﻿WEBVTT

00:00:00.120 --> 00:00:10.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:00:32.124 --> 00:00:35.176
‏31ام اکتبر 1978
وبستر نیویورک

00:00:35.201 --> 00:00:37.375
‫وقتی حدود 15 سالم بود،

00:00:38.622 --> 00:00:40.144
‫یه تجربه عجیب و غریب داشتم…

00:00:43.251 --> 00:00:46.379
‫که واقعاً... زندگیمو تکون داد.

00:00:50.308 --> 00:00:54.856
یکی از آدرسهای روزنامه پخش کردنم، یه خونه
.روستایی بود که عقب‌تر از جاده قرار داشت

00:01:32.242 --> 00:01:33.285
‫آقا؟

00:01:36.023 --> 00:01:36.982
‫آقا.

00:01:38.191 --> 00:01:39.364
‫حالتون خوبه؟

00:01:47.565 --> 00:01:50.253
خیلی حس عجیبیه وقتی می‌بینی

00:01:50.729 --> 00:01:53.415
.یه نفر داره نفسای آخرشو می‌کشه

00:01:56.846 --> 00:01:58.118
‫کمک!

00:01:59.119 --> 00:02:00.409
‫کمک!

00:02:01.371 --> 00:02:03.498
‫کمک! آمبولانس صدا کنین!

00:02:10.046 --> 00:02:12.048
.اون برام یه تغییر فکری اساسی بود

00:02:12.924 --> 00:02:16.529
همون لحظه‌ای بود که نیاز درونم
برای پرسیدن سؤال‌های مهم شکل گرفت

00:02:16.928 --> 00:02:18.670
سؤال‌هایی که باید می‌پرسیدم

00:02:19.305 --> 00:02:21.891
سؤال‌هایی که با روح و روان

00:02:21.916 --> 00:02:25.564
‫ و با اعتقاداتم سروکار داشتن.

00:02:27.522 --> 00:02:30.108
واسه همین، وقتی
توی «ایری هال» اوضاع عجیب شد

00:02:30.926 --> 00:02:34.216
‫یه پکیج کامل
...از احتمالات باز شد، مثلاً اینکه

00:02:35.280 --> 00:02:37.365
بعد از مرگ چه اتفاقی می‌افته؟

00:02:38.700 --> 00:02:42.537
‫این یه فرصت عالی بود
‫که این احتمال رو بررسی کنم.

00:02:44.506 --> 00:02:49.880
... :: تـرجمه از سعیـد پردیـس :: ...
‫.:: Saeed_Pardis ::.

00:02:50.561 --> 00:02:53.942
«ایـری هـال»

00:02:59.502 --> 00:03:02.680
‏20ام اکتبر 1984

00:03:04.921 --> 00:03:06.415
.آره! نزدیک بود خوابت ببره

00:03:06.936 --> 00:03:10.815
باشه، خب فقط یه بازیکن دیگه
.برای والیبال امشب لازم داریم

00:03:10.840 --> 00:03:12.125
‫لطفاً، می‌تونی بازی کنی؟

00:03:12.150 --> 00:03:14.028
‫لیندا، می‌دونی من و ورزش
.با هم جور در نمیایم

00:03:14.051 --> 00:03:14.962
‫ بث؟

00:03:14.986 --> 00:03:17.239
من نزدیک اون توپ بشم
.دماغمو می‌شکنم

00:03:18.000 --> 00:03:18.973
‫لطفاً.

00:03:19.952 --> 00:03:21.036
‫کجا می‌ری؟

00:03:21.299 --> 00:03:22.508
اینا چشونه؟

00:03:22.933 --> 00:03:23.933
‫ نمی‌دونم.

00:03:23.958 --> 00:03:24.962
‫ نرو.

00:03:24.987 --> 00:03:26.905
‫نه رفیق. من دیگه خسته‌م.

00:03:28.374 --> 00:03:31.440
‫اون موقع اصلاً نمی‌دونستم ‫چه خبره.

00:03:32.003 --> 00:03:33.338
‫خدای من!

00:03:33.363 --> 00:03:36.909
‫اما پاول برگشت پیش والدینش،
یعنی رفت ‫باهاشون زندگی کرد

00:03:36.934 --> 00:03:38.477
.چون نتونست تحمل کنه

00:03:40.136 --> 00:03:41.658
.من و پاول با هم صمیمی بودیم

00:03:42.430 --> 00:03:45.642
‫ولی هیچ خداحافظی،
.یا دست دادنی درکار نبود

00:03:45.667 --> 00:03:48.086
.یه روز بیدار شدم و دیدم رفته

00:03:50.438 --> 00:03:54.525
‫می‌دونستم کاری که باید رو انجام داده.

00:03:55.568 --> 00:03:58.613
اگه پاول هم
همون چیزی رو می‌بینه که من دیدم

00:03:58.923 --> 00:04:02.176
این نشون می‌ده قضیه فقط من نیستم

00:04:02.201 --> 00:04:04.222
.فقط این جای خاص نیست

00:04:04.869 --> 00:04:06.319
‫ممکنه اون بیرون هم باشه.

00:04:10.458 --> 00:04:12.835
‫ولی نمی‌تونستم مثل پاول برگردم خونه.

00:04:15.255 --> 00:04:19.277
‫من یه بورسیه ورزشی داشتم،
.بورسیه دو و میدانی

00:04:19.582 --> 00:04:23.711
‫برای همین مجبور بودم تو تیم بمونم،
‫وضعیت تیم اصلی رو حفظ کنم و رقابت کنم.

00:04:24.036 --> 00:04:26.959
‫پدرم،
‫منو به این مسیر هدایت کرده بود.

00:04:26.984 --> 00:04:28.703
‫فکر می‌کرد فکر بدی درباره‌ت کنم؟

00:04:31.104 --> 00:04:34.023
‫پدرم از دست من ‫خیلی ناامید می‌شد.

