت هم نفهمی

00:31:18.900 --> 00:31:23.490
و بودن توی یه جای غریبه، باعث ایجاد یه

00:31:23.490 --> 00:31:28.530
نزدیکیِ عجیب و در عین حال دلنشینی می‌شه. درسته

00:31:28.530 --> 00:31:32.610
که باعث می‌شه سفره دلت رو باز کردن خیلی طبیعی به نظر بیاد

00:31:32.610 --> 00:31:37.610
درباره چی حرف می‌زنید؟ هر چیزی. هر جور آدمی اونجا پیدا می‌شه

00:31:37.610 --> 00:31:41.610
بعضیا هنوز خودشون رو لو ندادن

00:31:41.610 --> 00:31:47.610
و بعضی‌ها اصلاً خودشون رو همجنس‌گرا نمی‌دونن. فقط از رابطه با مردها لذت می‌برن

00:31:47.610 --> 00:31:53.030
و بعضی‌ها خیلی غمگین‌ان و عذاب وجدان دارن

00:31:53.030 --> 00:31:57.530
شاید جیم زدن و از یه شام خانوادگی یا تولد بچه‌ها اومدن

00:31:57.530 --> 00:32:00.030
و نیاز دارن درباره‌ش حرف بزنن

00:32:01.030 --> 00:32:05.150
بعضیا هم فقط می‌خوان درباره علنی کردنش حرف بزنن

00:32:05.990 --> 00:32:08.990
ولی تو علنی کردی، درسته؟ من؟ آره

00:32:08.990 --> 00:32:14.530
برای من راحت بود. ولی آدم داستان‌های عجیبی می‌شنوه

00:32:14.530 --> 00:32:17.780
پدر و مادرهایی که کلاً قطع رابطه می‌کنن

00:32:19.990 --> 00:32:21.780
شرارتِ محض

00:32:30.990 --> 00:32:35.990
امشب، اون پسره که می‌خواستن باهاش آشنام کنن

00:32:36.990 --> 00:32:42.240
واقعاً از اون تیپ‌هایی نبود که بخوام بهش فکر کنم

00:32:43.240 --> 00:32:48.240
بعد رفتیم روی پشت‌بامش. می‌خواست چیزی رو بهمون نشون بده

00:32:48.240 --> 00:32:52.610
و اونجا، یهو یه نزدیکیِ شدیدی حس کردم

00:32:53.530 --> 00:32:58.610
و نتونستم جلوی دستم رو بگیرم. دست زدم به باسنش

00:32:58.610 --> 00:33:02.900
واکنش‌اش چی بود؟ من هیچ‌وقت همچین کاری نکرده بودم

00:33:02.900 --> 00:33:06.900
واکنشش؟ خب، تعجب کرد. منم همین‌طور

00:33:06.900 --> 00:33:09.900
ولی فکر کنم خوشش اومد. تو خوشت اومد؟

00:33:09.900 --> 00:33:12.900
آره، خوشم اومد. خب

00:33:12.900 --> 00:33:15.900
چه جور آدمیه؟

00:33:15.900 --> 00:33:20.900
یه جورایی هم‌زمان هم رند و گرمه، هم تخس

00:33:20.900 --> 00:33:23.900
و چه جور مردهایی تو رو تحریک می‌کنن؟

00:33:23.900 --> 00:33:28.240
اصلاً نمی‌دونی. کاملاً غیرقابل پیش‌بینیه

00:33:28.240 --> 00:33:30.900
و تو؟ چی تحریکت می‌کنه؟

00:33:30.900 --> 00:33:35.900
فکر کنم یه جور پوستِ خاص. خب؟

00:33:35.900 --> 00:33:38.900
توضیح دادنش سخته

00:33:38.900 --> 00:33:42.900
ممکنه با... عرق کردن تحریک بشم

00:33:44.900 --> 00:33:47.900
پوستِ کشاله ران وقتی که عرق کرده

00:33:47.900 --> 00:33:49.900
خب

00:33:49.900 --> 00:33:53.900
با هر جور چیزی ممکنه تحریک بشم

00:33:53.900 --> 00:33:57.900
قراره دوباره ببینیش؟

00:33:57.900 --> 00:34:00.490
اون پسره توی نسودن رو؟ آره... آره؟

00:34:00.490 --> 00:34:02.650
یا نه؟ نمی‌دونم

00:34:03.650 --> 00:34:07.900
نمی‌دونم. این چیزا همیشه خیلی پیچیده می‌شن

00:34:09.900 --> 00:34:14.900
ای کاش می‌شد امشب باهاش باشم و دیگه هیچ‌وقت نبینمش

00:34:14.900 --> 00:34:19.280
چون دنبال رابطه نیستی؟

00:34:20.780 --> 00:34:23.110
هم آره، هم نه

00:34:23.110 --> 00:34:26.900
پاتختی داری؟ پاتختی؟

00:34:26.900 --> 00:34:32.900
آره، دو تا. گذاشتمشون توی انبار چون الان توی کلبه‌ام

00:34:32.900 --> 00:34:34.900
چرا می‌پرسی؟

00:34:42.030 --> 00:34:44.990
اینجا پیاده می‌شی؟ اوم. تو می‌مونی؟

00:34:44.990 --> 00:34:46.110
موفق باشی

00:34:46.110 --> 00:34:48.240
ممنون. فعلاً

00:36:07.900 --> 00:36:08.900
سلام

00:36:10.280 --> 00:36:11.780
سلام

00:36:12.990 --> 00:36:14.990
تا اینجا شب خوبی داشتی؟

00:36:14.990 --> 00:36:16.990
شبِ خوب؟

00:36:18.280 --> 00:36:20.650
داشتم کار می‌کردم

00:36:20.650 --> 00:36:24.990
و الان؟ داری می‌ری پیشِ شریک زندگیت؟ نه

00:36:24.990 --> 00:36:27.990
نه، کسی نیست

00:36:29.650 --> 00:36:33.280
چرا این‌قدر تا دیر وقت کار می‌کردی؟ مریض داشتم

00:36:33.280 --> 00:36:35.900
روان‌شناسم. واو

00:36:35.900 --> 00:36:39.110
جالبه؟ منم همین‌طور فکر می‌کنم

00:36:39.110 --> 00:36:40.650
واو

00:36:42.780 --> 00:36:46.110
خب، چه جوریه؟

00:36:46.110 --> 00:36:52.150
الان حس می‌کنم دارم توی کارخونه کار می‌کنم. مثل کارِ روی خط تولید

00:36:52.150 --> 00:36:54.280
از چه لحاظ؟

00:36:54.280 --> 00:36:56.280
از چه لحاظ

00:36:58.280 --> 00:37:00.280
منظورم اینه که

00:37:00.280 --> 00:37:04.780
اگه جوری بزرگ شده باشی

00:37:04.780 --> 00:37:11.150
که توقع داشته باشی هیچ‌چیزی توی زندگی دردناک یا چالش‌برانگیز نباشه

00:37:11.150 --> 00:37:14.650
با کوچک‌ترین مشکلی از پا در می‌ای

00:37:14.650 --> 00:37:18.360
فکر می‌کنی داشتنِ یه روزِ بد، طبیعی نیست

00:37:18.360 --> 00:37:20.530
و نیاز به درمان داری

00:37:22.030 --> 00:37:25.900
شاید گفتنش درست نباشه، ولی من

00:37:27.030 --> 00:37:32.990
بعضیا وقتا فقط می‌خوام بهشون بگم خودشون رو جمع و جور کنن

00:37:32.990 --> 00:37:35.530
این‌جوری خیلی ارزون‌تر تموم می‌شه

00:37:36.530 --> 00:37:39.530
خب... توی گرایندر دیدمت

00:37:40.530 --> 00:37:45.530
من واقعاً چندان علاقه‌ای به... می‌تونم برم

00:37:45.530 --> 00:37:49.530
نه اصلاً، راحت باش، بمون

00:37:50.530 --> 00:37:55.530
جدا از اینا، دنبال یه شریکی یا فقط رابطه جنسی؟

00:37:55.530 --> 00:38:00.530
«فقط» رابطه؟ هیچ‌چیزی «فقط» رابطه نیست. نه؟

00:38:00.530 --> 00:38:02.530
خب، نه

00:38:03.530 --> 00:38:06.530
فکر نمی‌کنم. لااقل برای بیشترِ آدما این‌طوری نیست

00:38:06.530 --> 00:38:09.940
ولی تو لابد از اونایی هستی که خیلی رابطه دارن؟

00:38:09.950 --> 00:38:14.530
آره. حدس می‌زنم... آره

00:38:14.530 --> 00:38:18.530
با آدمای مختلف؟ آره

00:38:18.530 --> 00:38:21.530
بدون شریک ثابت؟ نه، من

00:38:22.530 --> 00:38:26.530
اگه اشکالی نداره، اینجا می‌شینم. باشه

00:38:27.530 --> 00:38:30.530
با نداشتنِ شریک ثابت مشکلی ندارم

00:38:33.030 --> 00:38:35.030
خب، پس چه جوریه؟

00:38:35.030 --> 00:38:38.030
رابطه جنسی داشتن، این روزا؟

00:38:39.650 --> 00:38:43.490
خب... داری شوخی می‌کنی؟

00:38:43.490 --> 00:38:45.490
نه. نه؟

00:38:45.490 --> 00:38:49.030
که این روزا داشتنِ رابطه جنسی چه جوریه

00:38:49.030 --> 00:38:52.530
خوبه. دقیقاً منظورت چیه؟

00:38:53.240 --> 00:38:56.780
نمی‌دونم... احساس امنیت می‌کنی؟

00:38:56.780 --> 00:38:58.780
امنیت؟ آره

00:39:00.150 --> 00:39:02.990
ولی نه، همه این حس رو ندارن

00:39:02.990 --> 00:39:05.530
بعضی بدن‌ها این‌قدر منقبضن

00:39:05.530 --> 00:39:09.650
که قشنگ معلومه چقدر به خودشون فشار میارن تا یه چیزی از خودشون بیرون بدن

00:39:09.650 --> 00:39:13.530
حالا چه منی باشه چه احساسات

00:39:13.530 --> 00:39:18.030
ولی شاید زیاد پورن دیدن. درسته. پس تو پیشنهادش نمی‌کنی؟

00:39:18.030 --> 00:39:20.240
پورن؟ چرا که نه

00:39:20.240 --> 00:39:25.530
اگه هیچ فایده‌ای نداشته باشه، حداقل کمک می‌کنه بفهمی از چی خوشت میاد

00:39:25.530 --> 00:39:27.320
فانتزی‌های عجیب و غریب؟

00:39:28.490 --> 00:39:32.030
کینکی... اصلاً کینکی یعنی چی؟

00:39:33.780 --> 00:39:35.780
مگه بیشترش مربوط به این‌جا نیست؟

00:39:38.530 --> 00:39:44.240
نمی‌دونم. به نظرم بیشتر چیزها می‌تونن لذت‌بخش باشن

00:39:44.240 --> 00:39:47.780
می‌تونم از این‌که همزمان با چند نفر رابطه داشته باشم لذت ببرم

00:39:47.780 --> 00:39:51.780
یا این‌که روم ادرار کنن

00:39:51.780 --> 00:39:55.780
فکر کنم هردوشون می‌تونن خیلی تحریک‌کننده باشن

00:39:57.240 --> 00:40:01.780
ولی وقتی اتفاق می‌افته، به چشم یه چیز عجیب بهش نگاه نمی‌کنم

00:40:01.780 --> 00:40:04.650
نه؟ فقط خوبه

00:40:04.650 --> 00:40:06.150
یا لذت‌بخش

00:40:08.530 --> 00:40:11.530
ولی شاید منظورت از کینکی همینه؟

00:40:12.900 --> 00:40:15.530
نه، من

00:40:15.530 --> 00:40:17.360
نمی‌دونم

00:40:19.780 --> 00:40:25.150
به هیچی علاقه نداری؟ نه سکس، نه دوست‌پسار؟

00:40:26.530 --> 00:40:28.780
انگار که با هم تضاد دارن؟

00:40:28.780 --> 00:40:33.490
مگه اکثر آدم‌ها هردوش رو نمی‌خوان؟

00:40:33.490 --> 00:40:38.360
هم شریک‌های جنسی زیاد و هم کسی که فقط تو رو دوست داشته باشه؟

00:40:38.360 --> 00:40:42.990
مگه این تضاد نیست؟ لازم نیست حتماً این‌طور باشه

00:40:46.070 --> 00:40:51.150
چقدر من بی‌فکرم. اصلاً نپرسیدم شغلت چیه

00:40:51.150 --> 00:40:54.900
یا این‌که بهت خوش گذشته یا نه

00:40:54.900 --> 00:40:58.530
معذرت می‌خوام. خیلی بی‌ادبی بود

00:40:58.530 --> 00:41:04.110
معمولاً این‌قدر خودخواه نیستم. واقعاً لطف کردی که اومدی

00:41:04.110 --> 00:41:08.990
فقط خواستم بدونی که قدردانت هستم. ولی دیگه تقریباً رسیدیم

