﻿WEBVTT

00:00:00.200 --> 00:00:10.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:00:24.095 --> 00:00:28.836
« وینتـر بریـک، سال 1984 »

00:01:18.693 --> 00:01:19.694
‫الو؟

00:01:48.066 --> 00:01:49.067
‫الو؟

00:01:55.240 --> 00:02:01.301
... :: تـرجمه از سعیـد پردیـس :: ...
‫.:: Saeed_Pardis ::.

00:02:31.242 --> 00:02:34.672
« ایـری هال »

00:02:37.824 --> 00:02:39.474
‫تا قبل از حمله‌ای که به بث شد،

00:02:40.505 --> 00:02:42.438
‫همه چیز دور اتاق من می‌چرخید.

00:02:43.347 --> 00:02:44.347
...ولی حالا

00:02:45.252 --> 00:02:47.354
‫ این موجود ‫همه جا پرسه می‌زنه.

00:02:49.018 --> 00:02:50.287
...اون داشت مدام

00:02:51.334 --> 00:02:52.694
.اسم تو رو می‌گفت

00:02:57.135 --> 00:02:58.226
‫بچه‌ها،

00:02:58.852 --> 00:03:00.161
.ما از پسش برمیایم

00:03:05.744 --> 00:03:06.828
‫کجا داری می‌ری؟

00:03:06.853 --> 00:03:07.898
‫برگردم تو اتاقم.

00:03:07.923 --> 00:03:09.257
‫فایده نداشت.

00:03:09.282 --> 00:03:11.659
‫کریس، تو نمی‌تونی از این قضیه فرار کنی.

00:03:13.276 --> 00:03:14.778
‫اینکه برای محافظت از خودم،

00:03:15.262 --> 00:03:17.671
‫از کشیش خواستم اتاقم رو تبرک کنه،

00:03:18.147 --> 00:03:19.380
‫به من کمک کرده بود،

00:03:19.616 --> 00:03:22.765
‫اما حالا انگار، به عنوان یه پیامد غیرمنتظره،

00:03:23.087 --> 00:03:24.922
‫این موجود قراره به دوستام صدمه بزنه.

00:03:27.332 --> 00:03:29.021
‫بعد از حمله‌ای که به بث شد،

00:03:29.474 --> 00:03:31.607
‫شایعه‌ها شروع کردن به بیشتر شدن.

00:03:31.632 --> 00:03:34.816
‫اونایی هم که تا حالا چیزی ‫درباره
.تسخیر نشنیده بودن، به زودی فهمیدن

00:03:39.010 --> 00:03:42.805
‫این جودی، بث و منم.

00:03:45.850 --> 00:03:50.881
‫ما داشتیم بخشی از چیزی رو
‫که کریس تجربه می‌کرد، حس می‌کردیم.

00:03:51.271 --> 00:03:52.450
...و

00:03:53.106 --> 00:03:55.850
‫ اون موقع بود که یکم
‫برامون جای سؤال پیش اومد، "هوم"...

00:03:56.444 --> 00:04:00.124
‫دیگه داشتیم یه کم
‫ترس و لرز پیدا می‌کردیم.

00:04:06.246 --> 00:04:09.874
‫تو اتاقم با هم‌اتاقیم، جودی بودم.

00:04:10.437 --> 00:04:11.464
.هی

00:04:12.840 --> 00:04:14.520
‫می‌خوای این تابستون باهام ‫بیای یه جایی؟

00:04:14.545 --> 00:04:15.849
‫اوه، امم...

00:04:15.874 --> 00:04:17.250
‫فقط من و خانواده‌مم.

00:04:17.548 --> 00:04:18.623
‫باحاله.

00:04:19.050 --> 00:04:21.667
‫داریم می‌ریم "بلو راکس کمپ‌گراند".

00:04:22.679 --> 00:04:25.854
‫آره، خیلی باحاله. استخر، برکه، والیبال...

00:04:25.879 --> 00:04:26.964
‫نمی‌تونم بیام.

00:04:28.212 --> 00:04:29.478
‫تو که تاریخشو نمی‌دونی.

00:04:30.270 --> 00:04:32.037
‫-کِی‌ه؟
‫-چهارم جولای.

00:04:37.360 --> 00:04:39.946
‫آره. ببخشید. برنامه دارم.

00:04:43.530 --> 00:04:44.608
.هر جور راحتی

00:05:18.841 --> 00:05:22.261
‫من وحشت کرده بودم.
‫کاملاً وحشت کرده بودم. با خودم گفتم...

00:05:28.445 --> 00:05:31.323
‫لیندا درست جلوی چشمم
‫داشت فشار داده می‌شد پایین،

00:05:31.348 --> 00:05:34.600
‫یه حضور نامرئی داشت بهش فشار می‌آورد.

00:05:34.625 --> 00:05:37.128
‫من گفتم: "کریس، باید اینو از روم برداری."

00:05:37.153 --> 00:05:38.780
‫"اینو از من دور کن."

00:05:38.805 --> 00:05:41.482
‫من... شوکه شده بودم.

00:05:41.507 --> 00:05:44.260
‫و در همین حال که داشت
‫این اتفاق می‌افتاد، دوربینم رو برداشتم،

00:05:44.285 --> 00:05:46.825
‫و پشت سر هم سه تا عکس گرفتم.

00:05:50.350 --> 00:05:52.263
‫-می‌تونم عکسا رو بهتون نشون بدم؟
‫-آره.

00:06:05.935 --> 00:06:07.061
‫اوم...