00:04:35.626 --> 00:04:36.903
‫خیلی ناامید.

00:04:40.446 --> 00:04:43.449
.من زندگی می‌کردم که پدرم رو ناامید نکنم

00:04:44.257 --> 00:04:45.717
.دنبال تأیید اون بودم

00:04:45.754 --> 00:04:48.120
پیروزی ‫کریس دی‌سزار
.‫دی‌سزار نفر اول دوی میدانی

00:04:49.038 --> 00:04:52.250
‫اون باور داشت
‫که می‌تونم عضو تیم المپیک بشم.

00:04:52.792 --> 00:04:55.086
‫می‌خواستم خوشحالش کنم
‫و باعث افتخارش بشم.

00:04:57.255 --> 00:04:58.881
‫راه فراری نداشتم.

00:04:59.382 --> 00:05:00.675
‫باید می‌موندم.

00:05:02.760 --> 00:05:04.929
‫ولی حالا که پاول نیست،

00:05:06.139 --> 00:05:09.746
‫ نمی‌خواستم تنها تو اون اتاق بخوابم.

00:05:10.935 --> 00:05:13.721
‫کریس نمی‌تونست یهو
وسایلشو جمع کنه ‫و اتاق رو ترک کنه.

00:05:13.746 --> 00:05:15.408
‫اول اینکه، حتی اگه می‌خواست هم،

00:05:15.433 --> 00:05:17.535
‫فکر نمی‌کنم هیچ اتاق خالی‌ای

00:05:17.560 --> 00:05:20.434
‫تو ایری‌هال یا بیشتر تو جنسیو باشه.

00:05:23.833 --> 00:05:26.125
‫می‌رفتم جاهایی که حس می‌کردم

00:05:26.641 --> 00:05:28.149
موندن تو ‫اونجا برام امن‌تره.

00:05:34.500 --> 00:05:36.882
جاهای عمومی
.که مردم توشون رفت و آمد داشتن

00:05:51.517 --> 00:05:52.518
‫بابا؟

00:05:56.307 --> 00:05:57.746
‫فرار کن!

00:06:00.006 --> 00:06:01.061
‫فرار کن!

00:06:09.911 --> 00:06:13.620
همیشه این خواب‌ها و کابوس‌های
.وحشتناک و افتضاح رو می‌دیدم

00:06:21.089 --> 00:06:23.122
‫همیشه تو جنگل‌ها اتفاق می‌افتاد.

00:06:23.575 --> 00:06:26.244
و یه صدایی رو می‌شنیدم
که اسممو صدا می‌زد

00:06:26.969 --> 00:06:28.221
‫"کریس"

00:06:29.806 --> 00:06:32.934
این تجربه‌ها روی کریس اثر گذاشته بود
‫و می‌شد از ظاهرش دید.

00:06:32.959 --> 00:06:36.233
‫مثل اینکه داشت... محو می‌شد.

00:06:39.212 --> 00:06:43.069
‫با گذشت ترم، ‫تنها راهی که
حس می‌کردم می‌تونم به کریس کمک کنم

00:06:43.094 --> 00:06:46.450
این بود که تحقیق کنم
چی باعث این تجربه و اتفاقات شده

00:06:47.048 --> 00:06:48.866
‫این موضوع تمام وجودمو گرفته بود.

00:06:48.891 --> 00:06:51.352
‫اونقدر ذهنم رو درگیر کرده بود که

00:06:51.377 --> 00:06:54.630
شروع کردم به مرور دوباره
"یادداشت‌هام از سخنرانی‌های "وارن

00:06:56.071 --> 00:06:58.032
‫به عنوان محققان ماورایی،

00:06:58.057 --> 00:07:00.894
‫اونا تلاش می‌کردن با مردگان ارتباط برقرار کنن

00:07:01.369 --> 00:07:02.646
داده جمع کنن

00:07:03.615 --> 00:07:04.824
‫و شواهد جمع کنن.

00:07:06.384 --> 00:07:07.854
‫پس به خودم گفتم،

00:07:08.595 --> 00:07:10.495
‫"بیاین اینو مثل یه تحقیق ببینیم"

00:07:12.305 --> 00:07:17.186
‫کریس رو قانع کردم برگرده تو اتاق
‫تا ببینیم می‌تونیم تماس برقرار کنیم.

00:07:18.187 --> 00:07:22.166
.فکر می‌کردم این یه ایده خیلی خیلی وحشتناکه

00:07:22.191 --> 00:07:26.195
‫ یاد سخنرانی وارن و قانون دعوت افتادم.

00:07:26.220 --> 00:07:28.131
نباید از هر چیزی دعوت کنی بیاد تو

00:07:28.156 --> 00:07:32.285
و به نظرم شبیه این بود که که انگار
.دارم اون چیزها رو دعوت می‌کنم بیان تو

00:07:32.952 --> 00:07:38.082
ممکنه این کار باعث تحریک روح
جن یا هر چی که بود، شده باشه؟

00:07:38.307 --> 00:07:39.308
‫قطعاً.

00:07:39.333 --> 00:07:43.087
‫اما من واقعاً هیچ راه جایگزینی
.برای خودمون نمی‌دیدم

00:07:44.020 --> 00:07:46.691
.اون بهترین رفیقم بود. هم‌سنگر بودیم

00:07:46.716 --> 00:07:50.511
‫به نوعی، حس مسئولیت داشتم که بگم بله.

00:07:50.536 --> 00:07:52.784
‫برای همین هم گفتم

00:07:54.097 --> 00:07:55.098
‫باشه.