00:41:10.030 --> 00:41:13.490
فکر کنم برگردم داخل. حتماً

00:41:13.490 --> 00:41:15.900
شب خوبی داشته باشی

00:41:19.990 --> 00:41:22.650
اسمت چیه؟

00:41:22.650 --> 00:41:25.900
بیورن. بیورن

00:41:26.900 --> 00:41:30.110
اسم منم تور-ه

00:41:30.110 --> 00:41:31.900
که این‌طور

00:41:32.990 --> 00:41:34.650
خداحافظ، تور

00:41:35.650 --> 00:41:37.360
خداحافظ، بیورن

00:41:44.530 --> 00:41:46.490
قراره بمیرم؟

00:41:46.490 --> 00:41:49.780
نه، قرار نیست بمیری

00:41:49.780 --> 00:41:51.900
فقط قضیه اینه که

00:41:55.650 --> 00:41:58.650
من شبیه آدم‌هایی نیستم که سرطان می‌گیرن

00:41:58.650 --> 00:42:00.900
نه

00:42:00.900 --> 00:42:04.030
می‌دونم خبر خیلی دردناکیه

00:42:04.990 --> 00:42:08.240
ولی زود مراجعه کردی. زود اومدی این‌جا

00:42:08.240 --> 00:42:12.650
حالت خوب می‌شه. بله

00:42:13.900 --> 00:42:17.360
پیش‌بینی بیماری عالیه. این رو یادت باشه

00:42:17.360 --> 00:42:20.360
ولی بهم گفتی که باید تحت درمان قرار بگیرم؟

00:42:20.360 --> 00:42:23.280
ما بهترین درمان رو برات پیدا می‌کنیم

00:42:23.280 --> 00:42:29.030
که یعنی یا شیمی‌درمانی، یا رادیوتراپی یا جراحی، درسته؟

00:42:29.030 --> 00:42:32.150
به احتمال زیاد، بله

00:42:32.150 --> 00:42:35.030
نمی‌تونم

00:42:35.030 --> 00:42:37.780
نمی‌تونم این کار رو بکنم

00:42:37.780 --> 00:42:42.780
نمی‌تونم اون آدم کچلی باشم که توی تلویزیون میاد و دربارش حرف می‌زنه

00:42:42.780 --> 00:42:45.990
ولی لازم نیست این کار رو بکنی

00:42:45.990 --> 00:42:51.070
نه، هیچ‌کس مجبور نیست. من اون‌جوری نیستم

00:42:51.200 --> 00:42:53.650
پنج‌شنبه، ۱۴ اوت

00:42:53.650 --> 00:42:55.530
فکر کنم اون همون‌جوریه

00:42:55.530 --> 00:42:59.280
این‌جا نوشته استندآپ کمدینه. چیزی ازش شنیدی؟

00:42:59.280 --> 00:43:04.530
آره. برات سخته که همدلی کنی؟ نه، این‌طور نیست

00:43:04.530 --> 00:43:09.900
خیلی باهاش همدلی می‌کنم. ولی این از نظر مالی به نفعشه

00:43:09.900 --> 00:43:14.650
توی اینستاگرام کلی دلسوزی جلب می‌کنه، کتاب می‌نویسه

00:43:14.650 --> 00:43:17.780
ولی یه جورهایی خوبه. شاید به بقیه کمک کنه

00:43:17.780 --> 00:43:22.150
ولی اون هم می‌شه یه نمونه‌ی موفق دیگه از این‌که چطور باید با بیماری کنار اومد

00:43:22.150 --> 00:43:26.780
این ممکنه باعث بشه بقیه چون نمی‌تونن به اون خوبی باهاش کنار بیان، احساس شکست کنن

00:43:26.780 --> 00:43:29.990
می‌فهمم. کی می‌دونه. داری می‌ری ناهار؟

00:43:29.990 --> 00:43:34.780
نه، مرخصی گرفتم. یوزف میاد جای من. اوناش

00:43:34.780 --> 00:43:39.240
سلام. یه نفر به اسم "جوئل" همین الان داشت دنبالت می‌گشت

00:43:39.240 --> 00:43:42.650
جوئل؟ شخصی بود. می‌خواست باهاش تماس بگیری

00:43:42.650 --> 00:43:45.530
ممکنه "هوئل" بوده باشه؟ اوله هارالد هوئل؟

00:43:45.530 --> 00:43:46.780
درست نشنیدم

00:43:46.780 --> 00:43:50.650
یه زنگ سریع می‌زنم. باشه. من رفتم

00:43:50.650 --> 00:43:52.360
باشه. خداحافظ. خداحافظ

00:43:59.900 --> 00:44:02.650
کسی رو می‌شناسی؟ شاید؟

00:44:28.530 --> 00:44:31.900
سلام! من رو یادت میاد؟

00:44:31.900 --> 00:44:34.150
از توی قایق؟ آره

00:44:34.150 --> 00:44:36.030
داری می‌ری خونه؟

00:44:37.280 --> 00:44:39.280
چیزی شده؟

00:44:40.530 --> 00:44:43.530
هی... بذار ببینم

00:44:43.530 --> 00:44:46.530
می‌تونی نفس بکشی؟ نمی‌دونم چمه

00:44:46.530 --> 00:44:48.530
می‌تونی دستت رو بیاری بالا؟

00:44:48.530 --> 00:44:52.530
هی، می‌تونی دستت رو بیاری بالا؟ خب، خوبه

00:44:52.530 --> 00:44:55.530
خوبم. نگام کن

00:44:56.530 --> 00:45:00.150
ولی معلومه که یه چیزی شده

00:45:00.150 --> 00:45:02.900
خبر بدی شنیدی؟

00:45:02.900 --> 00:45:05.360
خوبم. واقعاً؟

00:45:06.780 --> 00:45:08.530
ممنون

00:45:11.530 --> 00:45:13.530
هی... گوش کن، من خوبم

00:45:14.530 --> 00:45:17.530
مطمئنی؟ آره، کاملاً

00:45:46.030 --> 00:45:49.030
من یه عشق ذاتی به بشریت دارم

00:45:50.030 --> 00:45:51.990
به همه‌ی انسان‌ها

00:45:51.990 --> 00:45:55.030
و همین‌طور حس دلسوزی

00:45:55.030 --> 00:45:58.570
فکر نمی‌کنم برای این ساخته شده باشم که فقط با یه مرد باشم

00:45:58.570 --> 00:46:03.360
دوست داشتنِ فقط یک نفر، تقریباً بچگانه به نظر میاد

00:46:03.360 --> 00:46:06.030
هیچ‌وقت هم نمی‌تونم وفادار باشم

00:46:06.030 --> 00:46:11.030
نه به خاطر مردهای دیگه، بلکه به خاطر این‌که وجود من از آدم‌های زیادی تشکیل شده

00:46:12.150 --> 00:46:14.650
این چه کتابیه؟

00:46:15.650 --> 00:46:19.990
دفترچه خاطراته. اسم نویسنده‌ش اتی هیلسوم‌-ه

00:46:19.990 --> 00:46:23.150
اسمش بود. دارم خاطرات و نامه‌هاش رو می‌خونم

00:46:23.150 --> 00:46:27.360
این آخری رو توی راه که می‌اومدم خوندم. خیلی ازش خوشم میاد

00:46:27.360 --> 00:46:30.030
به نظرت به درد من می‌خوره؟ نمی‌دونم

00:46:30.030 --> 00:46:33.030
وقتی تمومش کردم می‌تونی ازم قرض بگیری

00:46:33.030 --> 00:46:39.280
تو چی می‌خونی؟ اصلاً چیزی می‌خونی؟ من بیشتر متون علمی می‌خونم

00:46:40.240 --> 00:46:43.490
زیاد از داستان خوشم نمیاد

00:46:43.490 --> 00:46:46.280
"بعد این اتفاق افتاد، بعد اون اتفاق افتاد..."

00:46:46.280 --> 00:46:51.780
برام واقعی به نظر نمیاد. درسته. ولی خاطرات فرق می‌کنه

00:46:52.780 --> 00:46:59.650
ذاتاً غیرقابل‌پیش‌بینیه و از چیزهایی که گذشته و حاله تشکیل شده

00:46:59.650 --> 00:47:03.030
منطقِ "نگاه به گذشته" نداره

00:47:04.490 --> 00:47:07.490
من بیشتر درباره‌ی سنگ‌ها می‌خونم

00:47:07.490 --> 00:47:11.650
درباره‌ی سنگ‌ها هم می‌نویسم. فکر کنم بیشتر از این‌که بخونم، می‌نویسم

00:47:11.650 --> 00:47:16.280
که این‌طور. من معمولاً روی اون صندلی می‌شینم

00:47:16.280 --> 00:47:19.190
و می‌نویسم. درباره‌ی سنگ‌ها

00:47:19.200 --> 00:47:23.650
درباره‌ی سنگ‌ها. با یه پتو روی دوشم

00:47:23.650 --> 00:47:25.650
یه بار امتحانش کن. خیلی راحته

00:47:25.650 --> 00:47:27.530
ممنون

00:47:31.030 --> 00:47:36.030
پس این‌جا می‌شینی و با لپ‌تاپت می‌نویسی؟

00:47:36.030 --> 00:47:38.280
خب، من بیشتر با دست می‌نویسم

00:47:38.280 --> 00:47:39.900
واقعاً؟

00:48:07.240 --> 00:48:11.150
به ذهنم رسید که آدم دیگه دست‌خط هیچ‌کسی رو نمی‌بینه

00:48:11.150 --> 00:48:12.900
خب، اینم دست‌خط منه

00:48:12.900 --> 00:48:14.900
نظرت چیه؟

00:48:21.530 --> 00:48:25.110
به نظرم جدی و خشک میاد. اینم مال منه

00:48:26.530 --> 00:48:29.240
ممنون. به نظر میاد

00:48:30.650 --> 00:48:32.530
قدیمی؟

00:48:35.280 --> 00:48:39.650
بگذریم. ولی باید معذرت‌خواهی کنم

00:48:40.700 --> 00:48:43.900
قصد داشتم برات شام درست کنم

00:48:44.900 --> 00:48:47.530
آشپزی رو دوست دارم

00:48:47.530 --> 00:48:50.490
ولی امروز اوضاع اون‌جوری که برنامه‌ریزی کرده بودم پیش نرفت

00:48:50.490 --> 00:48:53.150
عصرونه عالی بود

00:48:54.530 --> 00:48:55.990
ولی

00:48:57.900 --> 00:49:00.780
اورولوژیست...؟

00:49:00.780 --> 00:49:03.360
بله، متخصص مجاری ادرار

00:49:03.360 --> 00:49:05.780
داشتم فکر می‌کردم

00:49:05.780 --> 00:49:11.530
شکم، این بخش از بدن

00:49:12.280 --> 00:49:16.490
همون جاییه که به نظرمون خصوصی‌ترین بخشه

00:49:17.530 --> 00:49:21.280
می‌تونه منبع لذت باشه

00:49:21.280 --> 00:49:27.030
ولی در عین حال اون رو با ادرار و مدفوع مرتبط می‌دونیم، چیزهایی که مردم چندش‌آور می‌بینن

00:49:28.240 --> 00:49:35.780
به همین خاطر با شرم همراه شده، حالا چه اون قسمت درست کار کنه چه نکنه

00:49:37.530 --> 00:49:40.990
ولی... زمین‌شناس؟ بله

00:49:41.990 --> 00:49:44.650
بگو ببینم. خب

00:49:45.650 --> 00:49:53.360
خیلیا زمین‌شناس می‌شن تا توی صنعت نفت کار کنن

00:49:53.360 --> 00:49:58.780
شاید قبل از این‌که شروع کنم، هدف منم همین بود

00:49:58.780 --> 00:50:02.030
قبل از این‌که بفهمم سنگ واقعاً چیه

00:50:02.030 --> 00:50:05.360
قبل از این‌که به سنگ علاقه‌مند بشی. بله... بله؟

00:50:05.360 --> 00:50:09.320
الان دیگه سنگ شاید مهم‌ترین چیز توی زندگی من باشه

00:50:09.320 --> 00:50:12.280
و من می‌تونم

00:50:12.280 --> 00:50:17.150
می‌تونم صدای آواز سنگ‌ها رو بشنوم

00:50:20.650 --> 00:50:23.360
اگه

00:50:23.360 --> 00:50:25.530
و عاشق این کارم

00:50:25.530 --> 00:50:30.990
اگه روی صخره یا یه تپه کنار دریا دراز بکشم

00:50:30.990 --> 00:50:37.110
و گوشم رو به صخره بچسبونم، می‌تونم بشنومش

00:50:39.150 --> 00:50:43.110
هیچ تفکر جادویی‌ای در کار نیست

00:50:43.110 --> 00:50:46.900
فقط ترکیبیه از

00:50:46.900 --> 00:50:50.150
حس فیزیکی سنگ روی پوست

00:50:50.150 --> 00:50:53.280
و هر چیزی که درباره‌ی اون سنگ می‌دونم

00:50:53.280 --> 00:51:00.900
فکر کنم ادغام دانش و حس فیزیکیه

00:51:00.900 --> 00:51:05.280
که حس یه نبض زنده رو می‌ده

00:51:06.360 --> 00:51:12.900
این چیزیه که من می‌شنوم، ولی در مورد تو هم صدق می‌کنه

00:51:12.900 --> 00:51:15.400
تو هم می‌تونی بشنوی

00:51:15.400 --> 00:51:18.200
اون... برای تو هم دقیقاً همینه

00:51:20.530 --> 00:51:23.650
وقتی فوق لیسانسم رو شروع کردم

00:51:23.650 --> 00:51:30.900
از یکی از دوستام خواستم یه ماکت از توپوگرافی اسلو برام بسازه