00:06:07.976 --> 00:06:10.242
‫ نمی‌تونم نگاشون کنم. واقعاً...

00:06:11.821 --> 00:06:13.819
‫چرا دیدن اون عکسا اینقدر سخته؟

00:06:16.417 --> 00:06:18.857
‫تنم مورمور می‌شه. اوم...

00:06:21.798 --> 00:06:23.758
‫چون نمی‌تونم توجیه‌شون کنم.

00:06:26.302 --> 00:06:28.784
‫اون اومد تو اتاق من

00:06:28.984 --> 00:06:31.403
‫بدون این‌که بفهمم.

00:06:34.870 --> 00:06:36.789
‫فقط می‌خواستم از شرش خلاص شم.

00:06:41.651 --> 00:06:43.434
‫لیندا، الان چه حسی داری، بهمون بگو.

00:06:45.675 --> 00:06:47.052
‫نمی‌دونم.

00:06:54.330 --> 00:06:55.581
‫نمی‌دونم چه حالی دارم.

00:07:00.294 --> 00:07:01.462
‫خوبی؟

00:07:02.969 --> 00:07:05.013
‫نمی‌تونم حرف بزنم.

00:07:06.895 --> 00:07:08.856
‫می‌خوای یه دقیقه دست نگه داریم؟

00:07:15.685 --> 00:07:18.104
‫خیلی برای لیندا ناراحت بودم.

00:07:18.729 --> 00:07:21.441
‫فکر کردم شاید آسیب دیده باشه.

00:07:22.905 --> 00:07:27.490
‫شاید از نظر روحی اینقدر بهش صدمه زده
‫که دیگه نتونه به زندگی عادیش برگرده.

00:07:27.515 --> 00:07:31.060
‫فکر کردم ممکنه تا مدت‌ها
‫حال و روز خوبی نداشته باشه.

00:07:31.085 --> 00:07:33.143
‫احساس وحشتناکی داشتم، عذاب وجدان داشتم.

00:07:35.371 --> 00:07:37.957
‫دوستام دارن به خاطر من آسیب می‌بینن.

00:07:43.504 --> 00:07:45.496
‫و هر چقدر اتفاقات بیشتری می‌افتاد،

00:07:46.061 --> 00:07:49.015
‫بیشتر مردم علیه من می‌شدن.

00:07:49.760 --> 00:07:51.767
‫فقط می‌خواستم همه چی تموم شه.

00:07:54.974 --> 00:07:58.769
‫برای همین زدم بیرون، مثل همیشه،
‫تا فکرمو آزاد کنم.

00:08:01.439 --> 00:08:03.483
‫بعد از دویدن برگشتم به "ایری هال".

00:08:05.818 --> 00:08:08.983
داشتم توی حموم
،اون طرف اتاق، دوش می‌گرفتم

00:08:54.492 --> 00:08:55.493
‫کریس.

00:09:05.795 --> 00:09:09.590
‫صدای جیغ گوش‌خراشی بود
که ‫از حموم اکو می‌شد.

00:09:10.580 --> 00:09:11.581
‫کریس؟

00:09:12.093 --> 00:09:13.284
‫اوه خدای من.

00:09:18.781 --> 00:09:22.408
‫سه تا جای چنگ دراز و خراشیده می‌بینم،

00:09:22.979 --> 00:09:26.274
‫این رد خراش‌ها روی پشتش
‫دارن شروع به خونریزی می‌کنن.

00:09:26.299 --> 00:09:27.358
‫کریس.

00:09:27.957 --> 00:09:29.959
‫نمی‌تونست این کارو با خودش کرده باشه.

00:09:34.727 --> 00:09:36.395
‫بیا از اینجا ببرمت بیرون.

00:09:41.747 --> 00:09:43.916
‫گوش‌هام سوت می‌کشید.

00:09:44.709 --> 00:09:47.180
‫یادمه، دیدم داشت تار می‌شد.

00:09:48.225 --> 00:09:50.268
‫شروع کردم به حس کردن خراش‌ها.

00:09:50.840 --> 00:09:51.924
‫می‌سوختن.

00:09:59.546 --> 00:10:01.215
‫چی شده، رفیق؟

00:10:02.310 --> 00:10:03.509
‫دقیقاً نمی‌دونم.

00:10:04.437 --> 00:10:10.255
‫بی‌وقفه وحشت‌زده‌ام.
‫از حمله‌ای که نه فقط به من،

00:10:10.651 --> 00:10:13.524
‫بلکه به بث، و به لیندا شد.

00:10:15.197 --> 00:10:19.201
‫می‌ترسم اتفاق بعدی که می‌افته،
‫خیلی خیلی بدتر باشه.

00:10:19.779 --> 00:10:20.935
‫به کمک احتیاج داشتم.

00:10:21.941 --> 00:10:23.526
‫جای دیگه‌ای رو نداشتم که برم.

00:10:29.253 --> 00:10:30.509
‫خونه دی چزاره.

00:10:31.922 --> 00:10:32.923
‫بابا؟

00:10:37.428 --> 00:10:39.639
‫حتی یه دست لباس هم عوض نکردم.

00:10:41.098 --> 00:10:42.099
‫بهش گفتم:

00:10:43.097 --> 00:10:45.137
‫"الان میام اونجا. دارم میام."

00:10:47.104 --> 00:10:48.648
‫این تنها جوابی بود که دادم.

