﻿WEBVTT

00:00:00.200 --> 00:00:06.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:00:06.030 --> 00:00:14.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:00:17.225 --> 00:00:22.939
‫یک، دو، سه، چهار،

00:00:23.857 --> 00:00:29.237
‫پنج، شش، هفت،

00:00:29.262 --> 00:00:32.015
‫هشت، نه…

00:00:35.577 --> 00:00:36.661
‫…ده.

00:00:42.782 --> 00:00:46.188
وقایع به تصویر کشیده شده این فیلم همگی
بین سپتامبر 1984 و دسامبر 1985 رخ داده‌اند

00:00:46.218 --> 00:00:48.548
‫اتفاقی که برای
،کریس دی سزار تو اون اتاق افتاد

00:00:48.573 --> 00:00:51.693
،نشأت گرفته از امیال یه نفر بود

00:00:51.718 --> 00:00:53.887
‫یه جور بازتاب از ذهن یه نفر،

00:00:53.912 --> 00:00:57.239
تلاش یکی برای ارتباط گرفتن
.از یه چیزی، از یه جایی

00:00:59.892 --> 00:01:03.020
‫می‌گفت به کمک نیاز داره، به راهنمایی معنوی،

00:01:03.646 --> 00:01:06.232
‫چون یه روح داره دنبالش می‌کنه،

00:01:06.733 --> 00:01:08.698
‫و حسابی ترسونده بودش.

00:01:12.822 --> 00:01:14.991
‫اون موقع دهه‌ی 80 بود، خب؟

00:01:15.575 --> 00:01:18.887
‫کسی درباره‌ی سلامت روان حرف نمی‌زد.
‫کسی از افسردگی چیزی نمی‌گفت.

00:01:18.912 --> 00:01:21.449
.اصلاً در مورد خیلی چیزا حرف زده نمی‌شد

00:01:22.379 --> 00:01:23.978
بخشی از بخش‌های
شهادت‌نامه به صورت نمایشی درآمده

00:01:24.003 --> 00:01:25.921
‫این یه مدرک واقعی بود.

00:01:26.711 --> 00:01:28.672
.اثباتی بود برای زندگی پس از مرگ

00:01:34.917 --> 00:01:36.637
« سـالـن ایـری »

00:01:41.054 --> 00:01:45.871
سوم سپتامبر 1984
کالج جنسیو، شمال ایالت نیویورک

00:01:49.350 --> 00:01:51.036
.بابا، خودم می‌تونم
.بده من

00:01:51.061 --> 00:01:52.164
‫بابا، بی‌خیال دیگه.

00:01:57.534 --> 00:02:00.578
‫کریس یه پسر خوب آمریکایی بود.

00:02:01.454 --> 00:02:04.415
یه ‫دانش‌آموز عالی، دونده‌ای فوق‌العاده.

00:02:04.440 --> 00:02:05.483
‫بجنب.

00:02:07.642 --> 00:02:09.452
‫چهار سال بعدی زندگیت منتظرته.

00:02:12.298 --> 00:02:14.217
‫پسری که می‌تونی بهش افتخار کنی.

00:02:20.682 --> 00:02:22.350
‫جنسیو دانشگاه سختیه.

00:02:22.375 --> 00:02:25.205
خیلی سخت می‌شه واردش شد
.موندن توش حتی سخت‌تره

00:02:26.354 --> 00:02:28.581
من جزو 10% برتر
.کلاس دبیرستان فارغ‌التحصیل شدم

00:02:28.606 --> 00:02:30.869
یادمه نشسته بودم تو کلاس
،دنبال اون شاگرد ضعیفه می‌گشتم

00:02:30.894 --> 00:02:33.463
اونی که قراره کف کلاس بمونه
.پیداش نمی‌کردم

00:02:33.488 --> 00:02:34.716
‫چون اون خودم بودم.

00:02:35.196 --> 00:02:37.073
‫می‌دونی، جنسیو همین‌جوری دیگه.

00:02:37.098 --> 00:02:39.964
‫آدما تیز بودن، رقابت زیاد بود،
.فشار زیادی وجود داشت

00:02:44.998 --> 00:02:46.166
‫چی شده؟

00:02:49.878 --> 00:02:51.095
.بگو دیگه، پسر

00:02:51.921 --> 00:02:53.548
‫هیچ‌کس دیگه باباش اینجا نیست.

00:02:54.591 --> 00:02:55.594
‫می‌دونی چیه؟

00:02:56.788 --> 00:02:57.788
.راست می‌گی

00:02:58.261 --> 00:02:59.335
‫از پسش برمیای.

00:03:00.263 --> 00:03:01.347
‫آه، بیا اینجا.

00:03:02.591 --> 00:03:04.259
‫بابا.
‫باشه، باشه.

00:03:04.284 --> 00:03:06.537
‫باشه، باشه.
.یالا دیگه، آره، همینه

00:03:07.478 --> 00:03:08.946
،وقتی راه میفتی و میری

00:03:08.971 --> 00:03:10.651
،فقط به یه چیز فکر می‌کنی

00:03:10.676 --> 00:03:12.356
«امیدوارم حالش خوب باشه»

00:03:14.402 --> 00:03:18.615
‫فکر می‌کردم لازمه تجربه کسب کنه،

00:03:18.640 --> 00:03:22.762
‫و دانشگاه بهترین جاست
.برای به‌دست آوردن این‌جور تجربه‌ها

00:03:25.538 --> 00:03:26.685
‫کمک می‌خوای؟

00:03:26.710 --> 00:03:29.296
‫اه، نه… ممنون.

00:03:31.544 --> 00:03:32.712
...‫من
‫کریس؟

00:03:34.464 --> 00:03:36.279
‫بله، خودمم.
‫من لیندام.