00:51:30.900 --> 00:51:39.530
اون اولین باری بود که جنبه‌ی شاعرانه‌ی... رو کشف کردم

00:51:39.530 --> 00:51:42.280
دوست دارم اون ماکت رو ببینم

00:51:42.280 --> 00:51:45.240
خب، هنوز دارمش. نه، جدی؟

00:51:45.240 --> 00:51:47.150
بله؟

00:51:47.150 --> 00:51:49.110
بله، بله

00:52:10.030 --> 00:52:11.150
واو

00:52:13.610 --> 00:52:16.240
خیلی بزرگه! بله

00:52:18.110 --> 00:52:20.650
قشنگه، نه؟ خیلی قشنگه

00:52:22.990 --> 00:52:28.240
این‌که گونه‌های مختلف رنگ‌های متفاوتی دارن رو دوست دارم

00:52:28.240 --> 00:52:31.990
آدم حس خوبی از ویژگی‌هاشون می‌گیره

00:52:31.990 --> 00:52:35.990
اون چیه؟ اون سنگ "شیل"-ه

00:52:36.990 --> 00:52:39.150
و این یکی این‌جا؟

00:52:40.990 --> 00:52:42.990
سنگ آهک

00:53:10.780 --> 00:53:12.780
به چی فکر می‌کنی؟

00:53:12.780 --> 00:53:15.990
به پوستت. خیلی ازش خوشم میاد

00:53:17.990 --> 00:53:22.780
و این‌که این‌قدر به حرفه‌ات علاقه داری رو دوست دارم

00:53:22.780 --> 00:53:25.990
آره؟ به چیزهای دیگه هم اهمیت می‌دم

00:53:27.990 --> 00:53:33.990
چیزی که بیشتر از همه توی دنیا دوست دارم، وقت گذروندن با دخترهامه

00:53:33.990 --> 00:53:36.990
اونا مهم‌ترین چیز توی زندگی من هستن

00:53:36.990 --> 00:53:42.990
مگه همین الان نگفتی سنگ‌ها؟ بالاخره کدوم، سنگ‌ها یا بچه‌ها؟

00:53:42.990 --> 00:53:48.990
هردوش. این‌جوری نیست که مجبور باشی یکی رو انتخاب کنی

00:53:49.990 --> 00:53:54.990
فقط زبانه که ما رو گول می‌زنه تا این‌طوری فکر کنیم

00:53:59.240 --> 00:54:01.780
چی؟

00:54:01.780 --> 00:54:07.780
فقط دارم بهت گوش می‌دم. فکر کنم از این کتاب خوشت بیاد

00:54:09.900 --> 00:54:12.900
ممکنه دلت بخواد شب رو این‌جا بمونی؟

00:54:13.900 --> 00:54:15.900
آره، خیلی دوست دارم

00:54:16.650 --> 00:54:20.400
ولی فکر نکنم بمونم. فکر کنم دیگه برم

00:55:26.740 --> 00:55:30.740
اشکالی نداره این‌جا بشینم؟ حتماً

00:55:36.610 --> 00:55:39.280
خب... بله؟

00:55:39.280 --> 00:55:42.900
بله... چی باعث شده بیای این‌جا، توی این قایق؟

00:55:42.900 --> 00:55:46.740
رفته بودم دیدنِ کسی. الان دارم برمی‌گردم خونه

00:55:46.740 --> 00:55:48.990
کی رو دیدی؟ یه دوست

00:55:48.990 --> 00:55:52.030
شام؟ عصرونه

00:55:52.030 --> 00:55:54.280
"عصرونه در نسودن"؟

00:55:54.280 --> 00:55:56.610
شبیه اسم یه آلبوم موسیقی سنتیه

00:55:58.280 --> 00:56:00.860
شمع، ساز دهنی

00:56:00.860 --> 00:56:05.030
تئوری‌های توطئه. حتماً. من موسیقی سنتی دوست دارم

00:56:05.030 --> 00:56:07.030
حتماً. منم همین‌طور

00:56:08.530 --> 00:56:10.740
و تو چی؟ سر کار بودی؟

00:56:10.740 --> 00:56:15.150
دارم یه خونه رو بازسازی می‌کنم. کل روز رو داشتم کف‌پوش می‌زدم

00:56:18.030 --> 00:56:19.990
لعنتی

00:56:19.990 --> 00:56:24.780
قرار بود امروز بارون بیاد. حیف نشد که نیومد؟

00:56:24.780 --> 00:56:28.030
وقتی بارون میاد، شنا کردن خیلی حال می‌ده

00:56:33.490 --> 00:56:37.740
وقتی کارم تموم می‌شه، معمولاً می‌رم شنا

00:56:38.990 --> 00:56:42.150
کسایی که براشون کار می‌کنم، یه محوطه‌ی شنا دارن

00:56:44.490 --> 00:56:47.950
تو شنا دوست نداری؟ عاشق شنا کردنم

00:56:50.030 --> 00:56:53.610
وقتی شنا نمی‌کنی چیکار می‌کنی؟

00:56:54.610 --> 00:56:57.150
کار خاصی نمی‌کنم

00:56:57.150 --> 00:57:00.780
جدول حل می‌کنم. جدول؟

00:57:00.780 --> 00:57:03.990
تو هم؟ نه. من کتاب می‌خونم

00:57:03.990 --> 00:57:06.490
آهان، که این‌طور

00:57:06.490 --> 00:57:11.650
کلماتی رو دوست داری که پشت سر هم میان؟

00:57:11.650 --> 00:57:17.490
حتماً. می‌فهمم. من کلمات رو وقتی یکم درهم‌برهم باشن ترجیح می‌دم

00:57:17.490 --> 00:57:22.740
یه جور هرج‌ومرج که باید ازش سر در بیارم. درسته

00:57:25.490 --> 00:57:29.650
چتری‌هات خیلی بهت میاد

00:57:29.650 --> 00:57:32.530
ممنون. اجازه هست...؟

00:57:45.150 --> 00:57:51.650
می‌دونی اگه ماشین داشتیم چیکار می‌تونستیم بکنیم؟

00:57:51.650 --> 00:57:56.780
می‌تونستیم بریم ساحل "پارادایس بِی"، یه آبی به تن بزنیم و بعدش با هم عشق‌بازی کنیم

00:57:57.780 --> 00:57:59.490
می‌تونستیم این کار رو بکنیم

00:57:59.490 --> 00:58:02.280
واقعاً می‌تونستیم

00:58:02.280 --> 00:58:06.820
ولی... به جز پارادایس بِی، جاهای دیگه‌ای هم هست

01:00:05.740 --> 01:00:09.150
داری می‌خندی؟ به نظرت خنده‌دار بود؟

01:00:09.150 --> 01:00:13.490
فقط خیلی خوشحالم که باهات آشنا شدم. قبلاً این کار رو نکرده بودم

01:00:13.490 --> 01:00:18.780
حداقل نه این‌قدر یهویی. تو چی؟ -آره، حتماً. یعنی... آره

01:00:18.780 --> 01:00:24.150
راستش، خیلی وقت‌ها. یعنی خب، بستگی داره

01:00:24.150 --> 01:00:30.780
الان خانمم رفته دیدن پدر و مادرش. پدرش مریضه

01:00:30.780 --> 01:00:34.030
واسه همین وقتم برای خودم آزادتره

01:00:34.030 --> 01:00:38.490
درسته. متاهلی؟ آره. تو نیستی؟

01:00:38.490 --> 01:00:42.610
نه. یه جورایی فکر می‌کردم هردومون متاهلیم

01:00:42.610 --> 01:00:45.780
اوه. خب

01:00:45.780 --> 01:00:50.610
خب، باشه. قیافه‌ات به آدم‌های متاهل می‌خوره

01:00:50.610 --> 01:00:53.780
این غافلگیرت کرد؟ به نظر غافلگیر شدی

01:00:53.780 --> 01:00:58.280
متاهل و غافلگیر؟ آره، شاید یه ذره غافلگیر شدم

01:00:58.280 --> 01:01:01.610
بیشتر از این‌که با وجود متاهل بودن، توی تیندر هستی

01:01:01.610 --> 01:01:04.110
نمی‌ترسی زنت بفهمه؟

01:01:04.110 --> 01:01:06.070
اون که توی تیندر نیست، هست؟

01:01:06.530 --> 01:01:09.740
نمی‌دونم. ولی شاید دوستاش باشن. نه، نه

01:01:15.280 --> 01:01:20.280
شاید باورت نشه ولی من واقعاً زنم رو دوست دارم

01:01:20.280 --> 01:01:25.030
ساله که ازدواج کردیم. آخر این هفته با هم می‌ریم "ووس" ۲۰

01:01:25.030 --> 01:01:28.990
اهل ووس هستی؟ آره. من و خانمم هردومون

01:01:31.150 --> 01:01:37.150
من جایی بزرگ شدم که فاصله‌ی خونه تا صندوق پست نیم کیلومتر بود

01:01:38.030 --> 01:01:40.780
این روی آدم تاثیر می‌ذاره

01:01:40.780 --> 01:01:45.490
نمی‌تونی تصور کنی توی اون پیاده‌روی چه انتظارها و رویاهایی برای آدم ساخته می‌شه

01:01:45.490 --> 01:01:49.990
من اهل "دوکا" هستم. حتماً. پس می‌فهمی چی می‌گم

01:01:49.990 --> 01:01:53.610
حدس می‌زنم صندوق پست تو هم خیلی دور بوده

01:01:53.610 --> 01:01:57.900
نه نیم کیلومتر هم نبود. نه، ولی خب منظورم رو می‌فهمی

01:01:57.900 --> 01:02:01.490
پس اینم می‌فهمی که هیچ ربطی نداره

01:02:01.490 --> 01:02:04.740
بین توقعاتی که داری و زندگی‌ای که گیرت میاد

01:02:04.740 --> 01:02:08.530
ولی تو متاهل نیستی؟ نه؟ خب، باشه

01:02:08.530 --> 01:02:11.610
خب، هر چی تو بگی. تو بهتر می‌دونی

01:02:11.610 --> 01:02:15.990
حس کردم یه فرقی با بقیه داری

01:02:15.990 --> 01:02:21.150
درباره تو نمی‌دونم، ولی اکثر زن‌های مجرد توقع چیزهای بیشتری دارن

01:02:21.150 --> 01:02:23.990
شاید اعتراف نکنن، ولی

01:02:25.490 --> 01:02:30.610
یه دوستی دارم که سر این موضوع با هم خیلی اختلاف‌نظر داریم، ولی اون

01:02:31.780 --> 01:02:36.490
فکر می‌کنه هر زنی که توی تیندر می‌بینه، یه فاحشه‌ست

01:02:36.490 --> 01:02:42.280
من هیچ‌وقت با یه فاحشه نبودم یا سراغشون نرفتم

01:02:42.280 --> 01:02:45.610
اون قبل از تیندر رفته بود. ولی من نه

01:02:45.610 --> 01:02:50.610
بهم گفت که واسه اون، تیندر مثل یه «فاحشه‌خونه‌ی مجانیه»

01:02:52.280 --> 01:02:56.030
از یه جهت هم همین‌طوره. ولی فقط این نیست

01:02:56.030 --> 01:03:00.030
چون کلی زن می‌بینم که دارن خودشون رو حراج می‌کنن

01:03:00.030 --> 01:03:03.240
ولی توقعات بالایی دارن از

01:03:03.240 --> 01:03:06.280
چیزهای دیگه‌ای که رسیدن بهشون غیرممکنه

01:03:06.280 --> 01:03:09.150
و این فقط باعث می‌شه من احساس گناه کنم

01:03:12.530 --> 01:03:15.280
واسه همینه که من... نه

01:03:15.280 --> 01:03:21.740
من معتقد بودم اگه آدم متاهل باشه، توقعاتش کمتره

01:03:21.740 --> 01:03:23.990
و اون

01:03:28.860 --> 01:03:32.150
بد حرف زدم؟ نه اصلاً

01:03:35.650 --> 01:03:38.610
در قبال همسرت احساس گناه نمی‌کنی؟

01:03:38.610 --> 01:03:41.740
البته که می‌کنم. خیلی زیاد

01:03:41.740 --> 01:03:45.650
معلومه که احساس گناه می‌کنم، ولی این اصلاً یه موضوع دیگه‌ست

01:03:50.280 --> 01:03:56.990
احتمالاً فکر می‌کنی من بزرگترین آدم‌مزخرفِ روی زمینم

01:03:56.990 --> 01:04:00.360
ولی من میل جنسی‌م خیلی بالاست

01:04:00.360 --> 01:04:03.530
و من

01:04:03.530 --> 01:04:07.780
من عاشق آدمام! آدما

01:04:09.030 --> 01:04:14.650
تو آدم خوبی به نظر میای و چیزی که الان با هم تجربه کردیم

01:04:14.650 --> 01:04:19.490
یه چیز کاملاً متفاوت بود با

01:04:19.490 --> 01:04:21.650
با کسای دیگه

01:04:22.990 --> 01:04:27.360
واسه همین با خودم می‌گم چرا باید این‌قدر اشتباه باشه؟