00:10:49.315 --> 00:10:52.814
‫دقیقاً نمی‌دونستم
با چی ‫قراره روبرو بشم

00:10:53.188 --> 00:10:54.852
‫یا چه اتفاقی براش افتاده.

00:10:55.237 --> 00:10:57.823
‫تنها چیزی که می‌دونستم
این بود که ‫ازم کمک می‌خواست.

00:11:07.750 --> 00:11:11.337
‫می‌خوام بدونی که در مواقع اضطراری،

00:11:11.362 --> 00:11:14.699
‫به صورت خودکار،
هشیاری تو ‫به آگاهی کامل می‌رسه.

00:11:14.724 --> 00:11:17.526
‫و صرف نظر از
‫ماهیت اون موقعیت اضطراری،

00:11:17.551 --> 00:11:21.165
‫قادری مدیریتش کنی
‫و ریلکس و آروم باشی.

00:11:29.105 --> 00:11:30.814
‫-کریس؟
‫-بابا.

00:11:33.755 --> 00:11:35.452
‫این چه کوفتیه که داره اتفاق می‌افته؟

00:11:36.612 --> 00:11:38.169
‫حتی تو اون لحظه هم،

00:11:39.036 --> 00:11:41.374
‫نمی‌تونستم کلمه رو به زبون بیارم.

00:11:41.784 --> 00:11:44.038
‫پدرم معلم علوم بود.

00:11:44.328 --> 00:11:47.290
‫اتفاقی که برای من داشت می‌افتاد،
‫علمی نبود.

00:11:47.654 --> 00:11:49.216
‫اما چاره‌ای نداشتم.

00:11:49.834 --> 00:11:51.051
‫یه روح اینجاست.

00:11:54.213 --> 00:11:55.256
‫بهش نگاه کردم.

00:11:55.957 --> 00:11:57.041
‫گفتم...

00:11:57.414 --> 00:11:58.582
‫دوباره بگو.

00:12:01.303 --> 00:12:04.358
‫همون لحظه بود که
:شروع کردم از خودم بپرسم

00:12:04.765 --> 00:12:08.185
‫"اون داره روح می‌بینه، جن می‌بینه.
‫این چه جهنمیه داره اتفاق میفته؟"

00:12:08.728 --> 00:12:10.339
‫شاید شوک عصبیه.

00:12:11.897 --> 00:12:16.736
‫این... این خلاف تمام چیزایی بود
‫که اون بهم یاد داده بود.

00:12:22.867 --> 00:12:25.698
‫اون بهم گفت که
یه ماهه ‫شب‌ها خوب نخوابیده.

00:12:26.620 --> 00:12:31.177
‫منم گفتم: "کریس، یه چیزو مطمئن باش.
‫امشب حتماً خوب می‌خوابی."

00:12:55.726 --> 00:12:56.726
...حدوداً

00:12:57.546 --> 00:12:59.028
‫ فکر کنم ساعت 3:00 بود،

00:12:59.562 --> 00:13:01.064
‫احساس سرما کردم.

00:13:03.532 --> 00:13:04.784
‫ حس کردم سردمه.

00:13:22.718 --> 00:13:25.305
‫بعد حدود 3:30، یه ربع به 4:00...

00:13:28.891 --> 00:13:29.955
‫حس کردم...

00:13:31.055 --> 00:13:32.441
.یه چیزی سر جاش نیست

00:13:33.646 --> 00:13:37.166
‫دردی رو احساس کردم،
‫ولی درد خودم نبود.

00:13:37.191 --> 00:13:41.190
‫حسی که کردم، مثل...
...ترس، حالت تهوع

00:13:41.529 --> 00:13:43.896
‫ولی من نبودم.
.حتی نمی‌تونم توضیحش بدم

00:13:43.921 --> 00:13:45.820
‫انگار من بودم، ولی من نبودم.

00:13:49.745 --> 00:13:53.186
‫کار به جایی رسید که
.واقعاً سر پا ایستادم

00:14:00.706 --> 00:14:02.581
‫و حس کردم باید...

00:14:04.144 --> 00:14:07.815
‫پسرم و خودمو
در مقابل یه چیزی ‫محافظت کنم.

00:15:04.069 --> 00:15:05.738
‫هیچ‌کس اونجا نبود.

00:15:07.656 --> 00:15:09.325
‫برگشتم سر جام نشستم.

00:15:12.745 --> 00:15:14.966
‫و کل شب همون‌جا موندم...

00:15:17.267 --> 00:15:19.769
‫و داشتم فکر می‌کردم که چه کوفتی شد.

00:15:34.172 --> 00:15:35.188
‫بابا؟

00:15:37.443 --> 00:15:38.488
‫سلام.

00:15:42.775 --> 00:15:44.041
‫همه چیز خوبه.

00:15:44.485 --> 00:15:48.217
‫از حالت چهره‌اش
،فهمیدم یه اتفاقی افتاده

00:15:48.694 --> 00:15:51.134
‫اما اینم می‌دونستم که
‫حاضر نیست چیزی بگه.

00:15:51.159 --> 00:15:52.619
‫مدلش این نبود.

00:15:53.744 --> 00:15:55.412
‫گفتم: "همه چیز روبه‌راهه."

00:15:56.163 --> 00:15:58.599
‫گفت: "می‌خوای چی کار کنیم؟"

00:15:58.624 --> 00:16:00.709
‫گفتم: "نظرت چیه بریم بدویم؟"

00:16:02.670 --> 00:16:06.757
‫همیشه از دویدن استفاده می‌کردم
‫تا افکارم رو سامان بدم.

