﻿WEBVTT

00:00:01.040 --> 00:00:02.120
‫آنچه در «دکتر» گذشت...

00:00:02.120 --> 00:00:04.980
‫من با ماشین تصادف کردم،
‫بخش زیادی از حافظه‌م رو از دست دادم

00:00:04.980 --> 00:00:06.150
‫من قلب دخترم رو می‌خوام!

00:00:06.150 --> 00:00:08.780
‫- بهتره بهشون زنگ بزنم
‫- بگو می‌خوای با مایکل حمده صحبت کنی

00:00:08.780 --> 00:00:11.220
‫- شبکه اهدای عضو قبول کرد قلب رو بفرسته
‫- هیئت مدیره خبر داره چی‌کار کردی؟

00:00:11.220 --> 00:00:12.920
‫اعتبارسنجیِ ما رو به خطر انداختی

00:00:12.920 --> 00:00:15.180
،مهم نیست چقدر مجذوب تو شدم
این اتفاق نباید تکرار بشه

00:00:15.180 --> 00:00:16.750
‫دنبال رابطه جدی نیستم

00:00:16.750 --> 00:00:18.620
‫تو فقط به دنی اهمیت میدی!

00:00:18.620 --> 00:00:20.220
‫اون مُرده و هنوزم فقط اون مهمـه

00:00:20.220 --> 00:00:22.420
‫همش اون گوی برفی کوفتی ‫میاد تو ذهنم

00:00:22.420 --> 00:00:25.170
‫تشنج حافظه‌ای؟
‫درموردش خوندم

00:00:25.440 --> 00:00:28.150
‫پدرت علیه دکتر لارسن به
‫منابع انسانی شکایت کرده بود

00:00:28.150 --> 00:00:31.010
،و بعد از یک هفته
از اینجا رفت

00:00:31.034 --> 00:00:38.034
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:00:38.058 --> 00:00:45.058
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:00:47.870 --> 00:00:50.000
‫با حرف زدن چیزی عوض نمیشه

00:00:50.000 --> 00:00:51.700
‫شاید نشه اما...

00:00:51.700 --> 00:00:53.740
‫با سکوت هم چیزی عوض نمیشه، میشه؟

00:00:54.220 --> 00:00:56.830
‫تو سرطان داری.
‫ممکنـه بمیری

00:00:56.830 --> 00:00:58.050
‫چی از جونم می‌خوای؟

00:00:58.050 --> 00:01:00.020
‫من فقط می‌خوام روزم رو شب کنم

00:01:02.200 --> 00:01:04.000
‫فلسفه‌ی رواقی

00:01:04.500 --> 00:01:06.460
‫فضیلتی که خیلی بزرگش کردن

00:01:07.710 --> 00:01:09.340
‫آسیب‌پذیری

00:01:10.110 --> 00:01:12.980
‫شجاعت قابل ستایشیـه

00:01:12.980 --> 00:01:15.140
‫بعدشم، نمی‌تونی از زنت انتظار داشته باشی که

00:01:15.140 --> 00:01:17.360
‫تموم رنج دو نفرتون رو به دوش بکشه

00:01:19.240 --> 00:01:21.020
‫من قوای درونت رو می‌بینم

00:01:22.820 --> 00:01:24.560
‫اما یه چیز دیگه هم هست

00:01:28.910 --> 00:01:30.690
‫من می‌ترسم

00:01:30.690 --> 00:01:33.740
‫جراحی ترسناکـه.
سرطان از اون هم ترسناک‌تر

00:01:34.140 --> 00:01:36.080
‫نمی‌دونم چطوری از پسش بر بیام

00:01:36.080 --> 00:01:38.000
‫لازم نیست تنهایی این کار رو بکنی

00:01:39.830 --> 00:01:41.100
‫هی، من پیشتم

00:01:42.922 --> 00:01:49.922
‫تـرجمه از «محمدعلی sm و محیا مبین‌مقدم»
‫:::. Mahya14 &amp; @mmli_Subs .:::

00:01:59.000 --> 00:02:04.633
‫« دکتر »
‫« فصل دوم، قسمت ششم »
‫« قدیسان و گناه‌کاران »

00:02:25.050 --> 00:02:26.380
‫- سلام
‫- باز برگشتی اونجا؟

00:02:27.450 --> 00:02:29.750
‫- خب؟
‫- خبر جدیدی از مرد مرموزت نشد؟

00:02:29.750 --> 00:02:32.580
‫نه. جای درستیـه اما خب...

00:02:32.580 --> 00:02:34.410
‫اما خبری از آقا نشد

00:02:34.410 --> 00:02:36.200
‫خب، شاید قضیه اصلاً درمورد اون نباشه

00:02:36.200 --> 00:02:37.500
‫منظورت چیـه؟

00:02:37.500 --> 00:02:38.890
‫کیتی امروز صبح زنگ زد

00:02:38.890 --> 00:02:40.720
‫می‌دونه هر روز میری اونجا

00:02:40.720 --> 00:02:42.980
‫این رو هم می‌دونه که اون گوی برفی
‫خیلی رو مختـه

00:02:42.980 --> 00:02:44.600
‫خیلی خب...

00:02:44.600 --> 00:02:46.480
‫می‌خوای دلیلش رو بهم بگی؟

00:02:46.480 --> 00:02:48.470
‫نمی‌خواد درموردش حرف بزنه

00:02:48.470 --> 00:02:49.660
‫اما نگرانـه و

00:02:49.660 --> 00:02:51.990
‫نمی‌خواد هی بری اونجا و
‫دنبالش باشی

00:02:51.990 --> 00:02:54.950
‫خب چرا بهم دروغ میگه؟

00:02:54.950 --> 00:02:58.040
‫و چرا حرفاش رو به تو می‌زنه تا
‫به من منتقل کنی؟

00:02:58.040 --> 00:03:00.220
‫قبل پیش اومدن این قضایا
‫خیلی حواست پرت بود

00:03:00.220 --> 00:03:02.610
‫فکر می‌کنم می‌ترسه که
‫عین قدیم‌هات بشی

00:03:02.610 --> 00:03:04.180
‫خب نمیشم

00:03:04.180 --> 00:03:07.020
‫بعدشم... خودم میرم باهاش حرف می‌زنم

00:03:11.270 --> 00:03:13.190
‫خب، به گمونم بهتره که...

00:03:13.190 --> 00:03:14.320
‫برم خونه

00:03:14.320 --> 00:03:16.580
‫یه شب دیگه این‌طوری بگذره،
‫من هم تو خواب راه میرم

00:03:16.580 --> 00:03:18.600
‫خب، برات درستش می‌کنیم

00:03:19.540 --> 00:03:22.480
‫راستش یه گروه موسیقی هست که
‫دلم می‌خواست امشب برم اونجا

00:03:22.480 --> 00:03:24.550
‫می‌تونم باز پروازم رو بندازم عقب

00:03:24.550 --> 00:03:26.520
‫البته هیچ فشاری روت نمی‌ذارم، دکتر

00:03:27.380 --> 00:03:30.440
‫آره، آره. حتماً. چرا که نه؟
‫بهش می‌خوره باحال باشه

00:03:34.145 --> 00:03:35.924
‫« با جینا حرف زدم و باید با هم صحبت کنیم »

00:03:40.390 --> 00:03:42.390
‫سلام، هانا. چطوری؟

00:03:42.390 --> 00:03:43.480
‫مرسی، خوبم

00:03:43.756 --> 00:03:45.902
« کل آخرهفته رو پیش بابا و سایمونم »

00:03:47.350 --> 00:03:48.570
‫همه‌چی مرتبـه؟

00:03:54.660 --> 00:03:56.010
‫با دخترم داستان دارم

00:03:56.010 --> 00:03:57.670
‫اون نوجوونـه

00:03:57.670 --> 00:03:59.500
‫قضیه به این سادگی‌ها نیست

00:04:04.850 --> 00:04:06.020
‫خیلی خب، اینترن‌ها

00:04:06.020 --> 00:04:07.810
‫امروز دکتر هلر دیرتر میان و

00:04:07.810 --> 00:04:10.900
‫دکتر ریدلی هم رفتن به یه کنفرانس پزشکی

00:04:10.900 --> 00:04:13.030
‫بنابراین مسئولیت‌تون با منـه

00:04:13.030 --> 00:04:15.360
‫می‌خوام تموم معاینات بیمارهاتون رو
بررسی کنم

00:04:15.360 --> 00:04:17.526
‫نتایج آزمایشی غیرعادی رو علامت‌گذاری کنم و

00:04:17.551 --> 00:04:19.804
‫امروز گزارش‌ها هم باید بی‌نقص باشن

00:04:23.430 --> 00:04:25.260
‫چه سر حال شدی امروز

00:04:25.260 --> 00:04:26.870
‫خب دیگه، خب دیگه

00:04:26.870 --> 00:04:28.960
‫خب دیگه، خب دیگه. ممنونم

00:04:28.960 --> 00:04:30.530
‫کاش همیشه تیر می‌خوردم

00:04:30.530 --> 00:04:33.270
‫فکر می‌کردم تا هفته‌ی بعد برنمی‌گردی.
‫سلام

00:04:33.270 --> 00:04:35.360
‫امکان نداره بیکار بشینم و بذارم

00:04:35.360 --> 00:04:38.020
‫دکتر ریدلی فاتحه‌ی حرفه‌م رو بخونه

00:04:38.490 --> 00:04:40.280
‫- چه گل‌پسری اومد
‫- دست بردار

00:04:40.280 --> 00:04:41.580
‫شروع کنیم

00:04:41.580 --> 00:04:44.380
‫به زودی یه کد نارنجی خواهیم داشت

00:04:44.380 --> 00:04:46.280
‫یه زندانی دچار مسمومیت احتمالی شده

00:04:46.280 --> 00:04:48.760
‫یه بزهکار محکوم با سوابق خشونت‌آمیزه

00:04:48.760 --> 00:04:51.940
‫سرقت مسلحانه، ضرب و جرح شدید،
‫رابطه‌ با باندهای خلافکار

00:04:51.940 --> 00:04:54.810
‫داخل اتاق قرنطینه تحت درمان و
‫مراقبت خواهد بود

00:04:54.810 --> 00:04:56.770
‫هیچ‌کس بدون هماهنگی پروتکل‌ها امنیتی با

00:04:56.770 --> 00:04:58.380
‫افسران مربوطه‌ش، وارد نمیشه

00:04:58.380 --> 00:05:00.110
‫اون رو بدید به من

00:05:00.880 --> 00:05:03.720
‫پدرمادر من هر دو پلیسن.
‫بلدم با این جماعت کنار بیام

00:05:06.480 --> 00:05:08.430
‫آروم باش دیگه

00:05:08.430 --> 00:05:11.040
‫واسه چی سر جاتون وایسادید؟
‫زود باشید کمک کنید دیگه!