01:04:29.650 --> 01:04:32.780
البته که وجدانم ناراحته

01:04:37.530 --> 01:04:40.150
فکر کنم یه کم گند زدی به این لحظه

01:04:41.450 --> 01:04:45.990
چطور مگه؟ حرف اشتباهی زدم؟ نه، فقط

01:04:47.490 --> 01:04:49.990
فکر کنم دیگه باید برم خونه

01:04:52.530 --> 01:04:55.900
تو واقعاً منو نمی‌شناسی

01:04:55.900 --> 01:04:57.900
ولی من

01:04:59.360 --> 01:05:01.900
من آدم خوبی‌ام

01:05:01.900 --> 01:05:06.150
آره، واقعاً باور دارم که هستی. تو آدم خوبی هستی

01:05:06.150 --> 01:05:09.280
کاملاً. ولی

01:05:09.280 --> 01:05:14.780
نمی‌تونی یه کم دیگه بمونی؟ خیلی منقبض و مضطرب به نظر میای

01:05:14.780 --> 01:05:17.780
نه، من... می‌رم خونه

01:05:17.780 --> 01:05:20.530
ممنون بابت امشب. خوب بود. مرسی

01:05:21.650 --> 01:05:23.360
خداحافظ

01:05:34.860 --> 01:05:38.780
یکشنبه، ۱۷ اوت

01:06:17.700 --> 01:06:21.150
دوشنبه، ۱۸ اوت

01:06:35.900 --> 01:06:39.900
واقعاً گفت که تیندر مثل یه فاحشه‌خونه‌ی مجانیه؟

01:06:42.650 --> 01:06:45.650
آره. خب این یعنی تو چی هستی؟ یه فاحشه؟

01:06:45.650 --> 01:06:50.240
آره، یا اون. منم قصد دیگه‌ای نداشتم

01:06:50.240 --> 01:06:53.150
فقط می‌خواستم باهاش سکس داشته باشم

01:06:53.150 --> 01:06:56.240
جفتمون یه چیز می‌خواستیم، واسه همین همون شد

01:06:56.240 --> 01:06:59.650
بعدش حرف‌هایی زد که هیچ زنی نمی‌زد

01:06:59.650 --> 01:07:03.650
ولی مطمئن نیستم این از نظر اخلاقی اون رو آدم بدی کنه

01:07:04.650 --> 01:07:06.650
خب، اون متاهل بود

01:07:06.650 --> 01:07:09.650
شاید اگه می‌دونستم، باهاش نمی‌خوابیدم

01:07:09.650 --> 01:07:12.650
واقعاً رو مخمه. چی؟

01:07:12.650 --> 01:07:16.150
اینکه مستقیم از لب‌گرفتن با «اوله هارالد» رفتی

01:07:16.150 --> 01:07:22.240
با یه غریبه دمِ اسکله سکس کردی

01:07:22.240 --> 01:07:24.780
واقعاً هیچ مشکلی نداشت

01:07:24.780 --> 01:07:29.150
فقط واقعاً خوشحالم کرد. یه جورایی حس آزادی داشت

01:07:29.150 --> 01:07:34.530
یه نزدیکیِ گذرا با یه غریبه می‌تونه حس خیلی خوبی داشته باشه

01:07:34.530 --> 01:07:39.030
یه جوری می‌گی انگار تا حالا سکس گذرا نداشتی، ولی داشتی

01:07:39.030 --> 01:07:42.780
شاید به خاطر موقعیتش بود؛ آشنایی توی کشتی

01:07:42.780 --> 01:07:45.650
خیلی بی‌قیدوشرط‌تر از یه قرارِ رسمی بود

01:07:45.650 --> 01:07:49.780
مثل قرار گذاشتن توی تیندر یا نشستن توی یه بار نبود

01:07:49.780 --> 01:07:52.150
که بیشتر شبیه یه معامله به نظر میاد

01:07:52.150 --> 01:07:56.650
نه، فقط یه فضای آزاد بود. با شرایط برابر هم رو دیدیم

01:07:59.780 --> 01:08:03.780
دارم حوصله‌ت رو سر می‌برم؟ نه، ولی باید اینا رو بذاری

01:08:03.780 --> 01:08:06.780
بذارشون تو گوشت، چون دارن شروع می‌کنن

01:08:35.900 --> 01:08:39.530
سلام. سلام. سالن‌ها رو چک کردم

01:08:39.530 --> 01:08:43.650
خوبن، ولی اگه این بالا انجامش بدیم خیلی بهتر می‌شه

01:08:43.650 --> 01:08:49.900
با یه سیستم صوتی، مردم توی کل شهر می‌تونن بشنونش

01:08:49.900 --> 01:08:53.490
پروژه تایید شده؟ نه

01:08:53.490 --> 01:08:58.150
انگار بهش رای منفی می‌دن. رای منفی؟ چرا؟ کی؟

01:08:58.150 --> 01:09:03.240
امروز صبح. می‌خواستم بهت بگم ولی بعدش تو اون ماجرای سکس رو برام تعریف کردی

01:09:03.240 --> 01:09:09.240
در هر صورت می‌خوایم یه کاری بکنیم. یه کار نمادین این بالا، یه کنسرتِ ضبط‌شده

01:09:09.240 --> 01:09:10.490
می‌تونه خیلی خوب بشه

01:09:10.490 --> 01:09:14.030
باید ببینیم از پس هزینه‌ش برمیایم یا نه

01:09:14.030 --> 01:09:16.650
هنوز کاملاً قطعی نشده

01:09:16.650 --> 01:09:20.650
در حال حاضر، تمایل زیادی برای پروژه‌ای هست که

01:09:20.650 --> 01:09:26.900
«کناسگارد» قراره یه نمایشگاه درباره هنرمندان جنگ جهانی دوم راه بندازه. هنر پارتیزانی

01:09:28.530 --> 01:09:32.780
می‌رم با نوازنده‌ی ناقوس حرف بزنم و بعداً میام بالا

01:09:35.360 --> 01:09:39.030
خیلی واسه این زحمت کشیدم. بهم کلی انرژی می‌داد

01:09:39.030 --> 01:09:43.650
و حالا باید با کناسگارد و جنگ جهانی دوم سر و کله بزنم؟

01:09:43.650 --> 01:09:48.490
احساس بدبختی می‌کنم، از درون خشک شدم. فقط می‌خوام استعفا بدم

01:09:48.490 --> 01:09:50.900
نمی‌تونی استعفا بدی

01:09:50.900 --> 01:09:54.780
منم از کارهای تو کلافه‌ام

01:09:54.780 --> 01:09:57.490
نمی‌تونم هضمش کنم، ماریان

01:09:57.490 --> 01:10:02.280
یهو از لب‌گرفتن با زمین‌شناس رفتی با نجاره سکس کردی

01:10:03.280 --> 01:10:08.280
تو که مسئولیت‌پذیرترین آدمِ منی که می‌شناسم! فکر می‌کنی این بی‌مسئولیتیه؟

01:10:08.280 --> 01:10:12.150
نمی‌دونم. فکر نمی‌کنم بود

01:10:12.150 --> 01:10:14.900
فکر می‌کنم اخلاقیاتم خیلی سخت‌گیرانه‌ست

01:10:14.900 --> 01:10:19.780
فقط موضوعش سکس نیست، بلکه نحوه‌ی برخورد ما با همدیگه‌ست

01:10:19.780 --> 01:10:24.150
این دقیقاً همون چیزیه که توی تورِ «تالار شهر» انقدر خوب بیانش کردی

01:10:24.150 --> 01:10:27.490
درباره آزادی حرف زدی، درباره آزادی جنسی

01:10:27.490 --> 01:10:31.780
آره، و خیلی از اون‌ها از تو میاد

01:10:31.780 --> 01:10:34.400
همه‌ش درباره تو بود. حتماً خودت فهمیدی دیگه؟

01:10:34.400 --> 01:10:39.900
کارهایی می‌کنی که من هیچ‌وقت نمی‌تونستم بکنم. ولی دلت می‌خواست می‌تونستی؟

01:10:39.900 --> 01:10:42.110
اوه، نمی‌دونم

01:10:42.110 --> 01:10:45.490
فکر کنم یه جورایی از طرفش احساس تهدید می‌کنم

01:10:45.490 --> 01:10:48.820
این آزادیِ تو. این رفتارهای هنجارشکنانه

01:10:48.820 --> 01:10:51.150
اون‌وقت من چی می‌شم؟

01:10:51.150 --> 01:10:57.650
یه آدم ترسو و خسته‌کننده‌ی سرکوب‌شده که از زندگی کردن می‌ترسه؟

01:10:57.650 --> 01:11:01.070
موضوع این نیست هایدی. ته دلم این رو می‌دونم

01:11:01.070 --> 01:11:05.490
ولی وقتی باهات حرف می‌زنم، این‌طوری فکر می‌کنم. تو باعث می‌شی این‌طوری فکر کنم

01:11:05.490 --> 01:11:08.110
این معنیش این نیست که زندگی من خسته‌کننده‌ست

01:11:08.110 --> 01:11:11.780
حتی اگه با نجار‌های غریبه نمی‌خوابم

01:11:11.780 --> 01:11:19.490
خوابیدن با اون نجار هم از من یه آدمِ آزاده نمی‌سازه و زندگیم رو فوق‌العاده نمی‌کنه

01:11:19.490 --> 01:11:22.650
من حتی اون‌قدرها هم به سکس علاقه ندارم

01:11:22.650 --> 01:11:27.940
فقط پیش اومد، مثل هر چیز دیگه‌ای، و خیلی هم بهم خوش گذشت

01:11:27.950 --> 01:11:31.860
باشه. ولی قضایا واسه من در رابطه با «اوله هارالد» هم پیچیده می‌شه

01:11:31.860 --> 01:11:34.650
اون یه دوسته

01:11:34.650 --> 01:11:36.440
توی کشتی دیدمش

01:11:36.450 --> 01:11:40.150
بهش خیلی خوش گذشته بود و مشتاق بود که بهت زنگ بزنه

01:11:40.150 --> 01:11:43.030
نه، واقعاً؟ شنیدنش خیلی خوبه

01:11:44.030 --> 01:11:49.360
هایدی، من خیلی ازش خوشم میاد. به نظرم فوق‌العاده‌ست

01:11:49.360 --> 01:11:54.150
چی داری می‌گی؟ دوباره می‌بینیش؟ -شاید، کی می‌دونه؟

01:11:54.150 --> 01:11:57.650
ولی کاملاً مطمئنم که ما با هم جفت نمی‌شیم

01:11:57.650 --> 01:12:02.280
وقتی گفت دختراش از همه چیز براش مهم‌ترن، این قضیه روشن شد

01:12:02.280 --> 01:12:07.240
چرا؟ می‌خوای تو مهم‌ترین باشی؟ نه، معلومه که نه

01:12:07.240 --> 01:12:10.650
فقط یهو به ذهنم رسید که این چقدر پیچیده‌ست

01:12:10.650 --> 01:12:14.990
دخترهاش باید مهم‌ترین چیز توی زندگیش باشن

01:12:14.990 --> 01:12:19.360
ولی اگه کسی وارد زندگیشون بشه، شاید اون‌ها این حس رو نداشته باشن

01:12:19.360 --> 01:12:25.150
نباید این‌طوری فکر کنی ماریان. نه؟ من خودم بچه‌ی طلاقم

01:12:25.150 --> 01:12:28.650
فکر نکردن به بچه‌ها واقعاً خودخواهانه است

01:12:28.650 --> 01:12:33.240
اگه با اوله هارالد وارد رابطه بشم، باید وارد زندگیش بشم

01:12:33.240 --> 01:12:38.150
اینکه وارد زندگی کسی بشی مگه چیز بدیه؟ بچه‌ها عاشقت می‌شن

01:12:38.150 --> 01:12:40.990
آره، شاید، ولی

01:12:40.990 --> 01:12:44.110
وارد زندگی کسی شدن یعنی مسئولیت قبول کردن

01:12:44.110 --> 01:12:46.990
و اون خانواده مشکلاتی دارن

01:12:46.990 --> 01:12:51.280
دو تا بچه‌ی لرزان و نامطمئن و یه زنِ سابق که دیوار به دیوارشون می‌شینه و الکل می‌خوره

01:12:51.280 --> 01:12:54.490
فکر می‌کنی «سولویگ» مشکل الکل داره؟

01:12:54.490 --> 01:12:56.360
آره. من که این‌طور فکر نمی‌کنم

01:12:56.360 --> 01:13:00.530
رفتارش دقیقاً مثل الکلی‌ها بود. یادِ بابام افتادم

01:13:01.780 --> 01:13:06.360
خب، اگه همه‌ی این‌ها رو می‌بینی، بچه‌های آسیب‌پذیر و

01:13:06.360 --> 01:13:10.530
دقیقاً همون موقعی نیست که... آدم باید وارد عمل بشه؟ نه

01:13:10.530 --> 01:13:16.150
من آدمِ اون مسئولیت نیستم. حرکتِ مسئولانه اینه که دور بمونم

01:13:16.150 --> 01:13:20.280
این فقط یه نگاه بدبینانه‌ست ماریان

01:13:20.280 --> 01:13:25.490
به نظر من وارد شدن به ماجرا بدبینانه‌تره. نه. نه

01:13:25.490 --> 01:13:30.280
از ته قلبم حس می‌کنم داری اشتباه می‌کنی

01:13:30.280 --> 01:13:34.820
اگه قرار باشه وارد ماجرای کسی بشم، اون «سولویگ»ه. اون بیشتر از همه نیاز داره

01:13:35.530 --> 01:13:39.900
جمعه، ۲۲ اوت

01:13:42.490 --> 01:13:44.780
داری لیست عمل‌ها رو چک می‌کنی؟

01:13:46.240 --> 01:13:49.150
می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟ آره

