﻿WEBVTT

00:00:00.200 --> 00:00:09.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:00:09.030 --> 00:00:12.000
Aminpar30 :مترجم

00:00:12.380 --> 00:00:16.090
‫صبر کن ببینم. اینجا دیگه کجاست؟ هان؟‬

00:00:16.090 --> 00:00:19.140
‫واقعاً حیرت‌انگیزه.‬

00:00:19.140 --> 00:00:23.520
‫نظم بی‌نقص فیزیک‬
‫زیباترین چیز در دنیاست.‬

00:00:23.520 --> 00:00:25.730
‫شما اصلاً عوض نشدین، نه؟‬

00:00:26.560 --> 00:00:27.810
‫آقای تسلا؟‬

00:00:28.360 --> 00:00:31.690
‫نیکولا تسلا‬

00:00:31.690 --> 00:00:34.280
‫آ-آقای تسلا؟ ی-یعنی منظورتون...؟‬

00:00:34.280 --> 00:00:36.780
‫بله. همون دانشمند مشهور‬

00:00:36.780 --> 00:00:39.780
‫که فناوری‌هایی رو توسعه داد‬
‫که هنوزم در عصر مدرن استفاده میشن،‬

00:00:39.780 --> 00:00:42.160
‫مثل دستگاه‌های بی‌سیم،‬
‫لامپ‌های فلورسنت،‬

00:00:42.160 --> 00:00:45.960
‫و ژنراتورهای جریان متناوب‬
‫و خیلی چیزای دیگه.‬

00:00:45.960 --> 00:00:50.340
‫نابغه دوران خودش، اما در عین حال‬
‫یه جورایی یه دانشمند دیوانه هم به حساب میومد.‬

00:00:50.920 --> 00:00:54.340
‫بشریت اونقدر از کارهاش‬
‫انگشت به دهن می‌موند‬

00:00:54.340 --> 00:00:58.510
‫که اغلب به کارهاش‬
‫لقب جادویی می‌دادن.‬

00:01:00.560 --> 00:01:01.510
‫جادویی؟‬

00:01:02.020 --> 00:01:04.680
‫نه، نوچ، ابداً، نچ.‬

00:01:04.680 --> 00:01:06.140
‫از این کلمه متنفرم.‬

00:01:06.850 --> 00:01:09.440
‫هیچ چیز جادویی در مورد کار من وجود نداره.‬

00:01:11.650 --> 00:01:12.820
‫این علمه.‬

00:01:13.490 --> 00:01:16.650
‫تونستین تحقیقاتتون رو‬
‫با موفقیت به پایان برسونین؟‬

00:01:16.650 --> 00:01:18.950
‫ای بابا، من قرن‌ها پیش تمومش کردم!‬

00:01:21.240 --> 00:01:22.700
‫همه‌ش اینجاست.‬

00:01:23.290 --> 00:01:26.410
‫مثل همیشه، من فقط‬
‫به مواد اولیه لازم نیاز دارم‬

00:01:26.410 --> 00:01:28.420
‫تا نظریه‌هام رو به واقعیت تبدیل کنم!‬

00:01:28.420 --> 00:01:31.460
‫خب، پس، اصلاً نباید‬
‫طول بکشه.‬

00:01:31.960 --> 00:01:35.920
‫ خواهر گوندول!‬
‫ بله؟‬

00:01:38.010 --> 00:01:39.800
‫منتظر فراخوان شما بودم.‬

00:01:40.300 --> 00:01:42.100
‫سیزده خواهر والکیری،‬
‫خواهر نهم، گوندول‬

00:01:45.310 --> 00:01:47.890
‫ هوم.‬
‫هی! تو...‬

00:01:47.890 --> 00:01:50.480
‫آماده‌ای که بدنت رو در اختیار من بذاری؟‬

00:01:50.480 --> 00:01:53.070
‫یعنی همین‌جوری رک و پوست‌کنده‬
‫میای اینو میگی؟!‬

00:01:53.860 --> 00:01:55.900
‫من آماده‌ام، پروفسور تسلا.‬

00:01:58.820 --> 00:02:01.320
‫باعث افتخارمه که این بدن رو به شما تقدیم کنم.‬

00:02:05.080 --> 00:02:08.290
‫اثبات کامل شد. راه‌حل روشنه.‬

00:02:10.880 --> 00:02:12.170
‫- ولوند!‬
‫- ولوند!‬

00:02:18.220 --> 00:02:20.550
‫والکیری گوندول،‬

00:02:20.550 --> 00:02:23.140
‫که در نامش قدرتی نهفته...‬

00:02:23.140 --> 00:02:25.720
‫قدرت «صاحب عصای جادویی».‬

00:02:51.670 --> 00:02:54.590
‫تخیل و آفرینش.‬

00:02:56.380 --> 00:02:58.970
‫قرن‌هاست که بشریت‬
‫خدایان رو پرستش کرده.‬

00:03:00.090 --> 00:03:02.760
‫در حالی که من به قوانین علمی احترام می‌ذارم.‬

00:03:04.050 --> 00:03:04.890
‫حالا،‬

00:03:05.470 --> 00:03:09.350
‫ثابت می‌کنم که قدرت علم‬
‫از خدایان بیشتره!‬

00:03:14.980 --> 00:03:19.900
‫شیطان‬

00:03:20.900 --> 00:03:22.450
‫بلزباب.