00:05:11.040 --> 00:05:12.500
‫پس اتاق قرنطینه با تو

00:05:14.440 --> 00:05:15.460
‫نفس کم میاری؟

00:05:15.460 --> 00:05:17.660
‫تو این سن، خیلی چیزها کم میارم

00:05:17.660 --> 00:05:20.700
‫از اون روزهای بوکسوریم خیلی وقته گذشته

00:05:25.800 --> 00:05:26.840
‫نفس بکش

00:05:29.370 --> 00:05:31.330
‫هوای زیادی رد و بدل نمیشه

00:05:31.330 --> 00:05:33.020
‫چند وقته بدنت کهیر زده؟

00:05:33.020 --> 00:05:34.020
‫یه چند ماهی میشه

00:05:35.900 --> 00:05:39.160
‫فشارت بالاست.
‫تو سینه‌ت دردی حس می‌کنی؟

00:05:39.160 --> 00:05:40.470
‫هر از گاهی

00:05:40.470 --> 00:05:42.400
‫بخوام رو راست باشم...

00:05:42.400 --> 00:05:45.170
‫این روزها بیشتر شده

00:05:45.170 --> 00:05:49.170
‫متأسفانه باید بگم که واسکولیت پیشرفته داری

00:05:49.170 --> 00:05:52.170
‫دعا می‌کردم که اشک‌های خونیم
‫نشونه‌ای از طرف خدا باشن

00:05:52.170 --> 00:05:56.000
‫در واقع سیستم ایمنیتـه که به
‫رگ‌های خونیت حمله کرده

00:05:56.000 --> 00:05:58.140
‫برای تسکینش بهت استروئید می‌زنم اما

00:05:58.140 --> 00:06:00.050
‫باید باهات رو راست باشم

00:06:00.050 --> 00:06:02.510
‫تک‌تک اعضای بدنت تحت فشارن

00:06:03.840 --> 00:06:06.670
‫درمانش سختـه و...

00:06:06.670 --> 00:06:09.540
معالجه‌ش از خود بیماریش دردناک‌تره

00:06:09.540 --> 00:06:12.020
‫اگه این راهیـه که خدا جلوم
‫قرار داده، به گمونم...

00:06:13.320 --> 00:06:14.890
‫باید ببینم به کجا هدایت میشه

00:06:14.890 --> 00:06:17.000
‫خب، امروز من هدایت می‌کنم

00:06:18.590 --> 00:06:20.160
‫کل دست و پاش بسته‌ست،

00:06:20.160 --> 00:06:22.510
‫اگه خواستی برای معاینه جاییش رو باز کنی،

00:06:22.510 --> 00:06:23.770
‫من میام تو

00:06:23.770 --> 00:06:26.210
‫از این بیرون هم حواسم هست

00:06:26.210 --> 00:06:29.210
‫کوچیک‌‌ترین مشکلی پیش اومد،
‫فقط کافیـه اشاره کنی

00:06:29.210 --> 00:06:30.300
‫آدم خطرناکیـه؟

00:06:30.300 --> 00:06:31.760
‫از دعوا تو حیاط خوشش میاد اما

00:06:31.760 --> 00:06:33.520
‫تا حالا به هیچ شهروند یا
زندان‌بانی حمله نکرده

00:06:33.520 --> 00:06:35.020
‫البته مسموم هم شده

00:06:35.020 --> 00:06:37.080
‫برای همین احتمالاً رفته رو مخ یه نفر

00:06:37.910 --> 00:06:39.000
‫می‌تونی بری تو

00:06:44.140 --> 00:06:46.010
‫سلام، مالکوم. من دکتر کلمن هستم

00:06:46.010 --> 00:06:47.850
‫لیدوکائین دهانی دردت رو آروم کرد؟

00:06:54.370 --> 00:06:56.110
‫آره، دیگه درد ندارم

00:06:56.110 --> 00:06:57.590
‫چندوقته که این‌طوریـه؟

00:06:57.590 --> 00:06:58.890
‫دو ساعت

00:06:58.890 --> 00:07:00.780
‫فقط هم از این بالا خارج نمیشه

00:07:01.500 --> 00:07:03.110
‫اشکالی نداره معاینه‌ت کنم؟

00:07:03.110 --> 00:07:05.280
‫نه بابا. نمی‌خورمت که

00:07:07.330 --> 00:07:08.450
‫دهنت رو باز کن

00:07:12.950 --> 00:07:15.600
‫همم، نظری داری که چی بهت دادن؟

00:07:15.600 --> 00:07:17.113
‫نه

00:07:17.137 --> 00:07:19.815
یکی حتماً تو صبحونه‌م یه چی ریخته

00:07:19.840 --> 00:07:21.040
‫حواست از سینی غذات پرت شد؟

00:07:21.040 --> 00:07:23.740
‫داداش، اون تو هزار جور کلک سوار می‌کنن

00:07:23.740 --> 00:07:26.760
‫پارسال یکی رو با پودر له شده‌ی
اسپری آسم کشتن

00:07:26.760 --> 00:07:29.010
‫تازه هفته‌ی دومش بود

00:07:31.750 --> 00:07:33.360
‫باید بدونم تو شکمت چه خبره

00:07:33.360 --> 00:07:36.280
‫یعنی از گلوت یه دوربین می‌فرستیم داخل تا
‫بررسیش کنم

00:07:36.280 --> 00:07:39.110
‫اما اولش باید پشتت رو چک کنم

00:07:39.110 --> 00:07:41.610
‫- نمی‌شد به حرف خودم اعتنا کنی؟
‫- شرمنده ولی نه

00:07:43.760 --> 00:07:46.590
‫خب؟ چطور پیش رفته؟

00:07:46.590 --> 00:07:48.900
‫منتظر خبر بد بعدیـم

00:07:48.900 --> 00:07:52.680
‫خب، با توجه به ایمیل دکتر ریدلی،
‫امروز نباید نزدیکت بشم

00:07:52.680 --> 00:07:55.300
‫حدس می‌زنم منظورش این بوده که
‫رقیب سرسختی هستی

00:07:55.300 --> 00:07:57.040
‫وای. نظر خودت چیـه؟

00:07:57.040 --> 00:07:58.780
‫نظر من مهم نیست

00:07:58.780 --> 00:08:01.720
‫چیزی که مهمـه اینـه که
‫واسه چی این مسئولیت رو می‌خوای؟

00:08:01.720 --> 00:08:02.800
‫خب، من...

00:08:07.260 --> 00:08:09.050
‫باید با کلی اینترن سر و کله بزنم

00:08:13.010 --> 00:08:16.840
‫میشه به کشیش اوری، یه گرم
‫متیل پردنیزولون بزنی؟

00:08:16.840 --> 00:08:18.180
‫روزهای سختی در پیش داره

00:08:18.180 --> 00:08:20.230
‫اگه اون نبود، نمی‌تونستم با طلاقم کنار بیام

00:08:20.230 --> 00:08:22.280
‫از قتل درجه یک منصرفم کرد.
‫اون هم دو بار

00:08:22.280 --> 00:08:24.850
‫اون یکی از اولین کسایی بود که
‫بعد از تصادفم، به دیدنم اومد

00:08:27.760 --> 00:08:28.760
‫صبح به‌خیر

00:08:31.110 --> 00:08:33.460
‫شنیدم ایمون رو پذیرش کردی.
‫ناراحت شدم

00:08:33.460 --> 00:08:34.680
‫واقعاً

00:08:36.900 --> 00:08:41.040
‫- چیزی شده؟
‫- درستـه هر کاری دلت بخواد می‌تونی بکنی اما

00:08:41.040 --> 00:08:42.740
‫با خواهر بیمارت؟

00:08:42.740 --> 00:08:44.460
‫خیلی علنیـه

00:08:44.460 --> 00:08:45.720
‫و خیلی هم سریع

00:08:45.720 --> 00:08:47.880
‫- گوش کن ایمی...
‫- لازم نکرده

00:08:47.880 --> 00:08:49.000
‫من آدم بالغیـم

00:09:02.280 --> 00:09:05.020
‫امکان دسترسی به عضو بدن و
‫ثبت بیمارم رو ندارم

00:09:05.020 --> 00:09:06.800
‫فقط تو نیستی.
‫کل بیمارستان همینـه

00:09:06.800 --> 00:09:09.030
‫شبکه اهدای عضو طرح پیوندمون رو تعلیق کرده

00:09:09.110 --> 00:09:10.680
‫خب همین‌طوری الکی که نبوده

00:09:10.680 --> 00:09:13.480
‫تو زمان گروگان‌گیری بیمارستان،
‫بهشون دروغ گفتیم

00:09:16.940 --> 00:09:18.990
‫امروز خبرش رو بهم دادن، مایکل

00:09:18.990 --> 00:09:22.640
‫امروز ساعت شیش با کمیته‌ی نظارت بر
‫اعضای بدن جلسه رسمی داریم

00:09:22.640 --> 00:09:25.390
‫- فکر می‌کردم همه‌چی روبه‌راه باشه
‫- ظاهراً نیست

00:09:25.390 --> 00:09:27.300
‫پیوند عضو تو برنامه داشتید؟

00:09:27.300 --> 00:09:30.520
‫دکتر هلر باید یکی رو ثبت کنه و تا الان...

00:09:30.520 --> 00:09:32.260
‫ظاهراً سه گزینه‌ی بالقوه دیگه هم

00:09:32.260 --> 00:09:33.720
‫تا آخر هفته آماده میشن

00:09:33.720 --> 00:09:35.870
‫خب، برای بعد از ظهر یه جلسه با
‫هیئت مدیره تنظیم کردم

00:09:35.870 --> 00:09:38.800
‫می‌تونیم قبل از این جلسه
‫پاسخ‌مون رو روشن کنیم

00:09:38.800 --> 00:09:40.730
‫آماده‌ی ارائه‌ باش

00:09:42.320 --> 00:09:44.450
‫- حالا چی‌کار کنیم؟
‫- تو کاری نکن

00:09:44.450 --> 00:09:46.930
‫چون عمل پیوند با تو بوده،
‫به عنوان شاهد احضار میشی

00:09:46.930 --> 00:09:48.410
‫میگی دستورات من رو انجام دادی

00:09:48.410 --> 00:09:50.180
‫اونا قربانیت می‌کنن

00:09:50.180 --> 00:09:53.020
‫به گمونم باید صبر کنیم ببینم چی میشه

00:09:56.083 --> 00:09:59.664
« هفت سال پیش »

00:10:04.120 --> 00:10:05.510
‫حرفای قشنگی زدی

00:10:08.470 --> 00:10:10.260
‫اصلاً نمی‌دونم چی گفتم

00:10:11.690 --> 00:10:14.260
‫که اون بچه‌ی شادی بود و
‫عمیقاً دوستش داشتید

00:10:16.960 --> 00:10:19.090
‫ببین...

00:10:19.090 --> 00:10:21.620
‫می‌دونم تا حالا نیومدی به کلیسامون اما...