00:07:56.547 --> 00:07:58.512
‏5ام نوامبر 1984

00:08:01.439 --> 00:08:03.409
‫یادمه اتاقو نگاه کردم،

00:08:03.772 --> 00:08:05.001
‫و فکر کردم،

00:08:05.026 --> 00:08:08.321
‫"من چیکار دارم می‌کنم؟"

00:08:10.344 --> 00:08:11.376
حاضری؟

00:08:14.701 --> 00:08:19.066
‫یه دماسنج آوردم ببینم
‫تغییر دمایی تو اتاق هست یا نه.

00:08:19.582 --> 00:08:20.635
‫خب، ام…

00:08:21.626 --> 00:08:23.713
فکر کنم ‫باید سعی کنی تماس برقرار کنی.

00:08:24.011 --> 00:08:25.036
‫چطوری؟

00:08:26.120 --> 00:08:27.121
‫ام…

00:08:28.531 --> 00:08:29.782
‫شاید زانو بزنی.

00:08:33.301 --> 00:08:34.697
‫جف، این احمقانه‌ست.

00:08:34.722 --> 00:08:37.193
‫هی، بجنب. انجامش بدیم.

00:08:38.447 --> 00:08:39.800
‫دستاتو دراز کن.

00:08:43.022 --> 00:08:44.106
‫ام…

00:08:48.110 --> 00:08:51.589
‫این همون لحظه‌ای بود که باید می‌گفتم،
‫"می‌تونیم همین الان متوقفش کنیم؟"

00:08:51.614 --> 00:08:52.740
‫و نگفتم.

00:08:52.765 --> 00:08:55.977
‫"ببین می‌تونی چیزی حس کنی،
‫سرما، جریان هوا یا هر چیز دیگه"

00:08:56.002 --> 00:08:57.015
‫و بعد،

00:08:57.518 --> 00:08:59.259
‫"چرا سعی نمی‌کنی باهاش تماس بگیری؟"

00:09:01.165 --> 00:09:02.440
‫سلام. ام…

00:09:04.512 --> 00:09:05.628
‫من کریس‌م.

00:09:07.806 --> 00:09:08.996
‫عالی داری پیش میری.

00:09:11.259 --> 00:09:12.765
‫همینطور ادامه بده.

00:09:13.659 --> 00:09:14.869
‫کسی اینجاست؟

00:09:20.818 --> 00:09:22.361
.من آماده‌م تا ارتباط برقرار کنم

00:09:30.611 --> 00:09:34.949
.یه هوای یخ‌زده، خیلی سرد، وجود داره

00:09:57.286 --> 00:09:58.454
‫ عجیب بود.

00:10:00.099 --> 00:10:02.310
یه اتفاقی توی اون اتاق افتاد

00:10:02.335 --> 00:10:04.796
‫و حس می‌کردیم ما باعثش شدیم.

00:10:04.821 --> 00:10:08.047
‫یه سری در هست
.که هیچ وقت نباید باز شن

00:10:16.115 --> 00:10:19.827
‫حدود یه هفته طول کشید
‫تا بتونم اون عکس‌ها رو ظاهر کنم.

00:10:20.703 --> 00:10:24.040
‫امیدم خیلی زیاد بود،
‫که شاید چیزی ثبت کرده باشیم.

00:10:24.065 --> 00:10:25.796
‫می‌خواستم اون مدرک رو داشته باشم.

00:10:30.004 --> 00:10:32.965
اولین بار که عکس‌ها رو
بررسی کردم، ناامیدکننده بود

00:10:36.594 --> 00:10:39.180
و بعد یه بار دیگه
به اون عکس آخری نگاه کردم

00:10:42.179 --> 00:10:45.677
‫و تو گوشه‌ی دور عکس، چیزی دیدم.

00:10:47.642 --> 00:10:49.998
‫یه جور اختلال یا چیز غیرعادی ظاهر شد.

00:10:51.359 --> 00:10:56.752
‫ تو چاپ عکس با چشم غیرمسلح،
.شبیه یه لکه سفید یا هاله محو بود

00:10:57.113 --> 00:10:58.785
.ولی یه فرم و شکلی داشت

00:11:00.409 --> 00:11:05.456
‫‌تونستم لگن،
‫ستون فقرات، دنده‌ها، ترقوه رو ببینم.

00:11:07.228 --> 00:11:10.711
‫واقعا تقریباً شبیه این بود که می‌تونه یه…

00:11:10.736 --> 00:11:11.994
‫اسکلت باشه.

00:11:17.718 --> 00:11:19.535
‫به نظرت مسخره نمیاد؟

00:11:20.429 --> 00:11:22.483
‫جف فکر می‌کنه اسکلت باشه.

00:11:25.184 --> 00:11:29.105
من مطمئن نیستم چیه،
اما یه چیز رو خوب می‌دونم

00:11:29.730 --> 00:11:33.672
‫اگه به مردم نشونش بدم و بگم
‫"این همون چیزیه که منو می‌ترسونه،

00:11:33.697 --> 00:11:36.194
‫و باعث شده تو سالن عمومی بخوابم،"

00:11:36.219 --> 00:11:37.929
‫مثل بچه‌ها به نظر میام.

00:11:38.406 --> 00:11:40.491
‫احمق به نظر میام.

00:11:41.163 --> 00:11:43.832
‫ قول بده بین خودمون می‌مونه.
‫ حتما.

00:11:44.120 --> 00:11:46.706
‫قسم بخور که به کسی نشونش نمی‌دی.

00:11:47.010 --> 00:11:48.212
‫قسم می‌خورم.

00:11:48.999 --> 00:11:50.209
‫باشه؟

00:11:52.294 --> 00:11:53.681
.ولی تو به بقیه نشون دادی

00:11:57.675 --> 00:12:01.844
.ببین، اینجا دنده‌هاش و اینجا ستون فقراتشه

00:12:02.638 --> 00:12:05.910
‫ شبیه نور به نظر می‌رسه.
‫می‌دونی؟ مثل نور بیش از حد.