00:03:23.070 --> 00:03:28.290
‫نامی که همیشه در کنار‬
‫القاب نفرین‌شده به زبان اومده.‬

00:03:28.290 --> 00:03:30.750
‫«ارباب مگس‌ها.»‬

00:03:30.750 --> 00:03:32.710
‫«تجسم شکم‌پرستی.»‬

00:03:33.630 --> 00:03:36.380
‫«فرمانروای شیاطین.»‬

00:03:37.800 --> 00:03:38.880
‫اما همچنین...‬

00:03:50.680 --> 00:03:54.980
....‫او به عنوان تنهاترین‬
‫خدای بهشت هم شناخته می‌شد.‬

00:04:01.690 --> 00:04:02.990
‫اون ملعونه.‬

00:04:02.990 --> 00:04:05.910
‫میگن اون بیچاره توسط شیطان نفرین شده.‬

00:04:05.910 --> 00:04:09.160
‫شایعه‌ست که وقتی به دنیا اومد،‬
‫صاعقه‌ای از آسمون افتاد‬

00:04:09.160 --> 00:04:11.790
‫و همه چیز رو دور و برش سوزوند.‬

00:04:12.790 --> 00:04:14.750
‫بهم گفت که اون ملعون رو دیده.‬

00:04:15.250 --> 00:04:18.500
‫میگن هر نوع ارتباطی باهاش مرگباره.‬

00:04:18.500 --> 00:04:23.010
‫شیطان قلبت رو از سینه‌ت می‌کشه بیرون،‬
‫و همونجا دخلت رو میاره.‬

00:04:24.590 --> 00:04:25.840
‫اون ملعونه.‬

00:04:26.890 --> 00:04:27.800
‫ملعون!‬

00:04:28.930 --> 00:04:31.640
اون ترسناکه‬
‫ هیچ‌وقت باهاش حرف نزن!‬

00:04:31.640 --> 00:04:33.100
‫چشم تو چشمش نشو!‬

00:04:33.100 --> 00:04:36.350
‫اگه فکر کردی نزدیکته،‬
‫بهتره فرار کنی!‬

00:04:38.650 --> 00:04:42.900
‫معلوم نیست این شایعات درباره او‬
‫از کی یا حتی چطور شروع شد،‬

00:04:42.900 --> 00:04:44.400
‫اما او شناخته می‌شد به عنوان‬

00:04:45.280 --> 00:04:47.410
‫کسی که توسط شیطان نفرین شده.‬

00:04:47.410 --> 00:04:48.490
‫بلزباب

00:04:48.490 --> 00:04:49.870
‫ملعون.‬

00:04:57.040 --> 00:04:59.540
‫هیچ‌کس به بلزباب نزدیک نمی‌شد،‬

00:05:00.040 --> 00:05:03.510
‫و بلزباب هم به هیچ‌کس نزدیک نمی‌شد.‬

00:05:05.170 --> 00:05:08.550
‫البته به جز‬
‫سه فرشته خاص.‬

00:05:09.140 --> 00:05:12.850
‫شایعه‌ست که یه آدم خیلی خاص‬
‫تو این شهر زندگی می‌کنه.‬

00:05:13.350 --> 00:05:14.980
‫عزازیل‬

00:05:14.980 --> 00:05:16.690
‫سمائیل‬

00:05:16.690 --> 00:05:17.640
‫لوسیفر‬

00:05:17.650 --> 00:05:18.650
‫حدس می‌زنم اون تو باشی.‬

00:05:19.230 --> 00:05:21.230
‫تو باید بلزباب باشی، درسته؟‬

00:05:22.690 --> 00:05:25.610
‫خیله‌خب، بچه‌ها.‬
‫انگار از اون مدلای ساکته.‬

00:05:25.610 --> 00:05:27.360
‫فایده نداره، رفیق. می‌دونم خودتی.‬

00:05:29.410 --> 00:05:31.700
‫اَه، بی‌خیال دیگه!‬

00:05:31.700 --> 00:05:35.370
‫اون اخماتو وا کن. بلزباب.