00:10:21.620 --> 00:10:25.270
‫هر وقت برگشتی سر کارت،
‫اگه به یه جای آروم نیاز داشتی،

00:10:25.270 --> 00:10:27.400
‫جایی که بتونی فکر کنی،

00:10:27.400 --> 00:10:30.060
‫امید رو پیدا کنی و دست یاری دراز کنی،

00:10:30.060 --> 00:10:31.060
‫اونجا هست

00:10:32.240 --> 00:10:33.240
‫من هم ‌همون‌جام

00:10:35.240 --> 00:10:36.300
‫ممنونم

00:10:36.300 --> 00:10:39.020
‫خیلی برامون ارزشمنده که
‫همگی اومدن

00:10:51.320 --> 00:10:52.600
‫داری زاغ سیاهم رو چوب می‌زنی؟

00:10:52.600 --> 00:10:54.800
‫نه اما باید حرف بزنیم

00:10:54.800 --> 00:10:57.130
‫درمورد این قضیه نمیشه.
‫امروز نه

00:10:57.130 --> 00:10:59.650
‫من اصلاً نمی‌دونم این قضیه که میگی
‫چی هست!

00:10:59.650 --> 00:11:00.960
‫شرمنده، باید برم کلاس

00:11:00.960 --> 00:11:03.440
‫کیتی، نه. واضحـه که این قضیه
‫ناراحتت کرده و

00:11:03.440 --> 00:11:05.980
‫سرکوب کردنش فقط اوضاع رو بدتر می‌کنه

00:11:06.700 --> 00:11:08.450
‫بعد از مدرسه بیا بیمارستان تا

00:11:08.450 --> 00:11:10.710
‫حلش کنیم

00:11:10.710 --> 00:11:11.800
‫باشه

00:11:16.150 --> 00:11:18.020
‫چه خبر، آبجی؟

00:11:18.020 --> 00:11:20.410
‫چارلی، این چه وضعشـه؟!
‫اینجا محل کارمه‌ها!

00:11:20.410 --> 00:11:21.850
‫خودت بعد از چندین ماه بی‌خبری

00:11:21.850 --> 00:11:23.320
زنگ‌کِشم کردی

00:11:23.320 --> 00:11:26.020
‫چهار روز طول کشید جواب بدی،
‫بعد اون‌وقت میای اینجا؟

00:11:26.720 --> 00:11:28.290
‫قضیه درمورد باباست

00:11:28.290 --> 00:11:30.900
‫اون استعفا نداده.
‫اخراجش کردن

00:11:30.900 --> 00:11:32.600
‫شرمنده، یه بار دیگه میگی؟

00:11:32.600 --> 00:11:34.950
‫این دکتره که همکارمـه، قبلاً رئیسش بوده

00:11:34.950 --> 00:11:37.040
‫خیلی رئیس بدقلقی بوده

00:11:37.040 --> 00:11:39.160
‫حتی بابا پیش منابع انسانی
‫شکایتش رو کرده بود

00:11:39.160 --> 00:11:41.960
‫یادته اون روز که استعفا داد
‫چقدر مشکوک می‌زد؟

00:11:41.960 --> 00:11:45.310
‫واسه این بود که نمی‌خواسته بگه
‫به زور انداختنش بیرون

00:11:45.310 --> 00:11:46.820
‫واسه این که زنه جلوش وایساده

00:11:46.820 --> 00:11:49.360
‫باید بفهمیم دقیقاً چه اتفاقی افتاده

00:11:49.360 --> 00:11:51.620
‫به نظرت می‌تونی بری تو ایمیل بابا؟

00:11:51.620 --> 00:11:53.140
‫بعد از مرگش امتحان کردم

00:11:53.140 --> 00:11:55.100
‫تو ایمیل شخصیش که هیچی در این مورد نبود

00:11:55.100 --> 00:11:56.970
‫تو ایمیل بیمارستانش هم نتونستم برم،

00:11:56.970 --> 00:11:59.060
‫چون اون رو هم بستن

00:11:59.060 --> 00:12:01.150
‫اون دوستت چطور؟ زی؟

00:12:01.150 --> 00:12:02.840
‫آخه بیمارستان‌ها...

00:12:02.840 --> 00:12:05.840
‫چفت و بست‌شون خیلی محکمـه

00:12:06.550 --> 00:12:08.330
‫باید بری سراغ کامپیوتر زنه

00:12:09.420 --> 00:12:11.510
‫آخه چطوری؟

00:12:11.510 --> 00:12:13.640
‫داروها عوارض جانبی نداشتن؟

00:12:13.640 --> 00:12:16.080
‫این‌طور که پیداست، پولم حلال شده

00:12:16.080 --> 00:12:18.960
‫پروردگار به اندازه‌ی توان‌مون
‫بهمون وظیفه محول می‌کنه

00:12:18.960 --> 00:12:20.140
‫درستـه

00:12:20.870 --> 00:12:22.690
‫ببخشید. بی‌ملاحظگی کردم

00:12:23.100 --> 00:12:24.870
‫عادت قدیمی یه موعظه‌گر پیره دیگه

00:12:24.870 --> 00:12:28.130
‫دارم برای گَله‌ی خیالیم، نطق می‌کنم

00:12:28.130 --> 00:12:30.880
‫دیگه داری شکسته‌نفسی می‌کنی

00:12:30.880 --> 00:12:33.620
‫تو این سال‌ها به خیلی‌ها کمک کردی

00:12:33.620 --> 00:12:36.320
‫کاش تو روزهای سخت تو هم
‫می‌تونستم بهت کمک کنم

00:12:36.880 --> 00:12:38.340
‫مطمئنم تلاشت رو کردی

00:12:38.340 --> 00:12:39.435
‫چه جورم

00:12:39.460 --> 00:12:42.710
‫کسی هیچ‌جوره نمی‌تونست به ذهنم نفوذ کنه

00:12:42.710 --> 00:12:44.580
‫الان باید برات عین برزخ باشه

00:12:46.020 --> 00:12:47.980
‫دل‌تنگ اون بخش از ماجراجویی زندگیت شدی

00:12:48.720 --> 00:12:50.460
‫یه جورایی

00:12:53.940 --> 00:12:55.600
‫اکسیژنت داره کم میشه

00:12:59.470 --> 00:13:01.120
‫ریه‌هات خون‌ریزی کردن

00:13:01.120 --> 00:13:02.470
‫انگار اوضاع خرابـه

00:13:02.470 --> 00:13:04.660
‫امیدوار بودم استروئیدها کافی باشن اما

00:13:04.660 --> 00:13:07.260
‫باید بهت داروی سرکوب‌کننده‌ی
‫سیستم ایمنی بدم و

00:13:07.260 --> 00:13:09.440
‫این ضرر بیشتری برای بدنت داره

00:13:09.440 --> 00:13:12.740
‫من بهت ایمان دارم، مثل همیشه

00:13:12.740 --> 00:13:14.960
‫آزمایش سم‌شناسی مالکوم منفی شد و

00:13:14.960 --> 00:13:17.300
‫نمونه‌برداریش هم نشون‌دهنده‌ی
نکروز میعانیِ

00:13:17.300 --> 00:13:19.140
‫ناشی از هیدروکلریک اسید هستند

00:13:19.140 --> 00:13:21.880
‫دکتر فرانکو گفت احتمالاً پاک‌کننده‌ی
‫کاسه‌توالت باشه

00:13:21.880 --> 00:13:23.320
‫پس یکی واقعاً می‌خواسته بکشتش

00:13:23.320 --> 00:13:24.970
‫گفت طعمش خیلی تند بود

00:13:24.970 --> 00:13:27.370
‫امکان نداره بریزیش تو ظرف کسی و
طرف نفهمه

00:13:27.370 --> 00:13:29.670
‫- یعنی خودش خورده؟
‫- انگار

00:13:29.670 --> 00:13:31.680
‫- باید به زندان‌بانش بگیم
‫- صبر کن

00:13:31.680 --> 00:13:33.040
‫هنوز با طرف حرف نزدیم

00:13:33.040 --> 00:13:34.200
‫بهمون دروغ گفته

00:13:34.200 --> 00:13:36.850
‫می‌دونم اما حتی زندانی‌ها هم
‫حق رازداری دارن،

00:13:36.850 --> 00:13:38.240
‫خصوصاً در رابطه با سلامت روان

00:13:38.240 --> 00:13:40.250
‫مگه این که خطر واضح و آشکاری داشته باشن

00:13:40.250 --> 00:13:41.380
‫ما که هنوز نمی‌دونیم

00:13:41.380 --> 00:13:42.900
‫ممکنه بخواد فرار کنه، تی‌جی...

00:13:42.900 --> 00:13:45.120
‫مگه طرف هودینیـه؟
‫بستنش به تخت

00:13:45.120 --> 00:13:46.420
‫خوشحالم این‌قدر مطمئنی

00:13:46.420 --> 00:13:49.000
‫هر بیمار دیگه‌ای بود،
‫درخواست مشاوره‌ی روانی می‌کردیم

00:13:49.000 --> 00:13:50.350
‫باشه، دکتر واکر رو خبر می‌کنم

00:13:50.350 --> 00:13:52.390
‫تا وقتی خودم باهاش حرف نزنم،

00:13:52.390 --> 00:13:53.770
‫اون رو نمی‌فرستم اتاقش

00:13:56.740 --> 00:13:58.380
‫من هم باهات میام

00:13:59.490 --> 00:14:02.450
‫مالکوم، ایشون رزیدنت ارشد من هستن،
‫دکتر میترا

00:14:03.220 --> 00:14:04.440
‫خوشوقتم

00:14:04.440 --> 00:14:06.710
‫می‌خوای بگی چرا
تمیزکننده کاسه ‌توالت خوردی؟

00:14:06.710 --> 00:14:09.100
حالا ‫انگار اهمیت میدید

00:14:09.560 --> 00:14:11.540
‫اگه می‌ترسی یه بلایی سر خودت بیاری یا

00:14:11.540 --> 00:14:14.410
‫این کار رو کردی تا از دست
‫یه زندونی فرار کنی،

00:14:14.410 --> 00:14:17.200
‫می‌تونیم با زندان‌بانت حرف از
‫سلول حفاظت شده و مشاوره بزنیم

00:14:17.200 --> 00:14:18.420
‫مشاوره؟

00:14:18.420 --> 00:14:20.070
‫من هر روز خدا تو دیوونه‌خونه‌م

00:14:20.070 --> 00:14:21.860
‫مالکوم، ما از نظر پزشکی همه‌کاری کردیم

00:14:21.860 --> 00:14:23.950
‫آماده‌ای که برگردی مگه این که
‫به یه دلیلی بخوای بمونی

00:14:23.950 --> 00:14:25.770
‫پس دل تو دل‌تون نیست که
از شرم خلاص شید؟

00:14:25.770 --> 00:14:26.990
‫داریم وقت‌مون رو تلف می‌کنیم

00:14:26.990 --> 00:14:28.510
‫استیل‌واتر خوش بگذره

00:14:32.300 --> 00:14:33.560
‫وایسید، وایسید

00:14:40.000 --> 00:14:41.830
‫خودم می‌خواستم بیام اینجا

00:14:41.830 --> 00:14:43.060
‫وست‌ساید

00:14:44.373 --> 00:14:45.420
‫چرا؟

00:14:47.230 --> 00:14:48.390
‫مامانم...