00:12:06.559 --> 00:12:10.371
من هیجان‌زده بودم. همیشه دنبال
.اثبات زندگی پس از مرگ بودم

00:12:10.396 --> 00:12:11.605
‫یا مثل یه لاک‌پشت دریاییه.

00:12:12.231 --> 00:12:15.735
‫می‌دونی، فکر می‌کردم
‫واقعا یه موفقیت بزرگ داشتیم…

00:12:18.482 --> 00:12:19.483
‫جف.

00:12:20.820 --> 00:12:21.863
‫قسم خوردی.

00:12:22.512 --> 00:12:23.513
‫کریس.

00:12:24.556 --> 00:12:25.557
‫کریس.

00:12:26.412 --> 00:12:27.700
‫کریس، متاسفم!

00:12:32.960 --> 00:12:35.796
‫من جف رو دوست دارم. دوست فوق‌العاده‌ایه.

00:12:36.367 --> 00:12:38.007
.ولی با هم یه قرار گذاشته بودیم

00:12:38.032 --> 00:12:42.286
‫اون می‌دونست برای من
چقدر مهمه ‫که اینو مخفی نگه دارم.

00:12:42.774 --> 00:12:47.057
‫اول با یه تعداد کمی از آدم‌ها
.عکس رو به اشتراک گذاشتم

00:12:47.082 --> 00:12:49.793
‫ولی همین کافی بود
‫که شایعات شروع بشه.

00:12:52.229 --> 00:12:54.523
‫تو دانشگاه، وقتی شایعه‌پراکنی شروع میشه،

00:12:54.548 --> 00:12:56.425
.نمی‌دونی تا کجا قراره پیش بره

00:12:59.445 --> 00:13:01.530
.داشتم می‌رفتم سمت اتحادیه دانشجویی

00:13:01.555 --> 00:13:03.132
‫مردم اشاره می‌کردن و می‌گفتن…

00:13:03.157 --> 00:13:05.372
!هی، ببین کی اینجاست
"بچه جن‌زده"

00:13:07.297 --> 00:13:10.299
.بچه جن‌زده
.بچه جن‌زده. بچه جن‌زده

00:13:10.842 --> 00:13:11.888
!بچه جن‌زده

00:13:12.583 --> 00:13:15.753
در مورد اینکه بهت لقب "بچه جن‌زده" دادن
چه حسی داشتی؟

00:13:16.420 --> 00:13:20.184
‫کاملاً تحقیرکننده بود.

00:13:21.383 --> 00:13:24.387
من پشیمونم که اون موقع
.نتونستم دوست بهتری براش باشم

00:13:25.137 --> 00:13:28.516
تو اون سن
آدم زود قضاوت می‌کنه، می‌دونی

00:13:28.541 --> 00:13:31.627
‫ولی، ام، کریس اون موقع
.بیشتر از هر چیزی به دوست نیاز داشت

00:13:34.563 --> 00:13:36.901
احتمالاً فکر می‌کنی
دارم دیوونه می‌شم، نه؟

00:13:37.297 --> 00:13:39.049
‫فکر نمی‌کنم دیوونه باشی.

00:13:41.153 --> 00:13:43.582
‫من فقط نگران دوستم بودم

00:13:43.607 --> 00:13:47.167
و سعی می‌کردم بفهمم
.چطوری می‌تونم کمکش کنم

00:13:49.620 --> 00:13:50.931
.منم یه چیزی رو تجربه کردم

00:13:53.541 --> 00:13:56.001
‫چیزی که نمی‌تونستم درباره‌ش حرف بزنم.

00:13:56.794 --> 00:14:01.173
وقتی دردتو با یکی در میون می‌ذاری
‫یه جورایی مساوی میشه،

00:14:01.198 --> 00:14:02.724
.و دیگه همه مسئولیتش، رو دوش تو نیست

00:14:03.801 --> 00:14:05.794
‫ تابستونِ قبل از ورودم به دانشگاه بود،

00:14:06.275 --> 00:14:07.528
.چهارم جولای

00:14:09.861 --> 00:14:11.613
،به عنوان سرپرست اردو داوطلب شدم

00:14:12.681 --> 00:14:14.405
که مسئولیت یه سری دختر رو داشته باشم

00:14:16.564 --> 00:14:18.180
.خلاصه، توفان شدیدی در گرفت

00:14:26.240 --> 00:14:30.953
...به دخترا گفتم برن تو کلبه‌هاشون، آخه
‫می‌دونی…

00:14:31.453 --> 00:14:34.113
بعد از ناهار بود
.بعدش یه استراحت کوتاه داشتن

00:14:34.138 --> 00:14:37.175
‫توفان خیلی وحشتناک و سریع شروع شد.

00:14:39.420 --> 00:14:41.338
‫رعد و برق بود، صاعقه بود.

00:14:41.363 --> 00:14:43.976
‫خیلی... ترسناک بود.

00:14:45.926 --> 00:14:50.139
‫بعد یه صدای بلند
از برخورد صاعقه ‫به یه کلبه خورد.

00:14:50.595 --> 00:14:53.181
‫ام، باعث شد اون کلبه آتیش بگیره…

00:14:53.206 --> 00:14:55.661
‫روی یکی از کلبه‌ها،
‫و روی اون یکی، صاعقه خورد،

00:14:55.686 --> 00:14:57.315
‫دو تا دختر داخلش بودن.

00:15:03.569 --> 00:15:07.646
‫وقتی پرستار رسید،
‫روش احیای قلبی ریوی رو بهم آموزش داد.

00:15:08.042 --> 00:15:11.785
‫من روی یکی احیا رو انجام دادم،
‫و اونم روی یکی دیگه.

00:15:11.810 --> 00:15:13.061
‫ام…

00:15:19.501 --> 00:15:20.625
‫متاسفم.

00:15:22.212 --> 00:15:23.380
‫ام…

00:15:24.412 --> 00:15:25.664
‫اونا نجات پیدا نکردن.