00:16:07.653 --> 00:16:09.363
‫داشتم با خودم فکر می‌کردم،

00:16:09.635 --> 00:16:13.847
‫"خب، باید چی بگم یا چی کار کنم؟"

00:16:15.516 --> 00:16:17.768
‫-دنبال چی می‌گردی؟
‫-هیچی.

00:16:18.435 --> 00:16:22.017
‫یالا. کمرتو صاف نگه دار،
‫چشمات جلو.

00:16:22.407 --> 00:16:23.791
‫-هی، یالا.
‫-صبر کن.

00:16:23.816 --> 00:16:25.484
‫-ببینم چی داری.
‫-بابا!

00:16:26.110 --> 00:16:27.111
‫-بابا!
‫-یالا.

00:16:27.136 --> 00:16:29.186
‫در حالی که کریس
،با باباش مشغول دویدن بود

00:16:29.561 --> 00:16:31.396
‫غریزه من این بود که ادامه بدم.

00:16:32.741 --> 00:16:36.203
‫پس شروع کردم به تحقیق
‫درباره تاریخچه خود "ایری هال".

00:16:38.706 --> 00:16:40.958
‫سعی کردم ببینم می‌تونم موردی پیدا کنم

00:16:40.983 --> 00:16:43.986
‫که کسی تحت شرایط ناگواری
‫تو اینجا مرده باشه.

00:16:45.639 --> 00:16:47.112
‫شاید یه قتل بوده.

00:16:47.673 --> 00:16:51.570
‫شاید یه دانشجو
تو محوطه دانشگاه ‫خودکشی کرده.

00:16:51.969 --> 00:16:54.054
‫شاید مربوط به همین اواخر بوده.

00:16:54.079 --> 00:16:56.447
‫شاید هم مال صدها سال پیش بوده.

00:17:02.685 --> 00:17:05.188
‫کلی نظریه داشتم، ولی بدون هیچ جوابی.

00:17:17.870 --> 00:17:19.384
‫-حالت خوبه؟
‫-آره.

00:17:19.860 --> 00:17:21.264
‫حالم خوبه. من، اَه...

00:17:22.124 --> 00:17:24.011
‫-چیزی شده؟
‫-مطمئن نیستم.

00:17:31.592 --> 00:17:33.177
‫"یادبود پارکر بوید."

00:17:34.602 --> 00:17:36.020
‫پارکر بوید کیه؟

00:17:36.680 --> 00:17:37.890
‫یه سرباز قدیمی.

00:17:48.025 --> 00:17:51.151
‫این حس بهم دست داد،
.و باز هم نمی‌دونم چرا

00:17:52.888 --> 00:17:55.348
‫این حس شوم و وحشت.

00:18:01.663 --> 00:18:02.831
‫باشه. بیا.

00:18:13.050 --> 00:18:14.355
...‫واقعاً نمی‌دونستم

00:18:15.082 --> 00:18:16.986
‫برنامه‌ام برای حل قضیه چیه.

00:18:18.347 --> 00:18:21.725
‫مطمئن نبودم قراره چی بگم.

00:18:22.726 --> 00:18:26.094
‫راه حل از من به دست نمی‌اومد.
‫باید از خودش می‌اومد.

00:18:27.898 --> 00:18:29.316
‫فقط بهش گفتم...

00:18:29.900 --> 00:18:32.736
‫"به نفع خودته. اتاقتو عوض کن."

00:18:36.294 --> 00:18:39.213
‫همون‌طور که داشت می‌رفت،
‫فهمیدم بابام نگرانه.

00:18:39.238 --> 00:18:42.456
‫اما سنگ یادبودی که موقع دویدن
پیدا کردیم ‫باعث شد به فکر فرو برم.

00:18:44.331 --> 00:18:47.157
‫فکر کنم یه سربازی به اسم
پارکر بوید ‫تو جنگل دفن شده.

00:18:47.182 --> 00:18:49.969
‫-شاید چیز مهمی نباشه، ولی...
‫-جنگ انقلاب.

00:18:50.254 --> 00:18:52.621
‫-چی؟
‫-تو این منطقه خیلی درگیری بوده.

00:18:52.868 --> 00:18:55.079
‫کشته‌های زیاد. سربازها هم همین‌طور.

00:18:56.403 --> 00:19:00.509
‫فکر می‌کنم اون سنگ یادبود
‫به طور ترکیبی به دو نفر اهدا شده.

00:19:00.848 --> 00:19:02.094
‫مایکل پارکر،

00:19:03.058 --> 00:19:08.438
‫که گروهبان گروهان
ستوان توماس بوید ‫بوده.

00:19:11.483 --> 00:19:13.027
‫توماس بوید.

00:19:13.777 --> 00:19:15.988
‫ما اسم اون موجود رو گذاشته بودیم "تامی".

00:19:16.488 --> 00:19:17.716
‫نمی‌تونستم باور کنم.

00:19:18.782 --> 00:19:20.868
‫این تصادف واقعاً عجیب بود،

00:19:21.493 --> 00:19:23.996
‫اما وقتی شروع کردیم
‫تکه‌های تاریخ رو کنار هم بذاریم،

00:19:24.663 --> 00:19:25.956
‫همه چی سرازیر شد.