00:03:36.304 --> 00:03:41.204
کریس از این تیپای قلدر و مردونه نبود
.منم با این ویژگیش جور بودم

00:03:41.229 --> 00:03:42.397
‫هی.

00:03:43.097 --> 00:03:44.917
‫برو کنار، رومئو.
‫ببخشید.

00:03:45.725 --> 00:03:47.352
بار ‫آخره.
‫هوم.

00:03:49.229 --> 00:03:50.790
.‫ منظوری نداشتم
‫می‌دونم.

00:03:51.189 --> 00:03:52.607
‫خب، بعداً می‌بینمت؟

00:03:52.632 --> 00:03:53.717
‫حتماً.

00:03:54.127 --> 00:03:56.996
‫یه جور انرژی خاصی دور و برش بود

00:03:57.021 --> 00:04:00.340
که واقعاً همه رو
.جذب دنیای خودش می‌کرد

00:04:00.365 --> 00:04:02.325
‫اهل خودنمایی یا جلب توجه نبود.

00:04:02.350 --> 00:04:06.354
‫فقط می‌اومد می‌گفت:
.سلام، من کریس‌م.» همین»

00:04:15.463 --> 00:04:18.341
‫از همون لحظه‌ای که وارد شد،
.توجه منو جلب کرد

00:04:18.366 --> 00:04:19.446
‫کریس.

00:04:20.047 --> 00:04:24.151
.آدم با کریس خیلی راحت بود
.راحت می‌شد باهاش صمیمی شد

00:04:24.176 --> 00:04:25.449
‫جف آنگار.

00:04:31.003 --> 00:04:34.442
‫با هم‌اتاقیش، پاول،
.خیلی زود شدیم یه جمع سه‌نفره

00:04:34.467 --> 00:04:36.758
بکِشید بیاید تو
.اون در لعنتی رو هم ببندین

00:04:40.571 --> 00:04:42.188
این... مجازه اصلاً؟

00:04:43.157 --> 00:04:44.758
‫بابام برامون گرفتش.

00:04:46.327 --> 00:04:47.547
‫باید از فضا بهتر استفاده کنیم.

00:04:48.579 --> 00:04:50.480
‫خب، کمکم می‌کنی؟

00:04:58.047 --> 00:05:00.383
‫کریس و پاول با هم هم‌اتاقی بودن.

00:05:01.259 --> 00:05:02.635
،یه نیم‌طبقه درست کردن

00:05:02.660 --> 00:05:05.419
‫که عملاً فضای اتاقشون رو دو برابر کرد.

00:05:05.444 --> 00:05:07.974
‫پایین برای مهمونی، بالا کار و درس.

00:05:07.999 --> 00:05:09.559
.جَو اونجا فوق‌العاده بود

00:05:09.584 --> 00:05:13.227
‫یه جایی بود که ناخودآگاه جذبش می‌شدی،
.چون به آدم خوش می‌گذشت

00:05:16.649 --> 00:05:19.068
یادمه که
.تو اتاق کریس و پاول وقت می‌گذروندیم

00:05:19.093 --> 00:05:20.761
‫یا موزیکش جذبمون می‌کرد،

00:05:20.786 --> 00:05:22.772
‫یا حرفاشون، یا آدمای دوروبرشون…

00:05:22.797 --> 00:05:25.557
‫یه کاناپه داشتن که
.می‌تونستی دوستاتو بیاری اونجا

00:05:25.582 --> 00:05:29.245
‫یه فضای کافی داشتیم برای بازی کردن،

00:05:29.270 --> 00:05:31.487
.حرف بزنیم و خوش بگذرونیم

00:05:32.582 --> 00:05:35.606
‫با هر کسی که می‌خواست حرف بزنه،
.با روی باز برخورد می‌کرد

00:05:36.092 --> 00:05:39.304
‫فکر نمی‌کنم حتی یه ذره بدی تو وجودش بود.

00:05:40.734 --> 00:05:42.569
‫آره، خیلی جمع صمیمی و نزدیکی بودیم.

00:05:46.846 --> 00:05:48.399
‫البته اون موقع،

00:05:49.015 --> 00:05:51.452
‫ اصلاً خبر نداشتیم
.قراره چه بلایی سر کریس بیاد

00:05:59.442 --> 00:06:00.993
‫کریس عاشق دویدن بود.

00:06:02.528 --> 00:06:05.649
دقیق مثل ساعت
.قبل از کله‌ی سحر بیدار بود

00:06:07.325 --> 00:06:08.655
‫کیلومترها می‌دوید.

00:06:11.662 --> 00:06:13.623
.هر روز، تو هر آب و هوایی

00:06:13.648 --> 00:06:17.661
و اون پشتکاری که از خودش
.نشون می‌داد، تحسین‌برانگیز بود

00:06:21.607 --> 00:06:26.195
‫کریس آرزو داشت یه روز بتونه
.برای المپیک انتخاب بشه و شرکت کنه

00:06:28.971 --> 00:06:33.138
باید هم‌زمان هم جسمت رو
،پرورش بدی و هم ذهنت رو

00:06:33.163 --> 00:06:35.223
‫اگه می‌خوای دونده‌ی استقامت بشی.

00:06:37.647 --> 00:06:40.624
‫وقتی یازده سالش بود،
.اصلاً دوست نداشت بدوه

00:06:41.194 --> 00:06:43.571
یه تیکه چوب برداشتم
«گفتم: «باید بدوی

00:06:43.596 --> 00:06:44.794
‫«بدو ببینم.»

00:06:45.321 --> 00:06:49.148
‫پنج کیلومتر دویدیم،
.در حالی که فقط 11 سالش بود

00:06:49.447 --> 00:06:52.366
‫و زمانش شد 17 دقیقه و 50 ثانیه.