00:15:32.097 --> 00:15:33.195
.ییخشید

00:15:40.981 --> 00:15:42.942
‫هر چهارم جولای،

00:15:44.401 --> 00:15:46.278
‫همیشه یه دقیقه وقت می‌ذارم تا…

00:15:50.950 --> 00:15:52.271
‫به یادشون باشم.

00:15:58.749 --> 00:16:01.377
‫ام… متاسفم. نمی‌دونستم.

00:16:02.670 --> 00:16:03.947
‫هیچ‌کس نمی‌دونه.

00:16:07.132 --> 00:16:10.219
‫نمی‌تونم تصور کنم
‫چیزی بدتر از این برای گفتن باشه.

00:16:13.222 --> 00:16:17.822
‫لیندا از اون دوستایی بود که می‌خواست
‫مطمئن بشه تو خوشحالی،

00:16:17.847 --> 00:16:20.523
.و هر کاری می‌کرد تا این اتفاق بیفته

00:16:22.483 --> 00:16:23.893
‫هر چی که باشه،

00:16:24.535 --> 00:16:26.107
‫هر چی که داری تجربه می‌کنی،

00:16:27.221 --> 00:16:28.556
.می‌تونی ازش جون سالم به‌ در ببری

00:16:29.455 --> 00:16:30.791
‫ شاید نه به تنهایی.

00:16:44.253 --> 00:16:46.422
.نگران نباش، من می‌رم
.هی، بمون

00:16:48.090 --> 00:16:49.198
‫لطفا.

00:16:55.070 --> 00:16:56.238
‫کریس…

00:16:58.149 --> 00:17:00.776
‫می‌خوام رسماً معذرت بخوام.

00:17:01.728 --> 00:17:02.938
‫رسماً؟

00:17:03.316 --> 00:17:04.369
‫آره.

00:17:05.190 --> 00:17:06.431
‫یعنی کتبی؟

00:17:06.692 --> 00:17:08.235
‫اگه لازم باشه.

00:17:10.763 --> 00:17:11.764
‫آره.

00:17:18.341 --> 00:17:19.496
.اشکالی نداره

00:17:23.417 --> 00:17:25.461
از حالا به بعد، بین خودمون می‌مونه؟

00:17:26.587 --> 00:17:27.838
‫همونطور که گفتی.

00:17:30.080 --> 00:17:35.411
جف حس می‌کرد اگه برای
هر چیزی که هست یه اسم رمز داشته باشیم

00:17:35.669 --> 00:17:39.540
کار خوبی می‌شه
چون این‌طوری بقیه توی بحث‌ها

00:17:39.565 --> 00:17:41.748
.و کارامون دخالت نمی‌کنن

00:17:42.352 --> 00:17:45.023
لازم نیست از کلماتی
.مثل "روح" یا "جن" استفاده کنم

00:17:45.814 --> 00:17:49.737
اگه مجبور بودی برای این چیز
یه اسم بذاری، چی صداش می‌زدی؟

00:17:50.527 --> 00:17:52.362
‫و یه دقیقه فکر کرد.

00:17:52.387 --> 00:17:55.301
‫یه جورایی غافلگیر شد، ولی جواب داد…

00:17:55.326 --> 00:17:57.675
‫من نمی‌دونم... تامی.

00:17:59.428 --> 00:18:00.429
‫تامی.

00:18:00.454 --> 00:18:01.457
‫تامی.

00:18:02.014 --> 00:18:03.029
.قبوله

00:18:03.373 --> 00:18:05.258
‫خب، اینطوری با تامی برخورد می‌کنیم.

00:18:05.539 --> 00:18:08.251
‫اول، همه چیزو ثبت می‌کنیم،

00:18:08.276 --> 00:18:10.521
‫ منظورم همه جزئیاتـه،

00:18:10.546 --> 00:18:13.984
‫تا مطمئن بشیم
‫که اطلاعات کافی برای کمک گرفتن داریم.

00:18:14.009 --> 00:18:16.595
‫دوم، امشب تو سالن عمومی نمی‌خوابی.

00:18:16.620 --> 00:18:18.092
‫میای پیش ما می‌مونی.

00:18:18.117 --> 00:18:20.370
‫آره، پس کریگ چی می‌شه؟

00:18:21.014 --> 00:18:22.317
‫کریگ چیزیش نمیشه.

00:18:23.122 --> 00:18:24.206
‫بی‌خیال، عمراً.

00:18:24.478 --> 00:18:26.188
‫یه شب.
‫یه شب؟

00:18:26.623 --> 00:18:27.624
‫شاید دو شب.

00:18:27.649 --> 00:18:30.072
اگه کسی بفهمه
.کلی دردسر می‌شه برامون

00:18:30.097 --> 00:18:32.410
‫اگه بهشون نگیم،
چطور می‌خوان بفهمن؟

00:18:32.889 --> 00:18:34.962
‫باشه. یه شب.

00:18:40.374 --> 00:18:41.584
‫همه چیز خوبه؟

00:18:41.609 --> 00:18:42.986
‫آره، همه چیز ردیفه.

00:18:43.011 --> 00:18:44.846
.آره، بفرما تو، بچه جن‌زده

00:18:47.001 --> 00:18:52.505
... :: تـرجـ‌مـه از : سعیــ‌د پـردیــ‌س :: ...

00:18:55.467 --> 00:18:58.345
من کف اتاق‌شون خوابیدم
...بهم یه بالش دادن

00:18:58.370 --> 00:19:01.290
...و یه پتو که روم بندازم، و
.خوشحال بودم

00:19:12.943 --> 00:19:14.153
.هوم

00:19:56.945 --> 00:19:58.864
‫و همون موقع بود که با جیغ بیدار شد.