00:19:27.040 --> 00:19:28.374
‫چیزی که پیدا کردم این بود که

00:19:28.399 --> 00:19:31.795
‫در طول جنگ انقلاب،
‫به توماس بوید دستور داده شده بود

00:19:31.820 --> 00:19:36.407
‫تا یه شناسایی از قبیله بومیان
‫"سنکا" انجام بده،

00:19:36.432 --> 00:19:38.604
‫که درست بیرون شهر جنسیو ساکن بودن.

00:19:39.345 --> 00:19:42.239
‫اما اون از دستور سرپیچی کرد
‫و با خودش یه گروه بزرگ‌تر برد.

00:19:42.264 --> 00:19:44.099
‫امنیت با تعداد بیشتر.

00:19:44.124 --> 00:19:48.378
‫و گروهشون توسط اون بومیان
‫غافلگیر و محاصره شدن.

00:19:48.403 --> 00:19:50.138
‫اما طبق این متن،

00:19:50.163 --> 00:19:53.539
‫توماس "تامی" بوید رو به اسارت گرفتن

00:19:53.564 --> 00:19:55.941
‫و به‌طور ویژه برای شکنجه جداش کردن.

00:20:02.971 --> 00:20:05.238
‫یه بریدگی تو شکمش ایجاد کردن.

00:20:07.039 --> 00:20:10.282
‫یه تیکه از روده‌اش رو بریدن
‫و به یه درخت بستن.

00:20:11.251 --> 00:20:13.462
‫دهانش رو با چاقو گشاد کردن.

00:20:13.765 --> 00:20:14.932
‫زبونش رو بریدن.

00:20:15.323 --> 00:20:17.119
‫گوش‌هاش رو از سرش جدا کردن.

00:20:20.761 --> 00:20:23.211
‫و محلی که این شکنجه رخ داده...

00:20:25.057 --> 00:20:26.498
‫یه درخت بزرگ بود که

00:20:26.988 --> 00:20:28.806
به "درخت شکنجه" معروفه

00:20:28.831 --> 00:20:30.631
.و ‫یک مایل دورتر از دانشگاه

00:20:31.626 --> 00:20:34.182
‫تقریباً هر بار که برای
،دویدن مسافت طولانی می‌رفتم

00:20:34.207 --> 00:20:37.111
‫درست از کنار
.همون درخت رد شده بودم

00:20:39.696 --> 00:20:42.073
‫فکر می‌کنم توماس بوید دنبال کریس بود

00:20:42.098 --> 00:20:43.778
‫تا عفو و آمرزش بگیره.

00:20:45.548 --> 00:20:46.810
‫دنبال کسی بود که

00:20:46.835 --> 00:20:49.473
درد و شکنجه‌ای که
کشیده ‫رو درک و تأیید کنه.

00:20:49.498 --> 00:20:50.874
‫و در موردش فکر کنین.

00:20:50.899 --> 00:20:54.610
‫توماس بوید، تو آخرین لحظاتش،
‫داشته برای نجات جونش می‌دویده.

00:20:55.003 --> 00:20:58.257
‫نمی‌تونم شباهت اینو
‫با دویدن‌های کریس نادیده بگیرم.

00:21:00.008 --> 00:21:04.304
‫فکر کنم اون تو کریس،
‫همون ارتباطی رو پیدا کرده که دنبالش بوده.

00:21:05.939 --> 00:21:07.949
‫حالا که می‌دونستیم این چیه،

00:21:08.475 --> 00:21:13.522
‫مطمئن بودم باید سعی کنیم
‫یه بار دیگه با این موجود ارتباط برقرار کنیم.

00:21:14.845 --> 00:21:17.209
‫بنابراین پیشنهاد دادم ‫تکنیکی رو امتحان کنیم

00:21:17.234 --> 00:21:20.042
‫که تو سخنرانی وارن‌ها
‫درباره تحقیقات ماورایی یاد گرفتیم.

00:21:21.234 --> 00:21:22.513
‫طبق گفته اون‌ها،

00:21:22.538 --> 00:21:25.615
‫بعضی وقتا تو یه پرونده، ‫امکان ضبط کردن

00:21:25.640 --> 00:21:30.855
‫صداهایی وجود داشت که به نظر می‌رسید

00:21:30.880 --> 00:21:36.221
‫صدا و پیام‌هایی ‫از طرف مردگان باشن.

00:21:38.116 --> 00:21:39.699
« ‏11ام آوریل 1985 »

00:21:39.724 --> 00:21:43.083
"اتاق سی2دی1، ایری هال"
‫این نوبت دوم ضبطه،
‫یازدهم آوریل 1985، ساعت 10 شب.

00:21:45.797 --> 00:21:48.567
‫سلام تامی. من اینجام.

00:21:52.291 --> 00:21:54.067
‫ دارم سعی می‌کنم کمکت کنم.

00:21:56.385 --> 00:21:58.040
‫برای این‌که بتونم کمک کنم،

00:21:58.416 --> 00:21:59.936
‫باید بدونم هدفت چیه

00:21:59.961 --> 00:22:01.395
‫و چرا اینجایی.

00:22:05.687 --> 00:22:07.481
‫امیدوارم متوجه بشی.

00:22:09.035 --> 00:22:11.038
‫من و کریس از اتاق خارج شدیم.

00:22:13.122 --> 00:22:14.896
‫حدود 15 دقیقه گذشت.

00:22:15.670 --> 00:22:19.296
‫همون‌جا نوار رو گذاشتیم.
‫برگشت دادم و پخشش کردیم.

00:22:39.046 --> 00:22:42.475
‫برای من یه کم نامفهومه،
‫ولی قطعاً قابل تشخیصه.