01:13:49.150 --> 01:13:53.900
اشکالی نداره برم بخش و به مریضی که تازه عمل کرده یه سری بزنم؟

01:13:53.900 --> 01:13:56.900
کسیه که می‌شناسی یا قبلاً اینجا بوده؟

01:13:56.900 --> 01:14:00.110
خب، بوده، ولی

01:14:00.110 --> 01:14:04.360
منظورم اینه که باهاش سر و کار داری. نه، نه اینجا

01:14:04.360 --> 01:14:06.900
و نمی‌شناسمش، نه اون‌طوری

01:14:07.900 --> 01:14:11.650
اولین بار توی کشتی دیدمش

01:14:14.990 --> 01:14:18.360
اول توی «گرایندر»، بعد روی عرشه

01:14:18.360 --> 01:14:23.780
اتفاقی نیفتاد، فقط حرف زدیم و بعدش اون لپم رو بوسید

01:14:24.650 --> 01:14:28.530
همین بود. اونم می‌دونه که من اینجا کار می‌کنم

01:14:28.530 --> 01:14:31.530
خب. نمی‌دونم چی بگم

01:14:31.530 --> 01:14:36.030
چرا می‌خوای بببینیش؟ ازش خوشت اومده؟ نه! نه

01:14:36.030 --> 01:14:37.990
نه. نه؟

01:14:37.990 --> 01:14:42.360
فقط می‌خواستم یه حالی ازش بپرسم. واقعاً از روی مهربونی

01:14:42.360 --> 01:14:45.530
ولی اگه ممکنه بد برداشت بشه

01:14:47.150 --> 01:14:51.900
به نظرت مشکلی نداره دعوتِ شامِ کسی رو قبول کنم

01:14:51.900 --> 01:14:55.240
که تقریباً مطمئنم نمی‌خوام باهاش وارد رابطه بشم؟

01:14:55.240 --> 01:15:01.530
خب، تا وقتی که بهش برداشتِ اشتباهی نـ

01:15:01.530 --> 01:15:05.650
احتمالاً با همون بله گفتن این کار رو می‌کنی. مسئله همینه

01:15:05.650 --> 01:15:07.900
خب

01:15:07.900 --> 01:15:12.700
به عنوان پرستارِ شیفت برو دیدنش. نه به عنوان خودت. باشه

01:15:13.990 --> 01:15:16.900
سلام کارینا. فقط اومدم حال یکی از مریض‌ها رو بپرسم

01:15:16.900 --> 01:15:18.650
برو، حتماً

01:15:23.530 --> 01:15:26.530
سلام. فقط اومدم حال هم‌اتاقی‌تون رو بپرسم

01:15:30.780 --> 01:15:35.280
سلام. گفتم یه حالی بپرسم از

01:15:35.280 --> 01:15:38.900
نمی‌تونم شارژر گوشیم رو پیدا کنم

01:15:39.900 --> 01:15:43.030
همینه؟

01:15:44.650 --> 01:15:48.780
آه، خودشه. می‌شه برام بزنیش به شارژ؟

01:15:50.900 --> 01:15:53.150
ممنون. می‌ذارمش همون‌جا

01:15:53.150 --> 01:15:59.150
شنیدم دیروز عمل داشتی و خوب پیش رفته؟

01:15:59.150 --> 01:16:04.280
خب، پروستات دیگه نیست

01:16:04.280 --> 01:16:07.990
امیدوارم همه چی رو برداشته باشن. آره، امیدوار باشیم

01:16:07.990 --> 01:16:10.490
از کجا می‌دونستی من اینجام؟

01:16:10.490 --> 01:16:14.400
خب، من اینجا کار می‌کنم. فقط لیستِ عمل‌ها رو چک کردم

01:16:14.400 --> 01:16:19.360
تو که اسمم رو نمی‌دونی. پیدا کردنش سخت نبود

01:16:20.490 --> 01:16:27.280
می‌دونم اسمت بیورنه، و بعد از نوبتت توی راهرو دیدمت

01:16:27.280 --> 01:16:32.240
بعد از آخرین دیدارمون خیلی بهت فکر کردم

01:16:32.240 --> 01:16:36.280
نباید اون‌طوری تنهات می‌ذاشتم. اوه. بهش فکر نکن

01:16:36.280 --> 01:16:41.900
می‌فهمیدم چقدر به هم ریخته‌ای. فقط نمی‌خواستم کسی پیشم باشه

01:16:43.400 --> 01:16:46.150
درک می‌کنم. آره

01:16:46.150 --> 01:16:51.820
در هر صورت، عالیه که به این زودی عمل شدی

01:16:51.820 --> 01:16:56.240
آره، عالی بود. الان چه حسی داری؟

01:16:56.240 --> 01:17:02.280
بد نیستم، فقط خیلی احساس نفخ می‌کنم

01:17:02.280 --> 01:17:04.530
بدترین قسمتش همینه

01:17:04.530 --> 01:17:09.530
وقتی شکمت رو برای جراحی لاپاراسکوپی پر از گاز می‌کنن، این‌طوری می‌شه

01:17:09.530 --> 01:17:12.780
باید راه بری تا بپره. با باد شکم ردش کنی

01:17:12.780 --> 01:17:16.530
آره، خودشون هم بهم گفتن. می‌خوای الان یه کم راه بریم؟

01:17:16.530 --> 01:17:19.280
الان؟ حتماً، می‌تونم باهات بیام

01:17:19.280 --> 01:17:20.990
ببین، اصلاً... بیخیال، بیا بریم

01:17:20.990 --> 01:17:27.030
فکر نکنم بتونم بلند شم. کمکت می‌کنم. این مال توئه؟

01:17:27.030 --> 01:17:29.280
آره، ولی

01:17:30.900 --> 01:17:34.280
بیا انجامش بدیم. مواظبِ اون باش

01:17:38.280 --> 01:17:39.780
ممنون

01:17:39.780 --> 01:17:42.530
و اون یکی. آره. همون‌جا

01:17:42.530 --> 01:17:45.360
خب، شد. لطفاً این رو نگه دار

01:17:45.360 --> 01:17:47.780
حتماً. چرخ‌ها قفلن

01:17:49.900 --> 01:17:52.650
حله. آماده‌ای؟ آره

01:17:54.650 --> 01:17:56.360
اوکی

01:18:16.650 --> 01:18:20.030
یه کم دیگه. فکر کنم می‌خوام برگردم. آره

01:18:21.450 --> 01:18:23.780
خوبی؟ آره

01:18:26.860 --> 01:18:30.530
بفرما. خوب پیش رفت

01:18:30.530 --> 01:18:33.360
نمی‌دونم والا

01:18:38.280 --> 01:18:43.530
کی مرخصت می‌کنن؟ فکر کنم پس‌فردا

01:18:43.530 --> 01:18:45.530
بعید می‌دونم. احتمالاً همینه

01:18:45.530 --> 01:18:48.150
سریع‌تر از چیزی که فکر می‌کنی می‌گذره. این‌طور فکر می‌کنی؟

01:18:48.150 --> 01:18:50.990
آره

01:18:50.990 --> 01:18:53.740
داشتم فکر می‌کردم

01:18:54.530 --> 01:18:58.860
کسی رو داری که کمکت کنه؟ واسه خرید و این حرف‌ها

01:18:58.860 --> 01:19:01.610
باید تا چند هفته از بلند کردن چیزهای سنگین دوری کنی

01:19:01.610 --> 01:19:06.150
دوست‌هام هستن. معلومه که هستن

01:19:06.150 --> 01:19:08.530
یکی از دوست‌هام گفت کمکم می‌کنه. خوب می‌شم

01:19:08.530 --> 01:19:09.400
خب، خوبه

01:19:10.030 --> 01:19:13.740
شماره‌ت چنده؟

01:19:15.150 --> 01:19:18.780
۹۰-۲۵-۲۲-۱۳

01:19:19.990 --> 01:19:22.990
مجبور نیستی

01:19:22.990 --> 01:19:26.490
حالا تو هم شماره‌ی من رو داری. باشه

01:19:26.490 --> 01:19:32.030
اگه واسه خریدِ خونه یا هر چیز دیگه‌ای کمک خواستی

01:19:32.030 --> 01:19:34.740
فقط بهم زنگ بزن. جدی می‌گم

01:19:34.740 --> 01:19:37.860
هر چی نباشه جفتمون ساکن «نسودن» هستیم

01:19:37.860 --> 01:19:42.030
اگه ساکنِ «سارپسبورگ» بودی، به خودم زحمت نمی‌دادم

01:19:42.030 --> 01:19:46.610
یادت نره راه بری که گاز تخلیه بشه. تمام تلاشم رو می‌کنم

01:19:47.900 --> 01:19:50.530
خیلی ممنون. خواهش می‌کنم

01:19:50.530 --> 01:19:54.030
خیلی لطف کردی که اومدی بهم سر زدی

01:19:54.030 --> 01:19:56.650
بابتِ پیشنهادِ کمک و همه‌ی این‌ها

01:19:58.030 --> 01:20:00.530
خداحافظ بیورن

01:20:00.530 --> 01:20:03.530
داری می‌ری خونه، نسودن؟ آره

01:20:05.740 --> 01:20:09.280
برنامه‌م همینه. شاید بین راه یه قهوه بخورم

01:20:09.280 --> 01:20:12.150
یا شایدم قبلِ کشتی یه لیوانِ کوچیک آبجو بزنم

01:20:12.150 --> 01:20:14.700
اصلاً نمی‌دونی چقدر خوش‌شانسی

01:20:15.530 --> 01:20:19.650
وقتی نمی‌تونی داشته باشیش، چقدر رویایی به نظر میاد

01:20:22.530 --> 01:20:25.740
فقط یه جا بشینی و یه قهوه بخوری

01:20:26.610 --> 01:20:29.030
مردم رو تماشا کنی

01:21:41.150 --> 01:21:43.900
بیورن: تو واقعاً کی هستی؟

01:21:43.900 --> 01:21:45.900
تور: تور :)

01:21:50.740 --> 01:21:54.150
بیورن: واسه یه روانشناس این جواب کافی نیست

01:22:00.490 --> 01:22:04.030
بیورن: شاید روی پیشنهاد کمکت حساب کنم

01:22:08.780 --> 01:22:11.030
تور: خوبه :)

01:22:40.150 --> 01:22:42.990
دوشنبه، ۲۵ اوت

01:22:47.780 --> 01:22:51.280
«الوستاد» رو ندیدی؟ مریض اونجاست

01:22:55.030 --> 01:22:57.280
ببخشید

01:22:57.280 --> 01:23:01.780
من با «اگیل» توافقِ مشخصی داشتم. به نظرم این عجیبه

01:23:01.780 --> 01:23:05.780
این آخر هفته با هم شام خوردیم و اون گفت... قول داد

01:23:05.780 --> 01:23:09.280
خب، تو به من واگذار شدی. واگذار شدم به...؟

01:23:09.280 --> 01:23:12.030
اگه بخوای، می‌تونم چکش کنم

01:23:12.030 --> 01:23:15.490
«سوی‌لند» رو ندیدی؟ مگه توی اتاق عمل نیست؟

01:23:15.490 --> 01:23:19.570
منم همین فکر رو می‌کردم، ولی این مریض باهاش وقت داشت

01:23:19.570 --> 01:23:24.030
حتماً اشتباهی شده. واقعاً بد شد

01:23:24.030 --> 01:23:27.860
نمی‌شه پیجش کنین؟ نه وقتی که تو اتاق عمله

01:23:27.860 --> 01:23:34.610
ولی من جواب آزمایش‌هاتون رو اینجا دارم. نه، نه. شما می‌خواین خودِ «اگیل» بهتون بده

01:23:34.610 --> 01:23:37.650
شاید بتونین پیجش کنین؟

01:23:37.650 --> 01:23:42.780
می‌تونم چک کنم ببینم واقعاً تو اتاق عمل هست یا نه. خوبه

01:23:43.570 --> 01:23:46.990
قرار بود عمل رو توی هامبورگ انجام بدیم

01:23:46.990 --> 01:23:51.150
چون اون کلینیک بهترینه. مطمئنم خودتون می‌دونین

01:23:51.150 --> 01:23:54.780
به جز کپنهاگ. اونا هم خیلی خوبن

01:23:54.780 --> 01:24:00.030
ولی وقتی داشتم با هامبورگ حرف می‌زدم، گفتم که «اگیل» رو می‌شناسیم

01:24:00.030 --> 01:24:06.990
اونا گفتن: «وقتی یکی از بهترین‌های اروپا توی نروژه، چرا می‌خواید بیاید هامبورگ؟»

01:24:06.990 --> 01:24:14.860
نکته جالبش اینجاست که عموی اگیل، «هاکون سوی‌لند»، پدرم رو معالجه کرده بود

01:24:14.860 --> 01:24:18.280
نه برای همین بیماری. اون جراح قلب بود

01:24:18.280 --> 01:24:23.490
کلبه‌ش هم کنار کلبه پدر و مادرم اون بالا تو «میسوسه‌تر» بود

01:24:23.490 --> 01:24:26.530
متوجهم. چه تصادفی! مگه نه؟

01:24:26.530 --> 01:24:29.530
البته که اگیل جراح فوق‌العاده‌ایه

01:24:30.780 --> 01:24:36.280
همین الان تموم شد. تا چند لحظه دیگه میاد پایین... یکم تأخیر داشتن