00:06:53.044 --> 00:06:56.423
‫در حالی که رکورد دبیرستانی‌ها
.حدود 18 یا 19 دقیقه‌ست

00:06:58.459 --> 00:07:00.529
‫من همیشه باور داشتم، و کریس هم همین‌طور،

00:07:00.554 --> 00:07:05.834
‫که اون نظم و انضباط شخصی،
به آدم یه حس امنیت می‌ده

00:07:06.215 --> 00:07:11.308
... :: تـرجـ‌مـه از : سعیــ‌د پـردیــ‌س :: ...

00:07:34.684 --> 00:07:36.364
"اتاق خوابگاه، سی2 دی1"

00:08:07.945 --> 00:08:09.197
‫کریس.

00:08:26.246 --> 00:08:27.548
‫کریس.

00:08:51.656 --> 00:08:54.315
"من و کریس تو "جنسیو
.با هم تو تیم دو صحرانوردی بودیم

00:08:55.284 --> 00:08:57.779
‫ورزشکار سخت‌کوشی بود،
.می‌دونی واقعاً بود

00:08:58.913 --> 00:09:01.332
‫کاش بدنم آماده‌تر بود،
.بیشتر می‌تونستم باهاش بدوم

00:09:03.209 --> 00:09:07.255
‫به‌نظر می‌رسید کریس همیشه
.زیر فشار بود که خوب بدوه، خوب عمل کنه

00:09:07.880 --> 00:09:09.048
که ‫پسر خوبی باشه.

00:09:09.643 --> 00:09:11.061
.از این‌جور چیزا

00:09:18.898 --> 00:09:20.015
‫کریس.

00:09:21.686 --> 00:09:22.772
‫الو؟

00:09:25.687 --> 00:09:26.837
‫کریس.

00:09:34.756 --> 00:09:36.132
!پسر، عجب سرعتی داری

00:09:36.405 --> 00:09:37.885
‫اِه، تو… تو همین الان…

00:09:37.910 --> 00:09:40.788
داشتم سعی می‌کردم بهت برسم
بگو ببینم رکورد یه مایلت چنده؟

00:09:40.813 --> 00:09:42.733
‫آه، اون‌قدرا خوب نیست، نه.

00:09:45.084 --> 00:09:47.135
‫هی، کجا داری میری؟
‫از اول شروع می‌کنم.

00:10:06.551 --> 00:10:11.173
‫من واقعاً از فضای اجتماعی جنسیو
.لذت می‌بردم، خوشم می‌اومد

00:10:13.479 --> 00:10:15.230
‫بهترین دوران زندگیم بود.

00:10:17.124 --> 00:10:19.952
‫یه مهمونی توگا (مهمونی رومی)
.داشتن. فقط باید یه ملافه بپیچی دورت

00:10:19.977 --> 00:10:22.497
‫شاید زیرش یه چیزی بپوشی،
.شایدم نه، نمی‌دونم

00:10:29.086 --> 00:10:31.547
اولش، فکر نکنم
.کریس اصلاً دلش می‌خواست بره

00:10:31.572 --> 00:10:34.616
‫فکر کنم نگران بود
.اوضاع از کنترل خارج بشه

00:10:36.385 --> 00:10:39.597
‫آخرش، با اینکه دودل بودیم،
.جفتمون تصمیم گرفتیم بریم

00:10:39.622 --> 00:10:41.661
‫جف، اومدی که!

00:10:51.400 --> 00:10:53.519
‫هی کریس، تو هم اومدی پسر!

00:10:53.544 --> 00:10:55.457
‫دمت گرم پسر، بهت افتخار می‌کنم.

00:10:55.482 --> 00:10:56.526
.همینه

00:10:57.367 --> 00:10:58.983
هی، هی. داری می‌زنی؟

00:10:59.008 --> 00:11:00.009
‫آره، فقط یکی.

00:11:00.034 --> 00:11:02.820
‫فقط… وای خدای من،
.اوکی، ولی یواش‌تر، پسر

00:11:02.845 --> 00:11:05.097
‫چی؟
‫شوخی کردم، چیزی نیست.

00:11:05.122 --> 00:11:07.350
.پسر، باید از این لاکت بیای بیرون

00:11:07.375 --> 00:11:10.795
...حالشو ببر. ببین. نگاه کن
.ما واسه همین چیزا اینجاییم

00:11:11.587 --> 00:11:13.212
‫آره؟
‫آره، نه، من...

00:11:13.237 --> 00:11:17.343
‫ببین رفیق، فقط یه بار این‌قدر جوونی،
این‌قدر زنده‌ و سرحالی. فهمیدی؟

00:11:17.368 --> 00:11:18.553
‫آره.
‫آره؟

00:11:18.578 --> 00:11:20.169
‫آره.
‫باشه.

00:11:22.890 --> 00:11:23.995
‫بعداً می‌بینمت.

00:11:24.920 --> 00:11:28.591
‫انگار کریس یه جور نگرانی
.یا دل‌مشغولی تو چهره‌ش داشت

00:11:44.704 --> 00:11:45.746
‫کریس.

00:11:50.950 --> 00:11:52.203
‫کریس.

00:11:57.174 --> 00:12:00.865
‫توگا! توگا! توگا! توگا!

00:12:00.890 --> 00:12:04.407
‫توگا! توگا! توگا! توگا!

00:12:04.432 --> 00:12:06.934
‫توگا! توگا! توگا!

00:12:06.959 --> 00:12:09.629
‫یه چیزی بیرون پنجره زهره‌ترکش کرده بود.