00:22:42.500 --> 00:22:45.712
‫اما کریس یه چیزی رو کاملاً واضح می‌شنوه.

00:22:53.963 --> 00:22:57.735
‫من یه صدا می‌شنوم، صدای یه آدم.

00:22:58.304 --> 00:23:00.955
‫به نظر من داره می‌گه:

00:23:01.517 --> 00:23:03.637
‫"لطفاً کمکم کن."

00:23:10.077 --> 00:23:11.802
‫داره از من درخواست کمک می‌کنه.

00:23:11.827 --> 00:23:13.162
‫چطور می‌تونم کمکش کنم؟

00:23:13.187 --> 00:23:14.758
‫نمی‌خوام با این چیز حرف بزنم.

00:23:14.783 --> 00:23:18.148
‫می‌خوام بره.
‫می‌خواستم دیگه هیچ‌وقت نبینمش.

00:23:18.173 --> 00:23:20.761
‫من می‌تونستم تا یه جایی پیش برم،
‫اما نه اینقدر.

00:23:23.280 --> 00:23:25.661
‫سریع دویدم بیرون از اتاق

00:23:26.037 --> 00:23:27.783
‫و رفتم تو حموم اون طرف راهرو.

00:23:28.600 --> 00:23:29.856
‫و کرگ اونجا بود.

00:23:30.890 --> 00:23:33.514
‫اون موقع بود که کریس رو دیدم.
‫اون موقع بود که با هم رودررو شدیم.

00:23:34.307 --> 00:23:36.704
‫باید اون دهن کثیفتو
‫درباره این مزخرفات روح ببندی.

00:23:36.729 --> 00:23:38.270
‫داره کلی دردسر درست می‌کنه.

00:23:38.747 --> 00:23:41.404
‫به کریس گفتم:
‫"تو بزرگ‌تر و بهتر از این حرفایی."

00:23:41.890 --> 00:23:44.226
‫"گاهی وقتا باید وایسی
‫و با قلدر روبرو شی،

00:23:44.251 --> 00:23:47.051
‫یا وایسی و با هر چی
‫داره دنبالت می‌کنه روبرو شی و حلش کنی."

00:23:47.076 --> 00:23:50.038
‫و کرگ داره به من می‌گه:
"برو باهاش روبرو شو"

00:23:50.698 --> 00:23:54.081
برو دنبالش، هر کوفتی که هست
.حسابی بزنش و شرش رو کم کن، پسر

00:23:54.741 --> 00:23:56.450
‫یه چیزی تو درونم آزاد شد،

00:23:56.948 --> 00:23:59.130
‫و فهمیدم کرگ درست می‌گفت.

00:23:59.678 --> 00:24:01.858
‫نمی‌تونستم از دست این موجود فرار کنم.

00:24:01.883 --> 00:24:04.261
‫می‌دونستم باید چی کار کنم.

00:24:04.911 --> 00:24:06.307
‫از تامی دعوت کنم برگرده.

00:24:06.332 --> 00:24:07.416
‫چرا؟

00:24:09.337 --> 00:24:10.595
‫تا آزادش کنم.

00:24:11.164 --> 00:24:13.104
‫-منم باهات میام.
‫-نه، نه.

00:24:13.497 --> 00:24:14.757
‫اون منو می‌خواد.

00:24:38.222 --> 00:24:39.474
‫تامی!

00:24:42.929 --> 00:24:44.511
‫تامی، من آماده‌ام!

00:24:56.145 --> 00:24:58.303
‫یالا! منتظر چی هستی؟

00:24:59.098 --> 00:25:00.494
‫من آماده‌ام!

00:25:05.428 --> 00:25:06.661
‫بعد می‌بینمش.

00:25:09.040 --> 00:25:11.010
‫اون موجود درست ‫جلوی روم وایساده.

00:25:13.244 --> 00:25:14.804
‫ از این موجود متنفر بودم.

00:25:15.209 --> 00:25:18.120
‫می‌خواستم این موجود بفهمه
‫چه بلایی سر من آورده،

00:25:18.145 --> 00:25:20.469
‫این موجود زندگی منو نابود کرده بود.

00:25:20.494 --> 00:25:23.923
‫یه جورایی منتظر این لحظه بودم
‫که تلافی کنم.

00:25:23.948 --> 00:25:25.969
‫"دیگه نمی‌تونی این کارو بکنی."

00:25:26.928 --> 00:25:28.169
‫اما نتونستم.

00:25:29.017 --> 00:25:31.415
‫حس درد خیلی زیاد بود.

00:25:31.440 --> 00:25:35.461
‫گفتم: "اگه کمک منو می‌خوای،
‫فقط همین از دستم برمیاد."

00:25:36.185 --> 00:25:38.234
‫"تنها کاری که می‌تونم بکنم اینه
:که بهت بگم

00:25:38.259 --> 00:25:39.694
‫ هر کاری که کردی،

00:25:40.080 --> 00:25:42.750
‫هر اتفاقی که افتاده، قابل بخششه،

00:25:43.324 --> 00:25:44.716
‫چون تو نباید...

00:25:45.888 --> 00:25:46.888
"اینجا بمونی

00:25:47.601 --> 00:25:50.127
‫"تا ده می‌شمارم، و وقتی تموم شد،

00:25:50.744 --> 00:25:52.313
‫تو نباید اینجا باشی."

00:25:53.511 --> 00:25:54.982
‫و چشمام رو می‌بندم.

00:25:56.427 --> 00:25:57.462
‫یک.