01:24:36.280 --> 01:24:38.650
ده دقیقه دیگه میاد پایین

01:24:38.650 --> 01:24:40.360
ممنون

01:24:41.860 --> 01:24:45.780
پدر «سوره» ۱۰۵ سال عمر کرد. الان دیگه فوت کرده

01:24:45.780 --> 01:24:51.860
همین بهار فوت کرد، ولی تا لحظه آخر قبراق و سر حال بود

01:24:51.860 --> 01:24:54.490
بله، همین‌طور بود. کم پیش میاد کسی این‌قدر خوش‌شانس باشه

01:24:54.490 --> 01:24:59.490
درسته، برادرش هم هنوز زنده‌ست. نه برادرِ من. عموم

01:24:59.490 --> 01:25:03.650
بله، عموش. خب، اون همجنسگراست، ولی

01:25:03.650 --> 01:25:08.030
حیف که وارثی نداره، ولی

01:25:08.030 --> 01:25:12.490
کاملاً قبراقه. ما توی خانواده‌مون خیلی عمر می‌کنیم

01:25:12.490 --> 01:25:14.990
بله... بله، همین‌طوره

01:25:15.860 --> 01:25:21.030
۱۰۵؟! بعضی‌ها این‌قدر نچسبن که آدم بعد از حرف زدن باهاشون دلش می‌خواد بره دوش بگیره

01:25:21.030 --> 01:25:24.280
بهت بر خورد؟

01:25:24.280 --> 01:25:29.150
اونم مثل بقیه می‌ترسه شریکش رو از دست بده. از مرگ می‌ترسه

01:25:29.150 --> 01:25:33.400
بهت بر نخورد؟ چون نخواست من معاینه‌ش کنم؟

01:25:33.400 --> 01:25:37.280
اگیل زبونِ اینا رو می‌فهمه. من خوب درکشون می‌کنم

01:25:37.280 --> 01:25:43.280
یه چیز دیگه... به اون دوستِ «گرایندر»ـت سر زدی؟

01:25:44.360 --> 01:25:46.490
آره، یه سری بهش زدم

01:25:48.780 --> 01:25:51.740
بهش پیشنهاد دادم توی خریدِ خونه کمکش کنم

01:25:51.740 --> 01:25:55.070
این کارت دیگه لبِ مرزه، می‌فهمی که؟

01:25:55.070 --> 01:25:58.990
نمی‌تونی به کسایی که توی گرایندر پیدا می‌کنی پیشنهاد پرستاری در منزل بدی

01:25:58.990 --> 01:26:02.320
به من ربطی نداره ولی این در مورد منم صدق می‌کنه

01:26:02.320 --> 01:26:07.650
نمی‌تونم به کسی خدمات ویژه بدم فقط چون پدر و مادرهامون همسایه‌ی کلبه‌ای هستن

01:26:07.650 --> 01:26:11.610
نه... نه. و یه چیز دیگه

01:26:11.610 --> 01:26:16.610
اگه این یه دختری بود که توی «تیندر» باهاش آشنا شده بودی، بی‌درنگ می‌گفتم نه

01:26:16.610 --> 01:26:19.150
ولی الان نمی‌گم، و این برام عجیبه

01:26:19.150 --> 01:26:23.780
به خاطر اینه که هردوتون مرد هستین که من این‌طوری می‌شم...؟

01:26:23.780 --> 01:26:27.780
در هر صورت، این یه بیمارِ آسیب‌پذیره، برای همین فکر می‌کنم

01:26:27.780 --> 01:26:29.150
نه، آخه

01:26:30.740 --> 01:26:34.280
من برای مخ زدن این کار رو نمی‌کنم

01:26:34.280 --> 01:26:37.570
من علاقه‌ای ندارم. به منم ربطی نداره

01:26:37.570 --> 01:26:40.740
و فکر نمی‌کنم دارم سیگنال اشتباه می‌دم

01:26:41.530 --> 01:26:46.740
فقط با خودم می‌گم کمک کردن به یکی برای خرید خونه لابد اشکالی نداره، درسته؟

01:26:49.400 --> 01:26:52.780
نه، احتمالاً حق با توئه

01:26:52.780 --> 01:26:56.740
البته که حق با توئه. ولی گوش کن... چی؟

01:26:56.740 --> 01:27:02.740
یه چیزی هست که بهش فکر می‌کردم و باید بگم. یه موضوع دیگه. باشه؟

01:27:02.740 --> 01:27:08.030
این ربطی به گرایندر نداره ولی چیزیه که اغلب بهش فکر می‌کنم

01:27:08.030 --> 01:27:11.650
ما مریض‌های همجنسگرای زیادی داریم

01:27:11.650 --> 01:27:14.860
مطمئنم من بیشتر از تو متوجهشون می‌شم

01:27:14.860 --> 01:27:18.990
من بلافاصله می‌فهمم و چیزی که می‌بینم اینه که

01:27:22.530 --> 01:27:28.150
چون من عواقبِ اون تشخیص رو برای اون مردا می‌دونم

01:27:28.150 --> 01:27:31.030
و این چیزیه که شما هیچ‌وقت بهشون نمی‌گید

01:27:31.030 --> 01:27:34.490
شما به اختلال نعوظ و ناباروری اشاره می‌کنید

01:27:34.490 --> 01:27:39.780
ولی به ندرت می‌گید که برداشتن پروستات چطوری روی رابطه جنسی تأثیر می‌ذاره

01:27:39.780 --> 01:27:43.030
فقط نعوظت رو از دست نمی‌دی، بلکه اون... رو هم از دست می‌دی

01:27:45.740 --> 01:27:52.780
توی رابطه مقعدی، اگه بخوام رک بگم، وقتی کسی از پشت باهام رابطه داره

01:27:52.780 --> 01:27:57.860
آلتش رو به پروستاتم فشار می‌ده. که حس خیلی خوبی داره

01:27:57.860 --> 01:28:01.990
این بخش خیلی بزرگی از اون لذتیه که

01:28:02.740 --> 01:28:05.900
که وقتی پروستات رو برمی‌داری، از بین می‌ره

01:28:05.900 --> 01:28:08.030
و این فقط

01:28:09.990 --> 01:28:15.190
فکر کنم من با مردهای همجنسگرا بیشتر از بقیه همدلی می‌کنم

01:28:15.200 --> 01:28:19.030
می‌دونم این در عمل واقعاً چه معنایی داره

01:28:19.030 --> 01:28:22.740
یه جورایی، یه باختِ دوطرفه‌ست

01:28:23.740 --> 01:28:28.280
هیچ‌وقت این موضوع به ذهنم نرسیده بود. متأسفم

01:28:28.280 --> 01:28:30.780
مشکلی نیست

01:28:30.780 --> 01:28:35.150
و این موضوع کلاً بی‌ربطه، فقط... نه، نه

01:28:35.150 --> 01:28:39.110
اون‌قدر بهش فکر کرده بودم که باید می‌گفتمش

01:28:39.110 --> 01:28:41.740
خیلی خوشحالم که گفتی. ممنون

01:28:43.280 --> 01:28:46.280
خب، حالا دیگه گفته شد

01:29:58.200 --> 01:30:02.740
سه‌شنبه، ۲۶ اوت

01:30:02.740 --> 01:30:08.530
قرار بود دوستم کمکم کنه ولی مجبور شد سگش رو ببره دامپزشکی

01:30:09.700 --> 01:30:15.030
همونی که برای خرید کمک می‌کرد؟ عوضش فردا این کار رو می‌کنه

01:30:15.030 --> 01:30:18.650
ولی اون‌وقت امشب چیزی نداری. اشکالی نداره

01:30:18.650 --> 01:30:22.900
پس می‌رسونمت خونه و بعدش خودم می‌رم برات خرید می‌کنم

01:30:22.900 --> 01:30:27.610
نه، نه. واقعاً لازم نیست. مشکلی نیست. واقعاً

01:30:28.740 --> 01:30:32.900
سوندت رو به راهه؟ خیلی اذیت می‌کنه، ولی

01:30:32.900 --> 01:30:35.990
خوب بسته شده؟ سر جاشه

01:30:35.990 --> 01:30:37.150
هی

01:30:40.150 --> 01:30:42.990
هنوز خیلی مونده تا پر بشه

01:30:42.990 --> 01:30:45.530
بهت یاد دادن چطوری تخلیه‌ش کنی؟

01:30:49.610 --> 01:30:53.200
و پوشک هم گرفتی؟ بله

01:30:54.200 --> 01:30:59.150
نسخه هم گرفتی؟ کلی نسخه. برای ویاگرا

01:30:59.150 --> 01:31:02.780
اون برای اینه که نعوظت برگرده. خودم می‌دونم

01:31:05.280 --> 01:31:10.280
شنیدنِ این موضوع ناراحتت کرد؟ آره، می‌شه گفت

01:31:10.280 --> 01:31:12.610
البته اونا نیتشون خیره

01:31:12.610 --> 01:31:16.200
خوبه که در موردش حرف زدن. مهمه

01:31:17.200 --> 01:31:20.490
فقط باید با سرعتِ خودت پیش بری

01:31:31.610 --> 01:31:33.610
فکر کنم باید بریم

01:31:46.610 --> 01:31:50.610
تمرکز ما روی خوب شدنِ دوباره‌ی مریض‌هاست

01:31:50.610 --> 01:31:53.280
ما واقعاً ظرفیتش رو نداریم

01:31:53.280 --> 01:31:57.900
که به غمی که ممکنه بعضی‌ها بعد از عمل حس کنن، رسیدگی کنیم

01:31:57.900 --> 01:32:03.610
این حقیقت که یه نفر به بدنت دست‌درازی کرده و چیزی رو برداشته یا تغییر داده

01:32:03.610 --> 01:32:08.030
می‌تونه مثل... خب، شاید نشه گفت تجاوز

01:32:08.030 --> 01:32:11.150
ولی شاید بیشتر شبیه یه ورودِ اجباری باشه

01:32:11.150 --> 01:32:15.150
بیدار می‌شی و بدنت کاملاً متفاوت به نظر می‌رسه

01:32:15.150 --> 01:32:18.610
بعضی‌ها احساس فقدان می‌کنن

01:32:18.610 --> 01:32:20.070
ما نمی‌تونیم این رو تغییر بدیم

01:32:20.070 --> 01:32:23.610
ولی بهتره بپذیریم که ممکنه بعضی‌ها احساس غم کنن

01:32:23.610 --> 01:32:28.280
و اون غم ممکنه برای خوب شدن زمان بخواد و شاید به چیز دیگه‌ای تبدیل بشه

01:32:28.280 --> 01:32:32.280
یه چیز دیگه؟ بله

01:32:32.280 --> 01:32:38.280
مطمئن نیستم، ولی چیزی که یاد گرفتم اینه که بدن یه میدون جنگه

01:32:38.280 --> 01:32:41.570
اگه این رو قلباً قبول کنیم، به نفعمونه

01:32:41.570 --> 01:32:45.780
اینکه مسائل رو همون‌طور که هست بپذیریم و باهاشون نجنگیم

01:32:45.780 --> 01:32:50.280
این فقط در مورد بیماری نیست. در مورد مسائل جنسی هم صدق می‌کنه

01:32:52.490 --> 01:32:56.150
زنِ اولم سرطان داشت

01:32:56.150 --> 01:32:58.490
مالِ قبل از آشنایی‌مون بود

01:33:00.030 --> 01:33:03.030
چند بار ازدواج کردی؟

01:33:03.030 --> 01:33:04.610
- دو بار. اوه

01:33:05.610 --> 01:33:10.650
هیچ‌وقت به ازدواج و بچه‌دار شدن فکر نکردی؟

01:33:12.280 --> 01:33:14.280
نه

01:33:14.280 --> 01:33:17.030
فکر کنم بتونم دوباره ازدواج کنم

01:33:17.030 --> 01:33:21.280
چی باعث می‌شه فکر کنی دفعه سوم جواب می‌ده؟

01:33:22.610 --> 01:33:27.740
وقتی عاشق باشی این‌طوری فکر می‌کنی. ولی دیدی که چطوری همه چیز عوض می‌شه

01:33:28.490 --> 01:33:32.150
من اصلاً نمی‌فهمم چرا مردم این نیاز رو دارن که حتماً ازدواج کنن

01:33:32.150 --> 01:33:37.030
اگه عشق باشه و بخوای کنار هم باشی، مگه کافی نیست؟

01:33:37.030 --> 01:33:42.610
یه چیزی توی اون عهد و پیمان هست. که تو دو بار شکستیش

01:33:42.610 --> 01:33:45.990
و بازم حاضری برای بار سوم همون قول رو بدی؟

01:33:45.990 --> 01:33:49.740
پس ازدواج با یه دروغ بزرگ شروع می‌شه

01:33:49.740 --> 01:33:54.150
و همه می‌دونن که دروغ پایه و اساسِ لرزونیه برای ساختنِ هر چیزی

01:33:54.150 --> 01:33:59.740
از نظر من، این یعنی ازدواج یه جور واحدِ تولیدیه

01:33:59.740 --> 01:34:02.990
که هدف اصلیش بچه‌دار شدنه

01:34:03.990 --> 01:34:06.990
تو این‌طوری می‌بینی؟ بله

01:34:07.860 --> 01:34:11.440
در اصل همینه

01:34:11.450 --> 01:34:17.610
مثل یه پروژه مشترک شروع می‌شه ولی در نهایت مسئولیتش می‌افته گردنِ بچه‌ها