00:05:36.000 --> 00:05:38.370
‫می‌خوایم بریم تو باغ عدن یه کم آتیش بسوزونیم.‬

00:05:38.370 --> 00:05:40.670
‫یالا، تو هم باید با ما بیای. خوش می‌گذره.‬

00:05:40.670 --> 00:05:42.420
‫- آره!‬
‫- هو-هو!‬

00:05:42.420 --> 00:05:45.800
‫تا حالا سیبای اونجا رو خوردی؟‬
‫هیچی بهتر از اونا نیست!‬

00:05:45.800 --> 00:05:47.220
‫باغ سیب رو از دست ندی‌ها!‬

00:05:47.220 --> 00:05:50.430
‫آره، نمی‌تونی از دستش بدی،‬
‫چون کلاً فقط همونجا باغ سیب داره!‬

00:05:51.390 --> 00:05:54.260
‫راست میگه! یالا. بریم یه کم بزنیم به بدن.‬

00:05:54.270 --> 00:05:56.220
‫آره، بزن بریم!‬

00:05:56.230 --> 00:05:58.940
‫چته؟ سیب دوست نداری؟‬

00:05:58.940 --> 00:06:02.400
‫هه. همه مثل تو‬
‫شکمو نیستن، عزازیل.‬

00:06:02.400 --> 00:06:06.150
‫ها! باشه، باشه.‬
‫جوری حرف می‌زنی انگار من خوکم.‬

00:06:06.150 --> 00:06:08.490
‫- خب اگه مثل خوکا رفتار می‌کنی...‬
‫- و مثل خوکا حرف می‌زنی...‬

00:06:09.950 --> 00:06:11.240
‫اوکی، نوبت منه.‬

00:06:11.240 --> 00:06:15.660
‫من، سمائیل، با یه حقیقت‬
‫جالب و کوچیک توجهت رو جلب می‌کنم.‬

00:06:16.250 --> 00:06:17.290
‫آماده‌ای!‬

00:06:18.120 --> 00:06:19.960
‫زئوس نوک‌سینه‌های خاصی داره.‬

00:06:19.960 --> 00:06:23.130
‫می‌تونن بچرخن. نوک‌سینه‌هاش مته‌این!‬

00:06:24.090 --> 00:06:25.800
‫عجب! ج-جدی میگی؟‬

00:06:25.800 --> 00:06:28.260
‫تاحالا نشنیده بودم. چه وحشتناک!‬

00:06:28.260 --> 00:06:30.680
‫مخاطب اون حرف شما دوتا نبودین.‬

00:06:33.550 --> 00:06:35.680
‫فکر کنم شماها‬
‫بهتره فقط برین.‬

00:06:36.180 --> 00:06:37.720
‫همین؟! فقط همینو می‌شنویم؟!‬

00:06:38.940 --> 00:06:40.270
‫ولی حرف زد.‬

00:06:40.770 --> 00:06:44.230
‫این بهترین حقیقت جالبی‬
‫بود که بلد بودم.‬

00:06:44.230 --> 00:06:45.400
‫اشکال نداره، سَمی.‬

00:06:45.400 --> 00:06:47.530
‫بریم؟ چرا؟‬

00:06:48.110 --> 00:06:49.690
‫هیچ‌کس بهت نگفته؟‬

00:06:49.700 --> 00:06:52.360
‫من توسط شیطان نفرین شدم، یا حداقل اینطور میگن.‬

00:06:52.370 --> 00:06:54.330
‫شماها باید از من دوری کنین.‬

00:06:54.830 --> 00:06:55.870
‫که چی؟‬

00:06:56.370 --> 00:06:57.330
‫هان؟‬

00:06:57.330 --> 00:07:00.790
‫به نظر من،‬
‫این شیطان فقط یه خرافاته.‬

00:07:00.790 --> 00:07:04.500
‫پس واقعاً دلیلی داره‬
‫که این قضیه ملعون بودن رو جدی بگیریم؟‬

00:07:05.460 --> 00:07:09.170
‫به علاوه، «اونا» همیشه هم‬
‫همه‌چیز رو درست نمیگن، مگه نه؟‬

00:07:09.840 --> 00:07:12.760
‫اگه من جای تو بودم، بهشون می‌گفتم:‬

00:07:12.760 --> 00:07:14.720
‫«تو گُه می‌خوری منو بشناسی، کله‌کیر!»‬

00:07:16.260 --> 00:07:17.390
‫لوسیفر راست میگه.‬

00:07:17.390 --> 00:07:20.350
‫اگه این قضیه شیطان واقعی بود،‬
‫من تا الان خورده بودمش.‬

00:07:20.350 --> 00:07:23.100
‫می‌دونی که شیطان غذا نیست، مگه نه؟‬

00:07:23.100 --> 00:07:24.060
‫نیست؟‬

00:07:24.060 --> 00:07:25.400
‫اینم از خوکچه ما!‬

00:07:28.320 --> 00:07:29.360
‫آره، خب،‬

00:07:29.940 --> 00:07:31.990
‫من هنوزم فکر می‌کنم باید تنهام بذارین.‬

00:07:31.990 --> 00:07:34.030
‫عمراً. امکان نداره.‬

00:07:34.530 --> 00:07:36.070
‫چرا دارین اذیتم می‌کنین؟‬

00:07:36.080 --> 00:07:38.080
‫یالا دیگه. نمی‌فهمی؟‬

00:07:38.080 --> 00:07:41.040
‫اگه یکی داره دوستانه رفتار می‌کنه،‬
‫یعنی می‌خواد باهات دوست بشه!‬