00:14:48.390 --> 00:14:49.860
‫سرطان داره

00:14:49.860 --> 00:14:52.540
‫اما تو بخش سرطان‌شناسیـه و
‫انگار اوضاعش خوب نیست

00:14:52.540 --> 00:14:55.280
‫اون‌وقت فکر کردی ما برات
‫قرار ملاقات می‌ذاریم؟

00:14:57.500 --> 00:14:59.940
‫مامانم کاملاً حق داره از دستم عصبانی باشه

00:14:59.940 --> 00:15:02.680
‫دخترخاله‌م بهم گفت که اینجاست

00:15:02.680 --> 00:15:05.600
‫می‌خوام اگه بشه، قبل از مرگش
‫کدورت‌ها رو باهاش بذارم کنار

00:15:05.600 --> 00:15:07.990
‫اگه دروغ بگی،
‫همه‌‌چی رو به زندان‌بانت میگم

00:15:07.990 --> 00:15:09.016
‫دروغ نمیگم

00:15:16.519 --> 00:15:20.346
« هفت سال پیش »

00:15:26.660 --> 00:15:27.920
‫راست می‌گفتی

00:15:28.460 --> 00:15:30.080
‫اینجا واقعاً هم ساکتـه

00:15:32.750 --> 00:15:34.750
‫اون بالا هم خیلی ساکتـه

00:15:36.450 --> 00:15:38.370
‫پروردگار شنونده‌ی خوبیـه

00:15:38.640 --> 00:15:40.460
‫ولی همچین آدم سخنوری نیست

00:15:41.370 --> 00:15:43.500
‫این‌طور که پیداست، مثل منـه

00:15:48.900 --> 00:15:51.510
‫دخترم. می‌دونم که اون...

00:15:53.030 --> 00:15:54.840
‫اون...

00:15:54.840 --> 00:15:57.840
‫انتظارات بیشتری ازم داره و من فقط...

00:15:58.910 --> 00:16:00.390
‫نمی‌دونم چی باید بگم

00:16:02.000 --> 00:16:04.160
‫موقع مراسم تدفین ندیدمش

00:16:04.160 --> 00:16:06.040
‫نیومد

00:16:08.440 --> 00:16:10.180
‫شوهرم ناراضی بود اما

00:16:10.180 --> 00:16:12.880
‫من نمی‌خواستم... نمی‌خواستم مجبورش کنم

00:16:12.880 --> 00:16:15.227
‫حتی خودم هم نمی‌خواستم بیام

00:16:15.252 --> 00:16:16.359
‫آخه...

00:16:19.280 --> 00:16:21.640
‫نمی‌خواستم پسرم رو تو اون وضع ببینم

00:16:26.200 --> 00:16:28.200
‫می‌تونی با دخترت بری سر قبرش

00:16:28.200 --> 00:16:31.720
‫فردا، هفته‌ی بعد، یه سال بعد

00:16:31.720 --> 00:16:34.600
‫هر وقت آماده بودید

00:16:34.600 --> 00:16:38.080
‫بعید بدونم هیچ‌وقت آمادگیِ برگشتن به
اونجا رو ‫داشته باشم

00:16:44.040 --> 00:16:46.610
‫وای، مدرسه زود تعطیل‌تون کرد؟

00:16:46.610 --> 00:16:48.650
‫نه، بعد از ناهار وقتم خالی بود

00:16:48.650 --> 00:16:50.320
‫فقط می‌خوام زودتر قالش رو بکنم

00:16:50.320 --> 00:16:53.020
‫خب، من همچین قصدی نداشتم

00:16:53.760 --> 00:16:55.620
‫اما بیا بشینیم

00:16:56.620 --> 00:16:57.750
‫خیلی خب

00:17:00.230 --> 00:17:01.750
‫بفرما

00:17:02.820 --> 00:17:06.370
‫من برادرم رو از دست دادم و
‫به تو نیاز داشتم

00:17:06.370 --> 00:17:09.520
‫اما تو خیلی گرفتار بودی و
‫نمی‌تونستی کنارم باشی و

00:17:09.520 --> 00:17:10.850
‫بعدش هم از خونه رفتی

00:17:10.850 --> 00:17:13.110
‫من دلم می‌‌خواست خونواده‌م برگردن پیش هم

00:17:13.110 --> 00:17:15.900
‫می‌خواستم برادرم برگرده

00:17:15.900 --> 00:17:17.200
‫بعدش تو...

00:17:17.200 --> 00:17:20.210
‫موقع کریسمس بهم یه گوی برفی دادی و

00:17:20.210 --> 00:17:22.860
‫انتظار داشتی که واسش ذوق کنم

00:17:22.860 --> 00:17:25.390
‫خب؟ بعدش دعوامون شد؟

00:17:25.390 --> 00:17:27.690
‫من باهات دعوام شد

00:17:27.690 --> 00:17:31.476
‫خیلی خب، ۵ روز پیش این رو پیدا کردی

00:17:31.501 --> 00:17:33.830
‫گفتی ته کمد بود،

00:17:33.830 --> 00:17:36.350
‫اما قبلش کلاً همه‌چی رو حاشا می‌کردی

00:17:36.350 --> 00:17:37.880
‫یعنی اگه درست متوجه شده باشم...

00:17:38.840 --> 00:17:40.530
‫داری از چیزی دوری می‌کنی؟

00:17:40.530 --> 00:17:44.100
‫نه، مامان، الکی گنده‌ش نکن! من...

00:17:44.100 --> 00:17:47.280
‫دیگه تو رو مقصر نمی‌دونم.
‫فقط... نمی‌خوام برگردم به اون روزا

00:17:47.280 --> 00:17:48.850
‫همین

00:17:48.850 --> 00:17:51.500
‫باید هم برم مدرسه.
‫پس ولش کن

00:17:51.500 --> 00:17:52.500
‫خواهش می‌کنم

00:17:53.420 --> 00:17:55.720
‫نه، ولش نمی‌کنم

00:17:55.720 --> 00:17:57.290
‫بعداً بازم درموردش حرف می‌زنیم

00:17:57.290 --> 00:17:59.940
‫امیدوارم از بیمارستان که برگشتم‌، خونه باشی

00:18:06.120 --> 00:18:08.130
‫لیندا سرطان لوزالمعده درجه ۴ داره

00:18:08.130 --> 00:18:09.480
‫چیزی به مرگش نمونده

00:18:09.480 --> 00:18:11.300
‫چند ساعت، نهایتاً یه روز

00:18:11.300 --> 00:18:12.520
‫میشه باهاش حرف زد؟

00:18:12.520 --> 00:18:15.480
‫بیشتر روز رو بهش آرام‌بخش می‌زنیم.
‫چطور مگه؟

00:18:15.480 --> 00:18:18.090
‫پسرش اینجاست و بدجوری می‌خواد ببینتش

00:18:18.560 --> 00:18:20.490
‫- پسرش؟
‫- تو زندان بود

00:18:20.490 --> 00:18:22.050
‫اما الان طبقه‌ی بالاست

00:18:22.360 --> 00:18:24.020
‫خودش هم بیماره

00:18:24.020 --> 00:18:25.660
‫می‌دونم خواسته‌ی زیادیـه اما

00:18:25.660 --> 00:18:28.000
‫میشه دوز بعدی مورفین لیندا رو نزنی؟

00:18:28.000 --> 00:18:29.760
‫واسه یه مدت کوتاه تا
‫باهاش حرف بزنیم

00:18:29.760 --> 00:18:32.300
‫این آخرین فرصت اون برای دیدنش پسرشـه

00:18:48.820 --> 00:18:50.210
‫کلیه‌هات دارن از کار می‌افتن

00:18:50.210 --> 00:18:52.740
‫این یه واکنش سمی به داروئـه

00:18:52.740 --> 00:18:53.910
‫حالا چی میشه؟

00:18:53.910 --> 00:18:55.650
‫هنوز دارم گزینه‌ها رو بررسی می‌کنیم

00:18:55.650 --> 00:18:58.260
‫یکیش خطر زیادی برای کبدت داره

00:18:58.260 --> 00:19:00.340
‫اون یکی هم قلبت رو به خطر می‌اندازه

00:19:00.340 --> 00:19:02.160
‫حالا هم به خودت شک داری

00:19:03.050 --> 00:19:04.400
‫همه‌مون شک داریم

00:19:04.400 --> 00:19:07.920
طوری نیست بگی،
نمی‌ترسم

00:19:07.920 --> 00:19:10.620
‫من با دکتری که قبل از تصادفم بودم،
‫خیلی فرق دارم

00:19:10.620 --> 00:19:12.710
‫پذیرفتنش باید خیلی سخت باشه

00:19:12.710 --> 00:19:14.840
‫خب، هیچ‌کاریش نمیشه کرد

00:19:14.840 --> 00:19:16.850
‫جز این که رو به جلو حرکت کنم

00:19:16.850 --> 00:19:18.200
...طبابت یه علمـه اما

00:19:19.900 --> 00:19:21.680
‫هنر هم هست

00:19:22.810 --> 00:19:24.250
‫- کی این رو بهت گفته؟
‫- خودت

00:19:25.640 --> 00:19:27.030
‫چندین سال پیش

00:19:27.030 --> 00:19:29.960
‫اون هنرمند هنوز درونت هست

00:19:30.710 --> 00:19:31.980
‫یه راهی پیدا می‌کنی

00:19:31.980 --> 00:19:33.120
‫خب،‌ بهتره که بکنم

00:19:33.120 --> 00:19:34.780
‫چون من که ول‌کن تو نیستم

00:19:36.910 --> 00:19:38.300
‫خانم الیسون؟

00:19:39.960 --> 00:19:41.180
‫خانم الیسون؟

00:19:42.713 --> 00:19:43.740
‫صدام رو می‌شنوید؟

00:19:45.660 --> 00:19:49.520
‫من دکتر کلمن هستم.
‫ایشون هم دکتر میترا هستن

00:19:49.520 --> 00:19:51.960
‫می‌تونیم باهاتون صحبت کنیم؟

00:19:53.010 --> 00:19:54.460
‫پسرتون...