00:12:09.654 --> 00:12:13.124
«و گفت: «جف، اون مرد رو دیدی؟

00:12:13.448 --> 00:12:14.536
‫من نگاه کردم،

00:12:14.982 --> 00:12:17.346
.ولی انعکاس نور اذیتم می‌کرد

00:12:17.676 --> 00:12:20.178
.و چیزی رو که اون می‌دید، من نمی‌دیدم

00:12:25.995 --> 00:12:30.856
‫به نظرم خیلی عجیب اومد
،که وسط اون همه شادی و هیجان

00:12:30.881 --> 00:12:33.352
ناگهان یه چیز عجیب غریب

00:12:33.377 --> 00:12:35.786
مثل یه نگاه اجمالی به یه غریبه

00:12:36.065 --> 00:12:39.007
.بیرون پنجره کافی بود تا اونو به هم بریزه

00:12:48.763 --> 00:12:49.935
!پسر

00:12:50.519 --> 00:12:52.897
‫خوبی؟
‫ منو حسابی ترسوندی!

00:12:52.922 --> 00:12:54.882
‫ببخشید، دیدم رفتی بیرون.

00:12:57.852 --> 00:12:59.166
‫من خوبم، فقط...

00:13:00.404 --> 00:13:02.680
‫این‌جور مهمونیا
.اصلاً با روحیه‌ام سازگار نیست

00:13:03.032 --> 00:13:04.867
‫آره، منم همین‌طور.

00:13:05.451 --> 00:13:08.078
‫پر از… دختره.

00:13:08.837 --> 00:13:10.073
‫و کلی آدم.

00:13:10.623 --> 00:13:12.750
‫واو، اینا کار توئه؟

00:13:14.251 --> 00:13:15.252
‫آره.

00:13:15.277 --> 00:13:16.433
‫نقاشی می‌کنی؟

00:13:16.966 --> 00:13:17.989
‫یه کم.

00:13:18.013 --> 00:13:19.841
‫نه، تو واقعاً بلدی نقاشی بکشی.

00:13:20.057 --> 00:13:21.058
‫مرسی.

00:13:23.010 --> 00:13:24.924
‫یه شخصیت جدید داری طراحی می‌کنی؟

00:13:25.392 --> 00:13:27.227
‫نه، چیز خاصی نیست.

00:13:29.266 --> 00:13:31.628
فقط می‌خوام یه چیزی رو
.از ذهنم بندازم بیرون، همین

00:13:31.653 --> 00:13:33.780
‫ببخش، قصد فضولی نداشتم.

00:13:35.189 --> 00:13:36.758
‫شروع کرد به گفتن اتفاقات دیگه‌ای

00:13:37.008 --> 00:13:40.128
.که چند روز اخیر براش افتاده بود
‫می‌گفت چند بار صداش کرده بودن.

00:13:40.152 --> 00:13:44.878
اینکه یه چیزی چندبار تو روزهای قبل
.داشته اسمش رو صدا می‌زده

00:13:46.909 --> 00:13:52.039
‫گفت یه هیبت تاریک دیده،
.یه چیزی با فرم و شکل آدم

00:13:53.457 --> 00:13:56.126
‫به نظرم واقعاً خیلی عجیب اومد.

00:13:56.794 --> 00:14:01.298
واکنش من این بود که احتمالاً کریس
،دچار یه بحران روانی شده

00:14:01.323 --> 00:14:04.826
‫یه چیزی ذهن کریس رو درگیر کرده بود،
.ولی با خودش نگهش داشته بود

00:14:04.851 --> 00:14:07.696
‫می‌گفت: «یه چیزایی داره برام
«اتفاق می‌افته، چیزایی داره رخ می‌ده

00:14:07.721 --> 00:14:10.641
‫می‌گفت: «بچه‌ها، نمی‌دونم چی شده،
‫تمرکز کردن برام سخته.»

00:14:10.666 --> 00:14:13.060
ولی خب، حتی اینم نگفت
‫فقط خودشو جمع کرد و

00:14:13.692 --> 00:14:15.052
.توی لاک خودش رفت

00:14:15.479 --> 00:14:19.650
‫اون شب، سر مهمونی رومی،
.نمی‌دونم چی به کریس گذشت

00:14:20.818 --> 00:14:24.103
‫فقط می‌دونم که پسرا
.اهل شوخی و شیطنت بودن

00:14:27.408 --> 00:14:30.293
کارهایی می‌کردن مثل اینکه
...جلوی اتاق یکی رو وقتی خواب بود

00:14:30.318 --> 00:14:32.543
‫با قوطی سد کنن، تا نتونه بیاد بیرون.

00:14:38.085 --> 00:14:39.336
.احمق‌ها

00:14:40.850 --> 00:14:43.144
‫هیچ‌وقت مست جلوی ما از حال نرید.

00:14:44.717 --> 00:14:47.532
‫وگرنه صورتت رو نقاشی می‌کشیم،
.یا حتی موهات رو می‌زنیم

00:14:48.085 --> 00:14:50.180
‫شاید هم بیدار شی و ببینی جات عوض شده.

00:14:50.205 --> 00:14:53.731
‫می‌دونی؟ اگه تونستیم جابه‌جات کنیم
.و بیدار نشدی، تقصیر خودته رفیق

00:14:57.855 --> 00:15:00.472
‫یادمه یه بار توی حموم بودم

00:15:00.858 --> 00:15:02.823
‫که یهو صدای سشوار شنیدم.

00:15:04.320 --> 00:15:07.501
‫یه ردیف پودر بچه ریخته بودن جلوی در،

00:15:07.526 --> 00:15:09.800
‫بعد با سشوار
.فوتش کرده بودن تا بره توی اتاق

00:15:09.825 --> 00:15:12.094
‫کل اتاق شده بود توده‌ی پودر بچه.

00:15:12.119 --> 00:15:15.070
‫تو بودی، برایان؟ کارِت تمومه پسر!

00:15:15.514 --> 00:15:17.063
‫می‌گفتن: «همه می‌میرن!»