00:25:58.046 --> 00:25:59.089
‫دو.

00:25:59.607 --> 00:26:00.632
‫سه.

00:26:01.519 --> 00:26:02.690
‫چهار.

00:26:04.065 --> 00:26:05.108
‫پنج.

00:26:06.128 --> 00:26:07.147
‫شش.

00:26:08.262 --> 00:26:09.386
‫هفت.

00:26:10.468 --> 00:26:11.478
‫هشت.

00:26:13.210 --> 00:26:14.212
‫نه.

00:26:17.956 --> 00:26:18.982
‫ده.

00:26:22.987 --> 00:26:24.322
‫اون اونجا نبود.

00:26:27.364 --> 00:26:28.576
‫اطراف رو نگاه کردم.

00:26:32.460 --> 00:26:33.657
‫اون اونجا نبود.

00:26:36.065 --> 00:26:41.300
... :: تـرجـ‌مـه از : سعیــ‌د پـردیــ‌س :: ...

00:26:58.037 --> 00:26:59.163
‫کریس.

00:27:00.300 --> 00:27:01.515
‫کریس.

00:27:06.160 --> 00:27:07.352
‫من...

00:27:09.072 --> 00:27:10.310
‫فکر کنم رفته.

00:27:16.048 --> 00:27:19.088
‫یه حس رهایی فوق‌العاده بود،

00:27:19.113 --> 00:27:22.734
‫انگار یه وزن سنگین از رو دوشم برداشته شده،
‫مثل این‌که طلسم شکسته شده باشه.

00:27:41.000 --> 00:27:43.933
‫بعد از بهار سال 1985 تو "ایری هال"،

00:27:44.366 --> 00:27:46.388
‫همه‌مون یه جورایی از هم دور شدیم.

00:27:47.849 --> 00:27:51.307
‫دیگه هیچ حرفی از "پسر روح" نبود.
‫هیچی... دیگه هیچی وجود نداشت.

00:27:53.128 --> 00:27:57.600
‫هیچ‌وقت خداحافظی،
دست دادن ‫یا بغل کردنی در کار نبود.

00:27:58.303 --> 00:28:01.325
‫فقط اینجوری بود که انگار همه
می‌خواستیم ‫راهمون رو از هم جدا کنیم

00:28:01.350 --> 00:28:04.440
‫با این درک ضمنی
‫که باید همین‌طور می‌شد.

00:28:04.465 --> 00:28:07.676
‫فکر کنم نیاز به زمان داشتیم که فکر کنیم،

00:28:07.701 --> 00:28:10.665
‫رشد کنیم، و از
اتفاقی که افتاده بود، بهبود پیدا کنیم

00:28:10.690 --> 00:28:12.519
‫بعد از این‌که همه چی تموم شد،

00:28:12.862 --> 00:28:14.936
‫مکانیسم مقابله‌ای من مبنی بر...

00:28:15.944 --> 00:28:17.583
‫بیرون کردن همه‌چیز از ذهنم،

00:28:18.049 --> 00:28:21.168
‫اونم از همون زمان شروع شد.

00:28:23.654 --> 00:28:26.699
‫باید بپرسی که آیا ماجرای "پسر روح"
‫همه‌مونو از هم دور کرد یا نه.

00:28:27.326 --> 00:28:30.516
‫قطعاً کریس رو
.از حلقه دوستی ما پرت کرد بیرون

00:28:31.017 --> 00:28:33.245
‫هلش داد تو دسته آدم‌های عجیب و غریب.

00:28:33.270 --> 00:28:35.981
‫کریس می‌تونست
،با همه مدارکی که می‌خواست بیاد

00:28:36.006 --> 00:28:40.049
‫با همه خراش‌های پشتش،
‫همه نوارهای صوتی و عکس‌ها.

00:28:40.074 --> 00:28:41.897
‫با این حال، در سن 19 سالگی،

00:28:41.922 --> 00:28:44.789
احتمالاً ‫بازم می‌گفتم چرته و قبول نمی‌کردم

00:28:45.329 --> 00:28:49.407
‫بعد که بزرگ‌تر می‌شی، می‌فهمی که
‫دیگه نمی‌دونی چی راسته و چی دروغ.

00:28:49.432 --> 00:28:51.607
‫بنابراین حالا که مرده‌های
‫خیلی بیشتری رو می‌شناسم...

00:28:52.849 --> 00:28:55.432
‫فلسفه من تغییر کرده. اه...

00:28:57.653 --> 00:29:00.856
‫می‌دونم اتفاق خیلی عظیمی
براش افتاد ‫و ضربه بدی خورد.

00:29:01.811 --> 00:29:03.895
‫امم... و اینو با خودش ‫تا گور خواهد برد.

00:29:03.920 --> 00:29:06.703
‫خب، اینم از این، می‌دونی.

00:29:10.165 --> 00:29:12.655
‫اوه خدای من. چقدر براش ناراحتم.

00:29:14.251 --> 00:29:17.132
‫این اتفاق ماه‌ها از زندگی‌ش رو گرفت،

00:29:17.157 --> 00:29:18.157
...و

00:29:18.664 --> 00:29:20.902
‫احتمالاً سال‌ها طول کشید تا برش گردونه.

00:29:22.028 --> 00:29:23.524
‫من به عنوان یه جوان 19 ساله،

00:29:23.549 --> 00:29:25.479
‫فقط می‌خواستم موفق بشم.