00:19:54.460 --> 00:19:56.000
‫اومده اینجا

00:19:57.190 --> 00:19:59.800
‫امکان نداره.
‫اون تو هلفدونیـه

00:19:59.800 --> 00:20:03.540
‫خودش رو مسموم کرده تا
‫از زندان بیاد بیرون

00:20:03.540 --> 00:20:05.330
‫تا بتونه شما رو ببینه

00:20:05.330 --> 00:20:06.680
‫می‌دونه از دستش عصبانی‌اید

00:20:06.683 --> 00:20:08.816
فقط می‌خواد فرصتِ عذرخواهی
داشته باشه

00:20:10.644 --> 00:20:11.862
عذرخواهی؟

00:20:11.862 --> 00:20:13.443
اگه امکانش باشه که
...ترتیبش رو بدیم

00:20:13.468 --> 00:20:15.154
باهاش حرف می‌زنید؟ -
نه -

00:20:15.779 --> 00:20:17.564
من با اون حرفی ندارم

00:20:17.564 --> 00:20:20.654
...خانم الیسون، خیلی سختی کشیده تا -
گفتم نه -

00:20:20.654 --> 00:20:23.309
بهش بگو آخرین چیزی که
توی دنیا می‌خوام

00:20:23.309 --> 00:20:26.442
،اینه که دقیقاً قبل از مرگم
صورش رو ببینم

00:20:27.617 --> 00:20:29.663
.کافیه
کارِ اشتباهی بود

00:20:29.663 --> 00:20:31.534
حق با توئه. ما میریم -
خانم الیسون -

00:20:31.534 --> 00:20:33.580
متأسفیم که ناراحتت کردیم، لیندا

00:20:34.972 --> 00:20:36.583
می‌خواستی همینطور
بهش فشار بیاری؟

00:20:36.583 --> 00:20:37.932
پسرش مریض منه

00:20:37.932 --> 00:20:39.847
تو که نمی‌دونی
پسره چه بلایی سرش آورده

00:20:39.847 --> 00:20:41.501
،و وقتی یک زن میگه نه
یعنی نه

00:20:42.328 --> 00:20:43.938
درسته

00:20:43.938 --> 00:20:45.592
ببخشید، از این زاویه
بهش نگاه نکرده بودم

00:20:45.592 --> 00:20:46.593
عیبی نداره

00:20:48.290 --> 00:20:50.423
نمی‌تونم به مالکوم بگم
مامانش الان چی گفت

00:20:50.423 --> 00:20:52.163
فکر کردی اومده اینجا که
دروغ بشنوه؟

00:20:52.163 --> 00:20:53.774
اومده اینجا چون دنبال آسایشه

00:20:53.774 --> 00:20:55.558
شاید باید همینو بهش بدیم

00:20:55.558 --> 00:20:57.647
دکتر میترا، وضعیت کشیش
داره بدتر میشه

00:20:57.647 --> 00:20:59.693
،خونریزی ریه
نارسایی حاد کلیه

00:20:59.693 --> 00:21:01.042
التهاب سیستمیک

00:21:01.042 --> 00:21:02.739
سیکلوفسفامید اضافه کردی؟

00:21:02.739 --> 00:21:05.264
به استروئید پاسخ نداد

00:21:05.264 --> 00:21:07.135
اضافه کردن این دارو، قابل فبوله

00:21:07.135 --> 00:21:09.964
،و تهاجمی و خطرناکه
همونطور که خودت می‌بینی

00:21:09.964 --> 00:21:11.748
.هی
بدون من نمیری تو اتاق

00:21:11.748 --> 00:21:13.794
،باید تله‌متری رو چک کنم
چند دقیقه دیگه پیدات می‌کنم

00:21:14.838 --> 00:21:16.057
چه مقتدر

00:21:17.841 --> 00:21:19.800
دکتر ریدلی امروز
مسئولیت شما رو به من داده

00:21:19.800 --> 00:21:21.628
مسئولیت این بیمارها با منه

00:21:21.628 --> 00:21:24.283
و می‌خوام نقشه‌ت رو
قبل از عملی شدنش، بدونم

00:21:24.283 --> 00:21:26.372
طبیعتاً -
خب قدم بعدیت چیه؟ -

00:21:26.372 --> 00:21:28.069
تعویض پلاسمای درمانی

00:21:28.069 --> 00:21:29.723
این فوق‌العاده تهاجمیه

00:21:29.723 --> 00:21:32.160
،عوارض کاتتر
خونریزی، عفونت

00:21:32.160 --> 00:21:34.771
،خب اگه ایده بهتری داری
من سراپا گوشم

00:21:36.382 --> 00:21:38.819
باشه. امتحانش کن
ولی حواست به علائم حیاتیش باشه

00:21:38.819 --> 00:21:40.211
اوردرش رو می‌نویسم

00:21:40.211 --> 00:21:41.474
و برای بدترین حالت آماده‌ش کن

00:21:41.474 --> 00:21:42.953
لازم نیست اینو بهم گوشزد کنی

00:21:46.392 --> 00:21:48.089
چرا آقای پیتنی رو مرخص نکردی؟

00:21:48.089 --> 00:21:50.004
...می‌خواستم

00:21:50.004 --> 00:21:52.093
،قرار بود بعد از آخرین تعویض پانسمانش
مرخصش کنی

00:21:52.093 --> 00:21:53.529
جولیا گفت خبری ازت نشده؟

00:21:53.529 --> 00:21:55.488
متأسفم، درگیر مشاوره‌های
پس از عمل بودم

00:21:55.488 --> 00:21:57.316
!بهانه نیار. انجامش بده

00:21:57.340 --> 00:22:05.940
« دیـ.جی.مــو.ویـ.ز »

00:22:06.020 --> 00:22:06.968
هنوز اینجایی؟

00:22:06.993 --> 00:22:08.239
دارم متن ترخیص رو می‌نویسم

00:22:08.239 --> 00:22:09.632
اون مرد چهار ساعته منتظره

00:22:09.632 --> 00:22:12.069
برو بهش توضیح بده
!چی انقدر طول کشیده

00:22:13.070 --> 00:22:14.855
ببخشید. دارم میرم

00:22:17.945 --> 00:22:19.338
بار مسئولیت خیلی سنگینه، آره؟

00:22:23.211 --> 00:22:26.519
،قرارگیری در موقعیت رهبری
همیشه چالش‌های خودش رو داره

00:22:26.519 --> 00:22:29.522
،ولی در این مورد
به فرضیه دکتر لارسن اعتماد کردم

00:22:29.522 --> 00:22:31.262
که رزی کروز آبسه داره

00:22:31.262 --> 00:22:34.353
این یعنی پیوند
امکان موفقیت داشت

00:22:34.353 --> 00:22:37.443
چرا پای دکتر واکر
به قضیه باز شده؟

00:22:37.443 --> 00:22:39.358
چون وقتی همه این تصمیمات
،گرفته میشد

00:22:39.358 --> 00:22:41.621
اونم کنار شما
در مقر فرماندهی بود

00:22:41.621 --> 00:22:42.970
ممنون که اومدید، دکتر واکر

00:22:42.970 --> 00:22:44.667
چند لحظه دیگه
به شما هم می‌رسیم

00:22:44.667 --> 00:22:45.760
،خب دکتر حمده

00:22:45.784 --> 00:22:47.501
شما به شبکه پیوند اطلاع دادید که

00:22:47.501 --> 00:22:49.280
آزمایشی انجام دادید
که وجود آبسه رو تأیید می‌کنه

00:22:49.280 --> 00:22:51.065
همه می‌دونیم که
من اعتبارم رو به خطر انداختم

00:22:51.065 --> 00:22:54.068
ولی سه نفر از افراد من گروگان بودن
و اسلحه روی سرشون بود

00:22:54.068 --> 00:22:56.375
و آبسه هم درنهایت تأیید شد

00:22:56.375 --> 00:22:58.377
وقتی دکتر لارسن
توی آی‌سی‌یو تخلیه‌ش کرد

00:22:58.377 --> 00:23:00.770
شما به صورت کتبی
!به واحد اهدای عضو ایست‌ساید دروغ گفتید

00:23:00.770 --> 00:23:02.119
ما کاری رو کردیم که مجبور بودیم

00:23:02.119 --> 00:23:03.773
می‌دونیم این چیزیه که
شما فکر می‌کنید، دکتر هلر

00:23:03.773 --> 00:23:06.689
،اونطور که متوجه شدم
شما قلب رو آوردید

00:23:06.689 --> 00:23:08.561
و در دروغگویی در ایست‌ساید هم
نقش داشتید

00:23:08.561 --> 00:23:10.954
.من مسئول بودم
اون از دستورات من پیروی کرد

00:23:10.954 --> 00:23:13.870
دکتر هلر، درسته که
شما و دکتر لارسن

00:23:13.870 --> 00:23:15.219
رابطه‌ای با رضایت طرفین داشتید؟

00:23:15.219 --> 00:23:16.873
در اون زمان، خیر

00:23:16.873 --> 00:23:19.441
ولی حتماً روی تصمیمتون
در فریب دادن ایست‌ساید، تاثیر داشته

00:23:21.617 --> 00:23:24.315
دکتر واکر، طبق نظر حرفه‌ای شما

00:23:24.315 --> 00:23:26.970
به نظرتون قوه تشخیصِ دکتر حمده
مختل شده بود؟

00:23:26.970 --> 00:23:28.885
،طبق نظر حرفه‌ای من

00:23:28.885 --> 00:23:31.627
به‌نظرم برای مدیرهای دوشنبه‌صبحِ
سه هفته بعد، قضیه آسون به نظر میاد

00:23:31.627 --> 00:23:33.934
،ولی اگه شما اونجا بودید
چی‌کار می‌کردید؟

00:23:33.934 --> 00:23:36.258
دوست دارم فکر کنم
...ما با شرکامون

00:23:36.258 --> 00:23:37.981
صادق‌تر بودیم و
بیشتر بهشون اعتماد می‌کردیم

00:23:37.981 --> 00:23:40.288
مساله اینجاست که
هیچکدوممون در جریان قرار نگرفتیم

00:23:40.288 --> 00:23:42.769
تا وقتی که همه تصمیمات کلیدی
گرفته شده بود

00:23:42.769 --> 00:23:44.901
اگه هدفتون سلب مسئولیت
،از خودتونه

00:23:44.901 --> 00:23:47.077
پس شاید باید از دکتر حمده تشکر کنید

00:23:47.077 --> 00:23:48.601
که پای شما رو به قضیه باز نکرده

00:23:48.601 --> 00:23:50.864
من هیچکدوم از اتفاقات اون روز رو
انکار نمی‌کنم

00:23:50.864 --> 00:23:53.475
برای همین نمی‌دونم
دکتر هلر و دکتر واکر چرا اینجان

00:23:53.475 --> 00:23:56.522
مخصوصاً حالا که
کاملاً مشخصه تصمیمتون رو گرفتید

00:23:56.522 --> 00:23:59.655
امیدوار بودیم بهمون مهماتی بدید که
باهاش بجنگیم

00:23:59.655 --> 00:24:01.516
مشکلاتمون با ایست‌ساید رو
می‌تونیم حل و فصل کنیم

00:24:01.541 --> 00:24:03.365
اما سازمان اهدای عضو
می‌خواد انتقام بگیره

00:24:03.390 --> 00:24:05.218
و تو هم دست‌های ما رو بستی، مایکل

00:24:13.073 --> 00:24:14.301
...خب

00:24:15.236 --> 00:24:16.846
بیماران ما به اعضا نیاز دارن

00:24:16.846 --> 00:24:18.544
،پس اگه با قربانی کردن من

00:24:18.544 --> 00:24:20.371
،اعتبار سنجیمون حفظ میشه

00:24:20.371 --> 00:24:22.765
طبیعتاً باید کاری رو بکنید که
به صلاح بیمارستانه

00:24:22.765 --> 00:24:23.984
ازت ممنونیم

00:24:23.984 --> 00:24:25.899
خیلی خب،دارید پرونده‌سازی می‌کنید

00:24:25.899 --> 00:24:27.901
همتون باید از خودتون خجالت بکشید

00:24:34.908 --> 00:24:37.737
استعفانامه‌ی من
تا آخر روز به دستتون می‌رسه

00:24:47.529 --> 00:24:49.183
خوشحالم که منو پیج کردی

00:24:49.183 --> 00:24:50.837
چند هفته‌ست صحبت نکردیم

00:24:50.837 --> 00:24:53.579
واسه خودم نیست. یه مریضی دارم که
به مشاوره معنوی نیاز داره