00:07:44.210 --> 00:07:46.170
‫تو هیچی از من نمی‌دونی.‬

00:07:46.170 --> 00:07:49.800
‫عجب! تو هم هیچی از ما نمی‌دونی.‬

00:07:49.800 --> 00:07:51.010
‫پس این یعنی‬

00:07:52.180 --> 00:07:54.680
‫این اکیپ دوستانه‬
‫رسماً یه اکیپ بهشتیه!‬

00:07:54.680 --> 00:07:56.890
‫خب، این فقط یه حسه،‬

00:07:56.890 --> 00:08:02.020
‫ولی حس ششم من‬
‫تو کل بهشت تکه.‬

00:08:02.020 --> 00:08:03.770
‫تو چی هستی؟ یه جور احمقی؟‬

00:08:03.770 --> 00:08:06.730
‫به موهاش نگاه نکن.‬
‫از اون احمقای دوست‌داشتنیه.‬

00:08:06.730 --> 00:08:09.860
‫بهترین حس ششم تو کل عالم،‬
‫دادا!‬

00:08:09.860 --> 00:08:12.240
‫نمی‌خوای خودت ببینی، بلزباب؟

00:08:12.820 --> 00:08:13.740
‫اوه...‬

00:08:14.280 --> 00:08:15.990
‫همه‌چی درست میشه.‬

00:08:15.990 --> 00:08:19.620
‫و اگه اون شیطان بخواد کاری بکنه،‬
‫با یه مشت چپ و راست حالشو جا میارم.‬

00:08:19.620 --> 00:08:20.950
‫اینو میگن روحیه.‬

00:08:20.950 --> 00:08:24.040
‫انگار این خوکچه ما‬
‫تبدیل به یه گراز با عاج شده!‬

00:08:24.040 --> 00:08:26.370
‫و من آماده حمله‌ام!‬

00:08:33.470 --> 00:08:36.260
‫اوه...‬

00:08:37.180 --> 00:08:39.470
‫ها! خندیدی.‬

00:08:40.140 --> 00:08:42.430
‫حالا که یه لبخند زدی‬
‫دیگه فایده نداره ادای باحالا رو دربیاری.‬

00:08:44.640 --> 00:08:47.940
‫خیله‌خب پس.‬
‫پس تو هم با ما میای، درسته، بلزباب؟

00:08:48.440 --> 00:08:49.400
‫اوه...‬

00:08:51.530 --> 00:08:54.190
‫باشه. میام.‬

00:09:04.620 --> 00:09:07.290
‫باغ عدن‬

00:09:09.380 --> 00:09:12.210
‫تحت نظارت حفاظتی‬
‫چیدن اکیداً ممنوع!‬

00:09:13.550 --> 00:09:14.550
‫بیا!‬

00:09:15.340 --> 00:09:16.800
‫نمی‌تونم صبر کنم تا طعمشون رو بچشی.‬

00:09:16.800 --> 00:09:19.510
‫هی، شماها همیشه‬
‫از این کارا می‌کنین؟‬

00:09:19.510 --> 00:09:22.430
‫- همونجا وایسین!‬
‫- اون فرشته‌های پخمه دوباره برگشتن!‬

00:09:22.430 --> 00:09:23.810
‫ اوه-اوه.‬
‫ هان؟‬

00:09:23.810 --> 00:09:27.140
‫و شما حرومزاده‌ها این دفعه یه رفیق‬
‫هم آوردین که کمکتون کنه، نه؟‬

00:09:27.140 --> 00:09:29.020
‫صبر کنین. من فقط...‬

00:09:29.020 --> 00:09:33.070
‫آره، این رفیق جدید ماست.‬
‫چیه؟ یه «از دیدنتون خوشبختم» هم نمیگین؟‬

00:09:33.650 --> 00:09:35.860
‫نه. از دیدنتون خوشبخت نیستیم!‬

00:09:35.860 --> 00:09:38.360
‫و دیگه اینورا پیداتون نشه!‬

00:09:40.200 --> 00:09:42.030
‫این سه فرشته‬

00:09:42.030 --> 00:09:47.210
‫در نهایت اولین دوستانی شدند‬
‫که بلزباب تا به حال داشته.‬

00:09:52.630 --> 00:09:53.880
‫با هم وقت می‌گذروندن.‬

00:09:54.630 --> 00:09:55.840
‫با هم غذا می‌خوردن.‬

00:09:56.800 --> 00:09:58.130
‫اما مهم‌تر از همه...‬

00:10:02.050 --> 00:10:03.760
...با هم می‌خندیدن‬

00:10:07.810 --> 00:10:10.690
‫رفیق، رفیق، رفیق.‬
‫رفیق تا پای مرگ!‬

00:10:11.690 --> 00:10:16.070
‫آه، نمی‌دونستم.‬
‫نمی‌دونستم زندگی می‌تونه اینقدر باحال باشه.‬