00:15:17.847 --> 00:15:19.905
.ولی خنده‌داره بود. واقعاً خنده‌داره

00:15:19.930 --> 00:15:22.627
همه شوخی رو دوست دارن
.تا وقتی که سر خودشون بیاد

00:15:23.797 --> 00:15:26.759
‫چهار سال دیگه! چهار سال دیگه!

00:15:26.784 --> 00:15:28.578
‫خیلی ازتون ممنونم.

00:15:29.219 --> 00:15:30.351
.ممنون

00:15:32.264 --> 00:15:33.265
.متشکرم

00:15:42.372 --> 00:15:43.484
‫کریس.

00:15:58.040 --> 00:15:59.041
‫کریس.

00:16:00.918 --> 00:16:03.212
‫کریگ، تویی؟

00:16:15.641 --> 00:16:16.642
‫جف؟

00:16:21.689 --> 00:16:23.024
‫توی اتاقم بودم،

00:16:23.049 --> 00:16:25.552
‫داشتم یه فیلم از
.کلینت ایستوود نگاه می‌کردم

00:16:40.129 --> 00:16:42.094
"کریس"

00:16:54.138 --> 00:16:57.866
‫اون موقع کلی شوخی و شیطنت بود،
‫ولی هیچ‌کس با کریس شوخی نمی‌کرد.

00:16:57.891 --> 00:17:01.766
‫نه از سر بی‌احترامی یا بدجنسی،
‫فقط چون شوخی با اون فایده‌ای نداشت.

00:17:01.791 --> 00:17:02.868
‫می‌دونی چی می‌گم؟

00:17:11.238 --> 00:17:12.239
...به‌وسیله‌ی تو

00:17:12.664 --> 00:17:15.909
‫ مگه اینکه خودت
‫مسئولیت ذهنت رو به‌عهده بگیری

00:17:15.934 --> 00:17:18.412
‫و شروع کنی به برنامه‌ریزی ذهنت،

00:17:18.787 --> 00:17:21.040
‫دنیا خودش ذهنت رو
.برات برنامه‌ریزی می‌کنه

00:17:21.540 --> 00:17:26.045
‫خودِ تویی که مسئول انتخاب
‫افکاری هستی که در ذهنت جریان داره.

00:17:26.070 --> 00:17:27.776
‫کریس.

00:17:32.003 --> 00:17:33.880
‫که این فکر از خودته...

00:17:36.180 --> 00:17:38.093
‫برای کنترل احساست،

00:17:38.658 --> 00:17:41.547
‫اول باید بتونی افکارت رو کنترل کنی.

00:17:42.519 --> 00:17:46.565
‫توجهت حالا منتقل شده
‫به حالت آزادتـر و رها‌تـر...

00:18:18.222 --> 00:18:23.237
‫یهو صدای جیغی شنیدم
‫که توی کل اون طبقه پیچید.

00:18:25.979 --> 00:18:29.254
‫چشمای کریس پر از وحشت و جنون بود.

00:18:29.983 --> 00:18:32.486
‫اولین چیزی که گفت این بود:
‫یه چیزی توی اتاقمه.

00:18:32.511 --> 00:18:35.681
‫می‌گفت: «یه چیزی توی اتاقم دیدم.
«هنوز اون‌جاست

00:18:36.297 --> 00:18:38.573
‫اشکالی نداره، آروم باش. بشین.

00:18:41.850 --> 00:18:43.018
.می‌رم ببینم چیه

00:18:51.794 --> 00:18:55.376
‫راستش، واقعاً می‌ترسیدم
‫ببینم قراره با چی روبه‌رو بشم.

00:19:01.074 --> 00:19:03.040
.پس این‌طوری با احتیاط رفتم تو

00:19:20.739 --> 00:19:21.990
‫و چی دیدی؟

00:19:22.484 --> 00:19:23.691
‫در نهایت،

00:19:24.705 --> 00:19:26.081
‫هیچی ندیدم.

00:19:26.106 --> 00:19:27.362
‫اتاق خالی بود.

00:19:35.632 --> 00:19:39.970
‫اما می‌تونم بگم صددرصد باور داشت
.که یه چیزی تو اون اتاق دیده

00:19:41.722 --> 00:19:44.438
خیلی نسبت به خودش حساس بود

00:19:44.845 --> 00:19:47.732
،از این موضوع خیلی خجالت زده بود

00:19:47.757 --> 00:19:50.647
که داره چیزی رو تجربه می‌کنه
.که قابل توضیح نیست

00:19:51.088 --> 00:19:56.591
و نگران اعتبارش بود
.نگران وضعیت روحی‌ش بود

00:19:57.571 --> 00:20:00.080
‫خواهش می‌کنم... نگو...

00:20:00.620 --> 00:20:02.300
‫به هیچ‌کس چیزی نگو، جف.

00:20:03.578 --> 00:20:04.578
،هی

00:20:05.332 --> 00:20:06.942
‫قول می‌دم بین خودمون بمونه.

00:20:10.834 --> 00:20:12.023
‫قول می‌دم.

00:20:14.379 --> 00:20:17.535
اون چیزی رو تجربه کرده بود
،که نمی‌تونست توضیح بده

00:20:17.560 --> 00:20:20.172
.و تو اون لحظه، آسیب دیده بود

00:20:21.428 --> 00:20:24.264
‫و من مصمم بودم که بهش کمک کنم.

00:20:35.144 --> 00:20:36.211
"جنسیو"

00:20:36.235 --> 00:20:40.113
‫گاهی کالج «جنیسیو» از افراد خارجی
دعوت می‌کرد ‫که بیان و برامون سخنرانی کنن.

00:20:41.203 --> 00:20:43.033
‫مثلاً یه شب یه نوازنده گیتار می‌اومد،

00:20:43.058 --> 00:20:45.207
‫یا یه نفر در مورد تاریخ حرف می‌زد.