00:24:54.449 --> 00:24:56.059
البته -
اتاق ۶۱۷ -

00:25:03.850 --> 00:25:05.155
دلم واسه صحبت‌هامون تنگ شده

00:25:06.679 --> 00:25:08.768
همیشه می‌تونی
روی من حساب کنی، می‌دونی؟

00:25:08.768 --> 00:25:12.902
خب هروقت خواستم درمورد این که
مرگ پسرم نقشه‌ی الهی بوده، صحبت کنم

00:25:13.928 --> 00:25:15.082
میام پیدات می‌کنم

00:25:23.434 --> 00:25:25.436
.تاکی‌کاردی بطنی
دچار نارسایی قلبی شده

00:25:25.436 --> 00:25:27.177
.التهاب عضله قلبه
همین الان دستگاه اکو رو بیار

00:25:27.177 --> 00:25:28.918
به آمیودارون نیاز داره

00:25:31.138 --> 00:25:32.966
طاقت بیار، ایمون

00:25:39.929 --> 00:25:41.365
ایمون، وضعیتت رو پایدار کردم

00:25:41.365 --> 00:25:43.454
این دفعه مشکل قلبی بود

00:25:43.454 --> 00:25:45.718
انگار دارم توی داستان ایوب
زندگی می‌کنم

00:25:54.988 --> 00:25:57.077
نمی‌دونم بدنت دیگه
چقدر تحمل داره

00:25:59.601 --> 00:26:01.429
با مادرت صحبت کردیم

00:26:01.429 --> 00:26:03.039
واقعاً؟ -
آره -

00:26:03.039 --> 00:26:04.345
میشه برم ببینمش؟

00:26:04.345 --> 00:26:06.303
متأسفم، ولی مریض‌تر از اونه که
بتونه کسی رو ببینه

00:26:06.303 --> 00:26:08.192
و راستش با وجود محدودیت‌های تو

00:26:08.192 --> 00:26:09.597
مطمئن نیستم بتونیم
ببریمت اونجا

00:26:09.621 --> 00:26:10.525
پس چی گفت؟

00:26:10.525 --> 00:26:12.483
بهش گفتیم واسه اینجا اومدن
مجبور شدی چی‌کار کنی

00:26:12.483 --> 00:26:14.268
اونم واقعاً قدردان بود

00:26:14.268 --> 00:26:16.096
واقعاً؟ -
حرف زدن براش سخت بود -

00:26:16.096 --> 00:26:18.968
ولی ازم خواست بهت بگم
می‌دونه چقدر دوستش داری

00:26:18.968 --> 00:26:21.188
و اونم دوستت داره

00:26:21.188 --> 00:26:22.929
من می‌فهمم که
دارم دروغ می‌شنوم، دکتر

00:26:22.929 --> 00:26:25.540
نه. می‌خواست هردوتون
اتفاقات گذشته رو فراموش کنید

00:26:25.540 --> 00:26:27.586
اصلاً باهاش حرف نزدی، نه؟

00:26:27.586 --> 00:26:30.240
.باهاش حرف زدیم
از خوابِ آروم بیدارش کردیم

00:26:30.240 --> 00:26:31.720
تا بیشتر عذابش بدیم

00:26:31.720 --> 00:26:34.288
،تا در آخرین لحظات زندگیش
ناراحتش کنیم

00:26:34.288 --> 00:26:36.638
برای این که از تو دفاع کنیم

00:26:36.638 --> 00:26:37.786
واقعاً چی گفت؟

00:26:37.811 --> 00:26:38.966
نمی‌خواست تو رو ببینه

00:26:38.991 --> 00:26:41.948
برای همین واقعاً دام می‌خواد بپرسم
باهاش چی‌کار کردی؟

00:26:41.948 --> 00:26:43.645
به تو ربطی نداره

00:26:43.645 --> 00:26:46.039
خودت ازمون خواستی ببریمت توی اتاقش -
دکتر میترا -

00:26:46.039 --> 00:26:49.042
ببینید، کارمون تموم شد، باشه؟
!برید بیرون

00:26:56.266 --> 00:26:58.007
این کارها واقعاً لازم بود؟

00:26:58.007 --> 00:26:59.443
اون آماده نیست
کسی کمکش کنه

00:26:59.443 --> 00:27:01.489
تو چرا انقدر خودت رو درگیرِش کردی؟

00:27:01.489 --> 00:27:04.753
،نمی‌دونم. بعضی آدما رو که می‌بینی
می‌فهمی دنیا باهاشون سر جنگ داره

00:27:04.753 --> 00:27:07.974
می‌دونم، ولی دروغ گفت که
بتونه بیاد اینجا

00:27:07.974 --> 00:27:10.116
و بدتر از اون، داره
به خودشم دروغ میگه

00:27:10.140 --> 00:27:10.968
نمی‌بینی؟

00:27:10.993 --> 00:27:12.674
ناسلامتی پدر و مادرت پلیسن

00:27:12.674 --> 00:27:16.591
آره. و همیشه بهم گفتن
هر آدمی بچه‌ی کسیه

00:27:16.591 --> 00:27:19.202
،هروقت جواب آخرین هموگلوبینش اومد
پیدام کن و مرخصش می‌کنیم

00:27:23.428 --> 00:27:24.888
« بیمارستان وست‌ساید »
« ...لطفاً این نامه را به عنوان استعفا »

00:27:26.139 --> 00:27:27.265
« ...طی ماه آینده، همکاری نزدیکی »

00:27:35.654 --> 00:27:37.525
حقش نیست از کار بیکار بشه

00:27:37.525 --> 00:27:39.179
اون خیلی بیشتر از من
خودش رو به خطر انداخت

00:27:39.179 --> 00:27:40.310
تصمیمِ خودش بوده

00:27:41.485 --> 00:27:43.270
چیه؟

00:27:43.270 --> 00:27:46.012
وقتی اون روز رفتم ایست‌ساید
،تا قلب رو تحویل بگیرم

00:27:46.012 --> 00:27:47.753
پرستاره دید صورتم زخمی شده

00:27:47.753 --> 00:27:49.537
و می‌دونست یه جای کار می‌لنگه

00:27:49.537 --> 00:27:52.627
رفت به واحد پیوند زنگ بزنه
تا داستان منو تأیید کنه

00:27:52.627 --> 00:27:55.108
منم بهش گفتم
سراغ مایکل رو بگیره

00:27:55.108 --> 00:27:57.458
من مایکل رو مجبور کردم
کتبی به ایست‌ساید دروغ بگه

00:27:57.458 --> 00:27:59.678
اینو نمی‌دونستم

00:27:59.678 --> 00:28:01.984
آره، برای همین نصف قضیه
تقصیر منه

00:28:01.984 --> 00:28:04.421
حالا دیگه کاری از دستت برنمیاد

00:28:05.988 --> 00:28:10.340
تاحالا درمورد
بانوی ما از آکیتا» چیزی خوندی؟»

00:28:10.340 --> 00:28:13.300
،مجسمه‌ی مریمه
در آکیتای ژاپن

00:28:13.300 --> 00:28:14.693
مجسمه چوبی

00:28:14.693 --> 00:28:17.434
و بیشتر از صد بار

00:28:17.434 --> 00:28:19.306
دیده شده که گریه می‌کنه

00:28:19.306 --> 00:28:21.830
اشک‌هایی که مردم فکر کردن خونینه

00:28:21.830 --> 00:28:23.397
هوم

00:28:23.397 --> 00:28:27.140
باور داشتن که اون داره
رنج جمعی ما رو به دوش می‌کشه

00:28:27.140 --> 00:28:29.577
تو رنج کی رو به دوش می‌کشی؟

00:28:31.100 --> 00:28:32.275
شاید رنج تو

00:28:32.275 --> 00:28:35.148
امیدوارم اینطور نباشه

00:28:35.148 --> 00:28:37.411
شاید برای همین خدا
امروز ما رو درکنار هم قرار داده

00:28:37.411 --> 00:28:39.979
،تا من بتونم تو رو شفا بدم
نه برعکس

00:28:42.068 --> 00:28:45.549
من به این جهان پا گذاشتم
تا به مردم کمک کنم

00:28:45.549 --> 00:28:48.378
،اگه درحال مرگ هستم
شاید تو آخرین فرصت من باشی

00:28:48.378 --> 00:28:50.380
تا هدفِ زندگیم رو محقق کنم

00:28:50.380 --> 00:28:52.426
،و اگه یک چیز رو خوب بفهمم

00:28:52.426 --> 00:28:55.255
وقتیه که مردم سعی دارن
درد و رنجشون رو پنهان کنن

00:29:04.046 --> 00:29:05.134
مساله دخترمه

00:29:08.790 --> 00:29:09.791
من در حقش کوتاهی کردم

00:29:11.445 --> 00:29:13.839
در سال‌های بعد از مرگ دنی

00:29:13.839 --> 00:29:16.319
قبلاً در این مورد
زیاد صحبت می‌کردیم

00:29:16.319 --> 00:29:18.800
و فکر می‌کنم
...بدون خاطراتت

00:29:18.800 --> 00:29:22.369
چیزی که الان برای کمک بهش
نیاز داری، در دسترست نیست

00:29:23.326 --> 00:29:25.415
مطمئنم حرفت درسته

00:29:25.415 --> 00:29:27.678
اون توی خاکسپاری دنی
شرکت نکرد

00:29:27.678 --> 00:29:29.550
اینو می‌دونستی؟ -
چی؟ -

00:29:29.550 --> 00:29:30.943
اون ترسیده بود

00:29:30.943 --> 00:29:33.554
و تو سعی داشتی
ازش محافظت کنی

00:29:33.554 --> 00:29:35.991
ولی اون تشریفات
بی‌دلیل نیست

00:29:35.991 --> 00:29:38.951
کیتی هیچ‌وقت فرصت نداشت
به اون شکل برای برادرش عزاداری کنه