00:20:00.486 --> 00:20:02.719
.هی، وایسا، حالت خوبه

00:20:03.577 --> 00:20:07.873
وقتی ماجرا رو برام تعریف کرد
.گفت انگار کاملاً واقعی بوده

00:20:08.631 --> 00:20:11.717
چیزی شبیه یه رویای بیداری
.که توهم کشیده‌شدن از تو دیوار رو داشته

00:20:15.297 --> 00:20:21.772
تفکیک کردن بین واقعیت و
.کابوس خیلی سخت شده بود

00:20:21.797 --> 00:20:23.716
‫که بیدار بودم یا خواب؟

00:20:26.391 --> 00:20:29.399
‫بعد از اون،
.اوضاع شروع به تشدید کرد

00:20:30.646 --> 00:20:33.600
‫کریس همه جور فعالیتی رو گزارش می‌داد.

00:20:35.192 --> 00:20:36.902
.من اینو تو دفتر خاطراتم ثبت کردم

00:20:37.986 --> 00:20:41.156
شب پشت شب
.یعنی، دائم و بی‌وقفه بود

00:20:41.949 --> 00:20:45.640
وزش بادها، صداها
،جابه‌جا شدن اشیا، سرما

00:20:46.513 --> 00:20:47.681
.اوضاع بد بود

00:20:47.706 --> 00:20:50.165
‫وقتی کارنامه اون ترم رو گرفتم،

00:20:50.190 --> 00:20:53.217
‫این نمره زشت "دی" رو دیدم، بدون اعتبار.

00:20:54.002 --> 00:20:57.457
‫و اون "دی" معدل منو انقدر پایین آورد

00:20:57.756 --> 00:21:01.218
‫تا جایی که در حالت
.مشروط تحصیلی قرار گرفتم

00:21:01.243 --> 00:21:05.146
‫من نگران وضعیت ذهنی کریس
.و سلامت روانی‌ش بودم

00:21:05.887 --> 00:21:08.149
.داشت فشار وحشتناکی رو تحمل می‌کرد

00:21:09.351 --> 00:21:12.914
تنها چیزی که سرپا نگهش داشته بود
.دویدن بود

00:21:40.468 --> 00:21:41.560
‫یک…

00:21:42.991 --> 00:21:44.057
‫دو…

00:21:45.530 --> 00:21:46.700
‫سه…

00:21:48.394 --> 00:21:49.421
‫چهار…

00:22:02.154 --> 00:22:06.320
همون شبحی بود
که من و پاول توی اتاقم دیدیم

00:22:06.345 --> 00:22:10.308
‫و من فکر می‌کنم،
‫"دیگه نمی‌تونم اینو تحمل کنم"

00:22:12.706 --> 00:22:15.292
.بعد از اون، دویدن رو کنار گذاشتم

00:22:16.712 --> 00:22:20.129
هر اتفاقی که اون روز افتاده
باید خیلی مهم باشه

00:22:20.464 --> 00:22:22.632
‫ که باعث شد دویدنش رو رها کنه.

00:22:22.966 --> 00:22:25.503
‫وقتی کریس
شروع کرد ‫که دویدن رو بذاره کنار،

00:22:25.528 --> 00:22:27.495
‫وقتی این چیزی که سرش میومد

00:22:27.520 --> 00:22:30.699
‫اونقدر حواسش رو پرت کرد که
.از دویدن دور شد و برام شوکه‌کننده بود

00:22:30.724 --> 00:22:33.060
قدرت اون چیزی که
اذیتش می‌کرد رو نشون می‌ده

00:22:33.085 --> 00:22:36.375
‫که چیزی که انقدر
زمان و انرژی روش گذاشته بود

00:22:36.615 --> 00:22:37.908
‫کنار گذاشت.

00:22:38.148 --> 00:22:40.359
‫ این اصلاً منطقی نیست.

00:22:42.319 --> 00:22:44.112
کلاس‌هام رو می‌افتادم

00:22:45.364 --> 00:22:48.752
‫کاملاً خسته بودم،
‫هم جسمی هم ذهنی.

00:22:51.036 --> 00:22:52.621
.دارم خودمو گم می‌کنم

00:22:54.414 --> 00:22:56.541
‫دارم هویتمو
.به عنوان یه آدم از دست می‌دم

00:22:57.292 --> 00:22:59.419
‫واقعا به یه کمک جدی، جدی نیاز دارم.

00:22:59.444 --> 00:23:02.268
نمی‌تونم این کمک رو به دست بیارم
‫مگه اینکه کسی کمکم کنه.

00:23:02.589 --> 00:23:05.877
پس باید یه نفر بدونه
.چون نمی‌تونم تنهایی از پسش بر بیام

00:23:18.396 --> 00:23:21.342
‫وقتی بچه بودم،
.هر یکشنبه به کلیسا می‌رفتم

00:23:21.858 --> 00:23:24.485
‫مادرم یه کاتولیک متعصب بود.

00:23:25.487 --> 00:23:27.424
‫وقتی جایی برای پناه بردن نداری…

00:23:29.699 --> 00:23:30.700
‫بیا تو.

00:23:32.160 --> 00:23:33.495
.به ریشه‌هات برمی‌گردی

00:23:40.912 --> 00:23:42.192
"دفتر بین ادیان"

00:23:43.088 --> 00:23:48.652
‫دانشجوی زیادی نبودن
‫که به مرکز بین ادیان بیان و منو ببینن.

00:23:48.677 --> 00:23:50.053
‫چند نفری بودن،

00:23:51.012 --> 00:23:52.806
که با من مشکلات و

00:23:52.831 --> 00:23:56.159
درگیری‌هایی رو ‫که توی زندگی
.شخصی‌شون داشتن، در میون می‌ذاشتن

00:23:56.184 --> 00:23:59.746
.شاید مسائل درسی، یا رابطه‌هاشون

00:23:59.771 --> 00:24:03.275
"مشکل الکل دارم"
"معتاد شدم"

00:24:03.859 --> 00:24:07.891
.کمکشون می‌کردم تا بتونن از پسش بربیان

00:24:08.255 --> 00:24:09.872
‫می‌خوام یه نگاه به این بندازی.