00:20:46.444 --> 00:20:50.957
‫یادمه اوایل اون ترم
‫اعلان‌هایی توی محوطه دانشگاه زده بودن.

00:20:51.458 --> 00:20:53.502
‫این بار موضوع سخنرانی درباره‌ی روح‌ بود.

00:20:54.878 --> 00:20:57.655
‫اون موقع بحث ماورایی خیلی داغ بود.
‫کتابای زیادی می‌فروختن.

00:20:57.680 --> 00:21:00.129
.استیون کینگ تازه داشت فیلم می‌ساخت

00:21:00.154 --> 00:21:02.861
‫مثلاً فیلم «کری» تازه اکران شده بود،
‫از اون جنس چیزها.

00:21:02.886 --> 00:21:05.989
‫فیلم «شکارچیان روح»
‫تابستون 1984 اومده بود بیرون،

00:21:06.014 --> 00:21:11.510
‫برای همین همه جا حرف از
روح و ‫پدیده‌های ماورایی بود.

00:21:12.771 --> 00:21:16.817
اما اِد و لورین وارن
.به عنوان شکارچیان روح اصلی شناخته می‌شدن

00:21:17.859 --> 00:21:21.571
‫و ازشون دعوت کرده بودن
‫تا برای دانشجوها سخنرانی کنن

00:21:21.596 --> 00:21:26.059
‫در مورد چیزایی که توی بیست سال
‫تحقیقشون درباره‌ی ماورایی یاد گرفته بودن.

00:21:32.374 --> 00:21:36.318
‫من خودم شکاک بودم،
‫ولی رفتیم ببینیم شاید چیزی یاد بگیریم

00:21:36.343 --> 00:21:39.204
که شاید بهمون کمک کنه
.بفهمیم چه بلایی سر کریس داره میاد

00:21:41.591 --> 00:21:43.010
‫خانم‌ها و آقایون...

00:21:44.761 --> 00:21:47.824
‫عصر‌تون بخیر،
‫ممنون که توی این هوای سرد اومدین.

00:21:49.766 --> 00:21:52.811
‫معروف‌ترین پرونده‌شون
‫ماجرای «وحشت در اَمتِی‌ویل» بود.

00:21:53.520 --> 00:21:56.106
‫همچنین درباره‌ی خونه‌ی فیلم «احضار»
‫ بررسی کرده بودن

00:21:56.131 --> 00:21:58.525
‫و همین‌طور ماجرای عروسک «آنابل».

00:21:59.192 --> 00:22:02.936
‫وجود ارواح،
بیشتر از اینکه ‫موضوع اعتقاد باشه،

00:22:03.953 --> 00:22:05.287
‫ مسئله‌ی مربوط به شواهده.

00:22:09.119 --> 00:22:11.988
‫سؤال اصلی این نیست که
‫ این پدیده‌ها واقعاً وجود دارن یا نه...

00:22:12.013 --> 00:22:13.663
...همین که شروع کردن به حرف زدن

00:22:13.688 --> 00:22:14.981
‫...بلکه چرا وجود دارن.

00:22:15.417 --> 00:22:16.757
.واقعاً جذاب بود

00:22:17.961 --> 00:22:21.280
‫خیلی اطلاعات رد و بدل می‌شد.
‫می‌خواستم هیچ‌چیو از دست ندم.

00:22:21.745 --> 00:22:22.945
،دفترم رو آوردم

00:22:23.456 --> 00:22:28.096
‫ و خیلی سریع شروع کردم
‫به نوشتن چند تا یادداشت کوتاه،

00:22:28.121 --> 00:22:31.291
فقط نکته‌های کوتاه و مهم ‫تا یادم بمونه.

00:22:33.810 --> 00:22:37.179
‫ولی کریس، به نظر می‌رسید
‫کاملاً غرق افکارش شده.

00:22:39.399 --> 00:22:42.220
‫ما معتقدیم روح‌ها
‫انرژی‌شون رو از زنده‌ها می‌گیرن.

00:22:45.697 --> 00:22:48.283
‫به طور معمول، یه در باید باز بشه.

00:22:52.944 --> 00:22:55.587
ما فهمیدیم که اون درها یا باز می‌شن

00:22:56.333 --> 00:22:58.253
.‫یا با قانون دعوت باز می‌شن

00:22:58.585 --> 00:22:59.891
‫یا با جذب.

00:23:04.674 --> 00:23:09.179
‫اون‌ها توضیح دادن که
نوعی از آدم‌ها وجود دارن

00:23:10.013 --> 00:23:14.940
که به خاطر دلسوزی‌شون
،یا طبیعت مهربونشون

00:23:15.266 --> 00:23:17.310
.ارواح بهشون جذب می‌شن

00:23:19.147 --> 00:23:23.542
‫این مربوط به آدم‌هاست،
‫انرژی و روحشون.

00:23:25.195 --> 00:23:29.942
چیزی که تو دنیا منتشر می‌کنی
.از دنیا پس می‌گیری

00:23:30.659 --> 00:23:33.435
‫حالا یه سؤال، دست‌هاتون رو بالا ببرین:
امشب چند نفرتون تو اینجا

00:23:33.659 --> 00:23:35.953
تا حالا با تخته‌ی احضار روح بازی کردین؟

00:23:35.978 --> 00:23:41.441
اونا اسباب‌بازی نیستن، تخته‌های احضار روح
.جلسات احضار، مراسم‌ جادوگری

00:23:41.466 --> 00:23:44.802
‫همه‌شون درهایی هستن
‫که به دنیای ماورایی باز می‌شن.

00:23:45.090 --> 00:23:48.620
‫ولی بعضی درها هستن
‫که هرگز نباید باز بشن.