00:29:38.951 --> 00:29:41.127
و فکر کنم خودت هم
سوگواری رو بلد نبودی

00:29:43.042 --> 00:29:46.393
هنوزم فکر کردن به دنی
برام خیلی سخته

00:29:48.221 --> 00:29:50.310
چون نمی‌خوام
برام واقعی بشه

00:29:52.051 --> 00:29:54.314
سوگواری می‌تونه
یه فرایند مادام‌العمر باشه

00:29:56.316 --> 00:29:58.361
که یعنی هیچ‌وقت
برای انجامش دیر نیست

00:30:19.556 --> 00:30:20.993
این مدت برات دعا می‌کردم

00:30:22.908 --> 00:30:24.561
دعا رو بذار واسه یکی دیگه

00:30:34.615 --> 00:30:36.225
جواب آخرین آزمایشات ایمون اومد

00:30:36.225 --> 00:30:38.271
اتوآنتی‌بادی‌هاش صفر شده

00:30:38.395 --> 00:30:40.012
تعویض پلاسما جواب داد

00:30:40.012 --> 00:30:41.883
پس آسیب اعضای داخلیش
زیادی شدید بود

00:30:41.883 --> 00:30:43.319
برای همین هنوزم
حالش داره بدتر میشه

00:30:43.319 --> 00:30:46.453
یا وقتی که تعویض پلاسما
،اتوآنتی‌بادی‌های مضر رو حذف کرد

00:30:46.453 --> 00:30:48.542
بعضی از ایمونوگلوبین‌های محافظتی هم
پاک کرد

00:30:48.542 --> 00:30:49.848
متوجه نمیشم

00:30:49.848 --> 00:30:51.719
آنتی‌بادی‌های بد
داشتن به اعضای بدنش حمله می‌کردن

00:30:51.719 --> 00:30:53.808
ولی بدنش فاکتورهای ترمیم‌کننده هم داشت

00:30:53.808 --> 00:30:55.114
که سعی داشتن
آسیب رو برطرف کنن

00:30:55.114 --> 00:30:57.029
تعویض پلاسما جفتش رو حذف کرده

00:30:57.029 --> 00:30:58.726
برای همین کافیه چیزی که
نیاز داره، بهش بدیم

00:30:58.726 --> 00:31:00.771
چطوری؟ -
درمان با ایمونوگلوبولین وریدی -

00:31:01.642 --> 00:31:03.230
،دعای مریم مقدسه
(نوعی تلاش در لحظه آخر)

00:31:03.255 --> 00:31:05.203
البته مطمئنم
طرفدارِ پروپا قرصشه

00:31:05.228 --> 00:31:06.821
،خب اگه جواب نده
به کشتن میدیش

00:31:06.821 --> 00:31:08.257
جواب میده

00:31:08.257 --> 00:31:09.824
باشه

00:31:43.730 --> 00:31:45.648
« درحال انتقال ۱۴۳ مورد از لپتاپ به فلش »

00:31:51.738 --> 00:31:53.281
« صد در صد تکمیل شد »

00:31:58.177 --> 00:31:59.308
دست راستت رو بیار

00:32:00.614 --> 00:32:01.745
وقت رفتنه

00:32:03.747 --> 00:32:05.227
آزمایشاتت نرماله

00:32:05.227 --> 00:32:07.403
بهداری زندان
می‌تونه بقیه کارهاش رو انجام بده

00:32:12.800 --> 00:32:15.629
مالکوم، خیلی متأسفم

00:32:15.629 --> 00:32:18.284
همین الان خبردار شدیم
مادرت فوت کرده

00:32:19.372 --> 00:32:20.634
زجر نکشیده

00:32:20.634 --> 00:32:22.462
.درد نکشیده
...اون فقط

00:32:22.462 --> 00:32:24.681
خوابش برد و دیگه بیدار نشد

00:32:24.681 --> 00:32:25.987
حقیقت داره

00:32:25.987 --> 00:32:27.423
الان با دکترش صحبت کردیم

00:32:27.423 --> 00:32:29.338
،لحظات آخر
در آرامش بوده

00:32:44.149 --> 00:32:45.999
،وقتی ۱۷سالم بود

00:32:46.023 --> 00:32:48.066
با دارودسته‌ی محلمون
دمخور شدم

00:32:49.271 --> 00:32:51.665
،می‌دونی
اولش فقط کارهای کوچیک بود

00:32:51.665 --> 00:32:53.014
،ولی یهو به خودت میای

00:32:55.974 --> 00:32:57.149
و می‌بینی درگیرِ اون زندگی شدی

00:32:57.149 --> 00:32:59.194
ولی من هیچ‌وقت اون زندگی رو
با خودم نیاوردم خونه

00:32:59.194 --> 00:33:00.979
به خاطر مامانم

00:33:00.979 --> 00:33:03.677
و خواهر کوچیکم، نهالا

00:33:05.766 --> 00:33:07.159
بچه باهوشی بود

00:33:08.247 --> 00:33:10.118
مهربون بود

00:33:10.118 --> 00:33:12.729
یکی از بهترین خنده‌هایی رو داشت که
به عمرت شنیده بودی

00:33:12.729 --> 00:33:15.167
یک شب برده بودمش
پیتزافروشیِ موردعلاقش

00:33:15.167 --> 00:33:16.690
،وقتی داشتیم برمی‌گشتیم خونه

00:33:19.214 --> 00:33:20.955
یه نفر سعی کرد منو بکشه

00:33:23.088 --> 00:33:24.872
به‌جای من، اونو کشتن

00:33:26.221 --> 00:33:28.180
بعدش من راهم رو گم کردم

00:33:28.180 --> 00:33:30.008
در مسیر تاریکی قدم برداشتم

00:33:30.008 --> 00:33:32.348
،و همینطور کارهای اشتباه می‌کردم
...می‌دونی، تا وقتی که

00:33:35.317 --> 00:33:37.537
خب، می‌دونید که
عاقبتم به کجا رسید

00:33:37.537 --> 00:33:39.321
من باید اون شب می‌مردم

00:33:40.844 --> 00:33:42.134
و هر روز با عذاب وجدانش

00:33:42.858 --> 00:33:43.891
زندگی می‌کنم

00:33:46.807 --> 00:33:48.374
فقط می‌خواستم مامانم اینو بدونه

00:33:53.335 --> 00:33:56.208
متأسفم که این اتفاقات برات افتاده

00:33:56.208 --> 00:33:58.253
نمی‌دونم به چی باور داری

00:33:58.253 --> 00:33:59.820
ولی شاید احتمالش باشه که

00:33:59.820 --> 00:34:02.779
مادر و خواهرت از اون بالا
دارن نگاهت می‌کنن

00:34:02.779 --> 00:34:05.434
هنوز یک عمر زندگی پیش روته

00:34:05.434 --> 00:34:08.089
،توی زندان
و یه‌روزی توی دنیا

00:34:08.089 --> 00:34:09.917
خب می‌خوای زندگیت رو
چطوری بگذرونی؟

00:34:09.917 --> 00:34:12.311
می‌خوای همینطور
خودت یا هر کس دیگه رو

00:34:12.311 --> 00:34:14.226
،به خاطر اشتباهاتت
مجازات کنی؟

00:34:14.226 --> 00:34:16.358
یا می‌خوای آدمی باشی که

00:34:16.358 --> 00:34:17.925
مامانت بتونه
بهش افتخار کنه؟

00:34:17.925 --> 00:34:19.753
آدمی که خواهرت بتونه
ازش الگو بگیره؟

00:34:29.154 --> 00:34:31.982
،به نظر من
آدمی که من امروز دیدم

00:34:31.982 --> 00:34:33.506
کسی که همه این سختی‌ها رو
تحمل کرده

00:34:33.506 --> 00:34:34.855
،تا برای مادرش جبران کنه

00:34:34.855 --> 00:34:37.727
همین الانش هم توی مسیریه که
باید باشه

00:34:37.727 --> 00:34:39.468
فقط باید خودت اینو
باور داشته باشی

00:34:42.689 --> 00:34:43.850
خیلی خب، مالکوم

00:34:43.874 --> 00:34:45.474
بیا برت گردونیم. باشه؟

00:34:45.474 --> 00:34:47.085
باشه، رئیس

00:35:05.233 --> 00:35:06.974
!ایمون

00:35:06.974 --> 00:35:09.194
.موفق شدیم
رو به بهبود رفتی

00:35:09.194 --> 00:35:11.413
خیلی زود دوباره برمی‌گردی کلیسا

00:35:11.413 --> 00:35:13.546
خوبه

00:35:13.546 --> 00:35:15.896
آخه هنوز برای ملاقات با خدا
آمادگی نداشتم

00:35:15.896 --> 00:35:18.203
نه. فکر کنم یه مدت دیگه
اینجا بهت نیاز داریم

00:35:23.469 --> 00:35:25.775
ایمون گفت معجزه کردی

00:35:25.775 --> 00:35:27.168
همچین حرفی ازش برمیاد

00:35:27.168 --> 00:35:30.040
خب، باید یه چیز مهم بهت بگم

00:35:30.040 --> 00:35:32.042
یه گزارش آسیب‌شناسی ریه
این تو هست

00:35:32.042 --> 00:35:34.132
برای جلسه‌ی امروزِ شبکه اهدای عضو

00:35:34.132 --> 00:35:35.568
دنبالِ مایکل افتادن

00:35:35.568 --> 00:35:37.178
می‌خوان استعفا بده

00:35:37.178 --> 00:35:38.832
اینو می‌ذاریم توی پرونده‌ی رزی
تا از مایکل محافظت کنیم