00:24:10.290 --> 00:24:11.624
‫بله. بشین.

00:24:16.608 --> 00:24:20.185
دفترچه خاطرات جف رو آوردم که کمکم
.کنه توضیح بدم چه اتفاقی داره می‌افته

00:24:27.436 --> 00:24:30.294
.با خوندن دفترچه، یه چیزایی برام روشن شد

00:24:31.386 --> 00:24:33.054
‫اشکالی نداره چند تا سوال بپرسم؟

00:24:33.555 --> 00:24:36.641
‫من نقش وکیل شیطان رو بازی کردم.
‫گفتم، "چی مصرف می‌کنی؟"

00:24:38.318 --> 00:24:39.311
‫چی؟

00:24:39.336 --> 00:24:40.599
‫مواد مصرف می‌کنی؟

00:24:40.857 --> 00:24:41.867
‫پدر، نه.

00:24:41.897 --> 00:24:44.207
پس ‫الکل.
‫نه، هیچ‌کدوم.

00:24:44.232 --> 00:24:47.707
‫می‌دونی چیه؟ دوست ندارم
‫وقتم با جوک‌های مسخره تلف بشه.

00:24:48.518 --> 00:24:49.866
‫به کمک نیاز دارم.

00:24:57.286 --> 00:24:59.497
‫یه بچه اونجاست که داره گریه می‌کنه.

00:25:00.807 --> 00:25:02.934
‫اشک‌هاش رو تو چشماش دیدم.

00:25:03.601 --> 00:25:05.645
"و گفتم: "این بچه واقعاً داره راست می‌گه

00:25:05.670 --> 00:25:11.665
من به خاطر مقام کشیشی‌م"
"وظیفه دارم کمکش کنم

00:25:13.578 --> 00:25:15.405
وقتی توی حوزه علمیه بودم

00:25:15.430 --> 00:25:18.454
حرفای زیادی درباره
مسائل فراطبیعی زده نمی‌شد

00:25:18.479 --> 00:25:20.439
‫و من به روح‌ها باور نداشتم.

00:25:22.812 --> 00:25:27.505
اما قرار گذاشتیم برم کریس رو
.توی اتاق خوابگاهش ببینم

00:25:28.049 --> 00:25:31.780
این یه تجربه جدید برای من بود
به عنوان یه کشیش درگیر چه چیزی شدم؟

00:25:34.783 --> 00:25:37.870
.اون یه کت بلند سیاه پوشیده بود

00:25:38.203 --> 00:25:40.747
‫به چشم من شبیه یه جن‌گیر بود.

00:25:41.456 --> 00:25:43.829
بابت این احتمال هیجان‌زده بودم

00:25:43.854 --> 00:25:47.163
.که بتونم تو یه چیز خاص حضور داشته باشم

00:25:49.273 --> 00:25:51.106
‫فقط من و کریس.

00:25:52.582 --> 00:25:54.208
.قرار نبود این اتفاق بیفته

00:25:54.667 --> 00:25:56.127
‫اون کاملاً جدی بود.

00:26:07.357 --> 00:26:12.821
من آب مقدس همراهم بود و
"یه کتابِ "مراقبت روحانی از بیماران

00:26:19.786 --> 00:26:20.787
‫و بعد…

00:26:23.498 --> 00:26:26.535
یه حسی بهم دست داد
.که یه چیزی تغییر کرده

00:26:31.587 --> 00:26:35.674
‫سؤالی که از خودم می‌پرسیدم این بود:
"چرا اینقدر غیرعادی سرده؟"

00:26:37.357 --> 00:26:38.888
‫خیلی درست به نظر نمی‌رسید.

00:26:54.549 --> 00:26:56.676
.یادمه برای یه لحظه وایساد

00:27:00.201 --> 00:27:01.536
‫یه حضوری رو حس کردم.

00:27:05.832 --> 00:27:09.477
و داشتم در خفا به روح‌القدس دعا می‌کردم

00:27:09.502 --> 00:27:11.369
"‫"اینجا چه خبره؟ ‫

00:27:11.836 --> 00:27:13.472
"من چیزی نمی‌فهمم"

00:27:14.507 --> 00:27:17.510
.بعدش دعای بیماران رو خوندم

00:27:19.846 --> 00:27:22.140
"حتی اگر در دره تاریک قدم بردارم"

00:27:22.766 --> 00:27:25.899
"از هیچ شری نمی‌ترسم، چون تو در کنار منی"

00:27:26.227 --> 00:27:29.966
"عصا و چوب‌دستی تو به من شجاعت می‌بخشد"

00:27:32.119 --> 00:27:36.040
‫"این بره خداست ‫که گناهان جهان رو برمی‌داره."

00:27:36.065 --> 00:27:37.732
‫"خوشا به حال کسانی که…"

00:28:04.641 --> 00:28:05.934
‫و هوا گرم شد.

00:28:08.478 --> 00:28:11.272
‫اما کریس، ترسیده به نظر می‌رسید.

00:28:12.440 --> 00:28:14.818
‫و فقط… وظیفه‌ام به عنوان کشیش

00:28:14.843 --> 00:28:18.556
‫این بود که آرومش کنم
‫و کاری کنم که باهام دعا کنه.

00:28:19.337 --> 00:28:20.547
‫من دعا کردم.

00:28:21.741 --> 00:28:23.712
‫اتاق گرم به نظر رسید. و گفتم،

00:28:24.393 --> 00:28:28.081
‫"واو. شاید جواب داده باشه."

00:28:35.676 --> 00:28:38.512
.من به جن و ارواح اعتقادی ندارم

00:28:39.300 --> 00:28:42.554
‫اما تو اتاق خوابگاهش، یه چیزی حس کردم.