00:10:16.070 --> 00:10:19.610
‫می‌خوام تا ابد همین‌جوری بمونه.‬

00:10:19.610 --> 00:10:21.660
‫چهار تامون، برای همیشه با هم.‬

00:10:21.660 --> 00:10:22.620
‫به ما بپیوند!‬

00:10:24.740 --> 00:10:29.250
‫بالاخره،‬
‫بلزباب دیگر تنها نبود.‬

00:10:32.340 --> 00:10:34.300
‫یا اینطور به نظر می‌رسید.‬

00:10:43.970 --> 00:10:44.930
‫صبر کن.‬

00:10:45.470 --> 00:10:47.810
‫خواب بودم؟ یادم نمیاد.‬

00:10:53.690 --> 00:10:55.190
‫چی شده؟‬

00:10:57.490 --> 00:10:59.820
‫چی؟ این خون من نیست؟‬

00:11:00.400 --> 00:11:02.910
‫هی، پاشین! هی، بچه‌ها!‬

00:11:11.960 --> 00:11:13.290
‫لوسیفر؟‬

00:11:15.500 --> 00:11:16.670
‫عزازیل؟‬

00:11:17.550 --> 00:11:18.960
‫سمائیل؟‬

00:11:27.600 --> 00:11:31.020
‫چطور این اتفاق افتاد؟ چرا؟‬

00:11:31.020 --> 00:11:32.940
‫چرا این اتفاق داره میفته؟‬

00:11:34.770 --> 00:11:37.900
‫میگن هر نوع ارتباطی‬
‫باهاش مرگباره.‬

00:11:37.900 --> 00:11:42.450
‫شیطان قلبت رو از سینه‌ت می‌کشه بیرون‬
‫و همونجا دخلت رو میاره.‬

00:11:45.780 --> 00:11:48.240
‫شیطان.‬

00:11:54.540 --> 00:11:55.460
‫یعنی اون‬

00:11:56.000 --> 00:11:56.920
‫اینجاست؟‬

00:11:58.800 --> 00:12:01.220
‫یعنی شیطان واقعاً وجود داره؟‬

00:12:02.760 --> 00:12:03.800
‫یعنی اون‬

00:12:03.800 --> 00:12:04.930
‫اونا رو کشته؟‬

00:12:06.640 --> 00:12:08.600
‫یعنی شیطان...‬

00:12:09.100 --> 00:12:10.730
‫...دوستای منو کشته؟‬

00:12:11.230 --> 00:12:16.350
‫و برای اولین بار،‬
‫بلزباب دلیل زندگی‌اش را پیدا کرد.‬

00:12:18.230 --> 00:12:21.400
‫آها. حالا فهمیدم.‬

00:12:22.740 --> 00:12:24.950
‫اگه قراره اینجوری باشه، پس...‬

00:12:25.450 --> 00:12:28.410
‫داری گوش می‌کنی، شیطان؟‬

00:12:29.580 --> 00:12:30.950
‫دلیلش؟‬

00:12:33.160 --> 00:12:34.710
‫قسم می‌خورم‬

00:12:35.210 --> 00:12:36.960
‫که پیدات می‌کنم،‬

00:12:37.460 --> 00:12:39.550
‫و می‌کشمت!‬

00:12:40.130 --> 00:12:43.380
‫انتقام از شیطان.‬

00:12:44.340 --> 00:12:46.090
‫کتابخانه نسخ خطی باستانی‬

00:12:46.090 --> 00:12:47.840
‫از آن لحظه به بعد،‬

00:12:47.850 --> 00:12:51.430
‫بلزباب تک‌تک دقایق‬
‫عمرش را‬

00:12:51.430 --> 00:12:54.270
‫صرف کشف هویت واقعی شیطان کرد.‬

00:12:54.270 --> 00:12:55.890
‫متأسفم.‬

00:12:58.440 --> 00:13:02.530
‫اما بلزباب
‫یک بار دیگر تنها شد.‬

00:13:06.740 --> 00:13:09.370
‫یک بعد از ظهر،‬
‫سه فرشته که در باغ عدن سرگردان بودند‬

00:13:09.370 --> 00:13:12.580
‫در حالی که خواب بودند، توسط یک هیولا‬
‫بی‌رحمانه به قتل رسیدند.‬

00:13:13.830 --> 00:13:16.250
‫تنها بازمانده، همراهشان بود.‬

00:13:16.250 --> 00:13:17.960
‫خدای جوانی که به تازگی با او آشنا شده بودند.‬

00:13:17.960 --> 00:13:20.750
‫او تحت حمایت‬
‫اداره امور بهشت قرار گرفت.‬

00:13:20.750 --> 00:13:24.380
‫اما زمزمه‌ها در میان کسانی که‬
‫از این حادثه باخبر بودند، شروع به پخش شدن کرد.‬

00:13:24.880 --> 00:13:26.470
‫مقصر، شیطان بود.‬

00:13:26.470 --> 00:13:29.350
‫و خدای جوان نفرین‌شده،‬
‫کسی بود که او را احضار کرده بود.‬

00:13:31.010 --> 00:13:32.600
‫تو بلزباب هستی؟‬

00:13:33.100 --> 00:13:37.230
‫وقتی پرسیدم، خدایان این شهر‬
‫نه تنها آدرس تو رو بهم دادن،‬