00:35:38.832 --> 00:35:40.616
آزمایش جعلی درست کردی؟

00:35:40.616 --> 00:35:42.749
،چون ممکنه کسی بپرسه
خواستم بهت گفته باشم

00:35:42.749 --> 00:35:45.360
ولی اگه بپرسن چرا زودتر
اینو نگفتی، چی؟

00:35:45.360 --> 00:35:47.014
سرم ضربه خورده بود، یادته؟

00:35:47.014 --> 00:35:48.668
دست بردار، جیک

00:35:48.668 --> 00:35:52.019
ببین، منم اون روز
توی اون فریب‌کاری نقش داشتم

00:35:52.019 --> 00:35:53.542
یه کاری کردم که
مایکل در موقعیت بدی قرار گرفت

00:35:53.542 --> 00:35:55.153
نمی‌ذارم مایکل به‌خاطرش
ضربه بخوره

00:35:58.721 --> 00:36:00.245
کاغذبازی‌هاش انجام شد

00:36:00.245 --> 00:36:02.220
فقط حواست باشه
واسه نگهبان زندان هم بفرستی

00:36:02.245 --> 00:36:03.773
عشق سختگیرانه‌ای که
،به مایکل نشون دادی

00:36:03.798 --> 00:36:05.685
دقیقاً چیزی بود که نیاز داشت

00:36:05.685 --> 00:36:07.165
حقیقت رو شنید

00:36:07.165 --> 00:36:08.644
خب، شاید حقیقت
ذهنش رو آزاد کنه

00:36:10.429 --> 00:36:12.257
تو دکتر فوق‌العاده‌ای هستی، تی‌جی

00:36:12.257 --> 00:36:13.954
و واقعاً دلسوزی

00:36:13.954 --> 00:36:15.564
،اگه دلسوزی تو نبود

00:36:15.564 --> 00:36:17.052
امروز با مالکوم
به اینجا نمی‌رسیدیم

00:36:17.077 --> 00:36:19.089
ولی هر رزیدنتی باید یاد بگیره که

00:36:19.089 --> 00:36:21.135
یکی از مهم‌ترین بخش‌های شغل ما

00:36:21.135 --> 00:36:24.094
اینه که بیمارهامون رو
با حقایق تلخ، روبه‌رو کنیم

00:36:24.094 --> 00:36:26.227
چیزهایی بهشون بگیم که
نیاز دارن بشنون

00:36:26.227 --> 00:36:28.186
حتی اگه به خاطر گفتنش
ازمون متنفر بشن

00:36:29.622 --> 00:36:31.798
ممنون که امروز کمکم کردی

00:36:31.798 --> 00:36:32.842
رزیدنت ارشد

00:36:34.061 --> 00:36:35.149
قابلی نداشت

00:36:35.149 --> 00:36:37.978
.لطفاً برو پات رو استراحت بده
خیلی خب

00:36:47.466 --> 00:36:48.728
،قبل از این که برید داخل

00:36:48.728 --> 00:36:52.471
این نتایج نمونه‌برداری
از ریه‌ی رزی‌ه

00:36:52.471 --> 00:36:55.213
معلوم شد که جوابش دقیقاً
قبل از تماست با شبکه اهدای عضو اومده

00:36:58.520 --> 00:37:01.697
،گمونم وسط شلوغی اون روز
توی پرونده‌ی اشتباهی گذاشته بودنش

00:37:04.134 --> 00:37:06.398
خب، این قطعاً به دفاعیه‌مون کمک می‌کنه

00:37:16.756 --> 00:37:18.279
بیا آزمایشات کلیه رو تکرار کنیم

00:37:18.279 --> 00:37:20.194
،هر تغییری توی عملکرد کلیه‌ش رخ بده

00:37:20.194 --> 00:37:22.501
من باید هرچه زودتر خبردار بشم -
حتماً -

00:37:22.501 --> 00:37:24.546
.دکتر هلر
چند کلمه صحبت کنیم؟

00:37:24.546 --> 00:37:25.634
آره

00:37:29.159 --> 00:37:30.770
یه‌جورایی برامون کمین کرده بودی

00:37:30.770 --> 00:37:32.641
اون‌طوری که بیرون اتاق کنفرانس
منتظرمون بودی

00:37:32.641 --> 00:37:34.861
خب، نمی‌خواستم بهت فرصت بدم که
درباره‌ش باهام بحث کنی

00:37:34.861 --> 00:37:37.690
،خب نباید همچین کاری می‌کردی
ولی ازت ممنونم

00:37:39.257 --> 00:37:41.824
.می‌تونی اسم بیمارهات رو بذاری توی لیست
امتیازاتمون رو پس گرفتیم

00:37:41.824 --> 00:37:43.652
ما رو از تخصیصِ عضوِ اشتباه
تبرئه کردن

00:37:43.652 --> 00:37:46.829
،و به‌خاطر دروغی که به ایست‌ساید گفتیم
یه اخطار کتبی بهمون دادن

00:37:46.829 --> 00:37:48.222
،فقط یه تذکر ساده نیست

00:37:48.247 --> 00:37:51.217
ولی اگه از این به بعد همکاری کامل
داشته باشیم، مشکلی پیش نمیاد

00:37:51.242 --> 00:37:52.844
خوشحالم که ختم به خیر شد

00:37:52.869 --> 00:37:55.576
به‌خاطر من ریسک بزرگی کردی

00:37:56.839 --> 00:37:58.188
تاحالا فیلم‌های جنگی دیدی؟

00:37:59.277 --> 00:38:00.887
هرگز مردی رو پشت سرت رها نکن

00:38:02.715 --> 00:38:05.047
بعدشم، اصلاً حال و حوصله‌ی
تغییرات جدید مدیریتی رو ندارم

00:38:08.155 --> 00:38:09.809
خدایا

00:38:09.809 --> 00:38:12.464
سلام! روزت چطور بود؟

00:38:12.464 --> 00:38:14.901
،پر فراز و نشیب بود
ولی فکر کنم زنده موندم

00:38:14.901 --> 00:38:16.555
از چیزی که به نظر میاد سخت‌تره، نه؟

00:38:16.555 --> 00:38:18.905
،خب اگه نصیحتی برام داری
ازش استقبال می‌کنم

00:38:18.905 --> 00:38:20.254
روشِ درستی برای رهبری
وجود نداره

00:38:20.254 --> 00:38:22.038
هرکسی سبک خودش رو داره

00:38:22.038 --> 00:38:23.605
شخصیت خودت رو
بیار توی کار

00:38:23.605 --> 00:38:26.391
خب، فکر کنم هنوز دارم
دنبال سبکم می‌گردم

00:38:26.391 --> 00:38:28.569
.کاری رو بکن که فکر می‌کنی درسته
قاطعانه انجامش بده

00:38:28.594 --> 00:38:29.769
بعدشم هرچه باداباد

00:38:29.794 --> 00:38:31.099
فکر کنم این روش
برام جواب بده

00:38:34.094 --> 00:38:35.704
باشه، خب، داره دیرم میشه

00:38:36.531 --> 00:38:38.185
باید بری پیش میا؟ -
نه -

00:38:38.185 --> 00:38:41.406
.نه
راستش با کسی قرار دارم

00:38:41.406 --> 00:38:43.930
!واو -
آره -

00:38:43.930 --> 00:38:45.573
هی. داری دوباره سوار اسب میشی

00:38:45.597 --> 00:38:46.759
آره، دارم سعی می‌کنم

00:38:52.025 --> 00:38:54.201
خب، خوش بگذره

00:38:54.201 --> 00:38:56.159
آره، شب خوبی داشته باشی

00:39:12.393 --> 00:39:14.917
می‌دونم وقتی برادرت مرد، کنارت نبودم

00:39:14.917 --> 00:39:17.746
ولی الان دیگه کنارت هستم

00:39:17.746 --> 00:39:20.314
حتی وقتی میگی
بهش نیاز نداری

00:39:20.314 --> 00:39:22.055
کاری که شده رو نمی‌تونی
به عقب برگردونی

00:39:22.838 --> 00:39:24.231
هیچکس نمی‌تونه

00:39:34.894 --> 00:39:39.159
وقتی به اشتباهاتی که در اون دوران
...مرتکب شدم، فکر می‌کنم

00:39:39.159 --> 00:39:40.552
برام اینطور به نظر میاد که

00:39:40.552 --> 00:39:44.294
دلیل همه اینا این بود که
...می‌ترسیدم

00:39:44.294 --> 00:39:46.427
با درد خودم روبه‌رو بشم

00:39:46.427 --> 00:39:49.387
،و اگه اینو از من یاد گرفتی

00:39:51.432 --> 00:39:53.739
پس باید با همدیگه روش کار کنیم

00:40:01.616 --> 00:40:03.139
من یه حرفی بهت زدم

00:40:05.577 --> 00:40:07.056
یه حرف وحشتناک

00:40:07.056 --> 00:40:09.494
خب، همین الانم بخشیدمت

00:40:10.799 --> 00:40:13.759
ولی احتمالاً بهتره بگی چی گفتی

00:40:13.759 --> 00:40:15.151
این‌طوری سبک میشی

00:40:17.197 --> 00:40:19.765
گفتم تو فقط به دنی اهمیت میدی

00:40:22.289 --> 00:40:23.812
خیلی بی‌رحمانه هم گفتم

00:40:23.812 --> 00:40:25.466
تو عصبانی بودی

00:40:25.466 --> 00:40:26.946
بچه بودی

00:40:28.817 --> 00:40:30.732
و احتمالاً حقم بوده

00:40:32.995 --> 00:40:35.084
باید خودت رو ببخشی

00:40:40.350 --> 00:40:42.657
قبرستان رفتی؟

00:40:43.615 --> 00:40:45.530
یک بار

00:40:45.530 --> 00:40:48.402
ولی تا تولد ۱۱ سالگیش
نرفته بودم

00:40:49.359 --> 00:40:50.448
با بابا رفتم

00:40:52.798 --> 00:40:54.669
باید مجبورت می‌کردم
توی خاکسپاری شرکت کنی

00:40:56.628 --> 00:41:00.980
اشتباه کردم که اجازه دادم قایم بشی
چون خودم می‌خواستم قایم بشم

00:41:06.159 --> 00:41:08.074
الان با من میای؟

00:41:17.886 --> 00:41:20.097
« دنیل حمده »

00:41:48.292 --> 00:41:50.377
‫« پسر عزیز »
‫« برادر دلبند »
‫« ۱۷ آوریل ۲۰۰۹ - ۸ می ۲۰۱۷ »

00:42:15.402 --> 00:42:17.143
کم کم داره اینجا دستم میاد

00:42:20.491 --> 00:42:23.285
« امی لارسن »
« ممنون که برای مایکل این کار رو کردی »

00:42:25.586 --> 00:42:26.631
همه‌چی مرتبه؟

00:42:28.676 --> 00:42:31.636
.آره، ببخشید. مساله کاریه
من آنکالم

00:42:31.636 --> 00:42:33.899
اوه. باید بری

00:42:34.813 --> 00:42:35.813
آره

00:42:37.816 --> 00:42:39.687
کارم یکم طول می‌کشه

00:42:39.687 --> 00:42:41.820
ولی گوش کن، خیلی خوش گذشت -
آره -

00:42:43.256 --> 00:42:44.866
خداحافظ، جیک

00:42:45.737 --> 00:42:46.868
آره

00:42:49.436 --> 00:42:51.003
پروازِ بی‌خطری داشته باشی

00:42:51.027 --> 00:42:58.027
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:42:58.051 --> 00:43:05.051
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:43:05.075 --> 00:43:11.875
‫تـرجمه از «محمدعلی sm و محیا مبین‌مقدم»
‫:::. Mahya14 &amp; @mmli_Subs .:::

00:43:11.875 --> 00:43:13.711
« بیمارستان وست‌ساید »

00:43:15.671 --> 00:43:17.256
« دکتر امی لارسن »