00:28:43.972 --> 00:28:47.934
نمی‌خواستم کریس رو بترسونم
.واسه همین اینو باهاش در میون نذاشتم

00:28:48.643 --> 00:28:49.937
.پس ساکت موندم

00:28:53.190 --> 00:28:58.205
... :: تـرجـ‌مـه از : سعیــ‌د پـردیــ‌س :: ...

00:29:01.573 --> 00:29:05.509
بعد از اون دعای تبرک،
.من کل شب رو خوابیدم

00:29:06.651 --> 00:29:08.529
.شاید چون یه نفر حرفمو باور کرد

00:29:08.554 --> 00:29:10.657
شاید چون باور دارم
.دعای تبرک جواب می‌ده

00:29:10.682 --> 00:29:13.059
‫هر چی که بود، حس خوبی داشتم.

00:29:16.129 --> 00:29:19.257
‫فکر می‌کنم یه حس رهایی عظیم تو کریس بود.

00:29:19.763 --> 00:29:21.390
.اون فعالیت‌ها متوقف شدند

00:29:21.415 --> 00:29:23.753
‫ مشغول جبران دروس و تکالیفش بود.

00:29:23.778 --> 00:29:28.032
‫بلافاصله برگشت و تلاش کرد
‫تا نظر مربی‌ش رو جلب کنه

00:29:28.057 --> 00:29:32.679
تا بتونه یه جورایی
.از کل این ماجرا تو زندگیش فرار کنه

00:29:32.704 --> 00:29:34.554
.دیگه پرونده بسته شده بود و تموم

00:29:36.122 --> 00:29:38.649
حس می‌کردم
.اون دعای تبرک از من محافظت کرده

00:29:38.674 --> 00:29:42.094
انگار هر چی که بود، دیگه
.نمی‌تونست بهم دسترسی پیدا کنه

00:29:42.639 --> 00:29:43.757
‫بچرخونش!

00:29:43.782 --> 00:29:45.127
‫خدای من!
‫واو، کابوی!

00:29:46.824 --> 00:29:48.457
.حسودیم می‌شه
.می‌دونم

00:29:48.482 --> 00:29:49.570
.رنگش می‌کنی

00:29:49.595 --> 00:29:50.847
‫نه، رنگش نمی‌کنه.

00:29:50.872 --> 00:29:52.064
.چه حجم موی خفنی

00:29:52.089 --> 00:29:53.579
‫عالیه.
‫واو!

00:29:53.604 --> 00:29:57.225
رفتیم تو اتاق من که یه کم وقت بگذرونیم

00:29:57.545 --> 00:29:59.714
‫خب، یه مدت اونجا بودیم.

00:30:00.329 --> 00:30:01.455
‫سلامتی.

00:30:01.926 --> 00:30:04.650
بچه‌ها، یه ایده دارم
.بیاید موهاشو کوتاه کنیم

00:30:04.675 --> 00:30:07.095
!به هیچ وجه
.ایده‌ی محشریه

00:30:07.120 --> 00:30:09.048
‫می‌تونیم دو طرفش رو بتراشیم.
‫نه.

00:30:09.073 --> 00:30:11.447
‫واو.

00:30:11.472 --> 00:30:13.018
‫واو.
.اوکی

00:30:14.055 --> 00:30:16.998
‫باشه. خیلی‌خب.
‫آره، کافیه. باید درس بخونم.

00:30:17.023 --> 00:30:18.149
‫منم باید درس بخونم.

00:30:18.174 --> 00:30:19.440
‫فردا کاری ندارم.

00:30:19.465 --> 00:30:23.014
‫پس اگه می‌خواین شماها برید پیش جیف،
.اینارو جمع کنم میام پیشتون

00:30:23.869 --> 00:30:25.162
.عالی می‌شه

00:30:30.750 --> 00:30:32.793
.من و کریس با بث برنامه گذاشتیم

00:30:33.124 --> 00:30:36.334
فکر کنم برنامه‌مون این بود که بریم
اتحادیه دانشجویی ‫یا یه همچین جایی.

00:30:36.359 --> 00:30:39.764
ولی، من و کریس برگشتیم به اتاقمون
.بث هم رفت اتاق خودش

00:30:52.790 --> 00:30:53.875
.لعنت بهش

00:31:44.152 --> 00:31:46.029
.بث مدت زیادی طولش داده بود

00:31:46.054 --> 00:31:49.182
برای همین رفتیم به اتاقش
.ببینیم هنوز می‌خواد بیاد بیرون یا نه

00:31:55.830 --> 00:31:56.779
‫بث؟

00:31:57.979 --> 00:31:58.979
!خدای من

00:32:00.335 --> 00:32:02.535
‫بث. لطفاً بیدار شو.

00:32:04.586 --> 00:32:05.861
‫فکر کردم مُرده.

00:32:08.092 --> 00:32:09.792
‫چون حرکت نمی‌کرد، ‫پاهاش فقط…

00:32:10.473 --> 00:32:11.282
.آره

00:32:11.307 --> 00:32:12.326
‫بث.

00:32:12.797 --> 00:32:14.208
.هیچ واکنشی نداشت

00:32:14.233 --> 00:32:15.234
‫اوه خدای من.

00:32:15.595 --> 00:32:16.895
.چشماش خیره بود

00:32:17.254 --> 00:32:18.601
...و بعد، یه‌دفعه

00:32:20.146 --> 00:32:22.388
.انگار از اون حالت بیرون اومد

00:32:23.091 --> 00:32:25.331
...اولین واکنشش این بود که گفت

00:32:25.706 --> 00:32:27.508
اون مدام اسم تو رو صدا می‌زد

00:32:31.700 --> 00:32:35.000
‫ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس

00:32:35.030 --> 00:32:40.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:32:40.030 --> 00:32:48.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]