00:13:37.230 --> 00:13:41.360
‫بلکه با کمال میل انواع و اقسام‬
‫شایعات آبدار رو هم در اختیام گذاشتن.‬

00:13:45.070 --> 00:13:46.280
‫از آشناییت خوشبختم.‬

00:13:47.280 --> 00:13:48.450
‫اسم من لیلیثه.‬

00:13:48.450 --> 00:13:49.660
‫الهه‬ ‫لیلیث‬

00:13:50.370 --> 00:13:53.700
‫شنیدم که داری در مورد شیطان تحقیق می‌کنی.‬

00:13:54.200 --> 00:13:56.330
‫می‌خوام بهت کمک کنم.‬

00:13:57.460 --> 00:13:59.500
‫از من دور شو.‬

00:14:00.000 --> 00:14:02.920
‫شیطان مسئول‬
‫مرگ دوست دوران کودکی منه.‬

00:14:02.920 --> 00:14:05.260
‫یک دوست عزیز. لوسیفر.‬

00:14:05.970 --> 00:14:08.970
‫اخیراً داشتم آخرین‬
‫قدم‌های لوسیفر رو دنبال می‌کردم.‬

00:14:08.970 --> 00:14:10.970
‫و اونا منو مستقیماً به تو رسوندن.‬

00:14:10.970 --> 00:14:13.350
‫من اومدم اینجا تا تو رو ببینم، بلزباب.

00:14:14.310 --> 00:14:18.310
‫و تا از این راز تو،‬
‫از نفرین شیطان، سر در بیارم.‬

00:14:19.020 --> 00:14:20.520
‫تو لوسیفر رو می‌شناختی؟‬

00:14:21.270 --> 00:14:23.150
‫اگه شیطان تو اون حادثه دست داشته،‬

00:14:23.150 --> 00:14:25.530
‫پس می‌تونه من رو هم‬
‫جز دشمنانش حساب کنه.‬

00:14:26.280 --> 00:14:30.240
‫اگه تو واقعاً توسط شیطان نفرین شدی،‬
‫من کنارت می‌مونم تا مشاهده کنم.‬

00:14:30.740 --> 00:14:32.820
‫و می‌تونم تو تحقیقاتت کمکت کنم.‬

00:14:32.830 --> 00:14:35.120
‫باید بیشتر از‬
‫یک جفت چشم روی این قضیه باشه.‬

00:14:35.120 --> 00:14:37.200
‫مقاومت کردن بی‌فایده‌ست.‬

00:14:37.200 --> 00:14:40.330
‫من هرجا بری دنبالت میام.‬
‫حتی تا عمیق‌ترین نقاط جهنم.‬

00:14:40.330 --> 00:14:42.420
‫فکر کردی کی هستی که...‬

00:14:42.420 --> 00:14:44.380
‫مگه قیافه‌م شبیه کساییه که ازت اجازه می‌گیرن؟‬

00:14:45.590 --> 00:14:47.260
‫این رو یه دستور در نظر بگیر.‬

00:14:50.800 --> 00:14:52.550
‫چیه؟‬

00:14:53.550 --> 00:14:55.050
‫تو خیلی زورگویی.‬

00:14:55.060 --> 00:14:56.930
‫دقیقاً مثل لوسیفر.‬

00:14:57.520 --> 00:14:58.930
‫پس حله.‬

00:14:58.930 --> 00:15:01.150
‫خیله‌خب، پس، بیا کار رو شروع کنیم.‬

00:15:01.730 --> 00:15:05.400
‫من و تو با هم، می‌تونیم شیطان رو پیدا کنیم.‬

00:15:14.950 --> 00:15:19.080
‫شیطان. موجودی‬
‫که در دل همه ترس می‌اندازد.‬

00:15:19.960 --> 00:15:24.830
‫شیطان. موجودی که در دل همه نفرت می‌اندازد.‬

00:15:24.840 --> 00:15:25.880
‫شیطان.‬

00:15:26.380 --> 00:15:31.220
‫موجودی که همه او را می‌شناسند،‬
‫اما هیچ‌کس او را ندیده.‬