01:34:17.610 --> 01:34:21.860
که وقتی پدر و مادر دیگه نمی‌تونن پروژه رو پیش ببرن، جاشون رو بگیرن

01:34:21.860 --> 01:34:23.990
یا دیگه نمی‌خوان روش سرمایه‌گذاری کنن

01:34:24.860 --> 01:34:27.030
اونا می‌تونن از هم جدا بشن و از نو شروع کنن

01:34:27.030 --> 01:34:31.150
ولی بچه‌ها تا آخر عمرشون گیرِ اون ازدواج هستن

01:34:34.150 --> 01:34:38.150
ببخشید. تو فقط داری حقیقت رو می‌گی

01:34:40.780 --> 01:34:46.530
فقط عذاب وجدان می‌گیرم. ولی اشکالی نداره

01:34:47.860 --> 01:34:50.740
من همیشه همین حس رو دارم

01:34:51.610 --> 01:34:53.780
واقعاً؟

01:34:54.900 --> 01:34:56.990
آره، همیشه

01:34:59.740 --> 01:35:03.740
پس هیچ‌وقت نباید ازت بخوام باهام ازدواج کنی؟

01:35:06.030 --> 01:35:08.940
خیالت راحت. من هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنم

01:35:08.950 --> 01:35:10.570
ممنون

01:35:12.030 --> 01:35:15.150
قول می‌دم. ولی

01:35:19.780 --> 01:35:22.610
اشکالی نداره اگه بگم

01:35:24.280 --> 01:35:27.280
که عاشقت شدم؟

01:35:29.740 --> 01:35:33.280
اشکالی نداره. می‌تونی بگی

01:35:50.280 --> 01:35:53.740
همیشه همین‌طوری هستی؟ این‌قدر مهربون؟

01:35:53.740 --> 01:35:55.650
همیشه

01:35:55.650 --> 01:35:58.610
می‌دونی، زندگی خیلی کوتاهه

01:36:01.280 --> 01:36:04.860
«بیورن»، کیسه‌ت... فکر کنم باید خالی بشه

01:36:04.860 --> 01:36:08.150
اوه. حق با توئه

01:36:12.030 --> 01:36:14.610
کمک می‌خوای؟ نه، نه

01:36:24.030 --> 01:36:26.740
نه! وای نه

01:36:35.030 --> 01:36:38.860
خوبم. لطفاً نیا تو

01:36:38.860 --> 01:36:41.990
هی، من می‌تونم... خوب می‌شم

01:36:42.900 --> 01:36:46.030
سطل داری؟ توی آشپزخونه‌ست

01:36:46.030 --> 01:36:49.990
زیرِ کابینت. باشه

01:38:09.740 --> 01:38:15.740
این آدمای توی عکس‌ها کی هستن؟ اون یکی رو «داگ هامرشولد» گرفته

01:38:16.490 --> 01:38:20.150
عکس خوبیه. آره. به نظرم تأثیرگذاره

01:38:21.740 --> 01:38:24.860
اون یکی هم «پالمه»‌ست

01:38:27.490 --> 01:38:30.610
یه رگه ملایمی از تمایلات همجنسگرایانه داره

01:38:32.990 --> 01:38:35.610
توی بیمارستان زیاد نخوابیدی

01:38:35.610 --> 01:38:36.610
نه

01:38:36.950 --> 01:38:42.150
از وقتی عمل کردم زیاد نخوابیدم. بیدار می‌مونم و فکر می‌کنم

01:38:42.150 --> 01:38:43.860
درباره چی؟

01:38:43.860 --> 01:38:48.610
راستش درباره همه چیز. اینکه چقدر بی‌معنی بوده

01:38:48.610 --> 01:38:52.740
بی‌معنی؟ واقعاً این‌طوری فکر می‌کنی؟

01:38:52.740 --> 01:38:59.030
گفتنش حس بدی داره، ولی کم‌کم دارم بهش پی می‌برم

01:38:59.030 --> 01:39:05.150
صبحِ روز عملم، داشتم اخبار رادیو رو گوش می‌دادم

01:39:05.150 --> 01:39:11.280
گفتن واکسن اچ‌آی‌وی به زودی در دسترس قرار می‌گیره

01:39:11.280 --> 01:39:12.780
خب؟

01:39:12.780 --> 01:39:17.030
همه‌گیریِ کرونا بهشون این فرصت رو داد که تکنولوژیِ «ام‌آر‌ان‌ای» رو آزمایش کنن

01:39:17.030 --> 01:39:20.030
آره، شنیدم. عالی نیست؟

01:39:20.030 --> 01:39:23.990
البته، ولی دقیقاً همون روز

01:39:25.860 --> 01:39:29.610
«طنزِ سرنوشت»، اسمش همین نیست؟

01:39:30.610 --> 01:39:36.610
درست بعد از اینکه تابستون ۱۹۸۶ گرایشم رو علنی کردم

01:39:36.610 --> 01:39:38.610
قبل از اینکه من به دنیا بیام

01:39:38.610 --> 01:39:41.780
واقعاً؟ بله

01:39:43.490 --> 01:39:50.490
یه کم بعدش یه مستند تلویزیونی درباره ایدز دیدم

01:39:51.650 --> 01:39:57.280
مثل فیلمای ترسناک بود! همون حرفایی رو می‌زدن که اون زمان رایج بود

01:39:58.280 --> 01:40:05.740
اینکه ایدز یه بیماری وحشتناک و کشنده‌ست که بیشتر مردهای همجنسگرا رو درگیر می‌کنه

01:40:05.740 --> 01:40:13.780
و حس کردم که انگار دارم مجازات می‌شم، به خاطر اینکه جرئت کرده بودم واقعیت رو بگم

01:40:13.780 --> 01:40:16.280
که حقم بود

01:40:17.530 --> 01:40:23.280
اون مستند همه چیز رو برام عوض کرد. عمیقاً ترسوندم

01:40:23.280 --> 01:40:31.150
اگه رابطه داشتم و یه ذره ترشحات رو پوستم می‌ریخت، همون کافی بود که زهره‌ترک بشم

01:40:31.150 --> 01:40:36.030
چه برسه به اینکه با کسی می‌خوابیدم که نمی‌خواست کاندوم استفاده کنه

01:40:36.030 --> 01:40:41.030
برام سخت بود که اصرار کنم و خودمم از کاندوم خوشم نمی‌اومد

01:40:41.030 --> 01:40:47.280
بعدش داغون می‌شدم. همه‌ش با عجله می‌رفتم تست می‌دادم

01:40:47.280 --> 01:40:52.490
توی اتاق انتظار کلینیک می‌نشستم و احساس کثیف بودن و شرمندگی می‌کردم

01:40:52.490 --> 01:40:55.650
و اون سه ماهی که طول می‌کشید تا جواب نهایی بیاد

01:40:55.650 --> 01:40:59.990
از شدت اضطراب فلج می‌شدم

01:40:59.990 --> 01:41:03.280
مدام بین ترس از مرگ

01:41:03.280 --> 01:41:09.990
و این فکر که چطوری موضوع رو به نزدیکانم بگم، در نوسان بودم

01:41:09.990 --> 01:41:13.740
شب‌ها بیدار می‌موندم و به پدر و مادر و برادرهام فکر می‌کردم

01:41:13.740 --> 01:41:20.150
که اونا چطوری باید به بقیه بگن من اچ‌آی‌وی مثبت دارم

01:41:20.900 --> 01:41:24.610
در نهایت درماندگی و استرس اون‌قدر زیاد شد

01:41:24.610 --> 01:41:27.280
که به نظرم اومد بهتره رابطه جنسی رو بذارم کنار

01:41:27.280 --> 01:41:30.150
کاملاً. کلاً قیدش رو بزنم

01:41:30.150 --> 01:41:32.740
تا از شر اون اضطراب خلاص بشم

01:41:32.740 --> 01:41:36.860
ولی بعدش داروها اومدن. خیلی وقته که دیگه حکم مرگ نیست

01:41:36.860 --> 01:41:38.740
ولی هنوزم می‌ترسی، نه؟

01:41:38.740 --> 01:41:43.280
از گرفتنِ بیماری‌ای که تا آخر عمرت باید براش دارو مصرف کنی؟

01:41:43.280 --> 01:41:48.280
و نمی‌دونی چطوری روی بدنت اثر می‌ذاره. عوارض جانبی و

01:41:48.280 --> 01:41:52.490
در مورد «پِرپ» (PrEP) چی؟ چرا اونو امتحان نکردی؟

01:41:52.490 --> 01:41:56.780
البته که باید این کار رو می‌کردم. الان می‌فهمم

01:41:56.780 --> 01:42:01.240
ولی وقتی اومد، حس کردم دیگه کار از کار گذشته

01:42:01.240 --> 01:42:06.490
یه جورایی. نمی‌دونم، من کلاً... تعطیلم

01:42:06.490 --> 01:42:09.150
ولی توی گرایندر هستی

01:42:09.150 --> 01:42:12.900
فقط برای گشت زدنه. هیچ‌وقت کاری نمی‌کنم. باشه؟

01:42:14.030 --> 01:42:19.860
فکر نمی‌کنم دیگه چیزی برام مونده باشه که کسی رو تحریک کنه

01:42:20.990 --> 01:42:26.530
وقتی بهم گفتن باید عمل کنم و «سوی‌لند» گفت

01:42:27.740 --> 01:42:31.780
احتمال زیادی هست که دیگه نعوظ نداشته باشم

01:42:31.780 --> 01:42:35.860
اون موقع به نظرم این کوچیک‌ترین مشکل بود

01:42:35.860 --> 01:42:42.280
ولی اون روز که داشتم می‌رفتم برای عمل و ناتوانیِ احتمالی

01:42:43.150 --> 01:42:47.610
یا حداقل ناباروری و اینکه دیگه هیچ‌وقت انزالی در کار نباشه

01:42:47.610 --> 01:42:51.990
دقیقاً همون روز، بهم می‌گن

01:42:51.990 --> 01:42:56.150
که واکسن اچ‌آی‌وی به احتمال زیاد داره میاد

01:42:57.150 --> 01:43:00.030
انگار دوباره برگشتم سر جای اولم

01:43:00.030 --> 01:43:04.150
به اون حرفی که روز اولِ آشنایی‌مون زدی فکر کردم

01:43:04.150 --> 01:43:08.030
اینکه آدم‌ها باید خودشون رو جمع و جور کنن

01:43:08.030 --> 01:43:14.030
منظورم این نیست که تو باید این کار رو بکنی، ولی شاید سعی کنی این‌قدر تو دلسوزی برای خودت غرق نشی

01:43:18.490 --> 01:43:21.280
اصلاً کارت تموم نشده

01:43:21.280 --> 01:43:23.650
بیا بخواب، زود باش

01:43:37.780 --> 01:43:39.900
از پسش برمیای؟ بله

01:43:43.780 --> 01:43:45.650
ممنون

01:43:49.150 --> 01:43:53.490
داری چیکار می‌کنی؟ می‌خوام کنارت دراز بکشم

01:43:53.490 --> 01:43:57.030
چرا؟ چون دلم می‌خواد

01:43:57.030 --> 01:44:00.900
قرار نیست کاری بکنم، فقط می‌خوام کنارت بخوابم

01:44:01.650 --> 01:44:03.820
نباید از روی دلسوزی این کار رو بکنی

01:44:03.820 --> 01:44:06.530
نه. این کار رو می‌کنم چون می‌خوام پیشت باشم

01:44:07.650 --> 01:44:10.530
به چشم یه چیز خوب بهش نگاه کن

01:44:11.780 --> 01:44:13.900
مثل یه مسکن. برای جفتمون

01:44:16.360 --> 01:44:18.650
جدی می‌گم

01:44:42.030 --> 01:44:44.530
فقط سعی کن آروم باشی

01:44:53.820 --> 01:44:57.530
چهارشنبه، ۲۷ اوت

01:45:25.030 --> 01:45:27.530
من می‌رم سر کار

01:45:27.530 --> 01:45:31.150
امروز چطوری؟ بد نیستم

01:45:35.530 --> 01:45:39.900
خوب به نظر می‌رسه. ولی کیسه رو باید به زودی خالی کنی

01:45:42.900 --> 01:45:44.990
چی شده؟

01:45:46.490 --> 01:45:50.240
شاید الان دیگه اوضاع عجیب بشه. چی عجیب بشه؟

01:45:51.490 --> 01:45:58.360
نباید حس کنی که مجبوری برگردی، فقط چون دیشب رو پیشِ من خوابیدی

01:45:59.650 --> 01:46:02.900
بیورن... بیورن، بیورن، بیورن

01:46:02.900 --> 01:46:05.820
باید بیشتر به مردم اعتماد داشته باشی

01:46:19.990 --> 01:46:21.150
خداحافظ

01:46:28.780 --> 01:46:30.780
سلام «آیدا»

01:46:30.780 --> 01:46:32.030
سلام

01:46:32.900 --> 01:46:38.240
خیلی وقته اینجا نشستی؟ رفتم تو، ولی هنوز تو تخت بودی