00:23:49.594 --> 00:23:54.641
‫اغلب باعث مسیر بدبختی،
.وحشت و تباهی می‌شن

00:23:56.101 --> 00:23:59.271
‫خب، خانم‌ها و آقایون،
‫این پایان ارائه‌ی ماست.

00:23:59.296 --> 00:24:00.913
‫خیلی ممنون که اومدین.

00:24:06.319 --> 00:24:11.059
‫بعد از سخنرانی، ازمون دعوت شد
‫تا بریم بالا باهاشون صحبت کنیم،

00:24:11.084 --> 00:24:12.418
‫ اونایی که علاقه‌مند بودن.

00:24:13.243 --> 00:24:14.619
‫این عالیه.

00:24:15.111 --> 00:24:17.363
‫بریم با لورین آشنا بشیم.
‫جف.

00:24:17.388 --> 00:24:18.472
‫بیا بریم.

00:24:23.305 --> 00:24:24.358
‫یالا دیگه.

00:24:24.710 --> 00:24:26.059
‫ممنون.
‫فکر می‌کنی امضا بده؟

00:24:26.084 --> 00:24:27.573
‫خیلی ممنون.
‫نمی‌دونم، رفیق.

00:24:28.300 --> 00:24:29.551
‫خیلی ممنون.

00:24:38.268 --> 00:24:39.853
.من باهات دست نمی‌دم

00:24:41.146 --> 00:24:44.532
:این چیزی بود که گفت
«من باهات دست نمی‌دم»

00:24:47.499 --> 00:24:49.179
،از نظر من، انگار لورین

00:24:49.686 --> 00:24:54.464
از همون لحظه‌ای که نزدیک شد
.یه چیزی رو تو کریس تشخیص داد

00:24:56.813 --> 00:24:57.969
.باشه

00:24:58.546 --> 00:25:00.884
خب ‫پسرم، وقتشه که بری.

00:25:05.504 --> 00:25:07.688
‫این برای کریس خیلی تحقیرآمیز بود.

00:25:11.927 --> 00:25:15.649
و شروع کرد به این حس که
.یه مشکلی تو وجود خودش هست

00:25:20.644 --> 00:25:22.229
.باید بی‌خیالش بشی، رفیق

00:25:23.206 --> 00:25:25.124
.این یه حقه بازیه، یه جور کلکه

00:25:26.764 --> 00:25:28.102
.از قیافه‌ت فهمیدن

00:25:28.360 --> 00:25:29.653
قیافه‌م چشه؟

00:25:30.487 --> 00:25:32.960
‫می‌خوای کل فهرست رو بگم؟
.شوخی کردم

00:25:32.985 --> 00:25:35.468
.فقط یه جورایی بازه، می‌دونی؟ صادق

00:25:36.460 --> 00:25:37.953
‫مثل دری که می‌تونی ازش رد شی.

00:25:39.188 --> 00:25:40.288
‫در؟

00:25:41.248 --> 00:25:44.160
‫کاش می‌دونستم.
.فقط برای اینکه مهربون‌تر باشم

00:25:44.185 --> 00:25:45.312
‫ولی نمی‌دونستم.

00:25:46.287 --> 00:25:51.651
‫خیلی جوون بودیم، باید درک کنی.
‫پر از زندگی، و هر فکری درباره مرگ،

00:25:51.675 --> 00:25:55.321
.یا... یا... خیلی، خیلی از ما دور بود

00:25:55.346 --> 00:25:56.806
‫همش چرنده.

00:25:57.639 --> 00:26:00.689
‫هی. حتی اگه روح‌ها واقعی باشن،

00:26:01.184 --> 00:26:02.561
‫ما 19 سالمونه.

00:26:03.275 --> 00:26:04.479
‫دانشگاهیم.

00:26:04.504 --> 00:26:06.422
‫دور و برمون پر از دختره.

00:26:06.698 --> 00:26:08.973
ما به قدری از مرگ دوریم
.که دیگه نمی‌شه از این دورتر بود

00:26:13.989 --> 00:26:16.918
‫ فکر می‌کردم…
‫واقعاً فکر می‌کردم کریس دلتنگ خونه‌ست.

00:26:17.867 --> 00:26:20.287
‫چون جنسیو خیلی چیزها بود، می‌دونی.

00:26:20.312 --> 00:26:22.716
‫همیشه امن نبود.
‫همیشه راحت نبود.

00:26:24.082 --> 00:26:26.585
‫شاید دلتنگ آسایش و امنیت خونه بود.

00:26:27.335 --> 00:26:30.772
‫برای یه پسر از یه شهر کوچیک و آروم،
.ممکنه حسابی ترسناک باشه

00:26:30.797 --> 00:26:33.091
‫می‌دونی، نظم و روال خاصی داشت،

00:26:33.717 --> 00:26:36.678
‫از نظر ذهنی یا اجتماعی آمادگیشو نداشت.

00:26:37.994 --> 00:26:40.622
‫متوجه شدم کریس داشت گوشه‌گیر می‌شد،

00:26:40.647 --> 00:26:41.647
...و

00:26:42.171 --> 00:26:44.373
‫بعضی‌مون شروع کردیم به نگرانی براش.

00:26:45.208 --> 00:26:48.331
‫اون موقع دهه‌ی 80 بود.
‫کسی درباره سلامت روان حرف نمی‌زد.

00:26:48.356 --> 00:26:52.294
‫درباره افسردگی حرف نمی‌زدن.
‫در واقع درباره خیلی چیزا حرف نمی‌زدن.

00:26:52.319 --> 00:26:54.254
.و اونو تو خودت نگه می‌داشتی

00:26:54.279 --> 00:26:55.947
‫و این خودش خیلی استرس‌زاست.

00:26:57.198 --> 00:27:00.285
‫وقتی باهاش حرف زدم، معلوم بود مضطربه.