00:15:43.900 --> 00:15:45.520
‫چیست‬

00:15:46.650 --> 00:15:47.860
‫شیطان؟‬

00:15:51.110 --> 00:15:51.950
‫لعنت.‬

00:15:51.950 --> 00:15:53.240
‫لعنت بهش!‬

00:15:54.780 --> 00:15:56.780
‫من بلندترین قله‌های‬
‫بهشت‬

00:15:56.780 --> 00:15:58.910
‫تا تاریک‌ترین سیاه‌چال‌های هل‌هایم رو گشتم.‬

00:15:58.910 --> 00:16:01.200
‫من با دقت تمام اسناد رو تحلیل کردم‬

00:16:01.210 --> 00:16:03.830
‫و با کوچکترین سرنخ‬
‫دنبال افسانه‌ها رفتم.‬

00:16:04.330 --> 00:16:08.590
‫و با این حال، شیطان، حرومزاده، کجایی...‬

00:16:11.170 --> 00:16:14.010
‫کجایی... تو؟‬

00:16:32.570 --> 00:16:34.530
‫ش-شیطان؟‬

00:16:39.660 --> 00:16:41.870
‫بس کن! تمومش کن!‬

00:16:41.870 --> 00:16:44.160
‫عشق، نفرته.‬

00:16:45.710 --> 00:16:48.590
‫نه! خواهش می‌کنم!‬

00:16:49.210 --> 00:16:54.050
‫تمام کسانی که دوستشان داری، نابود خواهند شد!‬

00:16:55.130 --> 00:16:57.180
‫نه، خواهش می‌کنم!‬

00:16:57.680 --> 00:17:00.010
‫نه!‬

00:17:03.850 --> 00:17:05.390
.‫بلزباب

00:17:08.860 --> 00:17:11.730
‫دوباره خوابش رو‬
‫دیدی، مگه نه؟‬

00:17:15.200 --> 00:17:16.530
‫بیچاره.‬

00:17:18.530 --> 00:17:19.450
‫لیلیث،‬

00:17:20.530 --> 00:17:24.750
‫می‌دونی چرا لوسیفر می‌خواست‬
‫با یکی مثل من دوست بشه؟‬

00:17:26.250 --> 00:17:30.880
‫چرا؟ چرا اصلاً باید میومد‬
‫و منو پیدا می‌کرد؟‬

00:17:34.210 --> 00:17:37.220
‫باید ازم دور می‌موند.‬
‫هیچ‌وقت نباید...‬

00:17:37.800 --> 00:17:40.800
‫گوش کن. اون همیشه همین‌جوری بود.‬

00:17:40.800 --> 00:17:42.970
‫دوست نداشت آدما رو تنها ببینه.‬

00:17:43.470 --> 00:17:47.350
‫هر کسی می‌تونست شخصیت‬
‫درخشان و گرمش رو ببینه،‬

00:17:47.350 --> 00:17:51.190
‫اما در خفا،‬
‫اون هم از تنهایی رنج می‌برد.‬

00:17:51.190 --> 00:17:54.230
‫و برای همین نمی‌تونست تحمل کنه‬
‫که کسی رو تنها ببینه.‬

00:17:55.440 --> 00:17:58.820
‫نمی‌تونست تحمل کنه که تو‬
‫به اون شکل به زندگی ادامه بدی.‬

00:17:59.320 --> 00:18:00.780
‫اون همین بود.‬

00:18:00.780 --> 00:18:02.370
‫اون لوسیفر بود.‬

00:18:02.370 --> 00:18:04.490
‫داری شوخی می‌کنی.‬

00:18:04.500 --> 00:18:06.580
‫اون تا این حد دل‌نازک بود؟‬

00:18:08.750 --> 00:18:10.500
‫اون واقعاً...‬

00:18:10.500 --> 00:18:13.380
‫...یه احمق دوست‌داشتنی بود.‬

00:18:15.960 --> 00:18:18.130
‫لیلیث، این حرف منو یادت باشه.‬

00:18:18.130 --> 00:18:21.510
‫بهت قول میدم، انتقام همه‌شون رو می‌گیرم.‬

00:18:22.760 --> 00:18:24.640
‫یادت باشه که ما تو این راه با همیم.‬

00:18:24.640 --> 00:18:26.390
‫نه «من»، بلکه «ما».‬

00:18:27.140 --> 00:18:28.020
‫آره.‬

00:18:29.020 --> 00:18:33.520
‫قبل از اینکه خودش بفهمد،‬
‫بلزباب دیگر تنها نبود.‬

00:18:34.150 --> 00:18:35.530
‫گوش کن، لیلیث.‬

00:18:36.190 --> 00:18:38.820
‫من نمی‌ذارم هیچ اتفاقی‬
‫برات بیفته.‬

00:18:38.820 --> 00:18:42.530
‫اینجوری که میگی باعث میشی‬
‫مثل دختر مدرسه‌ای‌ها خجالت بکشم.‬

00:18:43.410 --> 00:18:46.700
‫آه، لیلیث، خیلی ازت ممنو...‬

00:18:48.870 --> 00:18:50.170
‫و بعد...‬

00:18:51.630 --> 00:18:54.340
‫بلزباب...

00:18:55.090 --> 00:18:57.590
‫همانطور که بلزباب نزدیک می‌شد‬

00:18:57.590 --> 00:19:00.720
‫به پایان سفر طولانی‌اش‬
‫برای پیدا کردن شیطان...‬

00:19:01.590 --> 00:19:03.890
‫هان؟ لیلیث؟‬

00:19:05.260 --> 00:19:07.180
‫او مواجه شد...‬

00:19:11.230 --> 00:19:13.360
‫ل-لیلیث!‬

00:19:14.730 --> 00:19:16.570
با حقیقت وحشتناک

00:19:16.570 --> 00:19:18.490
‫بلزباب.