00:29:25.504 --> 00:29:28.467
‫می‌خواستم پدر و مادرم رو سرافراز کنم،

00:29:28.492 --> 00:29:31.495
‫پدربزرگ و مادربزرگم،
‫و دوستام و هم‌تیمی‌هام رو.

00:29:31.520 --> 00:29:33.206
‫منظورم اینه، رفاقت‌ها از بین رفت.

00:29:33.490 --> 00:29:36.248
‫روابط از بین رفت.
‫ورزش دو از بین رفت.

00:29:36.628 --> 00:29:38.985
‫هر چیزی که اینقدر
...براش سخت تلاش کرده بودم

00:29:39.705 --> 00:29:40.705
‫از بین رفت.

00:29:41.097 --> 00:29:42.932
‫هیچ‌وقت به المپیک نرسیدم.

00:29:44.084 --> 00:29:46.597
‫چهل سال اخیر زندگیم،

00:29:47.010 --> 00:29:51.588
‫به مقدار زیادی، ‫تحت تأثیر
.اون دوران در "ایری هال" بوده

00:29:55.755 --> 00:29:58.443
‫حتی حالا، بعد از این همه سال،

00:29:58.775 --> 00:30:00.019
‫داستان تموم نشده.

00:30:00.369 --> 00:30:02.040
‫یه کشف دیگه وجود داشت...

00:30:02.680 --> 00:30:04.360
‫که همه چیزو تغییر داد.

00:30:10.163 --> 00:30:13.348
‫ما برای بیش از 30 سال
‫اصلاً در موردش حرف نزدیم،

00:30:14.195 --> 00:30:16.652
‫اینکه چه بلایی سرش اومد...

00:30:17.004 --> 00:30:18.584
‫نمی‌خواستم دوباره مطرحش کنم

00:30:18.609 --> 00:30:22.430
‫و از نظر روحی براش مشکل ایجاد کنم

00:30:22.455 --> 00:30:23.957
‫تا دوباره بخواد باهاش کنار بیاد.

00:30:24.479 --> 00:30:26.345
‫اما بعد همسرم چیزی رو کشف کرد

00:30:26.704 --> 00:30:28.558
‫که انتظارشو نداشتم.

00:30:30.449 --> 00:30:34.317
‫این یه داستانی از اجداد همسرمه.

00:30:34.869 --> 00:30:37.398
‫"سه‌شنبه، 14 سپتامبر."

00:30:37.798 --> 00:30:41.749
‫"ما سپس به راهپیمایی در
‫یک منطقه سخت اما حاصل‌خیز ادامه دادیم

00:30:41.774 --> 00:30:43.737
‫و تقریباً همونجا اردو زدیم."

00:30:44.424 --> 00:30:45.646
‫"در این مکان،

00:30:45.671 --> 00:30:50.264
ما جسد ‫ستوان شجاع
...اما نگون‌بخت بوید را پیدا کردیم

00:30:53.071 --> 00:30:57.473
که ‫به بی‌رحمانه‌ترین و
...وحشیانه‌ترین شکلی ‫تکه‌تکه شده بود

00:30:57.498 --> 00:31:00.775
‫که ذهن انسان ‫می‌تواند تصور کند."

00:31:01.084 --> 00:31:03.590
‫همسرم، پاتریشیا هابلی،

00:31:03.615 --> 00:31:07.005
... اجدادش جسد رو کشف کردن

00:31:07.823 --> 00:31:08.949
.جسد بوید

00:31:11.754 --> 00:31:16.395
‫این واقعیت که آدام هابلی،
‫یکی از اجداد دور کریس،

00:31:16.420 --> 00:31:22.047
‫اولین کسی بوده که جسد مثله‌شده
...توماس بوید ‫رو کشف و ثبت کرده

00:31:23.624 --> 00:31:25.128
‫کنار "درخت شکنجه"...

00:31:25.550 --> 00:31:28.050
‫می‌خوام بگم شواهد کاملاً کوبنده‌‌ست.

00:31:30.673 --> 00:31:32.216
‫اونجا یه ارتباطی وجود داره.

00:31:32.932 --> 00:31:37.596
...‫این قضیه، به احتمالاتی اعتبار می‌ده

00:31:38.189 --> 00:31:42.777
‫که این داستان فراتر از چیزیه
‫که من هرگز خواهم فهمید،

00:31:43.490 --> 00:31:47.280
‫که ما به عنوان انسان توانایی اینو نداریم

00:31:47.305 --> 00:31:49.316
‫و ابزارهای لازم رو هم نداریم

00:31:49.341 --> 00:31:52.452
‫که واقعاً بفهمیم
.چه چیزی اون بیرون وجود داره

00:31:53.538 --> 00:31:57.021
‫بزرگ‌ترین دستاورد من،
‫زنده ماندن از "ایری هال"ه.

00:31:57.374 --> 00:31:59.057
‫در این مورد هیچ شکی نیست.

00:32:01.488 --> 00:32:03.980
‫اگه "ایری هال"
یکی از‫بزرگ‌ترین دستاوردهاته...

00:32:06.309 --> 00:32:09.229
‫فکر می‌کنی هیچ‌وقت
ایری هال" رو ترک می‌کنی؟"

00:32:10.694 --> 00:32:11.711
‫واو.

00:32:17.006 --> 00:32:18.007
‫نه.

00:32:21.279 --> 00:32:22.757
‫کریس.

00:32:26.480 --> 00:32:30.000
‫ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس

00:32:30.030 --> 00:32:35.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:32:35.030 --> 00:32:45.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]