01:46:38.240 --> 01:46:42.990
تو این هفته پیش مامانی. نمی‌خوام پیش مامان باشم

01:46:42.990 --> 01:46:44.990
نه، درکت می‌کنم، ولی

01:46:46.030 --> 01:46:48.650
برو تو، با هم صبحونه می‌خوریم

01:46:48.650 --> 01:46:51.780
فقط اول با ماریان خداحافظی می‌کنم

01:46:58.530 --> 01:47:04.490
بابت اون متاسفم. - نیازی به معذرت‌خواهی نیست. من باید معذرت‌خواهی کنم

01:47:04.490 --> 01:47:09.030
ایدا از کله‌سحر توی ایوون نشسته، چون می‌ترسه بره توی خونه‌ی خودش

01:47:09.030 --> 01:47:14.360
چون من توی تختی خوابیدم که اون معمولاً برای آرامش میره توش! این اصلاً درست نیست

01:47:14.360 --> 01:47:19.900
یه جوری حلش می‌کنیم. با سولویگ حرف می‌زنم

01:47:26.900 --> 01:47:30.900
می‌دونی به نظرم چی از همه بهتر بود؟

01:47:30.900 --> 01:47:37.530
اگه من و تو یه شب... توی کشتی «نسودن» همین‌طوری با هم آشنا شده بودیم

01:47:37.530 --> 01:47:41.900
همین‌طوری اتفاقی. فکر می‌کنی امکان‌پذیره؟

01:48:00.030 --> 01:48:03.650
اوه، سلام! سلام

01:48:03.650 --> 01:48:06.030
اینجا نشستی؟ آره؟

01:48:06.030 --> 01:48:09.650
آه، اینجا زندگی می‌کنی؟ از پیش «اوله» میای؟

01:48:09.650 --> 01:48:13.530
آره. به ایدا گفتم نره اون بالا

01:48:13.530 --> 01:48:19.280
خیلی معذرت می‌خوام اگه مزاحمت شد. - اصلاً. نیازی به معذرت‌خواهی نیست

01:48:19.280 --> 01:48:22.440
نه... تو هم که سحرخیزی؟

01:48:22.450 --> 01:48:25.360
دارم میرم سر کار. - آها، درسته

01:48:25.360 --> 01:48:28.530
پس در هر صورت باید می‌رفتی؟ - آره

01:48:28.530 --> 01:48:32.030
تو هم زود بیدار شدی؟ - من از ساعت ۳ بیدارم

01:48:32.030 --> 01:48:34.030
واو! - آره

01:48:34.030 --> 01:48:39.030
یه فنجون قهوه می‌خوری؟ یه کم پیشم بشینی؟

01:48:40.360 --> 01:48:44.150
فقط یه کم؟ - آره... آره

01:48:44.150 --> 01:48:46.900
چه خوب. بفرما

01:48:49.530 --> 01:48:52.030
بالش هم می‌خوای؟ - مرسی

01:48:52.030 --> 01:48:54.030
بفرمایید

01:48:57.780 --> 01:49:02.030
از ساعت سه؟ مشکل خواب داری؟ - خیلی زیاد

01:49:02.030 --> 01:49:07.030
سال‌هاست وضعم همینه. دکتر هم رفتم

01:49:07.030 --> 01:49:10.030
می‌دونی، میگن که

01:49:11.530 --> 01:49:16.530
کم‌خوابی عمر آدم رو کوتاه می‌کنه. فکر کردن بهش هم آدم رو از پا درمیاره

01:49:16.530 --> 01:49:20.650
درک می‌کنم. آدم بیدار می‌مونه و با خودش فکر می‌کنه

01:49:20.650 --> 01:49:24.030
«الان داره از عمرم کم میشه.»

01:49:24.030 --> 01:49:28.900
نمی‌فهمم چرا این رو به آدم میگن. اصلاً کمکی نمی‌کنه

01:49:28.900 --> 01:49:30.780
نه، واقعاً

01:49:30.780 --> 01:49:33.650
و فکر کنم خیلی‌ها همین حس رو دارن

01:49:35.110 --> 01:49:37.110
تو سوسیالیستی؟

01:49:40.950 --> 01:49:43.530
آره. آره، فکر کنم هستم

01:49:45.490 --> 01:49:50.780
معلم موسیقی هستی، نه؟ وقتی بی‌خوابی می‌زنه به سرت، چطوری از پسش برمیای؟

01:49:50.780 --> 01:49:54.240
من موسیقی‌درمانگرِ آموزش‌دیده‌ام

01:49:54.240 --> 01:49:57.360
ولی در حال حاضر بیکارم

01:49:58.360 --> 01:50:04.110
این طرف‌ها کار پیدا کردن سخته. به فکر این افتادم که برگردم اسلو

01:50:04.110 --> 01:50:08.150
یه آگهی استخدام توی «بِرگِن» دیدم

01:50:09.240 --> 01:50:13.990
ولی من و اوله توافق کردیم به خاطر بچه‌ها نزدیک هم زندگی کنیم

01:50:15.150 --> 01:50:20.190
ولی نمی‌دونم واقعاً کار درستیه یا نه. می‌فهمی؟

01:50:20.200 --> 01:50:24.150
بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم مجبور بودن به زندگی توی این گودی

01:50:24.150 --> 01:50:27.490
ببین، من طبقه اول رو اینجا اجاره کردم

01:50:27.490 --> 01:50:32.650
پس من اینجا توی این گودی نشستم تا بچه‌ها بتونن بین من و اوله رفت و آمد کنن

01:50:32.650 --> 01:50:36.610
راستش بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم این یه جور جریمه است

01:50:38.490 --> 01:50:41.070
تو شوهر و بچه و... از این حرف‌ها نداری؟

01:50:43.280 --> 01:50:45.360
نه. نه

01:50:46.780 --> 01:50:48.780
خیلی آروم به نظر میای

01:50:50.780 --> 01:50:57.780
اولین باری که دیدمت، به نظرم اومد خیلی آدمِ باثباتی هستی

01:50:59.650 --> 01:51:01.530
نه

01:51:03.530 --> 01:51:07.030
نه، اصلاً چنین حسی نسبت به خودم ندارم

01:51:07.030 --> 01:51:10.490
الان دارم اشکم درمیاد. واقعاً ببخشید

01:51:10.490 --> 01:51:12.780
اشکالی نداره، من فقط

01:51:13.780 --> 01:51:17.530
حس می‌کنم مدام دارم می‌خورم به بن‌بست

01:51:18.900 --> 01:51:22.530
همیشه دارم سعی می‌کنم راهم رو پیدا کنم

01:51:22.530 --> 01:51:25.780
ببخشید اگه حرف اشتباهی زدم. - نه، نزدی

01:51:25.780 --> 01:51:30.610
راستش فکر می‌کنم اشکالی نداره که چنین حسی دارم

01:51:30.610 --> 01:51:32.780
باید همین‌طوری باشه

01:51:39.650 --> 01:51:41.990
خیلی معذرت می‌خوام

01:51:41.990 --> 01:51:45.490
نه، دلیلی برای عذرخواهی نیست

01:51:45.490 --> 01:51:50.490
تو هم بعضی وقت‌ها حس می‌کنی یه جورایی گیر افتادی؟

01:51:50.490 --> 01:51:55.280
توی یه موقعیت، یا توی شخصیت خودت، یا توی یه انتظار؟

01:51:55.280 --> 01:51:57.780
کاملاً گیر کردی و با خودت فکر می‌کنی

01:51:59.150 --> 01:52:04.490
«چطور شد که کارم به اینجا کشید؟» - اوه، حتماً. راستش خیلی وقت‌ها

01:52:04.490 --> 01:52:06.900
اما

01:52:06.900 --> 01:52:09.490
ولی، گوش کن. - جانم؟

01:52:09.490 --> 01:52:16.360
حتی اگه همه چیز غیرممکن به نظر برسه و ناامیدی‌ها روی هم تلنبار بشن

01:52:17.780 --> 01:52:23.900
نباید هیچ‌وقت از باور به اینکه یه راه خروجی هست، دست بکشی

01:52:23.900 --> 01:52:27.740
فقط باید تحمل کرد؟ - آره

01:52:30.530 --> 01:52:33.110
«به اندازه‌ی روزهایت، توان و قدرتت نیز خواهد بود.»

01:52:33.110 --> 01:52:36.360
هایدی؟ - آره، این یکی از تکیه‌کلام‌های هایدیه

01:52:39.030 --> 01:52:42.650
من دیگه باید برم، وگرنه دیرم میشه

01:52:42.650 --> 01:52:46.530
چرا من و تو و هایدی یه روز همدیگه رو نبینیم؟

01:52:46.530 --> 01:52:50.110
خیلی خوب میشه! با هایدی بیایم اسلو، و

01:52:50.110 --> 01:52:52.530
آره! می‌تونیم بریم بیرون غذا بخوریم

01:52:52.530 --> 01:52:55.650
نمی‌خوام چیزی رو بین تو و اوله خراب کنم

01:52:55.650 --> 01:52:59.780
اون رو دیگه پشت سر بذار. باشه؟

01:52:59.780 --> 01:53:05.030
شماره‌ام رو از هایدی بگیر. - هایدی. من بهت زنگ بزنم، یا

01:53:06.150 --> 01:53:08.900
باید برم. با هایدی حرف می‌زنم. - حتماً

01:53:08.900 --> 01:53:11.780
ممنون که پیشم نشستی. - مرسی بابت قهوه

01:53:11.780 --> 01:53:16.240
حرف زدن باهات عالی بود. به زودی می‌بینمت! - منم همین‌طور! آره! فعلاً

01:53:39.650 --> 01:53:42.440
سلام! حالا دیگه شدی مسافرِ هرروزه؟

01:53:42.450 --> 01:53:44.240
نه. - نه؟

01:53:44.240 --> 01:53:47.900
شب رو خونه‌ی... اسمش چی بود، موندی؟

01:53:47.900 --> 01:53:51.650
آره. - اوضاع خوب پیش میره؟

01:53:51.650 --> 01:53:54.280
آره. خوشحال به نظر میای

01:53:54.280 --> 01:53:58.150
فقط برای رفتن سر کار هیجان دارم. - خب، باشه

01:53:58.150 --> 01:54:00.490
نه، واقعاً خوشحالم

01:54:00.490 --> 01:54:02.650
حس می‌کنم ذهنم باز شده

01:54:02.650 --> 01:54:03.780
این عالیه

01:54:03.780 --> 01:54:06.530
و تو؟ خودت هم خوشحال به نظر میای. آره؟

01:54:06.530 --> 01:54:10.360
فکر کنم هستم. منم برای رفتن سر کار هیجان دارم

01:54:10.360 --> 01:54:12.240
سلام. سلام

01:54:12.240 --> 01:54:13.490
زود بیدار شدی؟

01:54:13.490 --> 01:54:18.030
با آنا و نوازنده‌ها قرار دارم

01:54:18.030 --> 01:54:21.490
خونه‌ی «اوله هارالد» موندی؟

01:54:21.490 --> 01:54:25.490
پروژه چطور پیش میره؟ در مورد سالگرد تصمیمی گرفتن؟

01:54:25.490 --> 01:54:27.900
آره، اون

01:54:27.900 --> 01:54:29.900
باشه

01:54:29.900 --> 01:54:34.360
آره. دیروز یه جلسه‌ی مزخرف داشتم

01:54:35.650 --> 01:54:38.900
ولی بالاخره همه چیز داره همون‌طوری پیش میره که من می‌خوام

01:54:38.900 --> 01:54:41.030
واو! - نه اون‌طوری که فکر می‌کنی

01:54:41.030 --> 01:54:44.780
فهمیدم که خرج کردن اون همه پول برای یه مهمونی حماقته

01:54:44.780 --> 01:54:50.780
متقاعدشون کردم که پول رو صرفِ این کنن که مردم راحت‌تر بتونن با شورا تماس بگیرن

01:54:50.780 --> 01:54:55.240
تا خیلی ساده، هر وقت نیاز دارن بهشون کمک بشه

01:54:55.240 --> 01:55:00.190
همون‌طور که آنا پیشنهاد داد، یه مراسم کوچیک روی پشت‌بوم شهرداری برگزار میشه

01:55:00.200 --> 01:55:03.530
یه قطعه ساختیم که قراره توسط یه خواننده اجرا بشه

01:55:03.530 --> 01:55:07.780
کسی که قراره نمادِ «دختر اسلو» باشه. یه چیزی شبیه به کانتاتای زندگی روزمره است

01:55:07.780 --> 01:55:10.530
الان داریم همون رو تمرین می‌کنیم

01:55:10.530 --> 01:55:17.030
به نظرم این خیلی ساده‌تر و پرمفهوم‌تره

01:55:17.030 --> 01:55:20.030
پس حالا دیگه نمی‌خوای استعفا بدی؟

01:55:20.030 --> 01:55:22.900
قصد داشتم استعفا بدم

01:55:24.030 --> 01:55:27.490
به تمام کارهایی که با این پروژه انجام دادی فکر کن، هایدی

01:55:27.490 --> 01:55:31.070
الان نمی‌تونی ول کنی. تو خیلی خوش‌فکری

01:55:31.070 --> 01:55:34.610
ما به آدم‌هایی مثل تو توی شهرداری نیاز داریم

01:55:34.610 --> 01:55:38.530
این هم اولین بار! «بهت توی شهرداری نیاز دارن.»

01:55:38.530 --> 01:55:42.030
تو هم همین‌طور. به تو هم نیاز هست. - ولی به تو نه؟

01:55:42.030 --> 01:55:45.030
من؟ البته که آره. من خودِ شهرداری‌ام

01:55:45.054 --> 01:55:56.054
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]