00:27:00.952 --> 00:27:02.855
‫تا اون موقع هیچ‌وقت صدای کریس رو

00:27:03.729 --> 00:27:05.957
‫با اون لحن نشنیده بودم.

00:27:07.568 --> 00:27:09.128
"جنسیو"

00:27:12.047 --> 00:27:14.968
‫یه پسر دور از خونه، یه‌کم ترسیده بود

00:27:14.993 --> 00:27:16.509
‫از فشارهای دانشگاه.

00:27:16.534 --> 00:27:20.401
‫می‌ره یه سمینار روح‌شناسی، برمی‌گرده می‌گه:
‫«اوه، من تسخیر شدم!» می‌دونی؟

00:27:21.728 --> 00:27:24.630
‫کریس خیلی اصرار داشت
.که این موضوع مخفی بمونه

00:27:24.655 --> 00:27:26.907
‫بهم گفت:
‫«جف، به هیچ‌کس چیزی نگو.»

00:27:32.681 --> 00:27:35.851
‫بیش از سی سال
.هیچ‌وقت دربارش حرف نزدیم

00:27:36.956 --> 00:27:39.709
‫دوربین "اِی"، دوربین "بی"،
.علامت کات، چوب‌ها نرم زده بشه

00:27:41.043 --> 00:27:45.496
... :: تـرجـ‌مـه از : سعیــ‌د پـردیــ‌س :: ...

00:27:45.949 --> 00:27:47.739
‫اسم من کریس دی سزاره‌.

00:27:48.041 --> 00:27:51.370
‫پاییز 1984، سال دوم دانشگاه جنسیو بودم.

00:27:53.463 --> 00:27:56.304
‫اون موقع چی تو ذهنت می‌گذشت؟
چی فکر می‌کردی؟

00:27:57.759 --> 00:28:00.095
‫فکر می‌کردم
"دارم "عقلمو از دست می‌دم

00:28:01.763 --> 00:28:05.724
‫نمی‌تونستم بفهمم چیزی که
.می‌دیدم یا می‌شنیدم واقعیه یا نه

00:28:05.749 --> 00:28:07.185
،نمی‌دونستم این واقعیته

00:28:07.210 --> 00:28:09.921
‫یا فقط توی یه کابوس بی‌پایان گیر افتادم.

00:28:10.480 --> 00:28:13.506
‫یا دارم... دیوونه می‌شم،

00:28:13.531 --> 00:28:16.986
‫یا یه چیزی داره اتفاق می‌افته
‫که نمی‌تونم توضیحش بدم.

00:28:33.795 --> 00:28:35.237
‫تا اون لحظه،

00:28:35.672 --> 00:28:37.882
‫هیچ‌کس جز من نمی‌تونست اونو ببینه.

00:28:39.175 --> 00:28:41.362
.و نمی‌دونستم چطور باهاش کنار بیام

00:29:04.951 --> 00:29:05.952
‫کریس.

00:29:08.246 --> 00:29:10.623
‫خوابیده بودم، که خودش یه چیز نادر بود.

00:29:11.124 --> 00:29:13.710
‫امم… شنیدم که گفت…

00:29:15.044 --> 00:29:16.212
‫کریس.

00:29:19.934 --> 00:29:21.269
‫یه چیزی اون پایینه.

00:29:23.678 --> 00:29:26.347
‫چیزی نیست، داداش.
‫بخواب دیگه، بی‌خیال شو.

00:29:29.051 --> 00:29:30.385
‫برو یه نگاه بنداز فقط.

00:30:10.008 --> 00:30:11.009
‫ها.

00:30:11.639 --> 00:30:12.724
‫همه‌چی خوبه.

00:30:24.936 --> 00:30:26.908
.ضبط صوت من روشنه

00:30:43.175 --> 00:30:45.093
‫دنیای دیوونه‌وار...

00:30:47.428 --> 00:30:50.974
‫یه چیزی که از بچگی یاد گرفتم،
‫همین شمردن تا ده بود.

00:30:51.209 --> 00:30:52.913
‫دنیای دیوونه‌وار...

00:30:55.186 --> 00:30:56.604
‫دنیای دیوونه‌وار...

00:30:56.629 --> 00:30:59.298
‫باعث می‌شه یه فاصله‌ای
‫بین خودت و اون لحظه بندازی.

00:30:59.440 --> 00:31:01.109
‫دنیای دیوونه‌وار...

00:31:02.944 --> 00:31:04.805
‫دنیای دیوونه‌وار...

00:31:05.446 --> 00:31:10.118
اگه از یک تا ده بشمری
.می‌بینی که اوضاع این‌قدرام بد نیست

00:31:11.411 --> 00:31:12.505
‫یک...

00:31:16.291 --> 00:31:17.542
‫دو...

00:31:20.169 --> 00:31:21.087
‫سه...

00:31:21.577 --> 00:31:22.578
‫خاموشه.

00:31:24.132 --> 00:31:25.174
‫چهار...

00:31:26.843 --> 00:31:28.845
تو این دفعه درست انجامش دادی؟

00:31:28.870 --> 00:31:29.903
‫پنج...

00:31:33.099 --> 00:31:34.535
‫آره، خاموشه.

00:31:35.143 --> 00:31:36.202
‫شش...

00:31:39.981 --> 00:31:41.232
‫هفت...

00:31:44.277 --> 00:31:45.403
‫هشت...

00:31:47.822 --> 00:31:48.856
‫نه...

00:31:52.368 --> 00:31:53.426
‫کریس...

00:31:58.176 --> 00:31:59.417
!اوه خدای من

00:32:03.357 --> 00:32:04.484
‫ده.

00:32:04.920 --> 00:32:10.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:32:10.030 --> 00:32:18.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]