00:19:21.030 --> 00:19:22.660
‫خیلی خوشحالم‬

00:19:23.240 --> 00:19:24.620
‫که دوباره‬

00:19:25.370 --> 00:19:27.120
‫خودت شدی.‬

00:19:27.870 --> 00:19:31.670
‫وقتی عشق در قلب‬
‫بلزباب به اوج خود می‌رسد...‬

00:19:33.210 --> 00:19:34.630
‫...او دگرگون می‌شود...‬

00:19:35.790 --> 00:19:38.340
‫...و کسانی را که‬
‫دوستشان دارد، می‌کشد.‬

00:19:39.210 --> 00:19:42.180
‫صبر کن! تو شیطان نیستی.‬
‫من تو رو می‌شناسم!‬

00:19:47.430 --> 00:19:49.100
‫پدیده‌ای به نام‬

00:19:49.890 --> 00:19:51.230
‫دِسترودو.‬

00:19:51.230 --> 00:19:54.560
‫غریزه شیطانی برای نابودی زندگی.‬

00:19:56.020 --> 00:19:56.940
‫این من بودم.‬

00:19:57.940 --> 00:19:59.360
‫همیشه من بودم.‬

00:19:59.860 --> 00:20:01.650
‫این یعنی شیطان‬

00:20:02.200 --> 00:20:03.320
‫من هستم.‬

00:20:03.910 --> 00:20:06.450
‫بلزباب بالاخره فهمید.‬

00:20:06.450 --> 00:20:10.620
‫شیطان همیشه آنجا بود،‬
‫درون او پنهان شده بود.‬

00:20:13.460 --> 00:20:16.290
‫لیلیث! من چیکار کردم؟‬

00:20:16.790 --> 00:20:20.590
‫نمی‌خواستم این کار رو بکنم. نباید اینطور می‌شد.‬
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم این اتفاق بیفته!‬

00:20:21.220 --> 00:20:25.300
‫خیلی متأسفم.‬
‫هیچ‌وقت نباید می‌ذاشتم بهم نزدیک بشی!‬

00:20:27.220 --> 00:20:29.510
‫وقت‌هایی که با هم گذروندیم،‬

00:20:30.390 --> 00:20:32.100
‫شادترین لحظات‬

00:20:32.600 --> 00:20:34.440
‫زندگی من بودن.‬

00:20:34.940 --> 00:20:39.320
‫سفر انتقام تو، خب، دیگه تموم شده.‬

00:20:39.820 --> 00:20:41.240
‫چون من گمان می‌کنم‬

00:20:41.900 --> 00:20:44.200
‫لوسیفر هم تو رو می‌بخشه.‬

00:20:46.320 --> 00:20:48.990
‫اینطور نیست، لوسیفر؟‬

00:20:50.120 --> 00:20:51.410
‫نمی‌تونم تحمل کنم.‬

00:20:51.410 --> 00:20:53.160
‫شیطان تمام مدت من بودم.‬

00:20:53.160 --> 00:20:55.750
‫چطور می‌تونم خودم رو ببخشم؟‬

00:20:56.250 --> 00:20:57.630
‫بلزباب...

00:20:59.710 --> 00:21:00.920
‫من عاشقتم.‬

00:21:01.960 --> 00:21:03.050
‫و برای همین‬

00:21:03.800 --> 00:21:05.010
‫به همین دلیله که‬

00:21:05.760 --> 00:21:06.590
‫من می‌تونم...‬

00:21:06.590 --> 00:21:09.680
‫من می‌تونم همه‌چیز رو ببخشم.‬

00:21:10.180 --> 00:21:12.220
‫پس لطفاً به زندگی ادامه بده‬

00:21:13.270 --> 00:21:14.690
‫به خاطر همه ما.‬

00:21:17.150 --> 00:21:18.360
‫و این...‬

00:21:20.020 --> 00:21:20.900
‫این...‬

00:21:21.400 --> 00:21:23.070
‫این، عشق من...‬

00:21:23.570 --> 00:21:24.780
‫این...‬

00:21:25.700 --> 00:21:27.530
‫آخرین دستور منه.‬

00:21:33.120 --> 00:21:34.080
‫لیلیث!‬

00:21:35.460 --> 00:21:37.540
‫نه، نرو، لیلیث!‬

00:21:37.540 --> 00:21:42.380
‫نمی‌تونی منو دوباره...‬
..تنها بذاری

00:21:43.670 --> 00:21:45.760
‫ناگهان،‬
‫عطش انتقامی که‬

00:21:45.760 --> 00:21:48.340
‫برای مدتی طولانی او را‬
‫سرپا نگه داشته بود، از بین رفت.‬

00:21:49.590 --> 00:21:51.600
‫بلزباب در هم شکست.‬

00:21:56.390 --> 00:21:58.520
‫زود بیا. سریع بیا.‬

00:21:59.190 --> 00:22:01.110
‫همین حالا بیا و منو بکش.‬

00:22:01.610 --> 00:22:04.400
‫این کار رو به فجیع‌ترین شکل ممکن انجام بده.‬

00:22:05.940 --> 00:22:09.280
‫زندگی من رو با بی‌رحمی وحشیانه به پایان برسون.‬

00:22:10.000 --> 00:22:15.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:22:15.030 --> 00:22:23.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]